X
تبلیغات
گذشته و آینده
مجموعه پاسارگاد شنبه چهاردهم آذر 1388 3:8

   بناهای تاریخی ایران

   پیش گفتار

   . . . . . . . . بزودی

  تخت جمشید

     برای مقاله تخت جمشید بروید اینجا.

   تصاویر تخت جمشید

    در تصاوير حكاكي شده،  بر سنگهاي تخت جمشيد هيچكس عصباني نيست.  هيچكس سوار بر اسب نيست.  هيچكس را در حال تعظيم نميبينيد.  هيچكس سر افكنده و شكست خورده نيست،  هيچ قومي بر قوم ديگر برتر نيست،  هيچ تصوير خشني وجود ندارد.  از افتخارهاي ايرانيان اين است كه هيچگاه برده داري در ايران مرسوم نبوده است.  در بين صدها پيكره تراشيده شده بر سنگهاي تخت جمشيد حتي يك تصوير برهنه و عريان وجود ندارد.  

   آنچه در تمام تخت جمشید،  جلب نظر میکند رعایت کامل تقارن است.  تعداد ستونهای هر تالار عددی زوج است.  در تمام نقش روی دیواره ها  تقارن را میبینیم.  دولت هخامنشی بر اکثر دولتهای همجوار خود تسلط کامل داشت،  و همین امر باعث استفاده از تمدن و هنرهای مردمی آن دولتها گردید.  نقش برجسته ها چقدر با آثار مصر باستان شبیه هستند.  بدنها از روبرو و صورت و پاها از نیمرخ اند، و یا مثلا گاو بالداری که در مدخل تالار ورودی تخت جمشید قرار دارد، کاملا شبیه آثار آشوریان است.

    عده ای گمان دارند،  این نقشها جنبه نمادین و افسانه ای داشته،  با دیدن شکل سر ستونها این عقیده بیشتر قابل قبول میگردد.  در سرستونها از سه حیوان خاص استفاده شده است،  این سه شکل بارها در تخت جمشید دیده میشود.  گاه به صورت منفرد و گاه به شکل در هم آمیخته.  نکته قابل توجه در نقش برجسته ها و فضای مطرح در تخت جمشید،  تاکید بر عظمت نمایی است.  حتی ارتفاع واقعی ستونها و خود صفه تخت جمشید،  نسبت به اشل انسانی جنبه عظمت جویی را به خوبی القا میکند.

 مجموعه پاسارگاد

مجموعه میراث جهانی پاسارگاد، مجموعه‌ای از آثار باستانی برجای‌مانده از دوران  هخامنشی است، که در ۸۵ کیلومتری شمال مرودشت، در منطقهٔ پاسارگاد از توابع شهرستان پاسارگاد، با مرکزیت  سعادت شهر استان فارس واقع شده‌است. این مجموعه دربرگیرندهٔ ابنیه‌ای چون  کاخ دروازه، پل،  کاخ بار عام،  کاخ اختصاصی،  دو کوشک،آبنماهای باغ شاهی، آرامگاه کمبوجیه، استحکامات دفاعی تل تخت، کاروانسرای مظفری،  آرامگاه کوروش بزرگ، محوطهٔ مقدس و تنگه بلاغی است. این مجموعه، پنجمین مجموعهٔ ثبت ‌شده در فهرست آثار میراث جهانی در ایران است، که طی جلسه  یونسکو که در تیرماه سال  1383 در  چین برگزار شد، به علت دارا بودن شاخص‌های فراوان با صد در صد آرا در فهرست میرث جهانی به ثبت رسید. هر اثر که در فهرست جهانی یونسکو جای می‌‌گیرد، طبق کنوانسیون میراث طبیعی و تاریخی باید از سوی کشور نگهدارندهٔ اثر، مورد توجه ویژه قرار گیرد و انجام هرگونه اقدامی در به خطر افتادن آن ممنوع است.

پیشینه، سرزمین پارس زادگاه هخامنشیان بوده است. خاندان پارس، که به رهبری کوروش دوم (که از ۵۲۹ تا ۵۵۹ پیش از میلاد سلطنت نمود)، در سال ۵۵۰ پیش از میلاد، بر مادها پیروز شدند. بر پایهٔ سنت، کوروش دوم این منطقه را برای پایتختی انتخاب کرد زیرا در نزدیکی منطقه‌ای بود، که بر ایشتووبگو پادشاه ماد پیروز شد. این اولین پیروزی، پیروزی‌های دیگری چون غلبه بر  لیدی، بابل نو، و مصر را به دنبال داشت. امپراتوری هخامنشی بعداً توسط پسر او کمبوجیه (۵۲۲ تا ۵۲۹ پیش از میلاد) و، داریوش اول (۴۸۶ تا ۵۲۱ پیش از میلاد) تحکیم و گسترش یافت. از  کوروش در  انجیل به عنوان آزادی ‌دهندهٔ بابل و کسی که یهودها را از تبعید بازگردانده یاد شده است. در ۷۰ کیلومتری جنوب پاسارگاد، داریوش بزرگ پایتخت نمادین خود شهر پارسه ( شاعری یونانی این شهر را پرس پلیس نام نهاد ) را بنیان نهاد. در دوره‌های بعدی، از تل تخت همچنان به‌عنوان یک دژ بهره‌برداری می‌شد، حال آنکه کاخها متروک شده و از مصالح آن دوباره استفاده شد. از سدهٔ هفتم به بعد، آرامگاه کوروش به نام آرامگاه مادر سلیمان خوانده می‌شد، و به یک مکان زیارتی تبدیل شد. در سدهٔ دهم یک مسجد کوچک در گرد آن ساخته شد، که تا سدهٔ چهاردهم از آن استفاده می‌شد. این محوطه توسط مسافرین طی سده‌ها بازدید شده، که باعث از دست رفتن تدریجی اجزا گوناگون آن گشته است.

مشخصات،  محوطه باستانی پاسارگاد، نخستین امکان پایتخت دینی  شاهنشاهی  هخامنشی در قلب استان فارس، در دشت رودخانه بلوار قرار دارد. نام شهر «اردوگاه پارس» دلالت از موقعیت مهم مکانی  دارد. محوطه پاسارگاد توسط  کوروش بزرگ ( کوروش دوم )، در سدهٔ ششم قبل از میلاد ساخته شد. محوطهٔ اصلی (۱۶۰ هکتار، حدوداً ۲.۷×۰.۸ کیلومتر)، توسط یک منطقهٔ طبیعی بزرگ احاطه و محافظت شده است، (حدوداً ۷۱۲۷ هکتار). محوطهٔ اصلی شامل این بناهای تاریخی است:

