موج های سوم و چهارم

   موج های نو

   پیش گفتار

      اگر این وب به مردم کمک کند،  که به  چیزها،  به گونه ای متفاوت بنگرند،  و شروع به تفکر سنت گریز موج سوم نمایند،  و یا سعی کنند دنیای خود را بدان گونه که فکر میکنند،  باید شکل دهند،  و یا اگر تاثیرش فقط این باشد که واکنشی ناظر بر تعجب ایجاد کند،  مانند زمانی که بگویند:  آه، پس قضیه به این صورته،   و همچنین در تکثیر این مطالب بکوشند و یا سفارش خواندن وبلاگ را به دوستانشان بکنند،   وبلاگ به اهداف خود رسیده است.

   موج های سوم و چهارم

      بشر تاکنون دو موج عظیم تحول را از سر گذرانده است،  که هر یک به مقیاس وسیعی باعث محو فرهنگها و یا تمدنهای پیشین شده و شیوه ای نو از زندگی را جایگزین قبلی کرده که از نظر پیشینیان محال مینمود.    تحول انقلاب کشاورزی تحقق نخستین موج بود که هزاران سال طول کشید،  در حالی که تحقق موج دوم،  ظهور تمدن صنعتی،  فقط  300  سال بطول انجامید.  ولی امروز تاریخ از این هم پرشتاب تر پیش میرود و چه بسا که، موج سوم، که از اواخر قرن  20  شروع شده طی چند دهه سپری شود و خود را به آغاز موج چهارم  یا  موج آینده برساند،  همان موجی که بر جامعه بشر گسترده خواهد شد و با وقوع انقلاب "فقط دانش"،  دیگر نخواهد گذارد که انسانها بر اساس تمدن موج دومی یعنی عقیده های بسته و غیر نو آور و هم شکلی و یکنواختی و دیوان سالاری و اقتصاد مبتنی بر نیروی عضلانی و خط مونتاژ شکل بگیرد و پیش رود.  موج سوم که اینک در آن هستیم همراه با دگرگونی اقتصادی کشورها دخالت های فرهنگی و اقتصادی و متعاقب آن سیاسی دیگر کشورها را در پی دارد،  که باعث برخورد های شدید تا جا افتادن کامل موج سوم  میشود.  آنچه باعث نا پیوستگی  موج دوم به سوم  میشود،  ترکیب تکنولوژی و اقتصادیات تغییر یابنده،  بخصوص تکنولوژی اطلاعات و زیستی و اقتصادیات همراه با آنهاست.  این عوامل به اتفاق یکدیگر جهان را به مکانی متفاوت تبدیل خواهد کرد.

     دانش و تکنولوژی اطلاعات،  قدرت پردازش کننده کامپیوتر را با امواج کوتاه،  ماهواره ها و کابلهای فیبر نوری ارتباطات راه دور ترکیب میکند،  و این تکنولوژی با سرعت به آینده ای نو میجهد.  یک مهم دیگری که موج سوم همراه دارد رشته جدید، تکنولوژی زیستی، است،  که بر اثر تفسیر  DNA  یعنی رمز ژنتیکی موجود در کانون حیات،  شکل گرفته است.  طول عمر آن به عنوان یک صنعت و یک علم فقط یک نسل است،  و در حال حاضر،  مهندسی ژنتیکی  نامیده میشود،  که با پدید آوردن انواع جدید از غلات پرمحصول و انگشت نگاری و ثبت کلیه امکانات به طریقه ژنتیکی،  تاثیر خود را در زندگی روزمره انسانها نشان میدهد.  نانو تکنولوژی هم پدیدها و دریچه های جدیدی می گشاید و بشر را از حجم عظیم تولید و مصرف رها می کند.  این سه رشته تکنولوژیکی با چنان سرعتی گسترش میابند که نتایج حاصل از آنها غیر قابل پیش بینی است،  که قبل از  موج جدید  بخش هایی از زندگی ما را بشدت در علم و آینده تغییر خواهد داد.   تکنولوژی و دانش های دیگر مهمی هم هستند که در موج سوم باعث تغییرات کلی در زندگی میشود،  مانند تلفن سیار و امکانات همراهش، و بسیاری دیگر از علوم و وسایل.  چند موضوع و چیز را نام ببرید که بیست سال پیش وجود نداشتند، و زندگی روزمره ما به آنها بستگی دارد، مانند کارت هوشمند.

     ملزوم موج سوم در تمدن نو، تغییر ناپیوسته میباشد، که مستلزم اندیشیدن ناپیوسته است،  در این گام نو قرار است، شیوه تازه انجام امور با شیوه های قدیم فرق داشته باشد،  و این فرق صرفاً محصول پیشرفت شیوه های قدیم نباشد،  در آن صورت نیازمند آن خواهیم بود که به همه چیز به شیوه های تازه نگاه کنیم و روشی تازه و دگرگون داشته باشیم.  واژه ها پدید آمده حقیقتاً نشانه اندیشه تازه است.  تعجب آور نیست که اندیشه واژگون ناپیوسته هیچگاه مورد پسند حامیان پیوستگی و حفظ وضع موجود موج دومی نبوده است.  تمدنی جدید در زندگی ما سر بر آورده که کور دلان در همه جا سعی در سرکوب آن دارند،  انوش راوید به افشای آنها می پردازد و گویای موج نو می باشد.  این تمدن جدید اشکال جدید خانواده و شیوه های دگرگون شده کار و عشق و امرار معاش و اقتصاد نو و تعارضات سیاسی جدید و فراتر از همه اینها آگاهی تغییر شکل یافته همراه دارد.  در قرن  21  انسان هایی واقعاً صاحب نفوذ و ارزشمند خواهند بود که بتوانند با خلاقیت،  گامی در تغییر اندیشه ها و ایجاد بینش های نو با روشی اصولی ناپیوسته بدهند،  تا شیوه تفکر بشر در جبهه موج جدید تغییر کند و کاملاً علمی گردد.   شیوه های جدید اندیشیدن در باره چیزهای آشنا میتوانند نیروهای تازه را آزاد کند و انواع مختلف امور روزمره را براحتی میسر سازد.

      در تفکر واژگون نیازی نیست به بزرگی اینشتین و یا مارکس اندیشید بلکه میتوان به چیزهای آشنا تر که در اطرافمان هستند پرداخت.  میتوان با خلاقیت هر کار کوچکی را برای فرهنگ یاد گیری بکار برد و با این اندیشه جدید موج سومی با آن برخورد کرد.   مثلاً:  وقتی به اداره ای میرویم باید از آنها بخواهیم و پا فشاری کنیم که امورشان را مدرن نمایند و مردم را به مثابه دارایی خود ندانند،  و با بر خورد خلاق موج سومی طرح های نو را به آنها گوشزده کنیم.  در خرید مشوق فروشگاه هایی باشیم که اصول تمدن جدید را دارند و آنهایی که نمیدانند کارت خوان و صندوق هوشمند چیست با ابتکار به آنها آموزش دهیم.  در معاشرت روزمره به دوستان خود از واژگون اندیشیدن و تغییرات ناپیوسته و موج سوم بگوییم.  در واقع تعارض بین گروه بندیهای موج قبلی با موج سومی،  اساسی ترین تنش اجتماعی و سیاسی است که به جامعه امروز ما راه یافته است.  روان درمانگران و رهبران فرقه ها و فالگیران و ساحره ها بازار گرمی دارند و مردمی که توانایی درک عبور امواج و تغییر ناپیوسته را ندارند بی هدف برای مدواهای گوناگون سرگردان و دست به دامان آنها هستند،  و یا افرادی با این اعتقاد که واقعیت چیزی پوچ و جنون آمیز یا بی معنی است،  به انزوای بیمار گونه پناه میبرند.  رویداد های کنونی جهان مسیر طبیعی خود را طی میکند و ما باید بتوانیم تغییرات سریع ناپیوسته و موج سوم را از تاریخ کاملاً علمی بشناسیم و بدیگران فرا دهیم.  چند رمال و فالگیر بجای مانده از موج اول در اطراف خود میشناسید؟ 

      رویا رویی بین صاحبان منافع موج دومی نظیر سرمایه داری سنتی و فرقه های تاریخی و مردم روشنفکر موج سومی در تمام زندگی اجتماعی و سیاسی و اقتصادی بر قرار است.  در کشورهای پیشرفته این رویا رویی خیلی سریع بنفع تغییرات ناپیوسته موج سوم در جریان است،  ولی در کشورهای عقب افتاده این جبهه براثر جبر زمان دارد خودش را تحمیل میکند.  اکنون که تمدن جدید خودش را به ما می نمایاند،  آیا به معنی آزادی از قید و بند و فقر و امپریالیست نو می باشد.  برای پاسخ به این پرسش و رسیدن به نتیجه دلخواه است که باید اولویتها را دسته بندی کنیم و خط مشی های معقولی و ابزاری برای تسلط بر روند تحول در زندگیمان در پیش گیریم.  یکی از این ابزارها سازمانهای شبدری است،  شبدر چند پره در یک شاخه و چند شاخه در یک تنه قرار دارد که هر پره میتواند برنامه ای جدا باشد و در نهایت همه باهم هستند.  سازمان شبدری واژه ای تازه و خلاق است که باید با تخیل تازه به آن نگریست،  و در آن با خلاقیت علمی مفاهیم جدید پدید آورد،  و با این مفاهیم جدید هر روز بینش تازه ای نسبت به عرصه مورد نظر ایجاد کرد.

     تخیل تازه ای که با واژگانی تازه مشخص شده باشد، بسیار مهم است و براحتی میتواند بر اجتماع تاثیر سازنده بگذارد.  اما برای استفاده از این ابزار باید بتوانیم تحولات ناشی از تداوم تمدن صنعتی گذشته را از تحولاتی که باعث تسهیل ظهور تمدن جدید میشود،  به وضوح تشخیص دهیم.  در یک کلام،  باید کهنه و نو را،  یعنی نظام صنعتی  موج دوم  را از تمدن با تغییرات ناپیوسته موج سوم را که آینده ما ست درک کرد.  در این تمدن جدید هیچ امکان غیر منتظره را نباید از نظر دور داشت.  بنابراین در این سازمان های شبدری باید تفکر واژگون داشت،  و به کار و زندگی و درآمد و رفاه و ازدواج و مهارتها و برنامه های آموزشی و حمل و نقل و سن و سال مدیران و غیر و غیره  با دیدی دگرگونه و نو نگریست.  زمانه اندیشیدن به رویا های تازه است،  اندیشیدن به پنجره هایی که گشوده میشوند حتی اگر بعضی درها بسته میشوند.  نباید اسیر و دربند شده وارد آینده شویم،  باید به اطراف خود نگاه کنیم واقعیتهای تغییر یافته را با راهنمایی این مجموعه وب و امثال آن آگاهانه بدانیم تا بتوانیم قاطعانه و با آرزوهای واقعی وارد تمدن نو شویم.  آیا شما برای ورود به جهان نو راهی میشناسید؟ 

       تمدن صنعتی به پایان خود رسیده است،  چون تحولات عظیم جامعه بدون تعارض و برخورد قابل تحقق نیست،  بنابر این تشبیه تغییرات تاریخ تمدن به  امواج دگرگونی،  روشنگرانه تر از سخن گفتن درباره گذر به  پسا مدرنیسم  است.  هر موجی پویاست و تلاطم امواج جریان های متقاطع توانمندی را آزاد میکنند.  با تلاطم امواج در طول تاریخ،  کل تمدنها با یکدیگر بشدت برخورد میکنند.  و در پرتو همین امر است که بخش اعظم آنچه در جهان امروز بی معنا و تصادفی به نظر میرسد مفهوم پیدا میکند.  مردم خیلی دیر آگاه شدند که تمدن صنعتی به پایان خود نزدیک میشود،  بویژه با تغییرات ناپیوسته این قرن بسیاری معـنای آنرا متوجه نشده اند و میپندارند این تغییر قربانی کردن چیزهای آشنای خوشایند آنهاست.  برای این عده جای تاسف است که ایستاده اند ولی زمین تمدن نو زیر پای آنها حرکت میکند و تکان میخورد،  درک این تمدن برای همگان ضروریست،  این تغییرات باعث یادگیری و رشد میشود هر چند که گاهی بدون دردسر نیست،  می توان از کارگاه فکر سازی کمک گرفت.

      مقالات انوش راوید برای راهنمایی شناخت و ورود به دنیای جدید و سرزمین ناشناخته آینده است و در ادامه اندرز هایی برای عزیزان دارد.  حتی امروزه هم شمار زیادی از مردم درست مانند اجدادشان در قرنها پیش با خاک و آسمان سرسخت و تسلیم ناپذیر دست و پنجه نرم میکنند و دایره ای زندگی میکنند و میمیرند.  ولی در دنیای قرن سنت گریزی هیچ قطعیتی وجود ندارد و هر آن یک مطلب و کار علمی مسائل قبلی را دگرگون میکند،   قرن جدید 21 عصر فرصتها برای افرادی است که این مقالات را پی گیری نمایند و یاد بگیرند که با دانایی قرن 21 فکر کنند.  تمدن جدید با خروش و غریو دارد جای خودش را در تاریخ محکم میکند ولی در هر قدم با مقاومتی بی رحمانه مواجه گردیده است.  زیرا آدمهای قبلی میپندارند که تمدن جدید همه چیز را نابود میکند اقتصاد و اخلاقیات و خانواده و دین و فرهنگ و معرفت و غیره و غیره را از بین میبرد.  آنها نمیدانند که تکنولوژی نو بهترین روشها را می آورد،  باید تلاش کنیم تا روشی خوب برای آیندهای خوب بسازیم.

    در هر کشوری که صنعتی شد میان گروه های صنعتی و تجاری موج دوم با زمینداران و فئودالها جنگ های تلخ و غالبا خونین در گرفت،  و جمعیت وسیعی از دهقانان شدند کارگر کارخانه های شهرهای بزرگ تازه موج دومی.  اما عظیم ترین و خونبار ترین جنگ های عصر صنعتی،  جنگ های درون صنعتی بود.  در این جنگها یعنی جنگ اول و دوم جهانی کشورهای موج دومی برای تقسیم استعماری بخش بزرگی از جهان که هنوز موج اولی بودند،  به این دو جنگ خونین پرداختند.  در عصر صنعتی جهان به دو بخش کشور های موج اولی و موج دومی تقسیم شد.   اما امروز صف آرایی تمدنهای جهانی شکل دیگری بخود گرفته است،  ما با شتاب تمام به سوی ساختاری کاملاً متفاوت از قدرت در حرکتیم که جهانی را ایجاد میکند که به دو نیمه نیست،  بلکه به وضوح میان سه تمدن متضاد و رقیب تقسیم شده است:  نماد نخستین تمدن هنوز کج بیل است،  نماد دومین تمدن خط مونتاژ،  و نماد سومین تمدن کامپیوتر.  که به سرعت بخش تند رشد موج سومی دارد بدون جنگ های موجی بر دومی و دومی بر اولی غالب میشوند،  و شکل نیروها در تمام زمینه ها کاملاً در حال تغییر است.

    در آغاز قرن 21  در دنیای صنعتی،  کمتر  از نصف نیروی کار در سازمانهای مختلف مشاغل تمام وقت بنظر مناسب دارند،  ولی افرادی که باقی میمانند همه بیکار نخواهند و بیشتر این افراد کارکنان سازمانهای شبدری و یا مسقل در بخش مشاغل مربوط به موج سوم خواهند بود.  در قرن سنت گریزی دیگر فکر کردن به کار و استخدام تمام وقت معنایی ندارد،  تغییر پیوسته به تغییر ناپیوسته تبدیل میشود و دیدگاه ما از کار و شغـل و پست،  واژگون میگردد.  دلیل این دگرگونی پیدایش و رشد سازمانهای شبدری جدید است،  شکل سازمان شبدری بر مرکزیت مدیر یا مدیران در پره های مختلف یک شاخه و خدمه در اطراف پره ها میباشد،  کارفرمایان و پیمانکاران و خدماتی ها  بصورت مستقل ولی وابسته بهم در یک شاخه قرار دارند.  و بعلت داشتن بینش موج سومی و همچنین رقابت،  این نیروها در جهت کیفیت کار و دانش و تکامل خود در حرکتند.  باید با دید دمکرات ـ فدرال به این سازمان شبدری اندیشید و با خلاقیت و در نوع کارمان طرحی عالی ارایه دهیم.  چند سازمان شبدری فدرال میشناسید؟

   نیاز های موج های جدید

     با یکی از اساتید ادبیات و ایران شناسی عزیز گپی داشتم،  مطالب بسیار جالبی برای گفتن داشت،  به او گفتم چرا این مطالب را در وبی قرار نمی دهی.  او و امثال که هر کدام چندین جلد کتاب قابل توجه نوشته اند و احتمالاً به چاپ های چندم هم رسانده اند،  باید وب هم داشته باشند تا جوانان عزیز ایران بزرگ در سراسر گیتی بتوانند با آنها تبادل نظرات داشته و هر کس به فراخور دانش خود نقدی بگوید، و حاشیه نویس انجام شود.  در این قرن که بورژوازی امپریالیستی همه چیز جهان را در کنترل دارد،  از اینترنت و نشر و گسترش،  وظیفه همه بزرگان علم و ادب ایران است که با آینده بینی مبانی مشی پراتیک اجتماعی را در نظر داشته باشند و انتظارات و خواسته های امروزی را درک کنند.  بسنده کردن به شیو های کار گذشته،  جدایی مطلق با طیف مبتکر جامعه را در پی خواهد داشت و ضرورتاً عدم سواد آنها را می رساند،  زیرا نمی توانند به مطالبات جامعه پاسخ دهند.

     سئوالی که امروزه مطرح است،  چرا بسیاری از اساتید عزیز ایرانی نمی توانند و یا نمی خواهند وبلاگی و سایتی داشته باشند و اکثراً می گویند:  خطر ناک است یا بلد نیستیم،  وقت نداریم و بهانه های دیگر که در واقع غیر قابل توجیه می باشد، بدعت گذاری شده است.  البته این اندیشه با دید جوانان شاداب موج نو ایران همخوانی ندارد و نا برابری در سواد می مانند،  و منجر به نوعی سرکوب فرهنگی بی نتیجه می شود.  در کتابها، دانش و اطلاعات که تا اندازه ای تاریخ گذشته هستند قرار دارد،  به واقعی و درست بودن آنها کاری نیست،  چیزی که مهم است در کتاب نمی توان ایده پردازی نوین کرد زیرا فضای موج نو می خواهد که هر لحظه به جلو می رود و تغییر می کند.  در کتاب نمی توان تحلیل خوب نوشت چون با هر تحولی و کشفی یا مطلبی اوضاع دگرگون می شود،  این ها فقط در وب سازمان می یابد،  تحلیل در کتاب یکبار است و نقدی بر آن و بررسی جدید در کار نخواهد بود،  بدین ترتیب درک و قابلیتی از قرن سنت گریزی هم نیست.

    عزیزان اساتید قدیمی پسند،  بیایید دنیای دیجیتال را پر از دانش نمایید و پویایی نوینی به جامعه بدهید،  تاریخ و فرهنگ یادگیری را سویی دیگر داده و دانایی قرن 21 را در تمام ایران بزرگ حاکم نمایید.  چاپ کتاب بعنوان مرجع توجیه اقتصادی و علمی دارد،  دانشی و اطلاعاتی که در کتابها می باشد با هر کشف و جهشی که امروزه سرعت دارد،  یا تحلیل و خلاقیتی،  باید به یکباره بخشی از آن را دور ریخت،  مانند فضا پیمایی که در راه مأموریتش آنچه که از کیهان منتشر می کند کاملاً متفاوت از دانسته های گذشته می باشد و دانسته های قبلی سریعاً دگرگون می گردد.  در قرن نو نباید مانند ما قبل از قرن 20 با قرار دادن کتاب در معابر و اتوبوس از مردم خواست مطالعه کنند بلکه باید با افزایش توانایی در موبایل یا همان گوشی های همراه و افزایش مموری یا حافظه آن،  اینترنت پر سرعت، نوت بوک و لب تاب هر شخصی بتواند با توجه به دانش خود در دانایی قرن 21 هر اندازه دانش و پردازش نوین بخواهد انجام دهد.  هر چند مشکات ویژه ای حاکم است ولی با خلاقیت باید به رفع آنها پرداخت و با حفظ دمکراسی و فدرالیسم علمی از مسئولیت سنگین تاریخی شانه خالی نکرد.  عدم توجه به این مهم تکامل رشد ملی جامعه ایران را بخطر می اندازد و دشمنان نو آور با بدست گرفتن تکنولوژی های توانا و اینترنت و ماهواره می توانند خلل هایی بر  قدرت ایرانی ها وارد کنند.

       کارگاه فکر سازی کمک بزرگی است تا اساتید پر مدرک مانده در قرن 19 براحتی وارد جهانی نو شوند و افکار تعدادی از آل فسیل نتوانند به جامعه پویای رشد یابنده ایران تحمیل شود.  خوشبختانه این عده کوچک بی اهمیت توانایی استفاده از اینترنت را ندارند و کاملاً جا مانده وا خورده هستند،  ولی ایکاش می توانستند نقدی به وبلاگهای انوش راوید بنویسند تا بتوان راه کارهایی خاص تر یافت.  با وجود دروغ های بزرگی که در تاریخ ایران جا خوش کرده نیاز جدید در یافتن راه هایی که شیوه کاربردی دمکرات در گفتگو ها را حاصل کند باید در نظر گرفت،  مثلاً عده ای از اساتید زبان فارسی واژه های نو و گفتار و نوشتاری دگرگون می گویند و بکار می برند،  که به نظر من چیزی شبیه بازی با زبان است و هیچ کاربرد اقتصاد نوین ندارد و مسیری بسوی تمدن جدید نمی گشاید.  جوانان پرشور ایرانی می توانند پیشرو در آفرینش جهانی نو باشند که از آمریکای سرمایه داری لجام گسیخته و اروپای پیر چکنم شده در تمام موارد جلو رفته و پرچمدار علوم باشد،  فقط باید آن عده استاد جا مانده را فراموش کرد و یا هدایت شان نمود.  دشمنان با تمام قدرت سعی می کنند ایران بزرگ را در طول تاریخ ضعیف و نیست و نابود شده نشان دهند ولی با تحلیل درست از کار برد دیجیتال و اینترنت می توان مروت توده مردم ایران را گوش زد کرد، که مانند بقیه مردم عادی جهان،  هیچ خصومتی یا انتقامی با یکدیگر ندارند فقط علاقه دارند در کمال معرفت با افکار صحیح پا را جلو کشیده و به پیشرفت های خوبی دست یابند.

   لطفاً جهت نوشتن نظر به صفحه اصلی در اینجا بروید.