آرامگاه کورش بزرگ در جنوب؛  تل تخت (یا «تل تخت سلیمان»؛ سریر پادشاهی سلیمان)، و استحکامات، واقع بر یک تپه در شمال محوطهٔ اصلی؛ مجموعهٔ سلطنتی در مرکز محوطهٔ اصلی، شامل بقایای: ساختمان دروازه (دروازه R)، تالار عمومی (کاخ S)، قصرمسکونی (کاخ P)، و باغ سلطنتی (چهار باغ). در منطقهٔ شرق یک بنای کوچک قرار دارد(۱۶×۱۶ متر) که یک پُل تشخیص داده شده است. در شمال مجموعهٔ سلطنتی زندان سلیمان قرار دارد، یک برج سنگی، باحدوداً ۱۴ متر ارتفاع. تاریخ ساخت این بنا مشخص نیست. محوطهٔ اصلی شامل منطقهٔ حفاری‌شده است. در محوطهٔ حفاظتی اطراف، باقیمانده‌های دیگری نیز هستند: محدودهٔ مقدس (حدوداً ۵۵۰-۵۳۰ پیش از میلاد)، و محوطه‌های تل نوخودی، تل خاری، تل سه آسیاب، دوتلان، که برخی از اینها متعلق به ماقبل تاریخ هستند، همینطور مدرسه یا کاروانسرا (سده ۱۴ میلادی). در محوطهٔ حفاظتی همچنین پنج روستا وجود دارند که کشاورزان در آنها ساکنند.

آرامگاه کوروش، مهمترین اثر مجموعه ی پاسارگاد، بنایی است که پیشتر مشهور به ((مشهد مادر سلیمان)) بود، و از سال ۱۸۲۰م. به بعد به عنوان آرامگاه کوروش کبیر مشخص شده است، و چون گوهری در میان دشت خودنمایی می کند. حدوداً در ۵۳۰ تا ۵۴۰ قبل از میلاد از سنگ آهکی به رنگ سفید ساخته شده است. بنای آرامگاه میان باغ های سلطنتی قرار داشته، و از سنگ های عظیم، که درازای بعضی آنها به هفت متر می رسد، ساخته شده است. تخته سنگ های آرامگاه با بست های فلزی، به هم پیوسته بوده است. که بعدها آنها را کنده و برده اند و اکنون جایشان به صورت حفره هایی دیده می شود، که بیشترشان را تعمیر کرده اند. بنای آرامگاه دو قسمت مشخص دارد، یکی سکویی ۶ پله ای که قاعده آن مربع مستطیلی به وسعت ۱۶۵ متر مربع است، و دیگری اطاقی کوچک به وسعت ۵/۷ متر مربع که سقف شیب بامی دارد، و ضخامت دیوارهایش به ۵/۱ متر می رسد. پایه بنا (۱۳.۳۵×۱۲.۳۰ متر) از شش لایه پلکانی تشکیل شده است، که از آنها اولی به بلندی ۱۷۰ سانتی متر، دومی و سومی ۱۰۴ سانتی متر، و سه عدد آخری ۵۷.۵ سانتی متر هستند. ارتفاع کلی بنا در حدود ۱۱ متر است. در ورودی آرامگاه در سمت شمال غربی قرار داشته، و ۷۵ سانتی متر پهنای آن است. این درگاه کوتاه نیز دارای دو در سنگی بوده که از بین رفته است. خزانهٔ آرامگاه، در بالاترین نقطه، شکل یک خانهٔ شیروانی ساده با یک ورودی کوچک در غرب را دارد. تا حدود صد سال پیش باور بر این بود که، این بنا آرامگاه مادر سلیمان باشد، و در دوره اتابکان در زمان آل بویه، با استفاده از ستونهای باقیمانده از کاخ‌های باستانی،  مسجدی با نام «مسجد اتابکی» در گرد آن ساخته، و یک  محراب کوچک در خزانه آرامگاه کنده ‌کاری شد. در دهه ۱۹۷۰ بقایای مسجد پاکسازی شده، و تکه‌های تاریخی به نزدیکی مکانهای اصلی‌شان بازگردانده شدند. پس از کشته شدن کوروش بزرگ در جنگ با ساکاها یا ایرانیان شمالی، جسد وی را مومیایی کرده، و درون تختی از زر نهاده و اشیای مهم سلطنتی و جنگی او را در کنار وی گذارده بودند. در شیب سقف آرامگاه دو حفره ی بزرگ وجود دارد، که برای سبک کردن سنگ ها و کم کردن از بار سقف ایجاد شده است، و برخی اشتباها، جای نگهداری کالبد کوروش و همسر وی دانسته اند. آرامگاه کوروش در همه دوره هخامنشی مقدس به شمار می آمده، این امر باعث گردیده، که در دوران اسلامی هم این تقدس حفظ شود، اما تعبیر اصلی بنا دیگر مشخص نبوده است، و از سوی دیگر مردم هم ساختن بناهای با عظمت سنگی را خارج از قوه بشری می دانسته اند، و به حضرت سلیمان که دیوان را برای کارهای دشوار در خدمت داشته است، نسبت می داده اند. به همین جهت آرامگاه کوروش را هم از بناهای آن حضرت می شمردند، و آن را به مادر او نسبت می دادند و ((مشهد مادر سلیمان)) می خواندند.

استحکامات دفاعی تل تخت، این استحکامات با وسعتی، در حدود ۸۰۰۰ متر مربع بر روی تپه‌ای عظیم در انتهای شمالی پاسارگاد قرار دارند. استحکامات مذکور، معماری چهار دوره را به خود اختصاص داده است:

ساختارهای سنگی؛ عموماً مربوط به دوره اول هخامنشی.

ساختارهای خشتی؛ مربوط به دوره دوم هخامنشی.

ساختارهای خشتی و سنگی؛ مربوط به دوره  اشکانی.

ساختاری خشتی، آجری و سنگی؛ مربوط به اواخر دوره  ساسانی.

ساختار اول (سنگی)، به روش بنایی خشک و با استفاده از قالبهای بزرگ سنگی، و یک شیوه اتصالی بنام آناتیروسیس (Anathyrosis)، که تمدنهای آسیای صغیر در سده ششم میلادی با آن آشنا بودند، بنا شده‌است. نقشه عمومی سکو یک متوازی‌الاضلاع با ابعاد تقریبی ۹۸×۷۹ متر، و با تورفتگی هایی در کناره‌های شمالی و جنوبی، است. ارتفاع اصلی آن تقریباً ۱۵ متر بوده است. اولین مرحله از ساخت بنا توسط  کوروش بزرگ انجام گرفته، و با مرگ وی در سال ۵۳۰ قبل از میلاد متوقف شد. مرحله دوم در دوران داریوش بزرگ با استفاده از آجرهای خشتی (گلی) ساخته شد، (۴۸۶ تا ۵۲۲ قبل از میلاد).

مجموعه سلطنتی، این مجموعه در مرکز پاسارگاد قرار گرفته است، واز تعدادی کاخ تشکیل شده، که در اصل در محدوده مجموعه  باغها قرار دارند (معروف به «چهار باغ»).  بدنه اصلی کاخها از سالنهای ستون ‌دار تشکیل شده است. تالار عمومی (کاخ S) حدوداً در سال ۵۳۹ پیش از میلاد ساخته شده. تالار ستون‌دار آن دو ردیف چهار ستونی دارد. پایه ستونها از سنگ سیاه هستند (۱.۴۳×۱.۴۳ متر)، و بدنه آنها از سنگ آهکی سفید است. پایه ستونها ۱.۰۴ متر و بدنه ستونها ۱۲.۰۶ متر ارتفاع دارند. سرستونها از سنگ سیاه بوده‌است. شواهدی موجوداست که سرستونها یک شیر مرکب، شاخ‌دار و یال‌دار، را نشان میداده است. کاخ یک سرسرا در هر طرف داشته است. برخی از نقوش برجسته درگاه‌ها حفظ شده‌اند، که پیکر انسان و دیوها را نشان می‌دهند. کاخ مسکونی کوروش دوم (کاخ P)، بین سالهای ۵۳۰ تا ۵۳۵ پیش از میلاد بنا شده است. سالن ستون‌دار این کاخ (۳۱.۱×۲۲.۱ متر)، پنج ردیف ستون و در هر ردیف شش ستون دارد، و سرسرای پر ابهت آن در جنوب شرقی به ابعاد ۷۵.۵×۹.۳ متر است. کاخ دروازه در حدود شرقی محوطه اصلی قرار دارد، و شامل یک تالار ستون ‌دار با نقشه چهار ضلعی، و ابعاد ۲۵.۵×۲۸.۵ متر است. این تالار ۸ ردیف ستون دارد. این تالار دو در ورودی اصلی در محور طولی کاخ، و دو در فرعی در محور عرضی کاخ دارد. در یکی از چهار چوبهای دروازه، یک نقش برجسته مشهور از یک پیکر انسان‌ مانند، که بالهایی دارد دیده می‌شود. این طرح که تنها نقش باقیمانده در کاخ دروازه است، مردی را نشان می ‌دهد که ریش انبوه و چهار بال که رو به مرکز تالار دارد. کوشک‌های (پاویلیون‌ها) A و B که در شرق و جنوب باغ شاهی قرار دارند، احتمالاً دو ورودی به باغ سلطنتی بوده‌اند. از این دو، کوشک B بهتر حفظ شده است. این کوشک با ابعاد ۱۱.۷×۱۰.۱ متر، از یک سکوی چهارضلعی از سنگهای آراسته تشکیل شده است.

آرامگاه کمبوجیه، آنچه از این بنا باقی مانده دیواری بلند، به ارتفاع حدود ۱۴ و طول تقریبی ۷.۵ متر است. این بنا به بنای  کعبه زرتشت در نقش رستم شباهت دارد، در حالی که از نظر قدمت، قدیمی‌تر، و از نظر استحکام و فن ساخت نمایانگر اجرایی قوی‌تر از بنای کعبه زرتشت است.

محوطه مقدس، این محوطه که در ۳ کیلومتری آرامگاه کوروش، و در غرب مجموعه پاسارگاد واقع شده است، شامل تپه‌ای تاریخی و دو سکوی مجزای سنگی است. برخی از محققین اعتقاد دارند که سکوی سوم کشف ‌نشده‌ای وجود دارد، که تثلیث خدایان باستانی، اهورامزدا، مهر و  آناهیتا،  را نمایشگر است.

کاروانسرای مظفری،در دوره آل مظفر برای اسکان کاروانهای تجارتی و زیارتی، که از مسیر جاده شاهی می‌گذشتند، کاروانسرایی با استفاده از سنگ‌های آورده شده، از بناهای سلطنتی پاسارگاد به طرح چهار ایوانی در کنار آرامگاه کورش ساخته شده، که امروزه بقایای دیوار و شالوده آن قابل مشاهده است.

ثبت جهانی پاسارگاد توسط یونسکو،

دولت طرف: جمهوری اسلامی ایران           نام ملک: پاسارگاد

موقعیت: استان فارس              تاریخ دریافت: ۳۰ ژانویه ۲۰۰۳

طبقه بندی:  مطابق طبقه‌بندیهای دارایی‌های فرهنگی شرح داده شده، در مقاله ۱ از پیمان نامه میراث جهانی سال ۱۹۷۲، این یک محل باستانی است.

شرح مختصر:  پاسارگاد اولین پایتخت { دینی } سلسله‌ای امپراتوری هخامنشی بود، که توسط  کوروش دوم در قرن ششم قبل از میلاد ساخته شد. کاخهای آن، طرح باغها، هم چنین آرامگاه  کوروش نمونه‌های برجسته‌ای از اولین مرحله تکامل هنر، و معماری سلطنتی  هخامنشیان هستند، و یک گواهی استثنایی از تمدن ایرانی است.

   تصاویر تخت جمشید

    در تصاوير حكاكي شده،  بر سنگهاي تخت جمشيد هيچكس عصباني نيست.  هيچكس سوار بر اسب نيست.  هيچكس را در حال تعظيم نميبينيد.  هيچكس سر افكنده و شكست خورده نيست،  هيچ قومي بر قوم ديگر برتر نيست،  هيچ تصوير خشني وجود ندارد.  از افتخارهاي ايرانيان اين است كه هيچگاه برده داري در ايران مرسوم نبوده است.  در بين صدها پيكره تراشيده شده بر سنگهاي تخت جمشيد حتي يك تصوير برهنه و عريان وجود ندارد.  

   آنچه در تمام تخت جمشید،  جلب نظر میکند رعایت کامل تقارن است.  تعداد ستونهای هر تالار عددی زوج است.  در تمام نقش روی دیواره ها  تقارن را میبینیم.  دولت هخامنشی بر اکثر دولتهای همجوار خود تسلط کامل داشت،  و همین امر باعث استفاده از تمدن و هنرهای مردمی آن دولتها گردید.  نقش برجسته ها چقدر با آثار مصر باستان شبیه هستند.  بدنها از روبرو و صورت و پاها از نیمرخ اند، و یا مثلا گاو بالداری که در مدخل تالار ورودی تخت جمشید قرار دارد، کاملا شبیه آثار آشوریان است.

    عده ای گمان دارند،  این نقشها جنبه نمادین و افسانه ای داشته،  با دیدن شکل سر ستونها این عقیده بیشتر قابل قبول میگردد.  در سرستونها از سه حیوان خاص استفاده شده است،  این سه شکل بارها در تخت جمشید دیده میشود.  گاه به صورت منفرد و گاه به شکل در هم آمیخته.  نکته قابل توجه در نقش برجسته ها و فضای مطرح در تخت جمشید،  تاکید بر عظمت نمایی است.  حتی ارتفاع واقعی ستونها و خود صفه تخت جمشید،  نسبت به اشل انسانی جنبه عظمت جویی را به خوبی القا میکند.