   کلیک کنید:  تاریخ انقلاب های انسانی ایران

   کلیک کنید:  مختصر تاریخ جهان

  کلیک کنید:  سازمان آینده بینی

   کلیک کنید:  تاریخ نیک

   انوش راوید  Anoush Raavid

  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم  سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران  http://www.ravid.blogfa.com

کشتی های بادبانی،  تجاری و جنگی

    تاریخ کشتی های بادبانی

   پیش گفتار

    عزیزان مترجم که کتاب های تاریخی را ترجمه می کنید،  در اکثر کتاب های تألیف خارجی،  بخش موضوعات تاریخ ایران یا وجود ندارد و یا تحریف شده هستند.  خواهشاً دقت نمایید،  اگر چنین دیدید،  بخش های تاریخ ایران را به آن کتاب مورد ترجمه اضافه کنید،  در صورتیکه می خواهید امانت داری ترجمه نمایید،  در مقدمه به این موضوع مهم اشاره نموده،  و یا از متخصصین تاریخ ایران یاری بگیرید.  ملت های قاره کهن و ایران بزرگ،  این را در نظر داشته باشند که معمولاً کتاب ها با موضوعات تاریخی را اروپائیان نوشته اند،  و آنها تا توانسته کشور های قاره کهن را یا کوچک و یا بی اهمیت در تاریخ دانسته و حذف کرده اند.  جوانان عزیزی که وبلاگ انوش راوید،  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران را می خوانید،  مطمئنا در آینده نزدیک شما تحلیل های نوینی در تاریخ و تاریخ اجتماعی خواهید داشت،  این مسئله مهم را در نظر بگیرید.

   کشتی های بادبانی

     منظور از این مقاله تعریف کشتی و قایق بادبانی از دوران اولیه تمدن بشر نیست،  بلکه  تاریخ کشتی های بادبانی از زمانی است،  که می توان اسم قایق های بادبانی بزرگ را کشتی نامید.  اولین آثار دریا نوردی دوران تاریخ از بخش اول سلسله هخامنشی که به ایلام معروف شده،  در خلیج فارس بوده است،  که در خلیج فارس نوشته ام و از تکرار آن خود داری می کنم.

        کشتی های رودخانه نیل اولین کشتی هایی هستند،  که اطلاعات زیادی از جزئیات آنها در دسترس است،  زیرا که مصریان باستان بر دیوار های مقبره ها و معابد شان نقاشی های دقیقی از کشتی های خود می کشیدند.  همچنین نمونه های کوچک و زیبایی از این کشتی ها را می ساختند،  و آنها را داخل مقبره های خود قرار می دادند،  این نمونه ها مینیاتور های کاملی از کشتی های واقعی بودند.  قدیمی ترین نمونه ای که تاکنون پیدا شده حدود 9000 سال قبل از میلاد از سنگ ساخته شده است،  و در اثر دیگر که در موزه لندن است،  به روی امفورا یا کوزه ای متعلق به حدود 8000  سال پیش،  یک کشتی با یک دکل و بادبان مربع شکل بزرگ نقاشی شده است.  اولین کشتی مصریها شبیه به کاسه ای کم عمق بود،  و تا اندازه ای به تخم مرغ شباهت داشت که از درازا به دو نیم شده باشد،  دماغه کشتی با انحنای زیبایی بالا آورده شده بود.  عقبه نیز به بالا انحنا داشت و معمولاً در انتها به طرح نیلوفر آبی بزرگی ختم می شد،  که گل مقدس مصریان بود،  در وسط کشتی دکل تعبیه شده بود،  که بادبان مربع شکل را نگه می داشت.  برخی از قایق های رودخانه نیل بسیار بزرگ بودند،  تکه سنگ هایی که در ساخت اهرام و معابد مصر استفاده شده است،  بوسیله این قایقها از معادن سنگ موجود در چندین کیلومتر دورتر از راه رودخانه آوردند.  سوزن کلئوپاترا،  که سنگ عظیم هرمی شکلی به وزن تقریبی 186 تن است،  و اکنون در دیوار لندن قرار دارد،  و نیز نمونه دیگری از آن در نیویورک است،  بوسیله یکی از قایق های رودخانه نیل به مکان اولیه خود در مصر حمل شده بود.  حتی سنگ های سنگین تری تا وزن 380 تن توسط نمونه بزرگتر همین قایقها حمل شده بودند.

      حدود 3000 ق.م مصریها رهسپار دریا شدند،  و به جاهایی مانند جزیره کرت و شهر های ساحلی فنیقی و جنوب یونان کنونی مسافرت کردند.  این سفر های طولانی با ابداع هاگینگ تراس ممکن شد،  که طنابی محکم بود که از سینه تا پاشنه کشتی امتداد می یافت،  و کشتی را محکم می بست.  حدود 1500 ق.م ملکه هاتشپوست مصر پنج کشتی را رهسپار سرزمین پونت کرد،  آنها با موفقیت زیادی بازگشتند،  که داستان آنها بر روی دیدار های معبد دیر البحری در نزدیکی لاکسور حکاکی و نقاشی است.  از مطالعه این ها چنین بر می آید،  که این کشتیها 33 متر طول و 5/5 متر عرض داشته و هر کدام به دو پاروی بزرگ هدایت کنند مجهز بودند،  که به دو طرف کشتی بسته شده و نقش سکان را داشتند.  این قبیل کشتی ها را حدود 30 برده پارو می زدند،  طبل زنی طبل می زد و شلاق زنی ناظر بود و جلو داری عمق آب را با نی بلند اندازه می گرفت.  ضمن یاد آوری تاریخ یادگیری  کشتی های مصری در طی قرون تغییر زیادی نکردند،  بدنه و بادبان های کشتی های ساخته شده از قرن 40 ق.م تا قرن اول ق.م یکسان است.  این مقیاس با تغییراتی که کشتی های اروپایی طی دو هزار سال گذشته داشته اند،  امری است که به تاریخ و فرهنگ یاد گیری مربوط می شود.

     فنیقی ها هم دریانوردان خوبی بودند،  که از راه کانال داریوش در ارتباط تجاری با دریای عمان و خلیج فارس و دریای مکران بودند.  کشتی های فنیقی از اولین کشتی هایی بودند که دو ردیف پارو زنی در دو سطح مختلف داشتند،  این نوع کشتی دو ردیف نامیده می شد.  یونانیها در کشتی و دریا نوردی پس از فنیقیها قرار دارند،  و دو نوع کشتی داشتند گالی که همان پارویی بود،  و بادبانی گالی کشتی جنگی بلند و باریک با تیرچه ای تیز در جلو برای سوراخ کردن بدنه کشتی دشمن بود،  بعد ها کشتی هایی با سه ردیف پارو زن هم ساختند.  رومیها کار یونانیها را دنبال کردند،  و برای کسب کنترل دریای مدیترانه با اهالی کارتاز در جنگ بودند،  آنها از کشتی های خود به عنوان استحکامات شناور استفاده می کردند،  با دشمن درگیر می شدند،  و سپس سرباز های خود را بوسیله پلی به نام کوروس به کشتی دشمن می فرستادند.  همین که رومی ها بر کارتاژی ها پیروز شدند،  شروع به ساخت کشتی های تجاری کردند که عریض بودند،  و می توانستند بار فراوان حمل کنند.

      تعدادی کشتی وایکینگ متعلق به قرن نهم و دهم میلادی کشف شده،  در میان آنها گوکستاد از همه سالم تر مانده است.  این کشتی 23 متر طول و 16 پارو در دو طرف و پارویی بلند به عنوان سکان در سمت راست دارد،  این کشتی پارویی بزرگ برای چندین قرن نمونه کشتی های اروپای شمالی بود.  در طول قرون وسطی کشتیها حالت کشیده خود را از دست دادند،  و به شکلی گرد و تغار مانند در آمدند.  کشتی های اولیه این دوره نظیر آنهایی که سربازان صلیبی را با خود حمل می کردند،  در جلو و عقب زیر عرشه فضای های پوشیده بزرگی داشتند،  که فضای باز میان آن دو کمره کشتی را تشکیل می داد.  در قرن 14 میلادی کشتی های تجاری تک بادبان که برای محافظت بارها عرشه پوشیده داشتند،  به نام گاگها ساخته شدند،  سپس کاراکها و در پی آن کارواله ساخته شدند،  کشتی کریستف کلمب به نام سانتاماریا از نوع آخر آنها بود.

       در 1743 میلادی نادر شاه افشار دستور کشتی سازی دریای خزر را به آلتون انگلیسی که او را جمال بک می نامید داد.  کشتی های دوره تئودور و جنگ های هلندیها و ناپلئون و ایست ایندیامن و کلیپر و بارکس که به چین و استرالیا سفر کردند،  چندان تفاوتی با دوره قبل نداشتند.  اکثر کشتی های اواخر قرون وسطی تجاری ـ جنگی بودند،  و بین 21 تا 29 متر طول داشتند،  بدنه ای پهن و دیواره ای بلند و نوک تیز داشتند،  و اکثراً با چوب بلوط و گاه کاج و صنوبر ساخته می شدند.  روش ساخت کشتی های چوبی برای قرنها تغییر کلی نکرد،  بزرگتر شده بودند،  ولی ملوانان قرن 16 به راحتی می توانستند کشتی قرن 19 را هدایت کنند.  در 22 فوریه 1845 یک کشتی بادبانی تیزرو نسل جدید به ظرفیت 750 تن در نیویورک به آب انداخته شد،  که سرعتی زیاد و سینه ای پیش آمده و دکل های بزرگ داشت و مخصوص حمل ونقل کالا به چین بود.  با انقلاب صنعتی و کشف نیروی بخار و استفاده از آهن در طی قرن نوزدهم همه چیز تغییر کرد.  بازنویسی می شود و ادامه دارد.

   عکسها در اینجا

   کلیک کنید:  لشکر و جنگ در دوره های تاریخی

   کلیک کنید:  خلیج فارس

   کلیک کنید:  دریای خزر

  انوش راوید  Anoush Raavid

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم  سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com

دمکراسی و آزادی

       دمکراسی یا آزادی

       دمکراسی تعریف های زیادی دارد که هر فیلسوفی و دانشمندی تعریفی دارد و هر دیکتاتور و استعماری و استبدادی تعریف دگری دارد،  ولی در . . . .  در ادامه مطلب

   تعریف عمومی فدرالیسم

      در قرن 21  می توانیم تحولی دگری ببینیم که از یک قرن پیش با نام آن آشنا ولی از کارایی آن بی خبر بودیم،  اما در این قرن به یک مهم تبدیل شده که باید آنرا . . . . .

   فدرالیسم چگونه است . . . . . .  در ادامه مطلب

   سازمان فدرال چگونه اداره می شود . . . . . .

    حزب، جنبش، تشکیلات

    انسان موجودی است اجتماعی که در  تاریخ و فرهنگ یاد گیری  تعریف کرده ام،  افرادی که عقاید مشترک دارند،  گرد هم آمده به تبادل نظر و هم فکری . . . . . .  در ادامه مطلب

   کلیک کنید:  ساختار های تاریخی اجتماع

   کلیک کنید:  مسافرت در تاریخ

   کلیک کنید:  ماجراهای خواندنی تاریخی

ادامه نوشته

کاروان گمشده

    ماجرا های خواندنی تاریخی

   پیش گفتار

      این صفحه تعریف های هم میهنان عزیز از ماجرا ها و اتفاقات تاریخی است،  که برای آنها افتاده و قابل بررسی در جغرافی ـ  تاریخ می باشد.

     کاری که در تاریخ نوشته نیست

      این داستان واقعی را سال 1352 از زبان مادر بزرگم همسر حاج میرزا حسین شنیده ام.

      سال 1916 در وسط جنگ جهانی اول،  آلمان به عثمانی کمک می کرد تا بتواند به منافع و مراکز انگلیس در ایران و خلیج فارس ضربه بزند.  عثمانی ها توانایی طرح و برنامه ریزی های ظریف و کوچک را نداشتند،  آنها بیشتر به حرکتها و قشون کشی های کلان و پر جمعیت توجه می کردند.  آلمان هایی هم که به عثمانی کمک می کردند،  شناخت کاملی از موقعیت های جغرافیای طبیعی و انسانی غرب ایران و عراق و خلیج فارس نداشتند،  بنا بر این نمی توانستند تاکتیک های مهم ولی کوچک را به سر انجام برسانند،  و در کل مفید نبودند.  در نبردها،  استراتژی ها و کار های ظریفی هست که باید انجام شود،  عدم آگاهی از این موضوعات ظریف و دقیق صدمات جبران ناپذیری را در پی دارد.  عثمانی ها تنها کاری که می دانستند و می توانستند انجام دهند،  رساندن اسلحه و مهمات سبک به شورشیان و همچنین نیرو های مردمی بود.  آنها به هر کسی که می خواست با دولت مرکزی ایران بجنگد اسلحه می دادند،  و قادر نبودند تشخیص دهند به کی و چرا باید بدهند.

      یکی از کار هایی که آنها بسرعت دنبال می کردند،  ساخت خط آهن قسطنطنیه تا بغداد بود،  که بتوانند به راحتی نیرو های نظامی زیادی به بغداد برسانند،  و از آنجا به ایران و خلیج فارس گسیل دارند.  انگلیس نمی خواست این راه آهن کامل ساخته شود،  بنابر این با تمام نیرنگ و برنامه کار شکنی و خرابکاری می کرد.  کلاً مردم محلی و ایران و عراق اهمیت خاصی به این موضوع نمی دادند،  شاید برای آنها وجود راه آهن می توانست مفید باشد.  مردم و نیرو هایی که چنین فکر می کردند،  می خواستند که این خط را پس از ساخته شدن در کنترل داشته باشند.  یکی از این گروه ها به رهبری حاج محمود از اهالی کرمانشاه بود،  او همان سال در بغداد فرماندهی عثمانی را دید و به آنها گفته بود،  که رئیس یک ایل بزرگ است،  و کوچ آنها از غرب به شرق ایران و به حدود تهران می رسد.  دشمن هم که چیزی از جغرافی ایران نمی دانست متوجه نشد،  که این کوچ بی معنی است.  محمود به دشمن گفته بود که چون حکومت ایران به آنها ظلم می کند،  اگر اسلحه داشته باشند می توانند از خود دفاع نمایند،  و حتی در تهران به حکومت ایران و منافع انگلیس ضرباتی وارد نمایند.

      عثمانی ها براحتی قبول کردند که به او اسلحه بدهند،  و گفتند که یکی از افسران خود را برای بازدید و تعیین مسائل لازم به کرمانشاه می فرستند.  هفته ای بعد،  دو افسر عثمانی با لباس مبدل وارد کرمانشاه شدند،  و توسط محمود به منزلش برده و سه روز پذیرایی شدند.  عده ای از سران و دوستان محمود از شوق بدست آوردن اسلحه های مدرن و جدید بدیدار افسران می آمدند،  و باعث توجیه آنها شدند که دادن اسلحه به اینها کار درستی است.  قرار گذاشتند که در جایی حدود بیست فرسنگی کرمانشاه برای بار اول یک محموله شامل 120 تفنگ و 40 تپانچه و 300 عدد نارنجک دستی و مقدار لازم فشنگ در اختیار مبارزان ملی قرار دهند،  و بعد از اولین عملیات که بر علیه دولت انجام دادند،  اسلحه های بیشتر و منجمله سنگین به آنها بدهند.  محمود و افرادش در محل و وقت مقرر اسلحه ها را دریافت کردند،  و به ریش دشمن خندیدند.  آنها تصمیم گرفتند با برنامه دیگر،  و یا شاید نسبت دادن یکی دو تا از زد و خورد های داخلی معمول آن روز های ایران به خود،  از عثمانی ها  بیشتر و بیشتر بگیرند.  اما سرنوشت عثمانی ها و جنگ اول جهانی این فرصت را به این گرو ملی و مردمی نداد.

   عکسهای دیدنی ایران در اینجا

    کاروان گمشده

      هنگامی که بار اول در تابستان 1354 برای دیدن بیاضه و شهر قدیمی و قلعه آن رفته بودم،  با پیر مردی مهربان آشنا شدم،  از او خواستم خاطره ای تعریف کند،  گفت که کشاورزی بوده و در پناه دولت،  منطقه امنیت داشته و چیزی برای گفتن ندارد.  گفتم مگر خاطره باید از جنگ و شلوغی باشد،  خیلی موضوعها را می توان تعریف کرد،  ولی او از آن دسته آدم هایی بود که دوست ندارند چیزی از خودشان بگویند.  بعد از چند بار اصرار من،  شروع به صحبت کرد،  و گفت پدرم از پدرش شنیده بود که اینجا محل عبور کاروانها بود کاروان هایی که مردم را از اصفهان و نائین و اردستان و همه شهر های آنطرف که بقصد زیارت مشهد می آمدند،  و شبی در بیاضه می ماندند،  و سپس به رباط پشت بادام می رفتند.   راه یزد به طبس  کاشمر مسیر اصلی کاروانها برای زیارت مشهد بود،  و رفت و آمد کاروانها و زوار و تجار خیلی زیاد در جریان بود.  معمولاً چاروا دارها از یک مسیر و یک محل تا شهر مشخص دیگر می رفتند،  مثلاً چاروا دار های کاروان های اصفهان به مشهد،  هرگز از مشهد یا اصفهان این طرف و آنطرف نمی رفتند،  چون خود و چارپایان شان راه دیگری را بلد نبودند.  چهار پایان از بچگی دنبال مادرانشان این راه را میرفتند و می آمدند،  مسیر را در تاریکی و گرما و سرما بخوبی می شناختند، و رد می شدند،  حتی آب و هوا را تشخیص می دادند.  همین گونه چاروا داران معمولاً پیاده تمام مسیر را می رفتند و اسب سواری نمی کردند،  می گفتند سوار کاری پاهای آنها را گرد می کند،  و راه رفتن سریع و طولانی دیگر برایشان ممکن نخواهد بود.  آنها از ده دوازده سالگی در یک مسیر خاص رفت و آمد داشتند،  گاهی اوقات حتی وجود راهزنها را از راه خیلی خیلی دور حس می کردند.  البته بطور کلی در این راه ها راهزنی نبوده و نیست،  اختلافات بین خوانین قبیله ها و خوانین فئودال روستاها زد و خورد هایی وجود داشته،  که چندان به مردم کاری نبود،  مردمی که در چهار چوب قبیله زندگی می کردند،  به آنها بنده می گفتند،  و آنهایی که زیر نظر فئودال بودند، می گفتند رعیّت.

      او ادامه داد،  یک روز کاروانی از سمت شرق یعنی رباط پشت بادام به بیاضه آمد،  آنها حدود بیست نفر بودند که هیچکدام فارسی نمی دانستند،  حتی جور و پالان آنها با کاروان هایی که تا کنون از اینجا می گذشتند، متفاوت بود.  برای همین مردم دور کاروان جمع شدند،  که اینها کی هستند و به کجا می روند،  از پیر مرد پرسیدم می توانی بگویی حدود چند سال پیش بود.  فکر کرد و گفت پدرم از پدرش شنیده که به چشم دیده بود، می شود یک قرن پیش،  و ادامه داد چند نفر از آنها سفید و بور بودند،  که قیافه اشان به فرنگی ها می خورد،  بقیه سیه چرده تر از ما آفتاب خورده ها نشان می دادند.  آنها خیلی خسته بودند،  با زبان بی زبانی یکی از جوانان بیاضه که در بازار اصفهان شاگردی کرده بود،  و کمی انگلیسی می دانست فهمید اینها روس و هندی هستند،  و با هم انگلیسی حرف می زنند.  مطابق معمول آن کاروان خسته در کاروانسرا و جای استراحت خودشان قرار گرفتند.  معمولاً کاروانها یک شب در بیاضه می مانند و صبح زود می رفتند،  اما صبح که شد این کاروان قصد رفتن نداشت و چنین پیدا بود،  که یکی از افراد فرنگی مریض است و نمی خواهد حرکت کند.  آنروز هم مانند شب گذشته جوانان کنجکاو دور بر آنها را گرفته بودند.  معمولاً یک شب درمیان کاروانی از اصفهان می آمد که آن شب نیز آمد،  در بین کاروانیان کاسبی هایی از اصفهان بودند،  که انگلیسی می دانستند با فرنگی های کاروان صحبت کردند.  متوجه شدند اینها روس ها و هندی ها هستند،  و دارند بسمت انزلی می روند تا سوار کشتی شده و به روس روند چاروادار اجیر ایرانی گیر نیاورده اند و راه را بلد نیستند.  در بیاضه هم چاروادار اجیر نبود،  آنها می بایست تا نائین یا اردستان برسند،  و جاروادار گیر آورند تا به قم ببرد شان،  و از آنجا راه تا به رشت مشخص و خوب کالسکه رو است.  آنها از شمال غربی هند آمده و کاروان فاقد چاروادار بود،  دو چاروادار هندی آنها را در زابل رها کرده و باز گشته بودند،  گم شده و بشدت خسته گردیده اند.  گاهی کاروان های انگلیسی و هندی از هند به انزلی یا روم (منظورش ترکیه) در رفت و آمد بودند،  ولی آنها اینجا نمی آمدند،  از راه اصلی کرمان، یزد،  و یا راه بیرجند و مشهد می گذشتند.  بیمار که فرمانده آنها هم بود،  توسط حکیم باشی های معروف بیاضه با دارو های سنتی و محلی اینجا معالجه شد،  البته این باعث شد کاروان یک هفته بماند،  آنها کمی نگران بودند و می گفتند که اجازه عبور ندارند. 

      از او بابت تعریفش تشکر  و خداحافظی کردم،  به مجردی که به تهران بازگشتم کتاب های تاریخم را زیرورو کردم تا ببینم چنین جریانی چه بوده،  و اصلاً چرا باید آن شخص این تعریف را می کرد و من می شنیدم.  در کتابها دیدم،  آن سالها روسها مشغول جنگ و فتح در خراسان شمالی و ترکستان غربی بودند،  و در 1863 تا 1870 میلادی که درست برابر است،  با تاریخی که آن پیر مرد می گفت،  انگلیسی ها مشغول تعیین کردن مرزهای شرقی ایران بودند.  متعاقب آن جدا کردن نیمی از بلوچستان از ایران و جدا کردن پشتونستان و درهم کردن مرز های زبانی و قومی در یکدیگر،  و همچنین آنها را غیر ایرانی شمردن و هزار موذی گری دیگر می کردند. در آن زمان مردم قاره کهن در دوران تمدنی قبایلی و فئودالی بسر می بردند،  و هنوز وارد بورژوازی نشده بودند،  که از مرز بندی های بورژوازی استعماری چیزی سر در بیاورند،  و بتوانند خودشان هر اقدامی که لازم است انجام دهند.  معمولاً در این زمان کاروان های روسی که از هند می آمدند،  به بیرجند و سبزوار و گرگان به دریای خزر می رفتند،  یعنی در بخش هایی از جاده غربی ادویه عبور می کردند.  ولی از آن کاروان در کتابها خبری نیافتم،  کلّاً این قبیل اتفاقات یا از دید تاریخ پنهان می ماند،  یا سیاسی هستند و سری،  یا بی اهمیت.  در هر صورت من فکر می کنم این عده جاسوسان روس یا فرانسه بودند،  که به نوعی قصد دخالت در مرز کشی های انگلیس پسند داشتند،  و نمی خواستند از راه های اصلی حداقل تا اصفهان بروند.  این وظیفه جوانان با هوش ایرانی است،  که چشم و گوش خود را خوب باز کرده و نقاط تاریک را در تاریخ بیابند و جهت خاطره و یاد آوری و استفاده علاقمندان در اینترنت منتشر نمایند.