    تخت سلیمان

 45 کیلومتر كه از تکاب به سمت شمال شرق حرکت کنی محوطه ای تاریخی خودنمائی می کند که یادگاری از عصر ساسانی است.   تخت سلیمان که یکی از سه آتشکده معروف ساسانی را درخود جای داده است،  و محل تاجگذاری پادشاهان این سلسله بوده احتمالا در دوران پیروز، پدر بزرگ انوشیروان بنا شده است.  هر چند کاوش های باستان شناختی در محوطه تخت سلیمان آثاری به جای مانده از دوران هخامنشی و مادی را نیز نشان داده است،  اما شهرت این محوطه بیشتر مدیون بناهای دوران ساسانی است:  آتشکده آذر گشنسب،  معبد آناهیتا،  موزه هدایا،  کوه زندان و دژ بلقیس.  بقایای یک کاخ به جای مانده از قرن 13 میلادی امتیاز دیگری برای این مجموعه تاریخی است.  مسافر تخت سلیمان علاوه بر مشاهده بناهای تاریخی در مقابل ایوان خسرو،  دریاچه ای می بیند که همچون طاووس رنگ به رنگ می شود و بیننده را خیره می کند.  دریاچه تخت سلیمان در عمیق ترین نقطه 112 متر عمق دارد و چشمه ای جوشان در بستر، آبی 40 درجه را به آن می بخشد که در سطح حرارتش نصف می شود.  مجموعه تخت سلیمان و منظر فرهنگی آن نخستین اثر ایرانی است که پس از انفلاب در سال 1382 به فهرست میراث جهانی یونسکو افزوده شد.

    سایت تخت سلیمان

       http://www.takhte-soleiman.com

امید است مسئولین تاریخی در تخت سلیمان دروغهای تاریخ را شناسایی کنند و برای برداشت آنها از تاریخ تخت سلیمان جدیت بخرج دهند.

مردم روح دهنده تخت سلیمان

روستاي نصرت آباد تکاب که تخت سلیمان امروزی است،  از توابع بخش تخت سليمان شهرستان تکاب،  با مختصات جغرافيايي 47 درجه و 13 دقيقه طول شرقي و 36 درجه و 36 دقيقه عرض شمالي، در 40 کيلومتري شهر تکاب قرار دارد.
اين روستا از شمال به روستاي گوله گوله، از شرق به مجموعه آثار باستاني تخت سليمان،  از جنوب و غرب به ارتـفاعات طويله کوه و روستاي احمد آباد عليا محدود مي‌شود.  نصرت آباد تکاب 2150 متر از سطح دريا ارتفاع دارد.  آب و هواي اين روستا در بهار و تابستان معتدل و مطبوع و در پاييز و زمستان سرد است.  که طبیعت روستا براحتی می تواند گردشگران ایرانی و خارجی را جلب نماید و در آمدی خوب برای مردم منطقه باشد.
روستاي نصرت آباد تکاب حدود 200 سال قدمت دارد.  نام قبلي روستا تازه کند بوده،  که امروزه اثري از آن باقي نمانده است.  گويا پس از تخريب تازه کند،  روستاي نصرت آباد تکاب در دامنه تپة کم ارتفاع فعلي شکل گرفته و ساختار امروزي يافته است.
مردم روستاي نصرت آباد تکاب،  به زبان‌هاي آذري و کردي سخن مي‌گويند.  دين مردم اين روستا اسلام با مذاهب تشيع و تسنن است.
الگوي معيشت و سکونت
براساس نتايج سرشماري سال 1375،  روستاي نصرت آباد تکاب 828 نفر جمعيت داشته است،  که در سال 1385 به 1000 نفر رسيده است.
درآمد مردم اين روستا،  از طريق فعاليت‌هاي زراعي و دامداري تأمين مي‌شود.  اقليم، خاک مناسب و جريان رودخانه‌هاي متعدد موجبات شکل‌گيري زراعت آبي و باغ‌هاي ميوه از جمله باغ‌هاي سيب را فراهم نموده‌اند.
گندم، جو و نخود عمده‌ترين محصولات زراعي روستا را تشکيل مي‌دهند.  دامداري نيز به شيوه سنتي رواج دارد و فرآورده‌هاي آن ضمن مصرف خانوار به بازار عرضه مي‌شود.  توليد صنايع دستي از قبيل گليم و فرش در ميان زنان روستا رواج دارد.
نصرت آباد تکاب روستايي کوهپايه‌اي - دره‌اي با بافت مسکوني متمرکز است که در شيبي نسبتاً تند استقرار يافته است.  بعضي از واحدهاي مسکوني روستا به صورت پلکاني شکل گرفته‌اند. جهت خانه‌ها جنوبي است تا از نور خورشيد حداکثر بهره‌گيري صورت پذيرد.  خانه‌ها غالباً يک طبقه و شامل اتاق نشيمن،  اتاق مهماني، اتاق کرسي، تنورخانه، انبار، آغل، حياط و سرويس بهداشتي است.
از ديگر مشخصه‌هاي خانه‌هاي روستا،  وجود ايوان در منازل دو طبقه است.  اغلب اين خانه‌ها ستون‌هاي چوبي دارند. مصالح بناهاي مسکوني عمدتاً سنگ و گل و چوب است. لايه‌هاي ضخيم کاهگل پوشش اصلي ديوارهاي روستا است.  بافت جديد روستا براساس اصول معماري جديد و مصالح مقاوم سيمان و آهن ساخته مي‌شود.
جاذبه‌هاي گردشگري
استقرار روستا در منطقه‌اي کوهستاني و سرسبز،  همراه با بارندگي‌هاي فراوان، جريان رودخانه متعدد،  درختان متنوع با مناظر زيباي باغ‌هاي سيب،  شرايطي را فراهم آورده است که هر بيننده‌اي را به سوي خود جلب مي‌کند.
چشمه‌هاي متعدد آب گرم و سرد در اطراف مجموعه تاريخي تخت سليمان از ديگر جاذبه‌هاي طبيعي پيرامون روستا است.
روستا يک مسجد قديمي و يک مسجد جديد دارد.  مسجد قديمي در بافت قديمي روستا واقع شده و مسجد اصلي روستاييان محسوب مي‌شود.  مراسم ديني و عزاداري‌هاي خصوصي در هر دو مسجد برگزار مي‌شود.
با وجود گرايشان دوگانه مذهبي و قومي،  پيرامون هر دو مذهب با احترام به اعتقادات يکديگر، مراسم ديني، ملي و مناسک خود را برگزار مي‌کنند.
در عروسي‌هاي هر قوم،  موسيقي و آوازهاي محلي کردي و آذري اجرا مي‌شود.
تنوع پوشاک مردم روستا علاوه بر تأثير از اقليم سرد،  از تنوع قومي نيز متأثر است.  مردم کُرد از لباس‌هاي محلي استفاده مي‌کنند،  ولي آذري‌ها،  لباس‌هاي معمول در شهرها را بر تن مي‌کنند.  برخي از زنان آذري نيز از پوشاک ويژه محلي استفاده مي‌کنند.
از عمده‌ترين محصولات
صنايع دستي نصرت آباد تکاب مي‌توان به قالي‌بافي،  گليم بافي و توليد سنتي انواع زيرانداز اشاره کرد.  دار قالي و گليم در اتاق کرسي نصب مي‌شود و زنان روستا در زمستان و پاييز به بافت اين نوع محصولات صنايع دستي اقدام مي‌کنند.
دسترسي:  اين روستا از طريق جاده ارتباطي تکاب - تازه کَند و همچنين زنجان - دندي - تازه‌کَند قابل دسترسي است و جاده‌اي آسفالت دارد.

مشکلات مردم روستا

مردم از مشکلات بسیاری که دارند می گویند،  منجمله نداشتن درمانگاه،  دبیرستان دخترانه،  پیش دانشگاهی، باشگاه ورزشی، آب آشامیدنی مناسب، حمل و نقل عمومی و مرتب به شهر های اطراف، نداشتن امکات توریستی برای مسافران،  و البته این مهم یعنی امکانات توریستی در روستایی که با داشتن طبیعت بی نظیر و اینهمه آثار تاریخی واقعاً خیلی بد است. 

امید است مسئولین به مشکلات مردم تخت سلیمان توجه ویژه نمایند که اینان نگه دارند تخت سلیمان باشکوه ایران عزیز هستند.   

لطفاً جهت نوشتن نظر به وبلاگ اصلی در اینجا بروید.

 Anoosh Raavid  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم  سنت گریزی و دانایی قرن 21، تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار در وبلاگ انوش راوید  بنام:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com

اسکندر مقدونی دروغ تاریخ

چنگیز مغول دروغ تاریخ

نوشته شده توسط انوش راوید  | لینک ثابت |

اسکندر مقدونی دروغ بزرگ تاریخ پنجشنبه پنجم آذر 1388 0:28
     پاسخ به شبهات دروغهای تاریخ  


   1 -  الکساندر مورخی داشته که در نبردها و لشکرکشی ها همراهش بوده و وقایع رو ثبت می کرده ، مثل داستان آریوبرزن.

    به بخش مقدونیه کجا بود، بروید،  از این مورخ دروغی هیچ سند تاریخی واقعی در دست نیست و همه جعلیات غرب استعماری است،  که داستان های دروغی را بزرگ و واقعی جلوه می دادند به بخش دوم حمله چنگیز مغول سومین دروغ بزرگ تاریخ بروید.  البته آریو برزن قهرمان ایرانی است که در مقابل اسکندر اشکانی مقاومت کرد به تاریخ هخامنشیان بروید.
  2 ـ اسکندر تو شاهنامه سر سلسله اشکانیان هست ولی خود فردوسی در رابطه با اشکانیان 18 بیت سروده ، اینم یکیش ((از ایشان جز نام نشنیده ام ××× نه در نامه ی خسروان دیده ام))

   شاهنامه نزدیک به 1500 سال بعد از واقعه اسکندر اشکانی بوده و فردوسی دانسته هایش از رمال ها و حکیم باشی های معروف رومی و یونانی می گرفته،  و در روم قرون وسطی بشدت علیه ایرانی ها و مسلمانان می نوشتند و می گفتند.  به تاریخ ری بروید.  حتا اگر فاصله زمانی و مکانی هم خیلی کم باشد،  به هر حال فاصله در گذشته هایی است که کتاب و دفتر و امکانات نبوده و بنا بر این نباید بر پایه نوشته هایی که از روی یکدیگر کپی شده بنای علمی نهاد.  هم اینک در این زمان کسی بدرستی نمی داند سی یا چهل سال گذشته چه اتفاقی افتاده چه برسد به آن زمان ها.
  3 -  اگر اسکندر به ایران حمله نکرده پس سلسله سلوکیان که جانشینان اسکندر در ایران بودند از کجا آمدند.

   سلسله سلوکیان داستانی بیش نیست که برای سرهم کردن آن با مشکلات بسیاری رو برو بودند،  به نوشته های تاریخ اکادمی علوم شوروی مراجعه نمایید،  چون در دسترس نیست من در مقالات از آنها استفاده می کنم.  هیچ اثر تاریخی واقعی و عینی از سلوکی در دست نیست.
  4 -  اگر اسکندر پارسه رو آتش نزده پس چرا ما باید این داستان رو از مورخهای غربی بشنویم و آثار سوختگی در پارسه چیست؟

   تخت جمشید هر گز آتش نگرفته به مقاله تخت جمشید من مراجعه فرمایید برای تحقیر ایرانی ها نوشته اند.
  5 -  اگر اسکندر هخامنشیان رو نابود نکرد پس این سلسله در تاریخ ایران چه شد.

    به مقاله اشکانیان  مراجعه نمایید و پیگیری کنید.
  6 -  آیا ایرانی ها سندی از عهد باستان دارند که در مورد اسکندر چیزی بگوید؟

   هیچ سند تاریخی در دست نیست، برای اینکه دروغ بوده و وجود خاجی نداشته بود.
  7 -  اگر اسکندر نبوده پس شهر اسکندریه مصر چیه؟

   اسکندریه های مختلفی که در وسعت سرزمین تاریخی ایران بزرگ یا هخامنشی وجود دارند بالغ بر یکصد شهر و روستا می شوند که توسط اسکندر اشکانی جانشین هخامنشیان ساخته شده است که در آن جا ها پایگاه تاریخی و مردمی داشتند الکی که شهری ساخته و نامیده نمی شود،  سابقه تمدنی و فرهنگی می خواهد.
  8 -  اگر اسکندر به ایران حمله نکرده پس کراسوس به تقلید از کی می خواست ایران و هند رو بگیره که از سورنا شکست خورد؟

صدام هم به تصور قادسیه می خواست به ایران حمله کند ولی احمق نمی دانست قادسیه دروغ است،  به تاریخ ساسانیان مراجعه شود.
   9 - تکلیف سکه ها و مجسمه های به جای مانده اسکندر چیست؟

   آیا دلار های بازار ایران دلیل اشغال است؟،  یکصد هواپیمای جنگی عراقی در فرودگاه های خوزستان دلیل اشغال عراق بوده،  حال اگر انبار اسلحه ای از دوران تاریخی در ایران و یا جای دیگری یافت شود دلیل اشغال آن سرزمین است،  این ساده اندیشی و یا دشمنی است،  مسائلی که در بنیان آنها واقعیت تاریخ نیست به عنوان تاریخ پذیرفت.  روی کدام مجسمه نوشته شده از سلوکی است،  کدام حکاکی مجسمه ای نوشته شده که از برکت فتح ایران است،  و یا روی سکه ای ضرب شده سلوکی ها فاتحان ایران،  این دروغ ها را گوش ندهید و ساده نباشد.
 10 ـ  آیا در زمینه تاریخ ایران در غرب100% تحریفات صورت گرفته است؟