   کلیک کنید:  سفرنامه تاریخی راه شمال

   کلیک کنید:  تاریخ و فرهنگ یاد گیری

   کلیک کنید:  تولد در تاریخ

  انوش راوید  Anoush Raavid

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم  سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com   

تاریخ هنر، سفال

    زیبا ترین سفالگران

      ظرف های سفالی،  قدیمی ‌ترین دست کار آدمی است،  که برای مصارف عمومی یا هنری ساخته می شد،  و بنا به خواسته ذهنی زمان و مکان نقش و نگار به خود می گرفت.  انسان‌ های اولیه بعد از پایان دوران دویدن به دنبال گاو های وحشی آسیایی و اروپایی و تقریباً خوردن همه آنها به ناچار فکر ذخیره آب و غذا افتادند،  که این ابتدای آغاز تمدن شد،  در واقع خوردن یکی از چهار کار اصلی انسان است.  انسان اولیه بعد از ده ها هزار سال دوندگی به کشف گره از الیاف دست یافتند که در تاریخ و فرهنگ یاد گیری نوشته ام،  و سپس بعد از هزاران سال به خاصیت چسبندگی و شکل گیری گل رس هم پی بردند،  و در ابتدا ظرف های سفالی را به شکل های گوناگون و ساده ساختند.  با گذشت زمان و نیاز به ظرف های بیشتر و گسترش زندگی،  سفال گری هم تکامل یافت، انواع آن تولید شد که نمونه هایی در موزه های همه جهان موجود می باشد.  انسان با ذوق و هنر در هر دوره تاریخی‌ آفریننده نو آوری هایی بودند دیر زمان ها نسل در نسل قرنها می اندیشدند که چگونه با دست هایشان بر ظرف های گلی نقش و نگار هایی بکشند،  و آنها را با رنگ های گوناگون آراسته نمایند.  هم اینک در اکثر نقاط ایران عزیز از جمله در:  مند گناباد، لالجین همدان،  میبد یزد،  شهررضای اصفهان،  زنوز آذربایجان،  کلپورگان سیستان،  جویبار مازندران، سیاهکل لاهیجان، سیاهکل چال تنکابن، و...  سفال کاری های مهمی می باشد.   تولید وسایل و محصولات سفال و سرامیک در هر یک از نقاط نامبرده با اختلاف کمی در نوع مواد اولیه رنگ و طرح تهیه می‌‌شود،  و به همین دلیل محصولات هر ناحیه به خوبی قابل تشخیص از فرآورده‌ های سایر نقاط است.

     عشق سفال

     خانه ای قدیمی و بزرگ در دره زیبای سیاهکل چال با شکل سنتی خود،  گل و چوب،  که چون خونه گلی معروف بنا شده ،  چشم هر بیننده را روشن می کند.  شیهه اسب،  چرای گاو ها کنار جویبار،  مرغ های محلی رنگارنگ در میان حیاط گل فرش،  وای خدای من بانگ دوشیزه ای با لباس محلی که می گوید بفرمائید عصرانه،  چای محلی اینجا با عسل و کره و پنیر خودمان کنار تنور که با هیزم همین جنگل بغل دست است،  نان داغ دست رنج این عزیز هم میهن،  دوتر (دختر) معروف ترین خانواده سفالگر غرب مازندران ما را به عصرانه ملکوتی فرا خواند و سپس طعم طبیعت را به تمام معنی آن فهمیدیم.

      دور تپه سیاهکل چال هرچه می روی و می گردی تکه های سفال که سنگفرش جنگل و باغ است،  و خبر از گذشته های دور و آباد این منطقه می دهد.  سفال گران حرفه ای و سفال کاری های بزرگ و مهم،  که در گذشته ها صنعت و یا هنرشان با کشتی از بندر خراب شده و از بین رفته کریم آباد تنکابن به روسیه صادر میشد.  همچنین در ادامه خط راًس سیاهکل چال نزدیک این کارگاه به یکی از بزرگترین گبرستان های تاریخ ایران بر می خوریم که جویندگان گنج صد ها سوراخ در میان این گبرستان برای طلا و زیر خاکی گذشتگان کنده اند.  ای بابا این سنگ های چند تنی را چگونه به این ارتفاع آورده اند،  هزاران سال پیش مگر چه قدرتی داشتند،  سازمان میراث فرهنگی باید بیاید اینجا را حفاظت کند.

      نه چندان دور،  همین شصت سال پیش،  کودکی ریز نقش کم و سن و سال در کارگاه سفال گری عموی خود مشغول شاگردی و کار شد.  کار کرد و کار کرد،  کم خورد،  چون زن عموی او می گفت اگر زیاد بخورد مثل بچه های شصت سال دیگه میشه،  عبادت کرد،  چون عموی او می گفت اگر عباد نکند مثل بچه های شصت سال دیگه میشه.  بله تزکیه نفس و جسمش تکمیل شد،  و بدین ترتیب معرف ترین سفالگر شد که امروزه خانواده بزرگ و پر محبتی را در کنارش حس می کند،  و تولیدات او در ایتالیا فروشگاه دارد و در تمام اروپا به فروش می رسد.   بله او در جوانی مرد بزرگی شد،  امروزه کار گاه زیبایش با خمره های حجیم و کوزه های ظریف،  دلربایی می کند و قدرت و توانایی سنت ایرانی را به رخ همگان می کشد،  و می گوید ما ایرانیها در طول تاریخ سازنده تاریخ بودیم و آغاز همه نیکوئی ها از ماست،  که این را در وبلاگ  جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران  گفته ام.  سزوار است که به این کارگاه برویم و یادگاری از تاریخ بگیریم و زینت بخش خانه خود نماییم و تمجیدی از این پیر مرد کاری و توانا و خانوده زحمت کش او نماییم.

      این کارگاه سفالگری در روستای سیاهگل چال سلیمان آباد واقع است،  برای دیدن این کارگاه از راهی قدیمی و نیمه جنگلی که باغات چای و پرتقال و مزارع برنج زینت آن است می گذریم که در این مسیر نوای پرندگان رنگارنگ و پریدن سمورها و دیدن سر سبزی روح را صفایی می دهد و لذتی خاص دارد.  در طول جاده تاریخی چشم انداز زیبای شهر تنکابن و روستاهای اطراف می درخشند و دریایی که احساس می کنی دم دست است و کوه هایی با آب روان،  نگار را می ربایند.  در میان راه خانه های روستایی خوش آمد می گویند و تعارف صمیمانه هر گذرنده را مجذوب مهر تاریخی می کند،  جاده ای خاکی،  تمشک هایی خوش مزه،  ازگیل و انجیر، توت سیاه و توت سفید، سیب و گلابی،  گوجه و آلو،  همگام با درختان افرا و بلوط و توسکا، شش کیلو متر پیاده چنین پیمودن،  گاه طویله هایی با گاوها و گوسفندانی تمیز که کنجکاوانه رهگذران را می بینند. 

    کارگاه سفالگری که متعلق به خانواده نازنین جناب آقای محبی یا خاندان محبی است،  که سه نسل در این مکان مشغول کار و زندگی هستند،  با دو کوره پخت سفال جدید و هفتاد ساله که با هیزم است.  تولیدات این کارگاه:  انواع کوزه ها،  سفال سقف، دوشان و جوشان، ظروف قدیمی و تزئینی،  نمکدان و شکر دان،  جا شمعی و آباژور،  و بسیاری دیگر که باید بیایید و ببینید و تعجب کنید.  خاک برای گل این کوزه گری از همین منطقه است و در نزدیکی جنگل استخراج می شود،  آثار تاریخی زیاد اینجا علاقه مندان را به تحقیقات بیشتر دعوت می کند،  که با گذر از میان باغات پرتقال و سپس درختان تنومند در دسترس است.

        عکسها در اینجا

     اسم پرتقا ل آوردم، از خنده های تاریخ بگویم اورنج ، نارنج ، ترنج ،حالا با ( گ ) فرق چندانی نداره،  نام های ایرانی مرکبات است، ولی در دوره صفویه، اورنج ما را که در هرمزگان و بندر، بود،  پرتقالیها برای شاه وقت کادو آوردند شاه هم گفت، به اسم اینها که قسمتی از کشور ما را گرفته اند بگویید پرتقال.  یا مثلا ریال که همان رویال انگلیسی و رئال و ریال پرتقالی و اسپانیایی،  یعنی   سلطنتی است،  آنهم در زمان پرتقالیها آمد، و در قرن دانایی 21 و سی سال بعد از پایان حکومت سلطنت هنوز واحد پولمان سلطنتی است.  آن وقت به لغات و کلمات بین المللی گیر داده و عوض می کنیم مانند، کامپیوتر ، هلی کوپتر ،  انگار آنها را ما اختراع کردیم و نام من در آوری برای آنها گذاشته می شود،  شاید هم خیلی جدا بافته از همه جهانیم.

   تاریخ هنر، سفال

   دوره هخامنشیان

      هنر دوران هخامنشي  شاهانه بود،  علاقه به ظروف طلا و نقره و سنگ‌هاى حجارى شده و لاجورد و ساير مواد و مصالح قيمتى باعث شده بود که توجه به سفال و ظروف سفالين کم شود.  بنابر اين دوره هخامنشى دوره ترقى و تکامل ظروف گران بهاى زرين و سيمين و جواهرات و نيز تکوين آثار معمارى با شکوهى است که در تخت‌جمشيد، شوش، همدان، پاسارگاد و مناطق خارج از مرزهاى سياسى فعلى باقى مانده است.  در کاوش‌ هاى تخت ‌جمشيد تعدادى سفالينه به‌ صورت گلابدان قرمز رنگ، قمقمه سفالين با رنگ ‌آميزى سفيد و زرد کمرنگ، قمقمه سفالين به ‌شکل حيوان و نيز سفالينهٔ کوچک دهانه گشادى به ‌صورت ليوان کشف شده است.  سفالينه‌ هاى لعابدار و بدون لعاب و نيز ظروف سنگى فراوان نيز در اين ميدان تاريخى و اطراف آن يافت شده که برخى از آنها در موزه ايران باستان موجود هستند.  آجر هاى مزين و آغشته به لعاب رنگين در اين دوره از شاهکار هاى لعابکارى محسوب مى‌شوند.  در اين شيوه سطوح سفال و کاشى را با کنده‌ کارى و منبت‌ به ‌صورت نقوش هندسي، گياهى و انسانى متقاطع در مى ‌آوردند و در فواصل کنده‌ کارى ‌ها و شيارها اندود لعاب را به آن مى ‌افزودند.  بيشتر آجر هاى رنگين نقشدار لعابى در شوش و تخت‌جمشيد که شاهکار هنر کاشى‌ کارى هفت رنگ است با همين روش توليد شده‌اند.

       کاشى ‌هاى رنگين و لعابدار شوش مربوط به کاخ هدش است که اغلب تصاوير فردى و جمعى اشخاص و حيوانات و هيولاها و نقش گل و بوته‌ هاى شبيه به تخت ‌‌جمشيد در آن به‌ چشم مى ‌خورد.  در سنگ‌ فرش حياط غربى تعدادى کاشى که بر گرفته از نقوش يک شير بالدار و شاخدار است پيدا شده و قطعات زيادى مشابه آن در تالار غربى به‌ د‌ست آمده است.   تکه ‌هايى از نقوش گاو بالدار و بخش‌ هايى از يک بدنهٔ کاشى‌ کارى شامل يک رديف سربازان جاويدان در همان منطقه يافت شده است.  قطعات متعدد ديگرى از بدنه ‌هاى کاشى ‌کارى نقوش سربازان جاويدان نزديک دروازه شرقى منطقه کاخ‌ها به ‌دست آمده و صفوف ديگرى از سربازان زير شالودۀ دروازه متعلق به کاخ اردشير دوم کشف شده که مربوط به دوره سلطنت داريوش اول است.  در برخى موارد نقوش هندسى و گل و بوته زينت‌ بخش بالاى بدنه‌ هاى کاشى ‌کارى بوده است.

    سفالينه‌ هاى هخامنشى بعضى بر حسب اتفاق و تصادف و برخى طى کاوش ‌هاى علمى در قلمرو اين سلسله از ميدان‌ها و مکان‌ هاى معروف مشخصى مثل تخت ‌جمشيد، شوش، همدان، يا سرزمين ‌هاى هخامنشى که امروزه خارج از مرز هاى سياسى فعلى است، يافت شده‌اند.  سفال‌ها داراى نقوش و خطوط خلاصهٔ رنگين بوده يا به ‌صورت تجسم حيوان و انسان در ترکيب ظرف در آمده‌اند.  سفال را با خميره زرد، قرمز، قهوه‌اى سوخته، خاکستري، سياه و در اندامى ساده يا اندکى متکلف مى‌ ساخته ‌اند و در ترکيب آنها اغلب شن و ماسه وجود دارد.  بخشى از ظروف سفالين اين دوره با خميرى از کائولن يا خمير شيشه ساخته شده و داراى اشکال زيبايى به ‌صورت تُنگ ‌هاى دهانه باريک، قمقمه، عطردان يا بخوردان هستند.  ابداع ظروف ته مخروطي، ويژه تخت‌ جمشيد بود،  لعاب قرمز رنگ (صورتى يا آجري)، لعاب متداول دوره هخامنشى است،  پس از آن لعابى ساختند ‌ که از مس و کبالت تشکیل شده و رنگ ظروف را به سبز کمرنگ متمايل به آبى و کبود تغيير داده بود.

      سفال‌ گرى دورۀ هخامنشى چندان هماهنگ با ساير رشته‌هاى هنرى مانند سنگ‌تراشي، معمارى و.... پيشرفت نکرده و حتى دچار رکود و انحطاط نيز شده بود.  آجر هايى که در بنا هاى دوران هخامنشى به ‌کار رفته يا لعابدار است يا بدون لعاب،  آجر هاى بدون لعاب بيشتر در شوش است و در ابتدا روى حيواناتى چون گاوميش بالدار، شير شاخدار و بالدار، يا حيوانات افسانه ‌اى و اسطوره ‌اى ديگر نقش‌ شده بود.  اين آجرها را با گل ‌رس قالب نزده ‌اند، بلکه گل را با ماسه مخلوط کرده در قالب‌ها قرار داده و پس از خشک شدن به کوره برده‌اند.  آجر هاى لعابدار را پس از حرارت مختصرى که در کوره به آن مى ‌دادند،  با لعاب آبى ‌رنگ روى آن نقش کرده و مجدداً به کوره مى ‌بردند.  پس از حرارت دادن از کوره بيرون آورده و پس از رنگ زدن بخش‌ هاى رنگ نخورده دوباره به کوره مى‌بردند.  اين قطعه‌ها به رنگ آبي، سفيد، زرد يا سبز بود و نقوش آنها مجموعه‌ نقش ‌هاى نباتات، حيوانات، حيوانات اسطوره‌اى يا سربازان و گارد شاهنشاه بود،  نقوش روى آجر بيشتر در شوش به ‌کار رفته است.

      در تخت‌جمشيد هيچ ‌يک از رنگ ‌هاى اصلى آجر هاى لعابدار محفوظ نمانده است،  علت کمبود ظروف سفالى در دوران هخامنشى در عدم شناسايى و کشف آن در ساختمان‌ها و مکان‌ هاى زيست مردم عادي، روستائيان، سربازان و خدمتکاران،  اين بوده که ابزار و لوازم زندگى مجلل مانند جام‌ هاى برنز، نقره و طلا در دسترس نداشتند و از نظر معيشت و زندگى اقتصادى با طبقه حاکم و دربار فاصله داشتند.  ظروف و اشياى سفالى براى مردم عادى توليد مى ‌شده که متأسفانه از نظر ظرافت و زيبايى و کار برد قابل مقايسه با سفالينه ‌هاى ما قبل هخامنشى نيست.  سفالينه‌ هاى به ‌دست آمده از قلمرو شاهنشاهى عبارت از قمقمه‌ هاى سفالى با لعاب خيلى کمرنگ شيرى و سفيد، و کوزه‌ هاى دسته ‌دار يا بى‌ دسته خاکسترى و غالباً ساده و بدون نقش هستند.  .

   دوره اشکانیان

     تکنيک ساخت سفال لعابدار و بدون لعاب در اين دوره از نظر سبک، جنس، اندام و کار برد، ادامهٔ سفال‌ سازى دوران هخامنشى و قبل آن است.  در دورهٔ اشکانيان صنعت لعاب ‌دهى پيشرفت قابل ملاحظه ‌اى کرد،  و به ‌خصوص استفاده از لعاب يک ‌رنگ براى پوشش جدار داخلى و سطوح خارجى ظروف سفالين معمول گرديد.  همچنين غالباً قشر ضخيمى از لعاب بر روى تابوت ‌هاى دفن ‌شده اجساد کشيده مى‌ شده است.  در اين دوره به ظروف لعابدار با چند ديد آئيني، زيبايى و کار بردى مى‌ نگريستند.  در زمينهٔ سفالينه ‌هاى بدون لعاب نيز سفالگران اشکانى آثار متنوعى عرضه کرده‌اند که از ظروف لعابدار بهتر و مقاوم ‌تر ساخته شده است.  بعضى از آنها ساده و متداول و در اشکال کوزه، تنگ، سبو، ابريق، کاسه و پياله ‌دار هستند و برخى از لحاظ اندام ‌شناسى سفال، داراى مفاهيم درونى و رمزى هستند و به شکل حيوانات شکار، اهلى و چهار پايان مفيد و باربر ساخته شده‌اند.  هدف سفالگران از خلق چنين ظروفي، بيان مفاهيم زندگي، حيات، فراوانى خوراک و دستيابى سهل و آسان به خواسته ‌هاى ذهنى بوده است.  برخى از قلمرو اشکانيان در خارج از سرحدات سياسى فعلي، از جمله سوريه، بين‌النهرين، و ترکمنستان قرار داشته است و بيشترين سفال‌ هاى اين سلسله را بايد در اين ميدان‌هاى تاريخى جستجو کرد. در داخل فلات مرکزى ايران، آثار اشکانيان تخريب و دگرگون شده و اغلب برحسب اتفاق به‌صورت پراکنده پيدا شده است.

    دوره ساسانی

      عصر ساسانى يکى از درخشان ‌ترين ادوار توليد و صنعت به ‌طور کلى در ايران است،  در اين دوره هنر و صنعت به اوج کمال خود رسيد.  از خصوصیات صنايع ساسانى ايجاد سبک و اسلوب جديدى در تزئين نماى ساختمان با گچ ‌برى و گل و گياه است که داراى اصول موزون و نقش‌ هاى تکرارى و تقارن است.  هنر هاى کاشى ‌کاري، معرق ‌کاري، موزائيک و کاشى‌ هاى لعاب‌ دار، در دورهٔ ساسانى به کمال رسيد.  در دورهٔ ساسانيان علاوه بر هنر کاشى ‌سازى هنر موزائيک ‌سازى نيز متداول گرديد.  مخصوصاً پوشش دو ايوان شرقى و غربى بيشابور از موزائيک به رنگ‌ هاى گوناگون و تزئينات گل و گياه و نقوش از اشکال پرندگان و انسان را در بر مى‌گيرد.

     سفال دوره ساسانى بيشتر مربوط به محوطه‌ها و بناها است و در قبور اين دوره کمتر اثرى بر جاى نهاده‌اند،  زيرا قبور اين دوره استودان هايى است که اجساد را به ‌منظور دفع فساد در فضاى باز بالاى صخره‌ها قرار داده‌اند و سپس استخوان‌ها را در منسوجى پيچيده و در اين استودان‌ها که از خمره‌ها و تابوت ‌هاى سفالى يا چوبى ساخته شده بودند دفن کرده و در کمرهٔ کوه‌ها، حفره‌ها و درون صخره‌ها يا خاک دفن مى ‌کردند.  سفال دورهٔ ساسانى بيشتر از کاوش‌ هاى مدائن (تيسفون)، کيش، دامغان، تخت سليمان و شوش به ‌دست آمده و به ‌طور کلى سفال لعاب ‌دار و ساده اين دوره ادامه روش سفال ‌سازى دوره پارتی است.  اين سفال‌ها با خميرهٔ گل رس ورز داده شده و منقوش به خطوط کنده با طرح نيم دايره‌ هاى درهم و برهم؛ منقوش به طرح قالب خوردۀ متنوع و محصور بين خطوط موازى و چهار خانه داراى نوشته‌ هاى قلم سياه لعاب‌ خورده به شکل کوزه‌ هاى دو دسته که اين گروه ادامه سفال ‌هاى دو دستهٔ دورهٔ اشکانى است،  همچنين سفال با خميرهٔ کائولن و لعاب قهوه‌اي، سبز، آبى و سربى کمرنگ که بيشتر ظروف لعاب‌دار دوره ساسانى از اين گروه هستند،  و نيز سفال قالب ‌خورده با نقوش برجسته و نيم برجسته لعاب ‌دار يا بدون لعاب که در دورهٔ اسلامى نيز اين روش ادامه مى‌يابد.

       رنگ سفال‌ هاى نخودى مايل به قهوه ‌اى و داراى سطوح متخلخل است،  برخى از سفالينه‌ها که کوزه‌ هايى دو دسته هستند به لعاب قهوه‌اي، سبز، سربى و فيروزه‌اى آراسته شده‌اند.  در اين ظروف بر خلاف دورهٔ اشکاني، لعاب به ‌صورت نازک روى محصول سفالين را پوشش مى ‌داد،  که هم به‌ صورت شفاف و هم مات وجود داشت سفال‌ هاى کنده ‌شده و قالب‌ خورده يا لعاب‌ دار اين دوره، آثار اولين مرحلهٔ تجديد حيات صنعت سفال‌ گرى و لعاب‌کارى متعالى و درخشان دوران اسلامى به ‌شمار مى‌ روند . در اين دوره از مواد شيشه معدنى و ترکيب آن با اکسيد هاى سرب، آلومينيوم، روي، سديم و رنگيزه‌هاى مس، کبالت، منگنز و غيره استفاده کرده و آنها را به‌طور جداگانه گداخته و تغيير شکل داده‌اند، سپس اين ترکيب را سائيده، پودر آن را در آب حل کرده و به‌ عنوان لعاب روى ظرف کشيده‌اند.

     بعد از اسلام

   از اوايل دوره اسلامى تا قرن چهارم هجري، گچ‌‌ بري، نقاشى و سنگ ‌کارى بيشترين تزئينات بنا هاى مذهبى و غير مذهبى را در بر گرفته و به‌ نظر مى ‌رسد،  بهره‌ گيرى از تزئينات آجر تا قبل از حدود ۳۰۰ هجرى چندان متداول نبوده است.   پس از گسترش اسلام به مرور هنر کاشى ‌کارى يکى از مهم ‌ترين عوامل تزئين‌ و پوشش براى استحکام بنا هاى گوناگون به ‌ويژه بنا هاى مذهبى گرديد.  يکى از زيبا ترين انواع کاشى‌ کارى را مى ‌توان در بناى قبه ‌الصخره به تاريخ قرن اول هجرى مشاهده کرد.  از اوايل دوره اسلام کاشى‌ کاران و کاشى ‌سازان ايرانى هنر کاشى‌ کارى را با خود تا دور ترين نقاط ممالک تسخير شده يعنى اسپانيا برده‌اند.

      هنرمندان ايرانى از ترکيب کاشى ‌هايى با رنگ‌ هاى مختلف به شيوه موزائيک نوع کاشى‌ هاى را به‌ وجود آوردند،  و خشت‌ هاى کاشى‌ هاى ساده و يک ‌رنگ دوره قبل از اسلام را به رنگ‌ هاى متنوع آميخته و نوع کاشى هفت رنگ را ساختند.  همچنين از ترکيب کاشى‌ هاى ساده با تلفيق آجر و گچ نوع کاشى‌ هاى معقلى را پديد آوردند،  و به اين ترتيب از قرن پنجم هجرى به بعد کمتر بنايى را مى ‌توان مشاهده کرد که با يکى از روش‌هاى سه‌ گانه فوق و يا کاشى‌ هاى گوناگون رنگين تزئين نشده باشد.  در قرون اوليه اسلام و سلسله ‌هاى مستقل ايرانى مانند طاهريان، سامانيان و صفاريان هر يک سبک هنر ويژه‌ و مهمی از دورهٔ ساسانى در شهرهاى مختلف را به ‌وجود آوردند.  مثلاً در دورهٔ سامانيان هنر هاى مختلف چون سفال ‌سازي، فلز کارى و معمارى توسعه يافت و شهرهاى معروفى چون بخارا، سمرقند و نيشابور از مراکز مهم هنر به ‌اصطلاح اسلامى آن روز گرديد.

      در شهر هاى ری، بلخ، سمرقند، بخارا و نيشابور دورهٔ رنسانس و احياى واقعى ادبيات و هنر آغاز شد و پا ‌به ‌پاى آن هنر سفالگرى وارد مرحله جديدى شد.  اولين گام آن ساخت ظروفى بود که جاى طلا را گرفت،  اين ظروف را با گِل رس زرد رنگ شکل دادند و بدنه آن را با پوسته غير شفاف لعاب اندود مى ‌کردند،  و پس از پخت در کوره،  طرح و نقش مورد نظر را با لعاب قلع روى آن تصوير مى ‌کردند،  و دومين بار آن را به کوره مى‌ بردند و تحت شرايط اتمسفر و کور، دودآلود، اکسيد قلع به يک ورق نازک طلايى يا قهوه‌اى مايل به قرمز تبديل مى ‌شد.  به اين ترتيب در سدهٔ سوم هجرى سفال‌ سازان نيشابور اين روش را توسعه دادند و ظروفى توليد کردند که جانشين ظروف زرين دوران ‌هاى تاريخى شد و به ظروف زرين فام موسوم گرديد.  محصولات سفالين سده‌هاى اوليه اسلامى در خراسان هنر بديع و نوظهورى است که با آثار ساير نقاط ايران در همين دوران اختلاف فاحش دارند.  خلاقيت سفالگران سامانى پس از دستيابى به لعاب جلادار، توجه به نقش و طرح روى سفال بوده است. نقش مناسب جانوران، پرندگان، خطوط و نوشته‌ هاى کوفى که تا آن روز فقط در صحيفه قرآن به‌ چشم مى‌ خورد و هنوز وارد هنر سفال ‌گرى ظروف نشده بود،  توسط سفالگران سامانى و به ‌تدريج ساير نواحي، به ‌صورت تزئينى دوره ظروف را فرا گرفت.   پس از دو سدهٔ اول هجري، در سدهٔ سوم هجرى سفال ‌سازى اسلامى در ايران با ترکيب شيوە‌ هاى سفال ساساني، انواع ظروف بدون لعاب و نيز لعاب يک ‌رنگ را توليد کرد و اعم تزئينات از قبيل نقش ‌هاى کنده، مهر و قالب‌خورده را افزوده از گل و گياه و پرونده و جانور را روى سفالينه‌ها ايجاد کرد که از شوش، نيشابور، ساوه و رى يافته شده است.

       سفالينه‌ هاى سده اول و دوم دوران اسلامى داراى شيوه‌ هايى به تبعيت از صنايع سفال‌ سازى دوره ساسانى است،  لعاب سبز و آبى مشابه خمره ‌هاى لعابدار شوش متداول است.  در طى سه سدهٔ اوليهٔ اسلامى علاوه بر اجراى لعاب ‌هاى ساده به تبعيت از صنايع دوره ساساني، کوزه‌ها و خمره‌ها و اشياى سفاليتى ساخته مى ‌شد که يا ساده بودند يا اين که با تزئينات گياهى و جانورى و نقوش اسليمى و گل و برگ آراسته مى‌شدند. همچنين از لعاب سربى يک ‌رنگ با نقوش کنده، لعاب سربى و چند رنگ پاشيده با نقوش کنده استفاده مى‌شد. ابتکار ديگر در سدهٔ سوم هجرى در نيشابور، ري، شوش، استخر و گرگان که به ‌وسيلهٔ سفال ‌گران به ‌عمل آمده ساخت و توليد ظروف زرين ‌فام بود.  شايد هنرمندان مسلمان در تکاپوى دستيابى به علم کيميا بودند،  تا از مواد نازل و پستى چون خاک ‌رُس ظروف توليد کنند که با ظروف زرين و سيمين دوران تاريخى ايران پهلو بزند.   ظروف سفالين لعاب ‌دار با تزئينات خط کوفى ساده و آرايشى که انواع آن از سدهٔ سوم هجرى به بعد به ‌وسيله سفالگران سامانى در نيشابور و ماوراءالنهر توليد شده، از محصولات ممتاز سفالگرى دوران اسلامى به ‌شمار مى ‌رود. در سدهٔ چهارم خطوط کوفى با گل و برگ و نقوش اسليمى در آميخت و در سدهٔ پنجم با نقوش پرنده و مرغ پيوند خورد.

      در سدهٔ چهارم و پنجم هجرى سفالگران بيشتر توجه خود را به گذشته ايران معطوف کرده،  به توليد سفال‌ هايى با نقوش بر جسته دست زدند که در مجموعه سفال ‌هاى دوران اسلامى شهرت بسيار دارند.  اين نوع ظروف به دليل استفاده از طرح‌ هاى دوران تاريخى ايران مانند نقش اسفنکس ‌هايى با بدن شير و سر انسان، عقاب، اسب، شير و مرغ عنقا، به ظروف گبرى معروف شده است.  عصر سلجوقى يکى از درخشان ‌ترين دوره صنايع اسلامى است که با پيروى از سنت ‌هاى گذشته، هنر هاى مختلف به‌ خصوص معمارى به ‌حد اعلاى شکوفايى خود رسيد،  در هنر سفال ‌سازى ساخت انواع ظروف سفالين توسعه يافت.  در دوره سلجوقي، کاشان، جرجان و نيشابور داراى کارگاه‌هاى معتبرى بود و ظروفى نازک با تزئيناتى برجسته به ‌صورت شاخ و برگ و ساقه گياهان و گل‌ها يا خطوط کوفى و اسليمى توليد مى‌شد،  ظروف مشبک نيز از توليدات اين دوره بود.  برخى از ظروف مشبک را به‌ صورت دو پوسته يا دو جداره توليد مى‌ کردند که پوستهٔ خارجى براى زيبايى و پوستهٔ داخلى در کاربرد مفيد ظرف دخالت داشته است.  اين ‌گونه ظروف دو پوسته را به شکل پرنده و صراحى و تنگ ساخته‌اند،  بيشتر آنها به شکل مرغ و خروس هستند و مرغ صراحي  نام گرفتند،  هر دو پوسته را جداگانه مى ‌ساخته‌اند و سپس بهم متصل کرده و پس از پرداخت و لعاب ‌کارى مى ‌پخته‌اند.

      سفال بدون لعاب و لعاب ‌خورده دوره سلجوقى طرح‌ هاى تزئينى برجسته‌ اى دارد،  که به تقليد از صنايع فلز و گچ ايجاد شده است،  تزئين کوزه و آبخورى و خمره‌ هاى کوچک به ‌وسيلهٔ قالب انجام مى شد،  و روش قديمى ‌تر آن تزئين با مهر به طريق فشرده و با استامپ بوده است.  اين ظروف سفالى بدون لعاب عبارتند از اشکال پرندگان، جانوران و طرح ‌هاى گياهى و کتيبه‌ها و نقوش هندسى و انسانى است،  روشى که در سدهٔ ششم هجرى در اغلب ميدان ‌هاى فرهنگ سفال اسلامى دوره سلجوقى متداول شد به نقاشى زير لعاب يا قلم مشکى معروف گرديده است،  مراکزى که عموماً در اين شيوه توليداتى را عرضه داشته‌ عبارتند از:  جرجان، نيشابور، سمرقند، آمل و ساري.  انوش راوید،  ادامه دارد

    عکسها در اینجا

  کلیک کنید:  تمدن آریایی

  کلیک کنید:  مختصر تاریخ جهان

Anoosh Raavid  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم  سنت گریزی و دانایی قرن 21، تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com

افسانه های دلاوران ایران

    افسانه های تاریخی ایرانی 

      جغرافیای طبیعی هر زمینی را به شکل مخصوص در می آورد،  و مردم آن جا روش زندگی و اخلاق مخصوص می یابند.  برای شناختن ملتی تنها مطالعه تاریخ آنها کافی نیست،  بلکه باید از آثار باستانی و سنن و کیش و لهجه و شعر و امثال آنها دانست چه بودند.   همچنین باید از داستان ها و سخن های مرموز و مختصر مردم آن دیار یاد کرد.  مقصود از بیان داستان ها این نیست که جامعه کنونی مانند چند هزار سال پیش ایران گردد،  نگاه مردم مترقی ایران عزیز  به آینده نوین و قرن 21 و سنت گریزی می باشد.   باید درست و واقعی بدانیم،  از آنچه نیاکان ما بوده و کرده اند،  تا اصل خود را نیک بشناسیم،  از داشتن ها و نداشتن ها،  که چه بودیم و چه شدیم چه باید بشویم.  باید از گذشته خوب بدانیم تا  صحیح ترین برنامه ریزی های اجتماعی و اقتصادی را انجام دهیم،  و بکوشیم که امروزمان به از دیروز و فردایمان به از امروز گردد.  هدف عالی در نظر داشته باشیم و از مللی که در راه ترقی و تکامل هستند برتر شویم.  کار های برجسته پیشینیان را قویتر و کامل کنیم،  و اگر آنها در پیچا پیچ موهومات و خرافات و بندگی و سر افکندگی عمرشان را گذرانده اند،  ما از آن پرهیز کنیم تا آینده را مسدود نکند،  و راه شایسته قرن 21 و سنت گریزی را در پیش گیریم.  سخن داستان های ایرانی همه از حسن و خوبی و عشق و مردانگی و فتوت و بلند حوصله گی است،  که در کشمکش و ستیز با شر زمانه و دیو و عفریت و جادو و خرافات هستند.  جهانگردی و سیر در گیتی و شهامت و دلیری و دانش و پارسایی و سخاوت و از خود گذشتگی و جوان مردی و شرم و عفت بانوان و محبت و صمیمیت و زیبایی و تحمل سختی ها در داستان های ایرانی میدرخشد.

      افسانه های تاریخی ایرانی دلیل بر فرهنگ عالی ایران بزرگ میباشد که در مرکز قاره کهن می درخشد،  و باید نسبت به زنده نمودن آنها در همه جا منجمله رادیو و تلویزیون اقدام شود.  در نیمه دوم قرن بیستم با ورود رادیو و تلویزیون این داستانها فراموش شده است،  و جای آنها را فیلم های منحط ولی با نگارش خوب هالیودی و یا سریال های بی محتوا و مسخره چون،  برره ها و چهار خونه ها گرفته اند.  این وظیفه جوانان غیور ایرانی میباشد تا بوسیله وب و نامه و مطبوعات جهت بر قراری داستانها زیبای ایرانی تلاش نمایند.  در حدود نیم قرن پیش در خانواده ما  عمه توران و یا گاهی میگفتد خاله توران  داشتیم،  خدا بیامرز بانک یا صندوقچه قصه های شکوهمند ایرانی بود و قادر بود به سه زبان ایرانی، کردی و فارسی و ترکی،  قصه بگوید،  در راه راستی از او نوشته ام.  قصه هایش هر شب حدود هشت شروع میشد،  و یک تا یک ساعت و نیم،  و با توقف چند دقیقه ای بدرازا میکشید.  این داستانها پیوسته بودند،  اما هر شب ماجرایی جدیدی داشتند،  که شنوندهای قدیم و جدید خسته نشوند.  من میخواهم چند تا از این قصه ها را کوتاه کنم و بنویسم و اگر علاقمند داشتند ادامه می دهم.

   آیا شما قصه ایرانی می دانید؟

   دلاوری از چلاسر

      از زمان قدیمی های چلاسر شنیده ام،  جوان دلاوری بنام سیروس،  در زمان خسرو خان چلاسری،  در دوران حکومت هندو شاه اشکوریان،  که از بازمانگان اشکانیان بودند،  زندگی می کرد.  قدیمی های چلاسر می گویند،  از گذشتگان خود شنیده اند که در این حوالی،  جنگجویی و سوار کاری و کوه پیمایی مرد و زن،  نداشت همگان سالم و قوی بودند،  و گویند گروهان چلاسر و گروهان گلیجان در نبرد کاشکوه شجاعت های زیادی داشتند، و بسیار درخشیدند.  امید است همه عزیزان ایرانی داستان های افراد سن و سال دار محله خود را برای استفاده عموم و یادگاری به اینترنت بسپارند.   برویم به داستان سیروس دلاور برسیم.

     سیروس دلاور برای خواستگاری مهتاب به قلعه چنگیز گیو آمد،  اول روز بود و درب قلعه باز،  و امروز در میدان قلعه پنجشنبه بازار بود،  و از قلعه ها و روستاها و قبیله های مختلف که تا پنج فرسخی قرار داشتند،  برای خرید و فروش به پنجشنبه بازار می آمدند.  سیروس نیز در میان جمعیت می گشت و مردم را نگاه می کرد و گاهی با آنها صحبت می کرد، ولی مردم را نگران می دید.   چنگیز خان حاکم قلعه و رئیس قبیله روشنائیان گیو است،  اینها از شاخه های طایفه بزرگ گیو هستند،  و در مردی و دلاوری معروف بودند.  چنگیز خان گیو هم در مردی و معرفت زبانزد بود.  چهل سال سن داشت،  روزی خان هنگام شکار دسته جمعی گذرشان به اطراف آبادی گل باشه افتاد،  برای برداشت و نوشیدن آب به چشمه آن آبادی رفتند.  چشمه بسیار پر آب و با صفا و خلوتی بود،  مدتی کنار آن ماندند تا استراحت کنند،  و در آرامش آنجا فکر و مشورت نمایند.  جوان خوش قد و بالایی حدود 16 ساله از آبادی گل باشه وقتی چند سوار مسلح دید برای کنجکاوی پیش رفت،  وقتی چنگیز گیو چشمش به این جوان افتاد از او خوشش آمد،  و گفت تو نیزه می توانی پرتاب کنی؟  البته خان بزرگ می دانست که نو جوانان رشید ایرانی هم میهنش،  از ابتدای زندگی فنون رزمی می آموزند.  خان بعد از آزمایش جوان که مهران نام داشت به او گفت تو را به سپاه می سپارم تا رزمجوییت کامل شود.  چنگیز گیو برای جنگ بزرگ پیش رو می بایست هشت گروهان نیرو به حکومتی بفرست،  و می خواست خودش در راس این سپاه باشد.  مهران قبل از عزیمت به فرمانده مسئولش گفت من با خواهرم زندگی می کنم،  که باید با من به قلعه بیاید،.....

    مدت کوتاهی در پادگان قلعه گیو کار مهران بالا گرفت،  و با اینکه سنش کم بود،  بواسطه برج و بارو گیری معروف شد.  او با خواهرش در اتاق اجاره ای آبادی قلعه گیو زندگی می کردند.  سیروس که از بچگی مهتاب را می شناخت و قصد ازدواج با او را داشت،  منتظر بود زمستان تمام شود،  و از راه  زیبای کوه های البرز مرکزی به اشکورات و قلعه گیو برود و مهران و مهتاب را ببیند.  اواسط خرداد خروس خوان، سیروس سوار بر اسب بسمت قلعه گیو حرکت کرد،  او نزدیک ظهر به قلعه می رسید و خوشحال که مهتاب را می بیند،  و او را از مهران خواستگاری می کند.  به قلعه رسید پنجشنبه بازار بود،  ولی وضع را دگر گون دید،  مردم بعضی نگران و بعضی اشک ریزان و عده ای شمشیر و تیر آویخته و همه سعی در یاری هم بودند.  بله لشکر قلعه قبل از تکمیل شدن و آموزش لازم نفرات مجبور گردیده بود،  بطرف دشت قزوین برود و برای نبرد به سپاه پادشاه بپیوندد.

      مهران در این زمان فرمانده گروهان ضربت قلعه گیر بود،  و در پشت حصار شمالی قلعه با نفراتش مشغول تمرین و مشق جنگ بود.  پیدا کردن او برای سیروس چندان مشکل نبود،  سیروس بعد از کمی سواری مهران را دید و یکدیگر را در آغوش گرفتند،  مهران پرسید از چلاسر چه خبر عمه چطور است؟ همه خوبند.  سیروس گفت حتماً از بچه های دسته چلاسر خبرها را شنیده ای،  مهران گفت البته ولی باز هم خبر می خواهم،  اما برایم عجیب است چرا کار سد سازی رودخانه را ها کرده اند،  اگر یکبار دیگر رود طغیان نماید،  و مزرعه و مرغزار را بکوبد مردم چه کنند.  سیروس گفت بخاطر جنگ، یا بهانه این جنگ بوده،  ولی جای نگرانی نیست،  به اندازه کافی از طغیان آب و حرکت احتمالی آن بطرف گلیجان یا از این سمت به چلاسر جلو گیری می شود.  مهران و سیروس تا نزدیکی های غروب از همه در گفتند،  و بطور جدی خوشحال از دیدار هم بودند.  سیروس چون می دید مهران مرتب هنگام گفتگوی آنها به میان افرادش می رود و می گوید چنین و چنان مشق کنند،  موقعیت را مناسب ندید چیزی از خواستگاری مهتاب بگوید.

      سیروس دید در همان حوالی آهنگرانی که از دور و نزدیک آمده اند در گوشه ای مشغول ساخت،  شمشیر و سرنیزه، سپر و زره،  یراق و رکاب و غیره هستند، در میان آنها آهنگران چلاسر و گلیجان معروف بودند.  کمان سازان هم به همین منوال،  نجار و خیاط و غیره همه و همه در راه خدمت به میهن همه و همه بشدت مشغول کار هستند.  بانوان نیز در کار شریک بودند،  از قبیل تهیه غذای آماده و قورمه و کمک به مردان در کار های سنگین و حتی نواختن آهنگ های رزمی و سرودها و اشعار محلی برای شور بیشتر.  دلاوری قدیمی اشعار شاهنامه را با صدایی دلنشین و باز می خواند،  و به جوانان گوشزد می کرد که تاریخ تمام نمی شود و همیشه ادامه دارد،  از جمشید آغاز شده و تا ابد ادامه دارد،  شور خود را از دست ندهید.

       غروب با یکدیگر بطرف منزل رفتند،  قلعه و آبادی گیو که در ضلع جنوبی آن بود،  تقریباً غیر معمول خلوت شده بود.  برنامه داشتند فردا پس از نیمه شب،  لشکر قلعه که شامل یک گروهان قلعه گیر،  دو گروهان سوار سبک و سنگین و سه گروهان پیاده نیزه دار و شمشیر زن و کمان دار و یک گروهان بنه بود،  بطرف دشت قزوین رفته، تا در آنجا به لشکر شاه بپیوندند،  و سپس برای جنگ به مرو بروند.  برای روز آخر چنگیز خوان قبل از خطبه نماز سوم ذی الحجه 772 هجری قمری می خواست از مردم حلالیت بطلبد،  چون سفری طولانی در پیش بود و بازگشتی برای آن متصور نبود،  در ضمن می خواست جانشین خود را معرفی نماید،  که تا آن روز کسی نمی دانست چه شخصی است که لیاقت داشته باشد،  پنج فرسنگ در پنچ فرسنگ قلعه و آبادی های البرز را با درایت اداره کند.  غروب سیروس و مهران به منزل رسیدند و مهتاب با سلام و احوال پرسی گرم به پذیرایی از مهمان و برادر مشغول شد،  البته یک از دختران صاحب خانه به مهتاب کمک می کرد،  چون او روزها در حکومتی مشغول کار بود.

      بعد از صرف شام مهتاب گفت شاه می خواهد نیروهایش سال 773 را در مشهد عید کنند،  و سپس عازم مرو شود،  ما نیز از اینجا می بایست همراه سپاه،  کره و روغن و پنیر بفرستیم البته این موقع سال تولید کم است،  برای همین باید یکماه بعد از رفتن شما یک گروهان بار و بنه رهسپار نماییم.  به همه سرگالشها پیغام فرستاده ایم که باید هر کدام چه مقدار بفرستند.  در مدتی که بعد از شام نشسته بودند باز هم صحبت تدارکات جنگ بود،  و سیروس نتوانست خواستگاری را مطرح نماید،  و جالب تر از همه این بود که خواهر و برادر فکر می کردند سیروس برای همدلی در باره جنگ نزد آنها رفته.  شب از حکومتی خبر آوردند که برای جلسه ای باید بروند،  مهتاب به مهمان گفت تو از صبح در راه بودی تا از چلاسر به اینجا بیایی استراحت کن تا ما برگردیم،  سیروس می دانست که در شورای جنگ قلعه،  او را مناسبتی نیست ولی تعجب می کرد که مهتاب چرا می رود.