   از ابتدای تاریخ دشمنان بر علیه یکدیگر رجز خوانی می کردند،  اما ایرانی ها بخاطر فرهنگ برتر و نوروزی رجز خوانی را بدون دروغ می گفتند،  شاهنامه، مختار نامه.  در تاریخ عرب رجز خوانی فوق العاده زیاد است،  یونانی ها هم همینطور،  علت فرهنگی آن این است که چون در قبایل بدوی بسر می بردند و دائم با یکدیگر جنگ داشتند و کم جمعیت بودند،  با رجز خوانی و دروغ گفتن و نوشتن سابقه تاریخی و جنگی برای خود درست می کردند،  همان رزومه تاریخ اجتماعی که به دروغ خود را مهم جلوه می دادند.  استعمار هم با دروغ گفتن و نوشتن خواسته استعماری را پیش می بردند،  امپریالیست قرن 20 به نژاد سازی دروغی اهمیت بیشتری می داد،  مانند نازیسم آلمان.  دین های مختلف تاریخی با دروغ گفتن و نوشتن و ساختن اسناد تقلبی تاریخی می خواستند حقانیت خود را ثابت کنند به دروغ های خنده دار تاریخ بروید.    
  11 ـ آیا اسکندر پسر دارا، یا پسر فیلیپ، شاید هم الکساندری که به ایران حمله کرده با اسکندر ما (اسکندر رومی شاهنامه یا اسکندر اسکندرنامه) فرق داشته یا یکی هستند؟

   عده ای چه در گذشته ها و چه در دوران استعماری هر نوشته ای را بدون تحلیل و تعلیل به جای تاریخ می نوشتند و می گفتند.  ما یک عمه بزرگ داشتیم که به او در بخشی از فامیل عمه توران و در قسمی خاله توران می گفتند،  او هر شب یکی دو ساعت داستان می گفت چیز هایی جالب و تاریخی که همه داستان بود و هر شب ماجرا در ماجرا بود که به وعده شب دیگر همه فامیل دور او جمع می شدند،  سی چهل سال پیش تلویزیون هم نبود یا تازه آمده بود و یکی دو کانال و برنامه های زیادی نداشتند.   عمه توران تمام قصه ها را از گذشتگان خود شنیده بود و با اضافاتی که برای نسل شنوند جالب باشد تکرار می کرد،  برای داستان زندگی خاله توران به راه راستی بروید.  امروزه با دانایی قرن 21 این خواننده مطالب و یا شنونده است که بداند واقعیت چیست.  
  12 ـ آیا تحریف اسکندر می تونه توسط ایرانیان انجام شده باشه ، مثل اسکندر و آب حیات_ اسکندر و خضر نبی.

   داستان نویس که مشکلی ندارد،  شما هم اگر هزار سال یا حتی پانصد سال پیش داستانی می نوشتید چه بسا امروزه کسانی پیدا می شدند و آنرا تاریخ به حساب می آوردند،  مطالبی از تاریخ هم در آن می گذاشتید که دیگر مسیبت می شد و درد سر من بیشتر تا بگویم اون هم تاریخ نیست و داستان است. برای تاریخ مدارک واقعی تاریخی لازم است،  یا تحلیل ها و بررسی تاریخ جامعه شناسی که در ذات و رزومه جامعه باشد،  با در نظر گرفتن علم جغرافی ـ تاریخ.
  13 ـ آیا تا نباشد چیزکی مردم نگویند چیزها در این موارد صدق می کند.

   کدام مردم؟  برای پاسخ به این موضوع حتماً مقالات دانایی قرن 21 و قرن سنت گریزی را بخوانید،  هر فرد با تخصص و دانش ویژه خودش باید به جهان نگاه کند،  در کارگاه فکر سازی و سازمان آینده بینی توضیح بیشتر را نوشته ام.

  14 ـ آیا کسان دیگری بودند که بگویند هردوت دروغ نوشته است؟

   هرودوت در میان تاریخ‌ نگاران پیشین و تاریخ ‌شناسان کنونی منتقدان جدی دارد،  بسیاری از نویسندگان یونان باستان، مانند کتزیاس و پلوتارک، به ‌شدت از او انتقاد کرده‌اند و حتی او را به دروغگویی و تحریف رویداد های تاریخی متهم کرده‌اند.  رساله ‌ای با عنوان  خبث طینت هرودوت  از نویسندگان یونان باستان بر جای مانده است که بیش‌تر پژوهشگران او را به پلوتارک نسبت می ‌دهند.  از تاریخ‌ شناسان دوره‌ی جدید، سایس انگلیسی نیز درستی نوشته‌ های هرودوت را به پرسش می‌ گیرد و هرودوت را متهم به دروغ گویی می کند که از نوشته‌ های پیشینیان و نویسندگان دیگر جهت دروغ نویس و رجز خوانی بهره‌ برداری کرده است. ساندرسن و بسیاری دیگر از محققان و استادان تاریخ دانشگاه های معتبر هردوت را دروغ گو می دانند.

    تعدادی پرسش و پاسخ:

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  پرسش:

    شما تو حمله اسكندر به ايران بزرگترين دروغ تاريخ گفتيد طبق شاهنامه اسكندر سرسلسله اشكاني هاست ولي تو شاهنامه در قسمت اشكانيها نوشته ايران پس از اسكندر 200 سال به صورت ملوك طوايفي اداره مي شد. خوب پس چطور فرزندان اسكندر نتونستند تو ايران شاهي كنند و تو اين 200 سال چرا روم نتونست ايران رو فتح كنه؟

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  پاسخ:

      ایران در آن سالها در دست قبایل قدرتمندی بود که تا زمان ورود استعمار نزدیک به دو هزار سال در اتحاد ملی بودند،  و جریان طبیعی تکامل تاریخی و اجتماعی به شکل ایرانی آن ادامه داشت.  در بخش اشکانیان در این باره توضیح داده ام،  البته برای پالایش مقالات و نوشته های تاریخی می بایست تحقیقاتی عملی صورت پذیرد که پایانی برای آنها نمی باشد.  بدین منظور تورهای تحقیقاتی ترتیب می دهم تا علاقمندان در تمام سطوح بتوانند در آنها شرکت کنند،  این تور ها گسترده و در گرایشات مختلف جغرافی ـ تاریخ می باشد،  اطلاعات لازم را در پستهای فصلی وبلاگ جنبش می نویسم.  

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ   پرسش:

شرمنده اينقدر ميام مزاحم ميشم ولي تا جواب نگيرم نميرم

شما ميگيد سلوكيان دروغ محض و ساخته دست مورخان غربيه ولي شواهد چيز ديگه اي ميگه

يادمه سال پيش رفتم موزه ايران باستان اونجا يه كتيبه ديدم با ابعاد بزرگ كه به خط يوناني نوشته شده بود و مطمئنم تاريخي كه واسش ثبت كرده بودن مربوط به دوره سلوكي بود. و اسم پادشاه سلوكي هم تو ترجمش نوشته بودن. حالا چرا بايد يه چنين كتيبه اي تو ايران پيدا شه. يا سكه ها و مجسمه هاي مربوط به اين دوره پس از كجا اومده ، اونم تو ايران. يا چرا كتيبه هاي ساساني به سه زبون نوشته مي شد كه يكيش يوناني بوده (مثل كتيبه كعبه زرتشت نقش رستم). يا تو معماري اشكاني چرا نفوذ هنر يونان و روم رو ميبينيم.