      وقتی مهران و خواهرش باز گشتند نیمه شب هم گذشته و سیروس در خواب و بیداری بود،  آنها نیز بی معطلی خوابیدند،  و باز هم سیروس بی نتیجه ماند.  صبح مهران گفت باید تمام افراد را در محوطه قلعه گرد آوریم امروز مشق نداریم بلکه سان داریم،  تو می توانی نزدیک ظهر بیایی جایی مناسب برایت در نظر می گیرم.  میدان گاه قلعه که هفته ای یکبار در آن روز های بازار برپا می شد، آنقدر وسعت نداشت که 600 نفر نیرو و حدود ده هزار نفر جمعیت را در خود جای دهد و مراسم سان برگزار شود.  ولی در هر صورت با قرار دادن جمعیت و نیروها بشکلی منظم مشکل برطرف گردید،  سرپرستی این نظم را مهتاب بعهده داشت.  سیروس با تعجب نگاه می کرد که مهتاب چه قدرتی دارد،  و چقدر حرفها و دستوراتش را گوش می کنند.  بخود گفت زمانی که او را می شناختم همین چند سال پیش دختر بچه ای بود از روستایی کوچک،  وقتی به منزل عمه اش در چلاسر می آمد با او بازی می کردم وقتی هم ما به ییلاق می رفتیم با او و مهران بازی می کردم،  ولی حالا او فقط با بیست سال سن یک فرمانده شده.  سیروس با خود فکر کرد چیزی و کسی نبود که مزاحم و یا دردسر برای رشد آنها باشد،  و این خواهر و برادر توانستند مدت ده سال در این حکومتی مناسبی کسب کنند.  بانگ شیپور و ساز و دهل با نواختی شور انگیز،  جوش و خورش بیشتری ایجاد کرده بود.

      مهران شخصی را به دنبال سیروس فرستاد و او را از میان جمعیت شناخت،  و با خود به جایگاه ویژه آورد،  چنگیز خان سخنگوی قبل از خطبه نماز با صدای بلندی شروع به گفتن کرد،  و بعد از از هر جمله سکوت می کرد و چند نفر از میان جمعیت برای افرادی که دور دست تر بودند،  گفته ها را تکرار می کردند.  او گفت خدایا گناهان ما را ببخشای،  خدایا اگر ما غیر از خدمت به میهن و ملت چیز دیگری خواستیم از گناهان ما در نگذر.  و خان مدتی از مسائلی گفت که چندان به گوش سیروس نرفت، ولی ناگه سیروس به خود آمد،  خان در خطبه خود گفت من مهتاب گل باشه ای فرزند مرحوم بیانی را در مدتی که به جنگ می رویم به جانشینی خودم بر می گزینم،  و اگر خواست خدا این بود که باز نگردم،  او تا زمانی که فرزند من توانایی اداره حکومت را داشته باشد و یا تا تعیین حکومتی جدید از جانب شاه فرمانده می باشد،  و حکم او واجب الاجراست، و خواست که مهتاب به جایگاه آید.  سیروس به ناگه بر خود آبی پاشید و به خود گفت تو را که در دلاوری زبان زدی است،  در این شرایط باید یکبار دیگر خود را نشان دهی.  بعد از مراسم،  سیروس که فقط دو سال از مهران بزرگتر بود،  گفت من هم می خواهم با شما بیاییم،  مهران گفت تو به عمه نگفتی و اون نگران می شه،  گفت از میان این جمعیت چند نفری از چلاسر بودند،  به آنها می گویم خبرش را برسانند،  بعد از مدتی گفتگو و دیدن این و آن سیروس سمت منشی وقایع نگار هنگ را گرفت.

      شور و هیجان در قلعه به اوج خود رسیده بود و اسب ها و قاطرها در بیرون قلعه قطار بودند،  نیمه شب همه مردم پای دیوار آماده بدرقه هنگ بودند،  سیروس و اسب خودش هم در میان جمعیت بود.  او و مهران از مهتاب و دیگران خداحافظی کردند،  و سیروس در دلش گفت باز می گردم برای تو،  چه خودم چه عشق و روحم.  آنها رفتند تا برای میهن خود بجنگند و فدا کاری کنند،  آنها در تاریکی شب بی مهتاب با دل هایی آکنده از شور رفتند.  دیگر در تاریخ کسی از این لشکر خبر ندارد که چه بر آنها گذشت،  فقط می دانند چند روز در مشهد بودند،  و بعد از تحویل سال در محرم بسوی شمال غرب خراسان بزرگ رفتند.

   قابل توجه:  آغاز حرکت هنگ البرز که شامل گروهان های شرق گیلان، غرب مازندران، اشکورات البرز مرکزی بود،  در ساعت یک بامداد شنبه چهارم ذی الحجه 772 برابر 5 / 3 / 750 هجری شمسی و 19 می 1371 بوده است.  معمولاً حرکت های نظامی برای خروج از شهر از یک بامداد تا قبل از اذان بامداد انجام می شده،  تاریکی شب برای کاروانها مسئله ای نبوده است،  می توانید به سفر نامه های تاریخی مراجعه نمایید.  در قرون و تاریخ ذکر شده حکومت ایران در تمدن سازمان قبیله ای بود،  و شاهان وقت انرژی حکومت خود را از قبیله ها می گرفتند.  حکام ولایات هم به همچنین بودند و استقلال نسبی داشتند.  در دروغ های تاریخی موجود،  با ساختن و پرداختن دروغ حمله تیمور گورکانی،  تاریخ را بسیار مغشوش کرده اند،  برای اطلاع بیشتر به جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران مراجعه نمایید.

در صورت تمایل و تقاضا شما گرامیان،  داستان های یادگاری را ادامه میدهم.

   کلیک کنید:  زیبا ترین سفالگران

  کلیک کنید:  بناهای تاریخی ایران

  کلیک کنید:  شکوه تمدن آریایی

  انوش راوید  Anoush Raavid

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم  سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com

چگونه پردازش کنیم

       جمع آوری و پردازش واقعیتها

      بسیار می بینم و می شنوم، تحلیل گران،  مفسران، تیوریسین ها و برنامه نویس های اجتماعی و تاریخی در کارشان به همان اشتباه تاریخی و دروغ های تاریخی می روند.  ادامه این روند و عدم بدست آوردن آگاهی از واقعیتها و شناخت دروغ های تاریخی مسیر های ناجور و گمراه کننده ای برای جامعه و مردم را در پی خواهد داشت.  از این اشخاص می خواهم حداقل برای زمانی ذهن خود را از تعصب و آنچه که تا کنون از تاریخ می دانستند پاک نمایند و نگاهی به این وبلاگ بیاندازند.  در این قرن که سرعت تحولات خیلی زیاد است کوتاهی از جمع آوری و پردازش جدید ترین دانشها و همچنین جدید ترین آورده های علم جغرافی ـ تاریخ غیر قابل تصور است. 

     حدود 333 ق.م انقلاب انسانی ایرانی سلسله هخامنشیان را به حکومت اشکانی سپرده،  و ایران از شاه خدایی به سازمان قبیله ای ارتقا تمدن داد،  و دوره جدید تاریخی شروع شد.  هخامنشیان یک سلسله پادشاهی بودند که حدود سه هزار ادامه داشتند،  قسمت های اول این سلسله را به اشتباه یا دروغ عیلام نامیده اند،  در صورتیکه این سلسله شامل چندین گروه پادشاهی چون مصر بودند،  که در ادامه تحقیقات آنها را شرح می دهم،  با مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید نتیجه را خواهید دید.  حکومت اشکانی بر عکس سلسله پادشاهی،  حکومت قبیله ها یا در واقع مردم آن زمان بود،  که با تأسیس مجلس مهستان شکل سازمان قبیله ای تاریخ ایران را تا دوره صفویه بعهده داشت.  با مراجعه به لینکها توضیحات نوشته شده است،  در صورتی که وبلاگ و لینکها بسته بود می توانید در اینترنت انوش راوید را جستجو نمایید و به آدرس و لینک های جدید بروید.

     از شروع نو فئودالی در صفویه تا ثبات فئودالی در نیمه پادشاهی قاجاریه جنگ ها و زد و خورد های شدید و دائم در ایران بزرگ بین قبایلی و فئودالی در جریان بود که صدمات سنگین به کشور و مردم رساند.  برخورد این دو تمدن بقدری شدید بود که حتی بذری برای کاشتن نبود،  و در جا هایی از کله ها مناره ساختند.  در این دوره تولید دانش و علم، شعر و ادبیات،  فلسفه و منطق،  که در دوره کاغذ سازمان قبیله در وضع خوبی بود،  از بین رفت.  بعد از شروع دوران بورژوازی یعنی انقلاب مشروطه،  زد و خوردها تقریباً پایان یافت،  و دوره آرامش نسبی صد ساله در ایران آغاز گردید.  امروزه با نگاهی با بالکان و واژه بالکانیزه باید سابقه تاریخی تقریباً خشن ایران را در نظر گرفت،  و تشدید حالات احتمالی و اعمال نفوذ امپریالیسم نو افزون آن خواهد بود.  اگر دانایان امروزی به ده سال پیش فکر کنند،  می بینند جهان چقدر کودن بوده و دیدگاه و دانش آن زمان چندین برابر کمتر از امروز،  و حتی کاملاً متفاوت بوده است.  اما در این دوره تمامی افراد باید برنامه های علمی و دیدگاه هایی مطابق دانایی قرن 21 داشته باشند.  افراد کاربرد اجتماعی هم باید از دانش دمکراسی و فدرالیسم علمی کاملاً بهره برده،  و درک جغرافی ـ تاریخ،  امثال چگونگی قاره کهن داشته باشند،  چون سرعت تحولات بیشتر و بیشتر می شود.

    توجه:  مطلب زیر در ادامه چالدران دروغی دیگر  است،  علاقمندان حتماً کامل  آنرا بخوانند.

      یک موضوع قابل توجه،  در جنگ اول جهانی آلمان و عثمانی تمام تلاش خود را می کردند،  که خط آهن بغداد تا استامبول را تکمیل نمایند.  حدود 300 کیلومتر این خط آهن از حلب تا موصل تکمیل نبود، آنها می دانستند در صورتیکه خط کامل نشود،  حتی نمی توانند ده هزار سرباز به بغداد بفرستند.  یاد آوری شود در این زمان امکانات خیلی بیشتر از مدتی قبل از آن بود،  کامیون و جاده های خاکی داشتند،  بغداد قابل دسترسی بود،  ولی زمین چالدران به هیچ عنوان قابل دسترسی نبود.

    مطلب کوتاه دیگر،  بعد از جنگ دوم جهانی ایالات متحده آمریکا که توانسته بود قدرت خوبی بگیرد سهم خوبی هم از جهان می خواست،  ولی استعمار گران پیشین حاضر نبودند از منافع خود کوتاه و کنار بیایند.  بنا بر این  دولت آمریکا در گوشه و کنار جهان برنامه هایی چید و ترتیبی داد که به استعمار گران پیشین ضرباتی وارد شود و سهم خود را بگیرد.  در کشور های مختلف مستقیم یا غیر مستقیم ترفند هایی بکار برد،  و  سپس با کودتایی اوضاع را به نفع خود کرد،  همچنین جایگاه سرمایه داری فراملی را محکم کرد،  و سرمایه داری سنتی باز مانده دوره استعمار را ضعیف نمود.

   ادامه بخشی دیگر از نگاه مختصر به تاریخ جهان

      در 2100 ق.م سومریها پادشاهی سلسله سوم را در جنوب ایراق معروف به اور ایجاد کردند، و حکومت را تا به وسعت دوران سارگون رسانیدند،  البته نام های بجای مانده از این دوره سومریها عربی است.  تا قبل از شروع هزاره دوم،  ایلام که در مرکز تمدن های ایرانی قرار داشت،  و بدین وسیله توانسته بود قدرت خوبی بدست آورده،  تقریباً به جنوب ایران و جنوب ایراق مسلط شد.  در کتیبه های یافته شده در شهر تاریخی لارسا خبر از جنگ بین ایلام و اولین طوایف عرب می دهد،  اکد از ایلام شکست می خورد،  و برای همیشه تاریخ آرزو های بزرگ را رها می کند.

      حدود 2050 سلسله یازده تب،  مصر را تا حدودی متحد کرد و تاریخ را به سلسله دوازدهم سپرد،  که قدرت فرعون از لبنان تا اوگاندا گسترش یافت،  امتیازی که این سلسله داشت درک و برسمیت شناختن قبایل بود.  در آناتولی و یونان تمدن کم کم داشت شکل می گرفت،  ولی اطلاعات علمی و باستان شناسی و تاریخی کمی برای امروزه به یاد گار گذاشته اند،  که چیز قابل ملاحظه ای در آنها نیست.  تکیه بر افسانه ها و داستان های ملی و دینی برای نگارش تاریخ کار اشتباهی است،  فقط از میان آنها تا حدودی می توان روابط اجتماعی را خارج کرد.   برای اطراف اژه،  آنچه که می توان مورد حدس و فرضیه قرار داد،  ضمن نگاه کردن به کاسه و کوزه هایی که در موزه ها یادگار می باشند،  بر اثر جنگ های دائمی در ایراق،  رانده شده ها دانش و فنون خود را به سواحل آناتولی غربی و یونان منتقل کردند.  آنها بدلیل دانستن کار هایی مورد پذیرش مردم محلی قرار گرفتند،  و در یک تجارت آرام و ساده با مردم سواحل لبنان و فلسطین و مصر،  دانایی خود را آمیختند،  و داشتند پایه های تمدن جدید را بدور از صدای شمشیر های ایراق بنا می کردند. 

      هنوز در ابتدای قرن 20 ق.م اروپا در چنگال قبیله های کوچک کوچنده گرفتار بود،  آنها نمی توانستند غذای خود را کامل تهیه کنند،  بهمین جهت با تغییرات طبیعت می چرخیدند،  تا روزگار چیزی برای خوردن به آنها بدهد.  دوره مس را تجربه می کردند،  و به تمدن های قدح سازان و تبرزین مشهور شده اند،  چون چیز بیشتری برای ارائه تاریخی ندارند.  ساختن مقبره، ستون، سکو، محفظه، و امثال آن با استفاده از سنگ های عظیم،  بنا به شواهد باستان شناسی در این دوره اروپا عمومیت داشته است،  و به تمدن کلان سنگی مشهور شده است.  ادامه دارد

  کلیک کنید:  پاسخ به شبهات تاریخ

   کلیک کنید:  مختصر تاریخ جهان

انوش راوید  Anoush Raavid

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم  سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار و جدید ترین بررسی های تاریخی در:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران   http://www.ravid.blogfa.com

تاریخ مصر باستان

   مختصر تاریخ جهان

   پیش گفتار

      برای اشخاصی که می خواهند از تاریخ ایران بدانند،  دانستن مختصری از تاریخ جهان لازم است،  بخش هایی که به تاریخ و تاریخ اجتماعی ایران مربوط می شود،  و نیز به واقعیتها و دروغ های تمام تاریخ جهان آشنا شوند.  در این سلسله مقاله مختصر تاریخ جهان را می نویسم،  امیدوارم با دقت موج نو با آن برخورد کنید،  و با هوشیاری ایرانی کم و کاست ها را پاسخ گو باشید،  جهت اطلاعات بیشتر به لینکها مراجعه شود.  هدف کلی این نگاه بررسی تاریخ جغرافیای قاره کهن و اروپا و شمال آفریقا می باشد،  تحولات تاریخی، تاریخ اجتماعی، دولتها را می نویسم،  عکسها و نقشه ها را در یک مجموعه قرار می دهم که با دانلود آنها در کامپیوتر بتوان استفاده مضاعف نمود.  توجه: در ضمن از منطقه بین النهرین در اینجا به نام تاریخی ایرانی آن سرزمین،  یعنی ایراق می نویسم.

   بخش یک،  تاریخ باستان:

      نخستین جوامع نویسای بشر یا دوران تاریخ با تعریف هایی از ایراق شروع می شود،  متعاقب آن فلسطین سوریه غرب مدیترانه می باشد. در نیمه هزاره چهارم قبل از میلاد تمدن عبید که منسوب به تل العبید در جنوب ایراق است و آثار این تمدن از جمله ظروف سفالی منقوش و بقایای مقابر و کلبه های گلی و نی و شواهدی از کار برد مفرغ نیز بدست آمده.  عبید به تدریج به شمال گسترش پیدا می کند،  گرچه ده نشین بودند،  ولی می توانستند معابد بسازند و پایه گذار دین با معبد دست ساز بشر باشند.  همزمان با عبید در فلات ایران سیلک و شهر سوخته در حال رشد بودند،  که در تاریخ شهر های ایران نوشته ام.  در ابتدای تاریخ ایراق زیر سلطه سیاسی ایرانیان بود،  به تاریخ نیک مراجعه شود.

      هزاره سوم قبل از میلاد:  مصریان نخستین پادشاهی قابل توجه را بر پا کردند،  از ابتدای هزار سوم قبل از میلاد نخستین فرعون سلسله اول پادشاه منس بود،  که با شمشیر های کوتاه مفرغی تقریباً تمام مصر را به فرمان در آورد.  در آن زمان قبایل دلتای نیل در جمعیت های اندک و در حداقل دانش بودند و اختلاف های زیادی در عقاید جادوگری خود داشتند،  و براحتی گرفتار اولین سلسله پادشاهی شدند.  در این زمان اطلاعات دقیقی از تاریخ پادشاهی در ایران و ایراق در دست نیست،  فقط می دانند که تا نیمه هزاره سوم ایراق هنوز واحد سیاسی قابل ملاحظه نداشت.  از نیمه هزاره سوم قبل از میلاد کم کم تاریخ سازی شروع می شود،  سومر و اکد شروع به ابراز وجود کردند،  و آثار باستان شناسی از خود بجای گذاشتند،  در نیمه این هزاره آثار تاریخی از خلیج فارس تا قفقاز نشان می دهد،  که تمدن هایی داشتند و چیزهایی برای بررسی باستان شناسی از خود بجای گذاشتند،  ولی هیچ کدام خبر از واحد بزرگ سیاسی نمی دهد.  در این زمان هنوز قبایل اروپا سنگ روی هم می چیدند و در غارها نقاشی می کردند،  که امروزه اروپائیان با کشف آنها از خوشحالی بپر بپر می کنند.  از شرق قاره کهن تا انتهای شرقی آسیا وضع از اروپا بهتر نبود،  و با چند قبر و کاسه های گلی نپخته ساده و ابزار سنگی عادی موزه های را تزئین کرده اند.  اما افریقا از مرکز تا نزدیک مصر وضع بهتر بود،  کوشی ها حرفی برای گفتن در تاریخ دارند،  اما تحقیقات امروزی در این منطقه برای باستان شناسی کم است. 

      در قرن 23 تا 24 ق.م اکد ها بر ایراق مرکزی و سومر ها بر جنوب قدرتشان را متمرکز کردند،  ولی قدرت اصلی در شوش از تماس چند تمدن ایرانی رشد می کرد،  در تاریخ به آنها عیلام می گویند،  که در واقع بخش اول سلسله هخامنشیان است و به اشتباه یا دروغ عیلام نامیده اند،  البته درست آن حکومت ایلام است.  در 2200 قبایل زاگرس به راحتی بر اکد پیروز شدند،  که این باعث شد کمی باستان شناسی به عقب رود،  سفال گری منقوش شمال ایراق به شکل ساده تری در زمان اشغال زاگروسیها در آمد.  نوشتن در لوح گلی پخته بود،  با پیدایش خط میخی که با لهجه های مختلف نوشته می شد،  خط تصویری سومری از بین رفت.  مصریان از قلم مو و جوهر روی پاپیروس خط تصویری یا هیروکلیف خود را می نوشتند،  خطی که ویژه کاهنان و در انحصار آنها بود،  و هر قرن آنرا ساده تر می کردند.  در سند و پنجاب دو تمدن موهنجودار و هاراپا در کنار شهر سوخته،  شهر های بزرگی بودند،  که خیابان کشی و فاضل آب و چاه و حمام و ساختمان های خوب داشتند،  به تجارت و داد و ستد مشغول بودند،  و در تکمیل کردن خط و نویسایی سهمی برده اند.  اندک خطوط باقی مانده دره سند و شهر سوخته خوانده نشده است،  آنچه مشخص می باشد،  خطوط شهر سوخته ابتدای الفبای سانسکریت می باشد. 

      در این دوره جمعیت منطقه ایران و ایراق را حدود 500 تا 700 هزار نفر تخمین می زند،  باستان شناسی شهر های تاریخی را حدود 10 تا 15 هزار نفر می گوید.  در همین زمان آناتولی در اشغال هیتی ها بود که قوم پسر عموی ایرانی بودند،  در این بخش نیز دخالت های تاریخی نویسی غربی اختلال در توانایی مستقل برداشت های واقعی از تاریخ را ایجاد کرده است.  تاریخ نگاران دشمن قاره کهن در عشق این بودند،  که بگویند هیتی ها هم مانند ایرانی ها از جایی دیگر از دور دست ها آمده بودند.  آثار بجای مانده از هیتی ها شباهت کامل درون ایران دارد.  جاده و ارتباطات در هزاره سوم ق.م خیلی ابتدایی و بصورت مال رو بود،  و تجارت در اندازه محدود و حداکثر تا قوم همسایه ادامه داشت،  و فقط مهره ها و دستبند و گردنبد و اینقبیل بود.  اما آثار تجاری بین ایران و ایراق و سند در کیش و بحرین دیده شده است،  ولی مشخصاً از نوع تجارت چیزی در دست نیست.

      در همین زمان که ایراق و ایران در حال شکوفایی تاریخ اجتماعی و درست کردن تاریخ بودند،  هرم سازان سلسله سوم و چهارم مصر در حال انحطاط بودند.  سه مسئله اصلی باعث آن بود،  اول مطابق معمول تاریخ فساد سلسه های حاکم،  دوم نداشتن قدرت دفاعی کار آمد،  سوم مهاجرت انبوه مردم از جنوب.  به همین جهت مصر دچار تجزیه شد،  سلسله هفتم بر ممفیس،  سلسله هشتم بر قبط و ابید،  سلسله های نه و ده بر هیراکون پلیس حکمرانی کردند.  از این دوره ها آثار باستان شناسی و تاریخی قابل ملاحظه ای باقی نمانده،  ولی مصر همچنان در حال حرکت به جلو بود.  اما اروپا در اطراف رود های بزرگ چون دانوب بزحمت دوره سنگ را رها کرده و وارد مس سنگی شدند،  با سفال گری مخطط برای شادی اروپائیان یادگاری گذاشتند.  در شرق آسیای چین آماده بود مطابق معمول تاریخ خود چیزهایی یاد بگیرد،  اندکی سفال گری ابتدایی که دقیقاً معلوم نیست از چه کسانی آموزش دیده بود،  در موزه ها دارند و به آنها می نازند.

  . . . . .  ادامه دارد

   کلیک کنید:  پاسخ به شبهات تاریخ

   کلیک کنید:  ماجرهای پند آموز تاریخی

  انوش راوید  Anoush Raavid

 عکس های تاریخی،  مناطق توریستی و دیدنی ایران  در:  اینجا

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم  سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار و جدید ترین بررسی های تاریخی در:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران   http://www.ravid.blogfa.com

کامپیوتر و اینترنت برای بزرگسالان

   آموزش موارد لازم اینترنت

    پیش گفتار
      وقتي که مي خواهيد با ماشيني رانندگي كنيم،  صندلي و آيينه و .... را مطابق نظر خود تنظيم مي كنيم.  همانگونه در اينترنت است،  که باید مرورگر را مطابق نظر خود تنظيم كنيم.  كليد هاي مورد نظر خود را اضافه  و آنهايي كه نمي خواهيم حذف كنيم و تغییرات لازم را بدهیم.  سایت ها و جستجوگر های مورد استفاده را در جای مناسب قرار دهیم تا هر بار مجبور نباشیم دنبال آنها بگردیم.  مثلاً من سایت های اصلی مورد نظرم را در پیوند های وبلاگم،  جنبش برداشت دروغها از تاریخ قرار دادام و این وبلاگ را صفحه خانگی نموده ام تا سایت های مورد نظر و استفاده دائمی همیشه در دسترسم باشند.

     معمولاً تمامی افراد هم سن و سال من حتی با تحصیلات بالا و عالی،  چیزی از کامپیوتر نمی دانند و استفاده از اینترنت را بلد نیستند.  این سری مقالات را می نویسم تا عزیزان متوجه شوند،  که در این زمان کامپیوتر و اینترنت خیلی ساده است،  و به راحتی می توان یاد گرفت.  افراد بالای 50 سال انبوهی از خاطرات و دانش های قرن  20 را دارند که لازم است بتوانند آنها را وارد اینترنت کنند،  تا مورد استفاده قرار گیرد و یادگار بماند.  قرن 21 دوران سنت گریزی است باید ذهنیت را از قرن 20  به واقعیت های قرن 21 رساند،  برای درک بهتر به وبلاگ انوش راوید مراجعه شود.  جوانها به بزرگترها کمک کنند و آنها را تشویق نمایند،  تا وارد اینترنت شوند،  می توانند جهت تشویق آنها مقالات وبلاگ انوش راوید را  سیو نمایند،  و یا در آف لاین بگذارند تا بزرگتر ها بخوانند، و به پدر و مادرها بگویند این آقا هم سن شماست بجنبید و وارد اینترنت شوید.

   بخش اول

   * 1 ــ  لينك ها را در صفحات جديد باز كنيد.
      لينكي های را كه عموما آبي رنگ هستند و "كرزر" با رفتن بر روي آنها،  به "دست"  تبديل مي شود،  مي توان آن را در همان پنجره باز نمود،  و يا اينكه آن را در پنجره جديدي باز كرد.  بهتر است هميشه لينك ها را در پنجره جديد باز كنيد، براي اين كار كليك چپ نكنيد،  روي لينك رفته و سپس كليك راست كنيد،  بعد از آن روي open in a new window برويد،  و در مرحله آخر كليك راست را رها كنيد.  با اين كار لينك در پنجره جديد باز مي شود.  و در حالي كه مشغول خواندن صفحه دانلود شده هستيد،  صفحات ديگر دانلود مي شوند،  يعني سريعتر كارها انجام مي شود.  مثلا وقتي توسط  ابزار جستجو كلمه اي را جستجو مي كنيد،  و نتايج ظاهر مي شود،  هر كدام از نتايج كه مورد علاقه شما بود،  در صفحه جديد باز كنيد.  وقتي كه مي خواهيد به صفحه بعدي نتايج سرچ برويد،  مي توانيد در حاليكه صفحات بعدي نتايج جستجو در حال دانلود شدن هستند،  بر گرديد و صفحات كاملا دانلود شده خود را مطالعه كنيد.

      البته بعضي از سايتها اين امكان را مي دهند كه با زدن كليدي ، تمامي لينكها در پنجره جديد باز شوند.  بعضي از لينكها طوري آماده شده اند كه خود بخود در پنجره جديد باز شوند.  با كليك راست و سپس انتخاب حالت open in a new window ممكن است،  اعلان صفحه يافت نشد پديدار شود.  در اينصورت كافي است همان كليك چپ را بزنيد تا لينك در پنجره جديد باز شود.  اگر شما براي باز كردن لينك ها در پنجره هاي جديد، محدوديت داشتید،  و باز شدن تعداد زيادي پنجره ممكن است باعث هنگ كردن برنامه مرورگر تان شود.  بنابر اين بطور همزمان،  حدود 10 تا 12 پنجره بيشتر باز نكنيد.

  * 2 ــ  وقتی خطوط را غیر معمول مي بينيد
      گاهی در صفحات فارسي بجاي حروف درست فارسي اشكال عجيب غريب ديده مي شوند،  كليك راست موس را فشار داده،  از صفحه باز شده گزينه Encoding را انتخاب كنيد.  براي درست ديدن صفحات فارسي يكي يكي گزينه هاي زير را انتخاب كنيد،  تا ببينيد كداميك جواب مي دهد: Windows / Arabic / Windows Western / UTF-8   /يعني ابتدا از گزينه، / Encoding  / Windows  Arabic را انتخاب كنيد، اگر صفحه درست شد،  كه هيچ ولي اگر درست نشد،‌  مجددا كليك راست كرده Encoding و سپسWindows  / Western / را انتخاب كنيد، اگر صفحه درست نشد،  گزينه سوم يعني UTF-8  را امتحان كنيد.  اگر هيچكدام نشد،  ممکن است صفحه فارسي با قلم خاصي نوشته شده،  باید فونت جدید نصب كنيد.

   * 3 ــ  حذف فريم های مزاحم
      در اينترنت صفحه اي كه نواحي مختلف آن مستقلا
scrollbar دارند،  ابتدا بايد صفحه مورد نظر را از توي فريم بيرون كشيد.  روي صفحه فريم مورد نظر كليك راست كرده،  و سپس روي properties، آخر كليد موس را رها كنيد،  تا صفحه properties باز شود.  آيا در اين صفحه آدرسي جلوي عبارت URL مي بينيد؟ اين آدرس را در جعبه آدرس مرورگر نوشته، و كليد enter را زده،  صفحه بدون فريم می شود.  لازم نيست آدرس جلوي عبارت URL را در جعبه آدرس مرورگر تایپ کرد،  آن را هاي لايت (select) کرده،  كرزر را ابتداي آن قرار داده،  كليد چپ موس را فشار دهيد،  و توسط موس كرزر را روي تمام آدرس بكشيد،  تا تماما آبي شود،  سپس كليك راست، copy ، بعد روي جعبه آدرس رفته تمام آدرس قبلي را هاي لايت،  سپس كليك راست paste کنید.

   * 4 ــ بجاي عكس ، يك مربع حاوي ضربدر قرمز رنگ دیده می شود  

     با موس كرزر را روي عكس ببريد،  كليك راست موس كنيد.  روي properties رفته و كليد موس را رها كنيد. در صفحه properties ، آدرس جلوي URL را در جعبه آدرس مرورگر بنويسيد، enter كنيد،  اگر عكس آمد، كه آمد اگر نه كاري نمي توان كرد.

   * 5 ــ  اگر گرفتار يك سايت شلوغ شديد
       سايت شلوغ كه داراي تعداد زيادي لينك، انواع جعبه ها و كادر هاي مختلف در نقاط مختلف صفحه مي باشد،  بجاي صرف زمان زياد براي درك صفحه،  سريعا به بالا يا به سمت چپ صفحه نگاه كنيد، ببينيد آيا كليدي به نام site map دارد يا خير، اگر چنين كليدي نبود،  مجبور می شود صفحه اول را کامل مطالعه نماليد.  ولي اگر چنين كليدي موجود بود،  با زدن آن به صفحه اي مي رويد،  كه در آن تمام لينك هاي موجود در سايت بصورت فهرست آورده شده است.  با خواندن آن مي توانيد سريعا فهميد در سايت چه صفحاتي با چه موضوعاتي موجود است.

   * 6 ــ  یافتن كلمه در يك صفحه وب
      در صفحه اي كه پر از مطالب مختلف است،  مي خواهيم ببينيم توي اين صفحه راجع به مثلا ايران صحبتي شده يا خير، به عبارت ديگر آيا در اين صفحه كلمه ايران آمده است يا خير.  كافيست در مرورگر IE (يعني Internet explorer) كليد View و سپس گزينه Find را انتخاب نمود.  در صفحه اي كه باز مي شود،  كلمه IRAN را تايپ كنيد، و كليد Find را فشار دهيد.  اگر اين كلمه در صفحه موجود باشد آن كلمه در وسط صفحه آورده شده و هاي لايت مي شود.  با فشردن مكرر كليد Find ديگر كلمات مورد جستجو در صفحه آورده مي شود.

   * 7 ــ  یافتن يك كلمه در يك سايت
      فرق اين حالت با حالت قبل اينست،  كه در جستجوي يك كلمه در تمامي صفحات يك سايت هستيم. روش كار را در دو جستجوگر Google  توضيح مي دهم.  مثلاً مي خواهيم ببينيم كلمه IRAN در سايت ravid.blogfa.com  آمده يا نه.   در جستجوگر Google تايپ كنيد: Site: ravid.blogfa.com  Iran   و يك فاصله خالي بين آدرس و كلمه Iran ايجاد نمایید،  سپس enter را زده.  صفحاتي از سايت  ravid.blogfa.com   را كه داراي كلمه IRAN است را مي آورد.

   * 8 ــ  ذخیره موسیقی و صدای سایت ها  
       روي صفحه اي كه خواستار صداي پس زمينه آن هستيد برويد،  كليك راست كنيد، و روي
Source برويد و كليد موس را رها كنيد تا صفحه Source باز شود.  در اين صفحه به دنبال عبارت bgsound بگرديد،  وقتي آن را يافتيد جلوي آن نام فايلي مي بينيد،  مثلا به صورت did.omid اين نام را برداريد،  و در جعبه آدرس سايت،  آخرين عبارت (كه پس از آخرين / آمده است) را حذف كرده و بجايش اين نام را يعني did.omid را تايپ كنيد و نهايتا كليد enter را بزنيد.

   * 9 ــ حذف صفحه مقدماتي انيميشينی
    بعضي صفحات وب از Introduction /  intro به عنوان صفحه اول هوم پيج استفاده مي كنند،  و در اين صفحات انيميشيني قرار مي دهند،  كه پس از اتمام آن تازه مي توانيد به صفحه اول سايت رفت.  برای حذف آن ابتدا باید دید،  در صفحه Intro كليدي به نام skipintro هست يا نه.  اگر بود آن را فشار دهيد تا از روي اين صفحه به صفحه اول بپريد،  اگر چنين كليدي نبود،  باید يكبار اين صفحه مقدماتي را تحمل کرد،  تا به صفحه اول رفته.  سپس آدرس اين صفحه را كه در جعبه آدرس بالا صفحه نوشته شده است يادداشت نموده،  و از اين پس با اين آدرس به سايت مورد علاقه خود برويد،  تا صفحه را ميان بر زده باشيد.

 * 10 ــ  یافتن دروغ های یک سایت
      بعضی از سايتها مثلا نوشته اند:  (در اين سايت صدها مقاله راجع به مثلا اینترنت موجود است،  ‌در جعبه زير كلمه مورد نظر خود را تايپ كنيد تا ما مقالاتي كه در آنها يا در عنوان آنها اين كلمه آمده است، براي شما فهرست كنيم).  چه بايد كرد تا متوجه شد واقعی هستند،  یا دروغ مانند دروغ های تاریخی،  كافيست در جعبه جستجوي آنها، كلمه اي عمومي مثلا The يا a و يا در موردی money را تايپ كرد،  و enter را زد.

گاهي به مقالاتي می بینیم كه در چندين صفحه تقسيم شده اند،  خواندن ، save كردن و پرينت گرفتن چنين مقالاتي مشكل است،  
      هدف طراحان از تقسيم يك مقاله واحد در چندين صفحه،   قرار دادن تبليغات زياد در هر صفحه است،  كه خواننده مجبور باشد تمام آنها را بخواند.  گاهي در صفحه اول و عموما در صفحه آخر اين مقالات كليدي وجود دارد به نام
printer friendly يا عبارات مشابه،  با زدن اين كليد تمامي مقاله در يك صفحه ظاهر مي شود،  و مي توان آن را به راحتي پرينت گرفت يا save كرد.  بنابر اين در بر خورد با چنين مقالاتي ابتدا به صفحه اول و صفحه آخر مراجعه كنيد و ببينيد آيا چنين كليدي وجود دارد يا نه،  اگر وجود نداشت كه مجبوريد يكي يكي صفحات مقاله را دانلود كرده و آنها را بخوانيد و save كنيد يا پرينت بگيريد.

   * 11 ــ  به هر كس فاكس و ايميل خود را ندهيد
      بعضي سايتها براي ورود به آنها،  آدرس ايميل مي خواهند،  آدرس خود را به هر كسي ندهيد.  فقط اگر قرار است بعدا ارتباط شما با سايت از طريق ايميل باشد،  به آنها آدرس ايميل خود را بدهيد.  بسياري از سايتها فرق آدرس ايميل واقعي با جعلي را نمي فهمند، پس مي توانيد به آنها آدرس ايميلي مثل doruq@yahoo.com را بدهيد،  در صورت دادن ايميل ممکن است ده ها ایمیل تبليغاتي برایتان برسد.

 * 12 ــ  تغییر دادن رنگ صفحه وب
     وقتي صفحه اي را باز كرديد به view برويد و گزينه internet option را انتخاب كنيد،  در صفحه اي كه باز ميشود روي كليد colors در پايين صفحه كليك كنيد.  به جعبه colors در اين صفحه دقت نمایید،  علامت چك مارك را از كنار عبارت use windows colors برداريد،  و سپس رنگ نوشته ها (text) و زمينه (background) را مطابق نظر خود تغيير داده و ok بزنيد.  البته دقت كنيد از اين پس همواره شما رنگ نوشته ها و زمينه را در تمام صفحات وب اينطور خواهيد ديد،  مگر باز گرديد و دوباره كنار عبارت use windows colors علامت چك مارك را بگذاريد.

   * 13 ــ ذخیر عکس در کامپیوتر

      براي ذخیره عکس  كافيست توسط موس،  كرزر را روي عكس برده،  سپس كليك راست نموده و از داخل صفحه اي كه باز مي شود،  گزينه save picture را انتخاب كرد.

  * 14 ــ  کلیک چپ بجای راست
      در بعضي صفحات يا روي بعضي تصاوير، كليك راست موس كار نمي كند،  در واقع طراح صفحه خواسته با اينكار جلوي پرينت كردن يا save بعضي صفحات يا عكس ها را بگيرد.  كليك چپ را فشار دهيد و نگهداريد، حالا كليك راست كنيد،  كليك راست در اين حالت عمل مي كند.  در غیر اینصورت،  عكس را در صفحه مونيتور خود بياوريد،  سپس كليد print screen را كه روي صفحه كليد است فشار دهيد،  در اين حالت تمامي مطالب و تصاوير روي صفحه مانيتورcopy می شود.  سپس يك برنامه ويرايش تصاوير مثل paint كه در خود برنامه windows است را باز كرده،  و در صفحه سفيد آن  paste  نمایید.  مطالب صفحه مانيتور به طور كامل به اين جا مي آيد،  حال مي توان مستقيما اين را به نام فايلي  save  نمود،  يا ابتدا عكس هاي آن را در آورده یا دوربري کرده،  و سپس هر عكسي را در فايلي  save نمود.

      گاهی وقتي مي خواهيد صفحه اي يا عكسي را save كنيد، صفحه اي باز مي شود،  در آن بطور پيش گزيده نام فايلی كه طراحي وب بر آن صفحه گذاشته است دیده می شود.  طراح صفحه وب نامگذاري صفحات و عكسها را بنابر نيازمندي هاي خودش گذارده است،  مي توان نامها را مطابق نظر خود تغيير داده و سپس آن را save نمود.

  کلیک کنید:  اینترنت و ماهواره

  کلیک کنید:  تمدن آریایی

انوش راوید  Anoush Raavid

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم  سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار و جدید ترین بررسی های تاریخی در:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران   http://www.ravid.blogfa.com

طبقات اجتماعی ایران

   طبقات اجتماعی ایران

   پیش گفتار

      خواهشمندم این مقاله را علاقمندان و متخصصین تاریخ اجتماعی،  تیوریسین ها و برنامه نویس های اجتماعی،  در صورت تمایل مطالعه نمایند،  بنظرم مطالبی است که لازم می شود بدانند.  افرادی که علاقه و دانشی در تاریخ اجتماعی ندارند وقت خود را تلف نکنند،  و از خواندن و نظر دادن خود داری نمایند،  و اگر اشتباه وارد این وبلاگ شده اند،  خواهشاً خارج شوند.  همچنین تمنا دارم متعصب های نژادی، سیاسی، دینی مطالب و مقالات انوش راوید را نخوانند،  این وبلاگ فقط جهت پیش برد علم جغرافی ـ تاریخ می باشد.  در صورتیکه به هر شکل این وبلاگ در اینترنت از بین رفت در جستجو گرها بنویسید، انوش راوید،  و دوباره بیابید.  آماده ام در صورت تقاضا مطالب متنوع و جدید در تاریخ و تاریخ اجتماعی بنویسم. 

      تاکنون نوشته شده که تاریخ اجتماعی ایران فراز و نشیب های فراوان داشته است،  اما در واقع اینگونه نبوده،  با درک واقعی از تاریخ اجتماعی ایران متوجه می شویم،  که رشدی مطابق تمام قاره کهن داشته و حتی از بقیه قاره در تکامل پیش بوده است.

   طبقات اجتماعی ایران

     برای رسیدن به امروز طبقات اجتماعی ایران،  بهتر است از دوران صفویه آغاز کنم،  قبل از صفویه تمام ایران بطور کلی در اختیار سازمان قبیله ای دینی بود.  قبایل اولیه در شرق ایران بزرگ یعنی نورستان، بدخشان، هزاره جات، در کوهستان های استان کرمان بودند،  که قابل ملاحظه نبود.  در دانستن از قبایل به ساختار های تاریخی اجتماع مراجعه شود.  در دوران صفویه با دادن تیول و وقف به صورت گسترده ایران را وارد فئودالی اولیه کردند،  برای همین در این دوره جنگ های داخلی مهمی صورت گرفت،  که همگی مقابله سازمان قبیله ای با فئودالی بود،  مانند شورش قندهار که قبیله های پشتون و کلزایی یا کلجایی حاضر نبودند، وارد سیستم اجتماعی فئودالی یا تسلیم آن شوند.  البته درس و مکتب فئودالی صفویه در دو موضوع عمده قرار داشت،  اول اینکه صفویه در ابتدا قبیله ای بود،  ولی وقتی وارد اصفهان شد دیگر اراضی طایفه ای نداشتند، بنا بر این مجبور بودند زمین های قبایل را تصاحب کنند،  کاری که اگستینوس در 15 قرن پیش در روم کرده بود.  این تصاحب تنها توسط جنگ امکان پذیر نبود بنا بر ای دینی می خواستند،  که بتوانند فئودالی را بر پایه های آن استوار کنند.  کتیبه معروف زنگنه وزیر در بیستون که اراضی بیستون را وقف سادات کرده معرف و یکی از دلایل آن است.

      دیگر اینکه دوران صفویه مصادف شد با ورود بورژوازی استعماری اروپایی که آنها می دانستند،  نمی توانند با قبیله ها باقی بمانند،  تاریخ هم نشان داده که قبایل دائم با استعمار جنگ داشتند،  البته در جنگ های استعماری سرزمین هایی که دارای سازمان قبیله ای بودند،  استعمار را شکست می دادند،  مانند افغانستان و عمان،  و سرزمین هایی که قبایل بدوی داشتند از استعمار شکست می خوردند،  مانند جنوب شرقی آسیا و آفریقا.  بنا بر این بورژوازی استعماری آموزش فئودالی شدن را به صفویه می داد،  دلیل آن چند صد نفر اروپایی و ارمنی مقیم در اصفهان و آثار بجای مانده از آنها بود.  خوانین فئودال برای حفظ موقعیت خود به کمک بورژوازی استعماری نیاز داشتند.  بالاخره در جنگ دائم بین سازمان قبیله ای و فئودالی اولیه در دوران صفویه سازمان قبیله ای بدلیل داشتن تشکیلات منظم مراتبی و دینی و گرفتن فرمان و کمک از مرکز اصلی این سازمان در مکه عربستان توانست صفویه را سرنگون کند،  و پس از آن دو دوره تاریخی قبیله ای در ایران شکل گرفت و افشاریه و زندیه روی کار آمدند.  اما در زیر ساختار های جامعه،  دینی قرار داشت که از فئودالی حمایت می کرد و در حال رشد بود و کشور را بسوی فئودالی می برد،  نمونه آنرا در مقاله اولین مسجد غاری جهان و شیخ محمودی در اینجا نوشته ام.  بنا بر این دو حکومت افشاریه و زندیه که هر دو بر یک نوع رژیم یعنی سازمان قبیله ای استوار بودند سریع سقوط کردند،  و جای خود را به سلسله قاجاریه فئودالی دادند.

      ابتدای تاریخ قاجاریه در ابهام و دروغ های فراوان تاریخی است،  که امیدوارم محققین تاریخی بخش تأسیس سلسله قاجار را بررسی نمایند،  و اینهمه دروغ را از آن پاک نمایند و واقعیت ها را بیابند.  فئودال اولیه در زمان قاجاریه رشد کرد و به تشکیلات فئودالی رسید،  در تشکیلات فئودالی،  فئودالها و خوانین سلسله مراتب داشتند و هرم بودند، که رأس آن شاه بود.  سازمان قبیله ای در اطراف ایران کنونی به میزان 20 درصد بود،  در افغانستان70 درصد،  در تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان 90 درصد،   و در عراق 60 درصد باقی ماند،  البته این آمارها در جایی ذکر نشده و تحقیقات مستقل می باشد،  و در صورت تقاضا مشروح می نویسم.  استعمار هم از این دو طیف مهم تاریخ اجتماعی ایران بزرگ ،  که در یک جمع بندی تقریباً با قدرت مساوی بودند،  حمایت می کرد تا بتواند یک نزاع دائمی در کشور ایجاد کند.  در آن زمان شیعه از تشکیلات فئودالی و سنی از سازمان قبیله ای حمایت می کرد،  که این خود به توازن قوای متخاصم در ایران بزرگ دامن می زد.  در آن زمان هر چند بظاهر ازبکستان در اختیار خانات خودش بود،  و عراق در اختیار عثمانی،  ولی روابط اجتماعی و ارتباطی در تمام ایران بزرگ بهم وصل بود.