شما ميگيد سلوكيان كه حدود 100 سال تو ايران به زور حكومت كردن همش خالي بنديه. خوب ما اگه فرض كنيم غربيا خالي ميبندن پس آثارمكشوفه كه ديكه خالي نمي بندن .

شما تاريخيو مي نويسيد كه تاحالا كسي نشنيده و نديده پس حتما بايد دليل كافي داشته باشيد كه اينطوري تاريخ يه مملكتو تغيير بديد و بگيد حق با منه. من ميگم حرفاي شما جاي فكر داره اما وقتي فكر ميكنم ميبينم جواب من دست خود نويسنده ست.

ميدونيد واسه چي؟ واسه اينكه مطالبتون تو وبتون پخش و پلاست. ناراحت نشيدا ولي ميتونيد نظر بگيريد. در غير اين صورتي كه من ميگم حتما ما گيجيم. شما همش پاسكاري مي كنيد. من هنوز جوابامو به طور قطع نگرفتم. شايد خيلي ها مثل من گيج بزنن تو وب شما 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  پاسخ:

      هم اکنون 90 درصد هر چه در ایران می بینیم خارجی و به زبان انگلیسی است، آیا ایران در اشغال است؟  قرن های 15 و 16 و 17 هندوستان دست حکومت فارسی زبان بابری بود،  و کلی نوشته ها و کتیبه ها به زبان فارسی در آنجا موجود است،  آیا آن زمان هند در اشغال ایران بود.  یا از همان سه قرن استامبول پر از آثار فارسی است و در جاهای تاریخی و قبرستان های قدیمی بروید بسیاری کتیبه ها به زبان فارسی است،  آیا آن قرون آسیای کوچک در اشغال ایران بود؟  یا قرن 19 زنگبار،  که بازرگانان ایرانی یکه تاز بودند،  و همه چیز آنجا فارسی و ایرانی بود،  اما حکومت از آن ایرانی ها نبود.  توجه و دقت کنید و اغفال نشوید،  کتیبه ها و سکه هایی که ایجاد حکومت می کند متفاوت است،  مانند 5 سنگ داریوش که کنار نیل می باشند، و در میان مطالب وبلاگ با عنوان معروف ترین کتیبه های ایران یا در بخش هخامنشیان،  در باره آن نوشته ام،  حکایت از اشغال و حکومت ایران بر مصر دارد،  و برای همین است که دائم در مطالب وبلاگ لینک گذاشته ام که سئولات را خواننده در بخش دیگری بیابد.

      آموزش و پرورش با بچه ها چه کرده،  که حوصله نمی کنند و عجله دارند سریع همه چیز تمام شود و نمره بیست بگیرند،  و درباره موضوعات فکر و تحقیق نکنند،  در کارگاه فکر سازی در این باره نوشته و توضیح داده ام.

    در هر صورت پاسخ و توضیح بیشتر تخت عنوان (بدون حکومت هرگز) را در پست زمستان 88 می نویسم.  پسر عزیزم هر چقدر سئوال داشته باشید، آنها را مطرح کنید، حتا اگر پاسخ آنرا خود بیابید،  باعث خوشحالی من و شکوفایی و پویایی این دانش نوین و نیز زنده بودن جامعه است،  سلامت و پیروز باشید.

 ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  پرسش:

سلام آقاي راويد

من بعدا مدرك بهتري در اين رابطه براتون ميارم (همون كتيبه سلوكي)

1.اما بگيد پس شهر سلو كيه چطور به وجود اومد؟

2.شما ميگيد تخت جمشيد آتش نگرفته اونم به خاطر اينكه همش از سنگ آهك بوده اين عمل از نظر علمي انجام نمي پذيره و ميگيد اشيايي هم كه توش پيدا شده متعلق به عشاير و زهگذرها و... ست!

اما، بيشتر اشيايي كه در تخت جمشيد پيدا شده زير تلي از خاك بوده ، مثل قرقره ها ، جام ها ، خنجرها و... . پرده سوخته ها هم حتما بايد در زيزسنگهاي شكسته شده پيدا شده باشند زيرا به خاطر وزش باد 100% اونها هم از اين محيط خارج شده و بالاخره نابود ميشدند. حالا نظرتون چيه؟

يا چرا قسمت هايي از تخت جمشيد ناقص موند و هنوز آثار پيكرتراشي ها نيمه كامل ، مشهوده؟

خوب من جوابو دارم اونم از رو مطالب خودتون:

كل سقف تخت جمشيد از چوب سرو لبناني ساخته شده بوده- ساختمان و كاخهايي بدين بزرگي بي پوشش نبوده اند بلكه آنقدر فرش و قالي و گليم و پرده و پارچه وجود داشته كه به آساني آتش بگيره- چند كاخ در تخت جمشيد وجود دارد كه ستونهاي آنها نيز چوبي بوده- به احتمال قوي ديوارهاي تخت جمشيد از كاه گل و با روكش گچ يا هر چيز ديگري بوده- اردشير در كتيبه اي گفته شوش آتش گرفت و من آن را بازسازي كردم ، خوب شوش هم مثل تخت جمشيد و تقريبا با همون مصالح ساخته شده بود.

خوب وقتي اين بنا كه آتش گرفت به اين ريختي كه ما امروز مي بينيم تبديل نشد بلكه تو اين 2300 سال اونقدر زلزله اومده تا اين بنا تقريبا كل ستونهاش بريزه.

چندين كارشناس گفتن كه تخت جمشيد آتش گرفته.

يه سوال ، تو دنياي امروز چطوري يه خونه آتيش ميگيره ؛اونم با اين همه آجر و سيمان و...؟

خوب حالا اين جا مچ گيري ميشه: شما و خيلي هاي ديگه ميگيد تخت جمشيد براي مراسم آييني ملي و ديني ساخته شده بود (يه چيز مثل كعبه در دنياي باستان). خوب خشايارشا 90 سال پيش از اين ماجرا معبد يونانيان رو تو آتن زغال كرد ؛ خوب اسكندر ميتونست شوش رو آتيش بزنه ولي چون ميدونست پارسه محل برگزاري آيين هاي ايرانيان و يه چيز تو مايه هاي معبد هست، به خاطر همين اونجا رو سوزوند تا انتقام يوناني هاي همراهش رو بگيره.  حالا چي ميگيد؟

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ  پاسخ:

   آیا می دانید شهری که می گویند سلوکی کجاست،  آیا آنرا دیده اید؟

      خرابه های دهکده ای تاریخی در شهرستان محمودیه کنار رود فرات که در 40 کیلومتری مقابل تیسفون جوار دجله در کشور عراق قرار دارد.  این خرابه ها دارای لایه های مختلف باستان شناسی است،  در هیچ کجای این خرابه ها نام و اثری بنام سلوکی وجود ندارد.  این نام در قرن 19 توسط غربی ها که در استعمار و کارگزاران آنها نام برده ام بر اساس داستان های دروغی تاریخی،  منجمله دروغ اسکندر مقدونی بر آن گذاشته اند.  قبلاً از نگارش تاریخ به شیوه علم جغرافی ـ تاریخ نوشته ام،  که کارگاه فکر سازی از پایه های آن است که درک واقعی علم جغرافی ـ تاریخ را میسر می کند و ابزاری برای آینده ای نیکو می باشد.  بنا بر این سفارش می کنم هر شخص قبل از سئوال درباره آن تحقیق کند و شتاب نداشته باشد،  بدین منظور سئوالی پیش می آید، آیا درباره دهکده تاریخی سلوکی تحقیق کرده اید؟.