      در میان این دو قدرت اجتماعی یعنی تشکیلات فئودالی و سازمان قبیله ای،  رابطه ای در حال شکل گرفتن بود،  که خرید و فروشها و تجارت را در دست گرفته و باعث گسترش و بیشتر و پر جمعیت شدن شهر ها می شد.  شهر هایی که تا آن زمان جمعیت آنها کمتر از ده هزار نفر بود و انرژی خود را از فئودالی یا قبیله ای می گرفتند،  به ناگه در دوره قاجاریه رشد کرده و جمعیت آنها تا ده برابر گردید،  و شکل نو از تاریخ اجتماعی ایران را پدید آورد.  نو بورژوازی از نیمه دوم قاجار به دو علت،  آموزش گرفتن از بورژوازی استعماری،  و نیاز بر طرف کردن تجارت بین دو متخاصم فئودالی و قبیله ای بخوبی رشد کرد.  نو بورژوازی تعصبی در نوع دین نداشت فقط به درآمد فردی می اندیشید.  از نیمه قاجار نو بورژوازی،  ایران را پر از کاروانسرا کرد،  و از هر طرف کاروان های بزرگ در حال رفت و آمد بودند،  در صورتیکه کاروانسر های ساخته شده دوران صفویه همگی در جهت زیارت مراکز شیعه بودند.  مردم در طیف های اجتماعی توانستند با چیزها جدید که تا آن زمان نمی دانستند و نداشتند و محروم بودند آشنا شوند،  و این نیز سبب حمایت توده ها از نو بورژوازی را بدنبال داشت.  در نهایت این نو بورژوازی توانست اولین انقلاب بورژوازی در قاره کهن را در ایران سازمان دهد،  که انقلاب مشروطه نام گرفت.  بورژوازی استعماری ترسید موقعیت خود را از دست دهد، بهترین و قوی ترین کار گزاران و چهره های استعماری و نیروها و تیوریسین های اجتماعی خود را وارد میدان کرد.  و توانست کودتایی را سازمان دهد،  و نو بورژوازی ایران را که تازه و کم جان بود،  و بشدت از طرف فئودالی و قبیله ای مورد تهاجم بود شکست دهد.  و همچنین توانست اشخاص مهم تاریخی ایران را که بخش از آنها در دوره های اول و دوم و سوم مجلس شورای ملی بودند کنار بزند،  منجمله پدر بزرگ مرا که در راه راستی نوشته ام.

      رشد بورژوازی ایران در سایه کامل بورژوازی استعماری در دوران رضا شاه پهلوی ادامه یافت،  خود شاه درکی از بورژوازی نداشت و ذاتاً علاقه به فئودالی داشت،  بنا بر این نتوانست در سایه بورژوازی خارجی مانور دهد،  بیشتر به ضبط و جمع کردن روستاها و املاک و اموال بسبک فئودالی مشغول بود.  سازمانها و تشکیلات حکومتی را که می توانست مستقل از استعمار بچیند و سازمان دهد،  فقط با تمایلات فئودالی قرار داد،  اما خود او زیر ساخت فئودالی زمان قاجاریه یعنی دین مربوطه را قبول نداشت که این تضاد او را به پستوی گرم و نالان فرستاد.  با اندک فضای آزاد که در دوران جنگ دوم جهانی بوجود آمده بود،  بورژوازی ایران بسرعت رشد کرد،  و وارد دوران محمد رضا پهلوی شد.  شاه و تیوریسین های حکومتی آنقدر سواد نداشتند که تشخیص دهند،  زیر ساخت دینی فئودالی باقی مانده در جامعه،  در حال مبارزه با بورژوازی بی پروایی است که زیر سایه استعمار قرار دارد،  در تولد در تاریخ تلاش های بورژوازی در این دوران را نوشته ام.  او در یک تحلیل اشتباه به جای فراهم کردن فعالیت دانایان و روشنفکران در جامعه،  اقدام به اصلاحات ارضی نمود،  و به ناگه توده مردم را در شرایط عدم تشخیص هویت خود قرار داد.  این زیر ساخت های جامعه در سال 57 به انقلاب انسانی ایرانی دیگری انجامید،  و بورژوازی لجام گسیخته که شناختی از فرهنگ و جامعه نداشت زمین خورد،  ولی بزودی روز همان شد که بود.  بدلیل امکانات ویژه اواخر قرن 20 و اوایل 21 ،  تغییرات سریع است،  درک و شناخت آن نیز سرعت پردازش ذهنی می خواهد،  که همراه استفاده از تکنولوژی اطلاعاتی باشد.  در یک رشد سریع،  از ابتدای قرن 21 بورژوازی قرن 20 ایران به حاشیه رانده شد،  و سرمایه داری لجام گسیخته ای جای آنرا گرفت.  البته دانستن تفاوت سرمایه داری با بورژوازی مهم است،  در هیچ کتابی و جایی نتوانستم تعریف و تحلیل های درست و خوبی از آنها بدست آورم،  امروز لازم است عالمان اجتماعی که امکانات وسیع در اختیار دارند،  واژه های نوین و تعریف های صحیح از بورژوازی و سرمایه داری و دیگر مراحل و طیفها ارایه دهند.  این عزیزان کتاب های 400 و هزار صفحه ای ننویسند،  بلکه مطالب خود را در وبی جامع و قابل مطالعه و دسترسی قرار دهند،  و خوهشاً به احتکار علم دست نزنند.

      امروزه جامعه ایران شامل اندکی سرمایه دارانی است،  که در عرصه جهانی وابسته به سرمایه داری نو امپریالیستی می باشد.  یک درصد هم بورژوازی است که به حاشیه رانده شده و تمایل به سرمایه داری سنتی جهانی دارد،  که این سرمایه داری از ابتدای قرن 21 جای خود را به سرمایه داری نو امپریالیستی داده  توضیح در  استعمار و امپریالیسم.  حدود 50 درصد جامعه میکرو بورژوازی می باشند،  که کاملاً در حاشیه قرار گرفته اند،  اینها جایگاه واقعی اجتماعی خود را گم کرده،  نیاز است تعریف جدید برای آنها ارایه شود.  آنها کسانی هستند که مالکیت تولید و کار خود را دارند،  و خود یا با چند کارگر دائم و فصلی کم و بیش کار و کاسبی و درآمدی نسبی دارند.  حدود نیمی از مردم در طبقات اجتماعی پایین دست مالی و سقفی هستند،  که شامل کارگران و کشاورزان جز و بیکاران و نیازمندان است.  بسیاری از آنها تحت تأثیر ادامه نفوذ طبقات بازمانده دوران فئودالی هستند،  یا جایگاه اجتماعی خود را در ابهام می دانند یا نمی شناسند.  بنا بر این می بایست تحلیل و تعلیل های جدید و با شرایط علمی قرن 21 از جامعه ایران کنونی صورت گیرد،  و این تحلیل ها باید در وب باشد و مرتب به روز شود،  تا تغییرات قرن سنت گریزی را بتوان در آن اعمال نمود.

    گفتار دوم

      بعضی از عزیزان می گویند منابع بنویس،  گرامیان،  منابع در خود مطالب ذکر شده،  فقط دقت و تخصص می خواهد تا آنرا بیابد،  وقتی از صفویه می گویم منبع آن مشخص است،  یا از کاروانسرا در دوره صفویه می گویم آنهم مشخص است که از کدام کتابها می باشند.  نوشته های انوش راوید گردآوری و پردازش منحصر به خود است،  بنا بر این منابع قابل ذکر آن،  مانند کتیبه زنگنه در بیستون در مقاله طبقات اجتماعی ایران و چیز های قابل دیدن و لمس کردن و واقعی می باشد،  و هرگز از کتابی باز نویسی نشده است.  مثلاً وقتی می نویسم 50 درصد جمعیت میکرو بورژوازی است،  میکرو بورژوازی واژه ای مشخص است،  و برای یافتن منابع مقدار درصد،  باید به کتاب های اداره آمار رجوع شود که شخص می بایست کتاب را زیر و رو کند،  تا این 50 درصد میکرو بورژوازی را جمع نماید.  بنا بر این لازم نیست بنویسم در صفحات چندم کتاب،  در واقع این وبلاگ بر اساس استدلال و استنباط قیاسی قرار دارد،  نه در جهت انبوه نویسی و یاد آوری.  روزی استاد دانشگاهی در نظر ها نوشت منابع کو؟  در پاسخ گفتم که در میان مطالب است.  او گفت هر چه می گردم منابع را نمی یابم.  این استاد فکر می کرد،  مانند کتاب نویس انبوه سازی قرن 20 لیستی از منابع در آخر می نویسم.

   کلیک کنید:  انقلاب دانایی

  کلیک کنید:  زبان پارسی

  کلیک کنید:  موج های نو  

   عکسهای تاریخی ایران و کاروانسرا در اینجا

انوش راوید  Anoush Raavid

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم  سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار و جدید ترین بررسی های تاریخی در:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران   http://www.ravid.blogfa.com

لطفاً جهت نوشتن نظر به صفحه اصلی در اینجا بروید.

جوانان با هوش ایران، برای نگارش تاریخ نوین با علم جغرافی ـ تاریخ به انوش راوید به پیوندید.

اولین شهر های تاریخی ایران

   تاریخ را فقط برای تاریخ بدانیم

     فردی در نظر ها نوشته بود چرا از کوروش و داریوش،  بیش از دویست سال در کتاب های ایرانی نامی برده نشد،  و نیز فرد دیگری پرسیده آیا آریایی بودن ایرانی ها واقعیت است.   هر دو پاسخ را در یک نوشته به عنوان،  تاریخ را فقط برای تاریخ بدانیم، می نویسم،  البته به برکت اینترنت در آینده آن را مفصل تر می نویسم،  نظرات عزیزان می تواند در این راه کمک بزرگی باشد. 

      همه ملل از تاریخ گذشتگان خود به خوبی و درستی آگاهی ندارند،  دینها قدیمی برای اثبات حقانیت خود چیز هایی راست و دروغ درباره تاریخ خودشان می گفتند.  مثلاً تا قرن 19 ایتالیایی ها حتی نمی دانستند که روم تاریخی در چند دوره و چه نوع رژیم هایی بوده است،  روسها حتی اکنون نمی دانند هزار سال پیش چه بوده اند،  انگلیسها فقط چند سنگ بزرگ بی اهمیت را که به روی هم چیده شده،  بدون دانستن تعریفی،  آنها را ابتدای تاریخ خود می دانند،  که بسیار تازه تر از تخت جمشید هستند.  بنا بر این همه ملتها قبل از انقلاب صنعتی و رشد بورژوازی اروپا که به استعمار انجامید از تاریخ خود آگاهی نداشتند،  استعمار گران از قرن 17 برای پول و گنج و تقسیم جهان و همچنین دانشگاه های آنها برای رقابت علمی اقدام به باز نویسی تاریخ جهان نمودند،  در آن باز نویسی تاریخی یهودیان سهم بسازیی داشتند،  البته آنها تاریخ را بیشتر برای پیشبرد اهداف خودشان تفسیر کرده و به آن جنبه های داستانی دادند،  و از علم جغرافی ـ تاریخ فاصله گرفتند،  که در بسیاری موارد باعث اغفال سیاست مداران کشور خودشان شد.  برای همین است که مطالب وبلاگ انوش راوید برای بسیاری از دانشگاهی ها در دانش تاریخ و تاریخ اجتماعی غیر آشنا و غریبه است.  باید توجه داشت،  علم واقعی هیچگاه در خدمت سیاست در نمی آید،  بلکه فقط در خدمت انسانیت است.  اگر کسی علاقه داشته باشد و بخواهد وارد یکی از گرایشات جغرافی ـ تاریخ شود،  می بایست فقط در گرایش مورد نظر خود کار و تحقیق کند،  اگر صرفاً بخاطر عقیده و بینش به تاریخ نگاه کند نتیجه آن منجر به ماجرا های غمگین و پند آموز جهان می گردد.

      آنچه تاکنون از تاریخ پیدایش بشر در قاره های اروپا و آسیا یا اوراسیا،  میان مطالب و مقالات مختلف خوانده ام بطور خلاصه می نویسم،  اما این دانش هنوز در مراحل اولیه می باشد و سالها زمان می برد تا به نتیجه های قابل قبول برسد.  در هر صورت فقط به عنوان اطلاعات عمومی برای این وبلاگ مفید می باشد،  زیرا این وبلاگ به تارخ و تاریخ اجتماعی در دوران تاریخی ایران بزرگ می پردازد،  نه گرایش دیگری در تاریخ و غیره.  یکصد تا دویست هزار سال پیش انسان از صحرای سینا گذشت و از پستوی آفریقایی خود بیرون آمد،  این روند خروج توسط قبیله های متعدد اولیه طی حدود پنجاه تا یکصد هزار سال ادامه داشت،  در پست های قبلی تحت عنوان مهاجرت اقتصادی در این باره نوشته ام.  این انسان ها قادر به کشت و دامداری نبودند و همچنین نمی توانستند حیوانات کوچک و زبل را شکار کنند،  بنا بر این بدنبال ماموت و گاو های وحشی سرتاسر اوراسیا را می گشتند.  حیواناتی که دشمن طبیعی نداشتند،  بنا بر این از انسان نمی ترسیدند و شکار چی ها براحتی به حیوان نزدیک می شدند،  و نیزه خود را در زیر بغل دست و داخل سینه و قلب حیوان می کردند،  آثار زیادی از این اتفاق در سیبری باقی است،  که من بارها از MP Tv  در ABS1 دیده ام.

      در طی این مدت افراد و قبیله ها مطابق طبیعت بشر با یکدیگر می جنگیدند، آمیزش کرده،  وصل و جدا،  جابجا و ماندگار می شدند.  طی حدود ده ها نسل در جغرافیا های مختلف تغییرات ظاهری در قیافه و اندام و قدرت بدنی پیدا کردند.   قبیله ها یا بخش هایی که می توانستند غذای خود را در جایی تأمین نمایند ماندگار شدند در سرزمین هایی که بسیار حاصلخیز بود،  مانند هندوستان،  ماورإلنهر و بین النهرین،  سند و پنجاب، نقاط حاصلخیز ایران و افغانستان.  عده ای همچنان از سیبری تا فرانسه بدنبال باقی مانده گاو ها می دویدند،  بعد از یخبندان و مرگ آن اندک باز مانده از ماموت ها و گاو ها که از دست انسان کشنده و پر خور و غارت کننده در رفته بودند،    قبایل بی غذا شدند.  و از بیست هزار سال پیش مجبور شدند به قبیله ها یکجا نشین در کناره های حاصلخیز حمله کنند و یک جنگ دائمی و جابجایی های متعدد و ترکیب های بیشتر قومی صورت گرفته بود.  تا اینکه از ده هزار سال پیش تمام قبایل می توانستند کشت کنند و غذا تهیه نمایند.  از این اتفاقات ماقبل تاریخ اطلاعات علمی کمی در دست است و بیشتر بر اساس فرضیات علمی بیان می شود،  در آثار روستا های ویران و نقاشی های غارها اندکی مشخص است.

      در قرون تاریخی خوانده ایم مردم مختلف گاهی با جنگ گاهی با آرامش گاهی با سرقت دختران یکدیگر با هم آمیخته می شدند،  و از یکدیگر زبان یاد گرفتند و لغات رد و بدل شد،  البته فاصله های طبیعی زبان ها را بیشتر مستقل کرد.  هر چه جمعیت ها افزون میشد مهاجرت ها هم مشکل تر می گردید.  تا اینکه دوران هفت هزار ساله شاه خدایی در مصر و بین النهرین آغاز گردید،  و تمدن جهان از قبایل اولیه به رهبری جادوگران و سران استخوان بسر،  وارد تمدنی جدید شاهان تاج بسر گردید.  از این زمان تاریخ شروع می شود،  یعنی تاریخ دوران باستان از ابتدای شاه خدایی تا پایان هخامنشیان ، مرحله بعدی تمدن سازمان قبیله ای است،  که با اشکانیان آغاز و تا ورود استعمار می باشد،  که شروع دوران فئودالی در ایران است،  برابر با زمان صفویه که کتیبه معروف زنگنه وزیر دوران در بیستون ثابت کننده آن است.  سپس بورژوازی است،  این مبحث را در ساختارهای تاریخی اجتماع نوشته ام .

      زمان مابین بیست هزار سال تا هفت هزار پیش،  مردم مقیم ایران بزرگ که از قبایل اولیه تشکیل می شدند،  داشتند روستا نشینی و کشاورزی و دامداری را تجربه می کردند،  آثار تاریخی بدست آمده دلیل آن است،  به تاریخ نیک مراجعه شود.  بطور کلی انسان مهاجرت پذیر است،  اگر در اطراف خود نگاه کنید مهاجرت های فراوانی می بینید،  تمام آمریکا ترکیبی از ملت هاست،  تمام شهر های بزرگ اروپا هم همینطور.  در گذشته ها هم وضع همین بود،  نگاهی به تاریخ باستان اروپا بیاندازید،  می بینید که همه آن کوچ قبایل است.  در بعضی از کشور ها مانند مجارستان یا افغانستان همه شکل انسان با صورت ها و قد و قواره مختلف وجود دارد،  عده ای با سواد که توانسته اند کتاب های دروغ تاریخی را بخوانند خود را آریایی می دانند،  در صورتیکه هیچ یک از قدیمی ها و بی سواد ها نمی دانند آریایی یعنی چه.

      ورود اقوام و قبایل دیگر از اطراف به ایران با اندازه و زمان های مختلف امری عادی بوده،  که نمونه آنرا در تاریخ دیده ایم،  همچنین مهاجرت از داخل ایران به خارج وجود داشته است.  مردم ایونی یا ایرونی که در شرق یونان بودند دلیل واضح آن است،  که بعداً یونان خوانده شد.  این مهاجرت ها هم اکنون توسط مردم ایران در جریان است در هر سرزمین و هر کشور همین گونه می باشد.  برای تعیین اندازه و نفرات مهاجرت ها و ترکیب مردم در طول تاریخ تحقیقات وسیع نیاز است.  صرفاً کتاب های دینی، سیاسی، شعری، داستانی و یا کتاب هایی که در دروغ نامه هایی به نام کتاب نوشته ام،  نمی توانند منبع علمی برای تاریخ باشند،  از این قبیل کتابها فقط می توان قسمت هایی از روابط اجتماعی را استخراج کرد.  سراسر قاره کهن پر از روستاها و لایه های باستان شناسی شهرها است،  که تخلیه شده و در زمانی مخروبه گشته اند،  برای یافتن علت هر یک از آنها تخصص مربوطه و زمان کار و تحقیق لازم دارد.  تاریخ و تاریخ اجتماعی این نیست که استادی در دانشگاهی بنشیند،  و چند کتاب بخواند و بخش هایی از آنها را ترکیب کند و بازنویسی نماید،  و با افتخار خود را دانشمند بنامد.  شخص متخصص برای این موضوع باید سالها کار کند،  و از گرایشات لازم علم جغرافی ـ تاریخ و سازمان های نوین بهره لازم را ببرد.

        زندگی انسان های قبیله های اولیه،  در هر مرحله تاریخی،  همه جای گیتی دارای یک شرایط اجتماعی بودند،  اما با اندکی تفاوت ظاهری.  چه این قبیله اولیه می خواست در سی هزار سال پیش ایران بوده باشد،  چه اکنون در گینه و آمازون باشد.  همینطور در مراحل فئودالی و بورژوازی،  نمونه رفتار فئودالی قاجاریه،  مانند روم باستان بود،  فقط در ظواهر اختلاف داشتند.  اختلافات نژادی و قومی و رفتار های اجتماعی را در طول تاریخ فقط به منظور های سیاسی و دینی مطرح کرده اند،  تکیه بر نوشته های این طیف ها و پنداشتن اینکه آنها تاریخ واقعی است،  اشتباه بزرگی می باشد.  آنها برای پیشبرد اهداف خود نژادها و زبانها را علم می کنند،  تا بتوانند مقاصد شوم خود را پیش ببرند.  نژاد شناسی می بایست علم جدایی از جغرافی ـ تاریخ و یا سیاست باشد و در جهت اهداف مفید پزشکی استفاده شود.

      از شروع بورژوازی و در دور های اجتماعی بعد مردم سرزمینها،  دور محور اقتصادی و سیاسی گرد هم آمدند،  نه دور موضوعاتی که پایه و اساس ندارد،  و یا بی فایده هستند.  امروزه مهمترین محور برای مردم قاره کهن بوجود آوردن اتحادیه های اقتصادی و سیاسی است،  که کشورها و سرزمین های این قاره را از صدمات مهم قرن 21 مصون دارد.  در تاریخ احمق هایی مانند،  نرون، هیتلر، عیدی امین، صدام و بسیاری دیگر به نام نژاد کشتارها کردند،  و صدمات جبران ناپذیری به مردم خود و جهان رسانیدند،  اشخاص عاقل اشتباه های تاریخی را تکرار نمی کنند. 

    اولین شهر های ایران

       شهر سیلک یکی از جالب ترین و قدیمی ترین اقامتگاه های شناخته شده در سرزمین کوهستانی ایران است،  که از هفت هزار سال پیش مردم در کلبه هایی می زیستند که خود ساخته بودند.  ساختمان آنها از خشت های خام دست سازی که در آفتاب خشک شده بود،  و با شاخه های درختان پوشیده می شد.  خشت های چهر گوش مسطح که با قالب زده می شد،  ظاهراً اختراع ایرانی است.  به فنون ساختمانی هم توجه گردیده بود،  در لبه های خشت ها فرو رفتگی هایی است که با انگشتان به وجود آمده تا ملاط بیشتری را در عمق خود جا دهد.  دیوار های اتاق را با زنگار مخلوط با شیره میوه ها نقاشی می کردند،  مردم به باغبانی ابتدایی و دامداری مشغول بودند.  سه نوع ظروف سفالی دست ساز داشتند که همگی در جهت هنری و اولین تولید در جهان بود،  نوعی دارای سطوحی دودی، دیگری سرخ و سومی دارای نقش های ابتدایی با خطوط و رگه های سیاه می باشند.

      شهر شوش مرکز ناحیه ای است،  که یهودیان آنرا عیلام یعنی بلندی نامیده اند،  بزرگترین مدنیت تاریخ بشر به دست همین مردم ایجاد شده است.  در نیمه قرن بیست باستان شناسان به آثاری انسانی دست یافتند که تاریخ آن به بیست هزار سال قبل می رسد،  شواهد و اسنادی از فرهنگ و تمدن پیشرفته ای پیدا کردند که قدمت آن تا هفت هزار سال می رسد.  برای اولین بار در تاریخ سلاح و ابزار های مسی داشتند و زمین را می کاشتند،  حیوانات را اهلی می کردند با خط نویس دینی و بازرگانی آشنا بودند آینه و جواهرات را می شناختند، تجارت داشتند،  در همین جا برای اولین بار در تاریخ بشر،  نخستین چرخ کوزه گری و چرخ ارابه به جهان عرضه شد.  جهت اطلاعات بیشتر به تاریخ ایلام مراجعه شود.

    شهر سوخته . . . . . و  شهر جیرفت . . . . . و همه شهرهای کهن ایران بزودی.

   کلیک کنید:  ماجرهای غمگین و پند آموز جهان

   کلیک کنید:  معروف ترین کتیبه های ایران

   کلیک کنید:  شکوه تخت جمشید

  انوش راوید  Anoush Raavid

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم  سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار و جدید ترین بررسی های تاریخی در:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران   http://www.ravid.blogfa.com  

دریاچه ارومیه یا دریاچه رضائیه

    آیا اعراب صدر اسلام به ایران حمله کردند؟

      در تاریخ ها بویژه تاریخ نگاری استعماری آمده که اعراب به ایران حمله کردند و با کشتار و خون ریزی ایرانیان را به بردگی برده و مسلمان کردند.  این موضوع باعث دلخوری جوانان امروز ایران است،  که تاریخ می خوانند و به دنبال ریشه ها می گردند،  همچنین ابزار نفاق و دشمنی تاریخی استعمار است.  در تحقیقات واقعی و مستقل مشخص است که اعراب به ایران حمله نکرده،  بلکه ایرانیان خود اسلام آورده،  و سپس با انقلاب انسانی ساسانیان را بر کنار کرده،  و قاره کهن به شیوه حکومتی و تمدنی سازمان قبیله های دینی دوران اشکانی باز گشت،  که مشروح در جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران نوشته ام.  از مقامات محترم دینی و تاریخی پرسش است،  که آیا اعراب به ایران حمله کرده اند؟  آیا امکان و اجازه تحقیقات مستقل می باشد؟

      در این دوره اینترنت عده ای دارند تاریخ را تحریف می کنند،  و بسیار مطالب ضد و نقیض که علیه تاریخ و ملت های قاره کهن است باب میل استعمار و امپریالیسم می نویسند.  در این میان افراد میهن و ملت دوست،  مردمانی که وجود شان برای ایران و ایرانی است و درک منافع ملی و تاریخی دارند،  در تحقیق و نگارش تاریخ مهم قاره کهن و ایران بزرگ دستخوش تهاجم عوامل دشمنان تاریخی این قاره می باشند.  در دنیایی که تاریخ و ریشه ها اهمیت پیدا کرده و خطرات قاره کهن را بشدت تهدید می کند،  کوتاهی از پاسخ دادن به سوالات و شبهات تاریخی خسارت جبران ناپذیری به جغرافی ـ تاریخ می زند.  پاسخ به پرسشها و شبهات تاریخ هر چند کامل نباشد پایان دادن به جنگ های روانی و اطلاعاتی است.

    از ابتدای ورود استعمار،  عملیات تخریبی دشمنان قاره کهن،  با شناخت زبان و فرهنگ و باور های دینی و ملی ملت های قاره،  همراه با انتشار اطلاعات دروغین برای فریب و اغفال توده ها بوده است.  در زمان معاصر با حرفه ای تر شدن شبکه های دروغ پردازی و استفاده کامل از تکنولوژیکی و در دست داشتن تمام امکانات ماهواره ای و اطلاعاتی و سینمایی،  دشمنان دروغ پرداز با قدرت به کارشان مشغول هستند.  در زمینه های ژئوپلتیک و ژئواستراتژیک به برنامه چینی و سازمان دهی تخته شطرنج بزرگ مشغول هستند،  و در نهایت به مات و شکست دادن رقبای خود فکر می کنند.  ایدئولوژی های بی پایه و اساس می سازند،  جغرافیای سیاسی زیر دروغ ها اوروآزی و بالکان جدید راه می اندازند.  ما ملت های قاره کهن نباید صورت مسئله را حذف کنیم، بلکه باید دروغ ها را شناخت و دور ریخت،  و به سمت کشف حقایق تاریخی رفت.  دشمنان قاره کهن پارامتر های جغرافیای آینده را با دقت در نظر دارند،  و با کمک دور نمای تاریخ اجتماعی،  بخوبی از موقعیت های منظر تاریخی صحنه بزرگ استفاده می کنند،  و بازی تاکتیکی خود را پیش می برند،  و تز های هوش یارانه می نویسند.

      در بازی های تاکتیکی و استراتژیک قدرت های استعماری،  سازمان های اطلاعاتی و عملیاتی آنها به دروغ پردازی های تاریخی مشغول هستند،  و در نهایت،  حتی با دخالت نظامی به اشغال کشور مورد نظرشان می پردازند،  و آن را به یک مستعمره مستقیم و یا غیر مستقیم تبدیل می کنند.  سیاست خارجی آمریکا نظریه و روش جدید برای تبدیل منطقه اوروآزی به یک منطقه زیر سلطه نظامی ، اقتصادی و فرهنگی آمریکا ارائه می کند.  البته قرنها است که استعمار بریتانیا این روش را بکار می برده،  و امروزه با یاری دیگر قدرت های نو امپریالیسم بکار می برد.  ملتهای قاره کهن نباید اغفال سیاه بازی ها و ترفندها شوند،  به منظور آگاهی بیشتر بخشی از تاریخ استعمار هند،  توسط بریتانیای خلاصه می نویسم.  در 31 دسامبر 1600 ملکه الیزابت اول اساسنامه انحصار تجارت در اقیانوس هند را بنام کمپانی انگلیسی هند شرقی را  امضا کرد،  مدتی بعد این کمپانی بنام کمپانی بریتانیائی هند شرقی تغییر نام داد.  

   کمپانی بریتانیائی هند شرقی،  Britishe East India Compagni – B.E.I.C     

    اولین کمپانی اروپائی در اقیانوس هند،  که در قرن 17 پایه گذاری شد و هدف آن سلطه بر هند و خطوط تجارت دریائی آسیا بود و منطقه خلیج فارس بود.  کمپانی هند شرقی بریتانیا به رقابت با کمپانی هلندی هند شرقی و کمپانی هند شرقی فرانسه  برخاست،  و در نهایت کمپانی هند شرقی فرانسه را ورشکست کرد.  در واقع امپراطوری استعماری بریتانیا در آسیا، از بطن کمپانی هند شرقی بریتانیا زائیده شد،  این کمپانی بظاهر تجاری دارای نیرو های نظامی،  سازمان اداری و سرزمین های پهناوری بود،  که مرکز اداری و طراحی و تصمیم گیری همه این موسسات، در لندن قرار داشت.  عملیات این کمپانی بظاهر بازرگانی در شش اتفاق مهم تاریخی است،  که رابطه مستقیم با سیاست نهائی بریتانیا داشته،  اندکی از اینها را می گویم در صورت تقاضا مشروح خواهم نوشت.  

  ــ 1757 م ــ  افسر انگلیسی بنام روبرت کلایو در منطقه پلسیی،  ارتش بومی هند را شکست داد،  و به دنبال آن تمام  منطقه بنگال  هندوستان،  به تصرف بریتانیا در آمد.

  ــ 1787 م ــ  نخست وزیر انگلیس ، بنام  William Pitte ,the younger، قانونی را از پارلمان می گذراند، که در تاریخ بریتانیا به 1784 India Act  مشهور است،  از آن تاریخ قوانین دولت بریتانیا در سرزمین هند،  بر قوانین کمپانی هند شرقی برتریت پیدا می کند،  و دادگاه های هندوستان حق تعقیب شهروندان انگلیسی را در هندوستان ندارند.  در واقع کنترل مستقیم کمپانی هند شرقی توسط دربار انگلیس،  سلطه بریتانیا بر هند را تحکیم می بخشید.

  ــ 1858 ــ 1848 م ــ  فرماندار کل هندوستان لرد  Lord Dalhouse زبان انگلیسی را به عنوان زبان ادرای هند رسمیت می دهد.

  ــ 1848 م ــ  ارتش بریتانیا بعد از جنگ های طولانی با شکست دادن سیگها و تسلط کامل بر پنجاب،  در نهایت سلطه کامل بریتانا را که از ابتدای قرن 18 شروع شده بود،  عملی می کند و موفق می شود.

  ــ 1857 م ــ   در شب 11 ماه مه 1857،  نیرو های نظامی بومی هند که آنها را به انگلیسی Cipayes   بر گرفته از زبان فارسی سپاهی است،  متشکل از هنگ سواره نظام،  مستقر موروت،  دست به شورش زدند. شورشیان نظامی همه زندانیان هندی را از زندان آزاد کردند،  و سپس به محل سکونت اروپائیان حمله کرده زنان  و کودکان و مردان اروپائی را بدون کوچکترین تبعیض کشتند.  این شورشیان به هندو های مسیحی هم رحم نکردند،  و آنها را نیز بقتل رساندند،  و خانه های آنان را به آتش کشیدند.  شورشیان به طرف دهلی حرکت کرده و در 11 مه دهلی را متصرف کردند.  بعد به پادگان نظامی محل حمله بردند،  و 5 نظامی انگلیسی را به قتل رساندند.  شورشیان از مسئولین انگلیسی می خواستند،  بهادر شاه را دوباره به تخت سلطنت بنشانند. سپاهیان بومی  به قتل اروپائیان ادامه می دادند،  و بسیاری از مسلمانان سنیٌ به این قیام پیوستند.  اما چون سیگ ها از مراجعت مغول ها و شیعیان از سنٌی ها راضی نبودند،  به قیام نپیوستند،  این شورش در 17 ژوئیه با دخالت ارتش نگلیس با تمام شدت سرکوب شد.

  ــ 1878 م ــ  ملکه ویکتوریا در این سال رسمأ خود را با عنوان امپراطریس هند Impératrice   معرفی کرد،  و به اصطلاح کاری را که استعمار بریتانیا در ابتدا بنام کمپانی هند شرقی بریتانیا،  بظاهر یک شرکت تجاری در هندوستان شروع کرده بود، 178 سال بعد رسمأ این کشور را مرحله به مرحله تبدیل به یک مستعمره  رسمی خود کرد.  به عبارت دیگر همان نظریه های جدید استعماری با عنوان های برنامه های کوتاه، میان و دراز مدت در عمل همین است،  که پسر عمو های آمریکا یعنی انگلیسی ها400 سال است،  در این راه تجربه آموخته اند،  و همه فن حریف هستند.

   آیا مطالبی که در جایی نوشته نشده باشد از استعمار انگلیس می دانید؟

   * دیر فهمیدن بهتر از هرگز نفهمیدن است *

    رمان نویس هندی آمیتاو قوشAmitav Ghosh    با داده های تاریخی،  دو قرن تولید و تجارت تریاک در هندوستان توسط امپراطوری بریتانیا را بخوبی توضیح و تفسیر می کند.  آمیتاو قوش خود تحصیل کرده دانشگاه معروف آکسفورد در رشته تاریخ و آنتروپولوژی است.  در این رمان تاریخی نشان می دهد چگونه بریتانیا،  مزارع گندم و برنج هندوستان را تبدیل به مزارع خشخاش کرد،  و بدین صورت ملت هند را گرسنه و اسیر فقر و بدبختی می کرد،  و از طرف دیگر تریاک حاصل از آن را اجبارأ به چین می فروخت،  که جنگ تریاک در سال 1839 ــ 1842 معروف است.  چین شکست می خورد،  و مجبور می شود به قرار داد سنگین بریتانیا،  یعنی تسلط این کشور بر هنگ کنگ و آزادی تجارت تریاک گردن نهد.  در واقع سقوط دولت تاریخی چین و تبدیل آن به یک نظام فاسد و فاقد قدرت سیاسی آغاز می شود.  بریتانیا کلیه هزینه های نظامی و اداری خود در هندوستان را از در آمد تجارت تریاک می پرداخت.  به عبارت دیگر،  با گرسنه و معتاد نگاه داشتن یک ملت نه تنها آنها را در استعمار خود داشت،  بلکه هزینه استعمار را نیز از گرده این ملت می کشید.   

   آیا،  ادوارد براون انگلیسی 1863ــ  1926 م ــ  ایران شناس و مورخ بخش هایی از تاریخ ایران را می شناسید؟

   چند مطلب خواندنی 

   * دوران پادشاهی هخامنشیان فراتر از سه هزار سال و در واقع به چهار هزار سال مي رسد،  تاریخ نویسان دشمن قاره کهن این بخش مهم تاریخ بشری را تقسیم بندی نموده،  و از آن ایلام و غیره ساخته اند،  حقیقت این است که ایلام و هخامنشی یک دوره تاریخی می باشند.  اطلاعات بسیار مهمی در هزاران لوح گلی یافته شده تخت جمشید می باشد،  که ثابت می کند این دوره تاریخی همان ادامه ایلامی است.  این کتیبه ها اطلاعات زیادی در زمینه سیستم اداری و حسابداری هخامنشیان دارند،  که بیانگر پیشرفت های چشمگیر ایرانیان باستان در این موارد است.  در این لوحه ها اطلاعاتی در زمینه های مسائل دیوانی، محیط زیست، شیوه زندگی مردم، مزدها، اقدامات اجتماعی، موقعیت زن، دین، جغرافیا، اقتصاد و غیره بدست می دهد.  که نشان میدهند امپراتوری ایران باستان تا چه حدی پیشرفته بوده،  و مراحل تاریخ تمدن بشر از دوران شاه خدایی استبدادی،  به دوران دین های مردمی در این سه، چهار هزار سال طی شده است. 

   * با مقایسه بین زبان های باستانی ایران مثل زبان پهلوی مشخص می شود،  که ریشه زبان ایرانی و اقوام ساکن اروپا یکی است،  مثلا واژه های پدر، مادر، برادر.  حتی کلماتی مانند،  تیگرا که نام رود دجله در زبان پهلوی و به معنای تیز است،  در انگلیسی هم این رود را تیگرا می گویند،  یا واژه کند که در زبان آذری به معنای روستا است،  و نیز در زبان پهلوی دقیقا همین معنا را دارد.  کلمه دیو (div) که هنوز در زبان آذری به همان صورت قدیمی دو (Dev ) زبان پهلوی تلفظ میشود،  دیو در زبان هندی دئوس و در یونانی زئوس گفته میشود،  یا کلمه ستاره (Setareh) که در انگلیسی استار (Star ) تلفظ میشود،  البته از این قبیل کلمات زیاد است.

  چه تعدادی از واژه ها و لغات زبان پارسی که در زبان های دیگر است می دانید؟

   * روز جهانی بدون دخانیات هر سال در 31 می است،  که امسال برابر دوشنبه 10 خرداد می باشد.  از این فرصت استفاده می کنم،  و درباره مشکل کوچکی که در ایران است اندکی می گویم.  با تمام تعریف های خوبی که از فرهنگ و تمدن ایران داریم،  اما یک بدی هم موجود است.  عده ای از هم میهن های ما دچار دیو اعتیاد به مواد مخدر و یا استفاده از دخانیات هستند،  که سرمایه های مالی و انسانی را نابود می کند.  این مسئله در همه کشورها کم و بیش می باشد،  که تعدادی از آنها بشدت در گیرند،  ولی این دلیلی نیست که ما در ایران با این موضوع بسازیم.  از دیدگاه هایی هر مملکتی و ملتی،  خوبی ها و بدی هایی دارند،  ما نیز مستثنی نیستیم،  باید با خردی دگر و اندیشه ای نو خود و ایران عزیز را بشناسیم و در جهت آنچه خوبتر است برویم.  از تمام عزیزان می خواهم با تمام قدرت نسبت به حذف دخانیات از جامعه قدم بردارند،  در همه جا ضد دخانیات باشند،  و در نوشته ها و وب ها و غیره بلند بگویند:  دخانیات نه.  قلیان کثیف این دودکش سیاه و نابود کننده مخ را که این دوره به جان جوانان عزیز افتاده،  در تمام مکانها و با قدرت بکوبند،  و سرافرازنه استفاده کنند گان از قلیان را نکوهش نمایند.  ما ایرانی ها بهتر است دشمن دخانیات باشیم،  دخانیات یکی از ابزار های جنگی دشمن و استعمار است،  این وسیله شیطانی را خوب بشناسید.  گیاه توتون و تنباکو بعلت داشتن آفت های متعدد،  خیلی زیاد سم پاشی میشوند،  و این سم ها در برگ های گیاه باقی می ماند و ضرر آنها را مضاعف می کند.

   چند گزند از دخانیات می شناسید؟

   دریاچه ارومیه

      در شمال غربی ایران با ۵۱۸۷۶ کیلومتر مربع،  که ۳ ٪  مساحت ایران است،  میان دو استان آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی است.  بزرگ‌ ترین دریاچه شور آبگیر همیشگی قاره کهن می باشد،  که در غرب فلات درونْ سرزمینی ایران قرار دارد، و دومین دریاچه آب شور جهان می باشد،  میزان نمک واشده در آن دو برابر اقیانوس‌ است.  بیشتر از رودخانه‌ های زرینه‌ رود، سیمینه‌ رود، گدار، باراندوز، شهر چای، نازلو و زولا تغذیه می‌شود.  این پهنه با داشتن دشت ‌هایی مانند،  دشت پیرانشهر سلماس، ارومیه، تبریز، آذرشهر، مراغه، میاندوآب، مهاباد، نقده و اشنویه یکی از جایگاه های ارزشمند کار کشاورزی و دامداری در ایران بشمار می‌ رود.  پارک ملی دریاچه ارومیه یکی از جالب ‌ترین و خوب ترین زیستگاه‌ های بومی جانوران در ایران است.  این دریاچه هم اکنون زیستگاه بومی و منحصر بفرد، ۲۷ گونه پستاندار، ۲۱۲  گونه پرنده، ۴۱ گونه خزنده، ۷ گونه دوزیست و ۲۶ گونه ماهی است.  بدلیل آب بسیار شور هیچ ماهی و نرم ‌تنی مگر گونه‌ هایی از سخت ‌پوستان در آن زندگی نمی ‌کنند،  آب آن هیچگاه یخ نمی‌زند،  شنا کنندگان به روی آب آن شناور می مانند.

     آب دریاچه ارومیه از دسته آب های کلروره سدیک می ‌باشد،  گل دریاچه ارومیه خمیری سیاه ‌رنگ و از گل‌ های کلروره ‌است،  که دارای ویژگی های درمانی برای بیماری ‌هایی چون رماتیسم و آرتروز و بیماری‌ های زنانه ‌است.  دریاچه ارومیه دارای ۱۰۲ آبخست (جزیره) ‌است،  که همه آنها از سوی سازمان یونسکو به نام اندوخته طبیعی جهان نام نویسی شده ‌است.  آبخست اِشک،  زیستگاه پرندگان زیبای کوچکتر همسان مرغ آتش و تنجه و همچنین گوزن زرد ایرانی می باشد.  در گذشته برای گشت و گذار در دریاچه و آبخست هاي آن از دو کشتی سهند و نوح یا قایق های گوناگون در بنادر گلمانخانه و ... استفاده می کردند،  ولی چند سال است بدلیل ایجاد سد های متعدد و برداشت از آب های ورودی برای کشاورزی،  و نیز زدن پل به روی دریاچه، سطح آب بسیار پایین رفته است،  که دیگر قابل قایق رانی نمی باشد.  گفته شده نصب پایه های پل که حدود 60 متر عمق پی کنی دارد،  پوسته دریاچه را شکافته و باعث گردیده آب دریاچه از کناره ستونها به داخل زمین نشت کند،  و ضمن شور کردن منابع آب زیر زمینی،  سطح آب دریاچه حدود شش تا هفت متر کاهش یابد،  البته ورودی آبها و ادامه نشت آب شور خطر بزرگی برای محیط زیست می باشد.

      دكتر دلاور نجفي،  معاون محيط طبيعي و تنوع زيستي سازمان حفاظت محيط زيست از تبدیل 150 هکتار از اراضي کناره اين درياچه به شوره ‌زار خبر داده.  وی با گفتن  اين كه شوربختانه درياچه اروميه هم ‌اكنون بسياري از ويژگي ‌هاي زيستي خود را از دست داده است،  به ايسنا گفته:  افزايش ميزان شوري آب درياچه اروميه و رسيدن آن به مرز پر نمکی (340 گرم در ليتر)،  نمك بر روي بال و پر و تن پرندگان سنگین می نشیند و باعث مرگ آنها می شود.  رفت و آمد شناورهاي دريايي مختل شده و  بندر گاه ‌هاي و مراکز توریستی ساخته شده در کرانه ها نا کار آمد شده.  پديدار شدن زمين هاي شوره زار در بخش های پست کناره درياچه و چسبيده شدن جزیره های نه گانه پارك ملي،  جایگاه گونه ‌هاي منحصر بفرد حیات وحش را نابود می کند.  هم چنین كاهش فراوان تولید آرتميا در درياچه و آبگینگی (بلوري شدن) نمك و پدید آمدن لايه‌هاي کلفت نمكي در كف و بستر درياچه بزرگترين دشواری های كنوني اين درياچه است.

     نام کهن این دریاچه چیچَست بوده‌،  این واژه ای اوستایی و پارسی باستان است،  و گفتن آن چَئِچَستَ بوده،  دریاچه چیچست در افسانه های ایرانی بسیار گفته شده است.  پهنه بسیاری از رویداد های ارزنده زندگی کیخسرو در کرانه این دریاچه اتفاق افتاده،  دژ بهمن که کیخسرو در نبردی غول آسا و سهمگین آن را می گشاید و از چنگ دیوان بدر می‌آورد در نزدیکی همین دریاچه بوده است.  نام ارومیه نامیست که آشوریان به آن داده‌اند،  در زبان آشوری اور یعنی شهر مانند،  اورشلیم (شهر آشتی)،  و میه یعنی آب که همریشه با مآء عربی است،  اور + میه = شهر آب.

   آیا افسانه یا میتولوژی از دریاچه چیچست می دانید؟  لطفاً در نظرها بنویسید.

   کلیک کنید:  زبان پارسی

   کلیک کنید:  اندیشمندان و شاعران ایران

انوش راوید  Anoush Raavid

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم  سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار و جدید ترین بررسی های تاریخی در:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران   http://www.ravid.blogfa.com