      بسیاری از باستان شناسان و تاریخ نگاران وقتی از درک علم جغرافی ـ تاریخ عاجز می شوند افسانه ای و داستانی و یا چیزی را مستمسک می کنند و کلی تاریخ سازی می نمایند، مانند تخت سلیمان که مثل آب خوردن پای مغول دروغی را بدون کوچکترین مدرک واقعی علمی و تاریخ به آنجا می کشانند،  به بخش تخت سلیمان مراجعه شود.  لازم به یاد آوری است،  نباید اجازه دهیم دشمنان تاریخی ایران هر چه پرت و پلا می خواهند به خورد ملت شریف و بزرگ ایران بدهند،  آنها با این دروغ ها می توانند دروغ های بزرگتری بسازند و دردسر های سیاسی درست کنند.

      تحقیق درباره آتش گرفتن یا نگرفتن تخت جمشید کار بزرگ علمی است،  و نباید به دانش یکصد سال گذشته اکتفا کرد،  که در واقع خیانت به علم و عدم رعایت اصول دانایی قرن 21 است.  اگر مقاله تخت جمشید را با دقت خوانده باشید،  گفتم تعدادی از اشیای سوخته که بسیار اندک هستند از دوره های بعدی است.  برای درک بهتر مقاله تخت جمشید بهتر است کمی به اطراف ایران سفر کرده،  در کنار تمام جاده های ایران قلعه ها، کاروانسرا ها و دهکده های فراوانی وجود دارند،  که از 50 سال تا چند هزار سال پیش بدلایلی تخلیه شده و بدون سکنه هستند.  با اندکی کاوش در آنها اشیایی یافت می شود،  ولی در هیچ کدام از آنها تکه چوبی نمی باشد،  زیرا در گذشته هیزم از وسایل مهم پخت و پز بود و مردم آنها را خارج و مصرف کرده اند.  آیا شما تاکنون دهکده تاریخی تخلیه شده ایرانی را دیده و بررسی کرده اید؟.

    بدین منظور پیشنهاد می کنم به دهکده تاریخی بیاضه بروید که چهل سال پیش تخلیه شده،  حتی یک تکه چوب سقف و درب در آن نیست،  و یا نمونه قدیمی ارگ بم می باشد که همین گونه است.

      بسیاری از من گله می کنند چرا می گویی تخت جمشید نا تمام بوده است،  دشمنان تاریخی ما دارند تو بوق و کرنا می کنند که تخت جمشید نا تمام بوده است،  انوش راوید از همگان اهل تاریخ می پرسد چرا در مقابل ساده ترین موضوع و یا سئوال اینقدر با خودتان درگیر می شوید.  نا تمام بودن کاخ ها و معابد بزرگ مسئله عمومی است،  و تمام این قبیل بناهای بزرگ در تمام دوران ها همیشه در حال ساخت و ساز بوده و می باشند،  بدین منظور به این قبیل ساختمان های دایر در این زمان بروید ساخت و ساز ادامه داشته و خواهد داشت،  موضوعی که براحتی قابل بررسی و تحقیق است.

      اختلافات خانوادگی سلاطین از ابتدای بشر و در تمام دوران های تاریخ بوده،  کودتاها و انقلابات همیشه وجود داشته و آتش زدن و کشتن و غارت همیشه تاریخ بوده و می باشد،  و ما از خیلی ماجرا های مهم تاریخی بی خبریم ولی اینها واقعیت های تاریخ اجتماعی است،  که بوده و می باشد و خواهد بود،  ولی این ماجرا ها کاملاً  با حمله دروغی اسکندر مقدونی به ایران متفاوت است.  آیا امروزه می توانید اختلاف خانوادگی داخلی سران کشوری را نام ببرید؟

      بعد از خشایار شا یونانی ها از دین خدایان متعدد دست کشیده و به دین نو میترایی روی آوردند،  که پایه های اصلی دینهای ابراهیمی بود،  و این اقدام با توجه به ساختار های تاریخ اجتماعی فقط با عبور و گذر یونانیها از مکتب تاریخ خودشان با وجود آشنایی با نوع جدید دین و تمدن نو میترایی اجتناب ناپذیر بود.  بعد از خشایار شا تا زمان اسکندر مقدونی،  دروغی حدود 150 سال بود که گذر تاریخی تمدنی و دینی در یونان و مقدونی و هلن جریان داشت و خرابه های دین های سابق برای آنها فراموش شده بود،  برای این منظور باید به نوشته های فلاسفه یونانی قبل و بعد از خشایار شاه مراجعه شود.  این موضوع تاریخی بحث های جدیدی می گشاید،  و یکی از کلید های اصلی بر ملا کردن دروغ ها می باشد، که در آینده به آنها می پردازم.  آیا از علمی بنام ساختار های تاریخی اجتماع که گرایشی از جغرافی ـ تاریخ است می دانید؟.

      با رد حمله اسکندر مقدونی تفسیر ها و دلایل من در آوری درباره این دروغ باطل است،  این را هم باید توجه داشت،  دروغ دانستن ماجرای اسکندر مقدونی خط قرمز و ممنوعه غربی هاست،  زیرا براحتی دست دروغ پردازشان در تمام موضوعات خوانده می شود.  بدین این جهت است که اندکی از تاریخ دان های آکادمی ایرانی با وجود وبلاگ انوش راوید مثل تو گل گیرکرده ها شده اند و تعدادی هم داخل چراغ علاالدین کنار غول الکی در خوابند.  آیا دانشگاه هایی که در تحقیقات تاریخی یکه تاز هستند می شناسید؟

      در ضمن دانشمندان اکادمی علوم باستان شناسی شوروی سابق در کتاب هایشان اعتراف می کنند،  هیچ مدرکی که از حکومت سلوکی باشد در آسیای میانه بدست نیاورده اند،  آنوقت شما می خواهید از کتیبه ای در موزه ایران چیزی بگویید.  آیا می دانید مردم کدام کشور به تاریخ و باستان شناسی زیاد اهمیت می دهند؟   ــ ادامه دارد

 Anoosh Raavid  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم  سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار در وبلاگ انوش راوید  بنام:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com  

لطفاً جهت نوشتن نظر به وبلاگ اصلی در اینجا بروید.

  کلیک کنید:  قلعه های ایران

  کلیک کنید:  نگرش های نو به جهان

جوانان با هوش ایران، برای نگارش تاریخ نوین با علم جغرافی ـ تاریخ به انوش راوید در اینجا به پیوندید.

اسکندر مقدونی دروغ بزرگ تاریخ

نوشته شده توسط انوش راوید  | لینک ثابت |