سگ های مومیایی در مصر

   پرسش و پاسخ 26

      تعداد ديگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه پست های مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه های املايی و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بخشی از پرسشها توسط بانو پرنیان حامد در اینجا پاسخ داده شده،  توجه:  مطابق معمول این پست به مرور در چند روز آینده،  تا آخرین ظرفیت پر می شود،  یاد آوری نمایم،  گاهی از پاسخها ممکن است تا یکی دو هفته طول بکشد.

   پرسش:  اقای انوش شما فرمودید تاریخ یک علم مثل سایر علوم است اما چرا در هیچ علمی به اندازه تاریخ شاهد ارا و نطریات ضد و نقیض و پریشانی اقوال نیستیم و کمتر نظریه ای هست که نظری معارض و مخالف نداشته یاشد. سایر علوم به صورت چشمگیر و فراگیر در خدمت به بشریت بوده و هر روز شاهد پیشرفت و شکوفایی انها هستیم. اما تاریخ کمتر به درد افراد جوامع خورده و بیشتر در خدمت اهداف و مرام های گروه های خاص و یا سیاسی بوده و کمترین خدمتی به بشریت نکرده جز تفرقه و جدایی ملت ها و ادیان.

  پاسخ:  رشد و تکامل تمدن در ادامه همین تاریخ بوده است،  همانگونه که بارها نوشته ام،  تاریخ علم مادر است،  بهمین جهت بیشتر در خدمت بشریت برای ساختن تمدن بوده است.  رشد و تکامل بشری،  از تضاد ها و تعریف های مختلف تاریخ،  چه بعنوان دین و ملی و غیره انجام پذیرفته است،  در این باره تحلیل گران بزرگی مطالب مختلف نوشته اند.  اما در قرن 21 با وجود پیشرفت های روز افزون ساعت شمار،  نیازمند این می باشیم که فرهنگستان تاریخ را ایجاد نماییم،  در این باره بارها گفته ام،  در سخن وبلاگ توضیح می باشد.

   ادامه پرسش:  اگر گفته شود که تاریخ مورد سواستفاده قرارگرفته در مورد سایر علوم نیز این مساله صادق است اما سو استفاده های علمی موضعی و یا مقطعی بوده و خدمات آنها بسیار بیشتر و جهانی تربوده است.  آیا شما می توانید خدمات علم تاریخ را برشمارید و بفرمایید چه گره ای از کار های فرو بسته بشر در طول عمر دراز خود باز کرده است؟  یا این علم برچه اصول و قوانینی استوار است که غیر قابل انکار باشند؟

   پاسخ:  در قرن جدید برای هر موضوعی نیازمند تعریف نو می باشیم،  منجمله برای تاریخ که اصلی ترین و زیر بنا ترین علوم است،  این تعریف باید توسط همان فرهنگستان انجام پذیرد.  در گذشته ها بدلایل مختلف که در ساختار های تاریخی اجتماع قرار دارد،  هر زمان تعریف تدوین شده و یا نوشته نشده از تاریخ داشتند.  اگر از تاریخ های مختلف چه دینی و چه ملی و غیره بدرستی و بدون دروغ می گفتند و می نوشتند،  طرفها و مردم مختلف دیگر،  بدنبال تعریف دیگری نمی رفتند،  و خود را برای مقابله با داستان مخالف عقیده و دانششان،  مسلح به علم و سلاح نمی کردند.  همین باعث شده بود،  همیشه یک مسیر پیشرفت برای بشریت باشد،  همانگونه که در بالا نوشتم در این باره اندیشمندان زیادی مطالب نوشته اند،  در صورتی که فرصت یافتم من نیز تحلیل خود را خواهم نوشت.

   پرسش:  تاکنون من هرچه از تاریخ دیدم نقل قول بوده است، و اولین بار است که در وبلاگ شما تاریخ را تحلیلی بررسی می کنید. آیا برای اینکار برنامه آموزشی هم دارید؟ آیا کتابی و نوشته ای در باره آموزش تحلیلی تاریخ دارید؟

   پاسخ:  برنامه آموزشی خاص ندارم،  زیرا فعلاً بیشتر متمرکز به برداشت دروغها از تاریخ ایران هستم،  ولی بدین منظور می توانید به تاریخ نویسی نوین ایرانی مراجعه و پیگیری نمایید.

   پرسش:  1 ــ  شماکسی نیستید که بخواهیدهمه تاریخهارا تکذیب کنید چرا جون در صورت دروغ بودن همه آنها چه دلیلی برای راست بودن حرف شماهست؟

  پاسخ:  البته درست است،  من کسی نیستم که بخواهم تاریخ نویسی نمایم،  تاریخ باید توسط فرهنگستان تاریخ ایران نوشته شود،  نه هیچ شخصی،  در این باره در سخن وبلاگ توضیح نوشته ام.  من فقط بابت دلم،  و یافتن اینترنتی جوانان باهوش علاقمند به وبلاگ و دروغ های تاریخی،  که خود شما به وجود آنها اعتراف دارید،  می نویسم.

   ادامه پرسش:  2 ــ  درموردجنگ قادسیه که میگی چگونه یک عرب ازعهده چند تا ایرانی برمی آید خداوند فرموده: اگر صد نفر از شما (مسلمانان) صابر باشید بر هزار نفر پیروز میشوید.

   پاسخ:  تاریخ را نباید با نوشته های آسمانی و من یا این و آن تمام کرد،  تاریخ یک علم است و پایانی برای آن وجود ندارد.

   ادامه:  3 ــ  ناسیونالیستی شما اینقدر در اوج قرار دارد که حاضر نیستی جنگ قادسیه را جنگ اسلام و ایران بدانید بلکه میگویید اعراب و ایران و جهت اطلاع شما درتاریخ جنگی بین ایران واعراب وجود ندارد

   پاسخ:  البته من بارها نوشته ام حمله مسلمانان به ایران غربی در صدر اسلام،  توسط مسلمانان با ترکیبی از مردمان گوناگون اتفاق افتاد،  مادی و تازی و عرب و غیره،  مشکل من با ناسیونالیسم های افراطی ضد عرب است،  که می گویند اعراب به ایران حمله کردند و کشتند و غارت کردند،  شما دقیقاً 180 درجه برعکس برداشت کرده اید.  شما بجای اینکه یار من برای دفاع در برابر اتهامات ناسیونالیسم افراطی ایرانی باشید،  درست برعکس شده اید.

   ادامه:  4 ــ  در نوشته هایتان بهتر است ادب را رعایت کنید و به هیچ قومی توهین نکنید تا شاید راحتتر نوشته هایتان پذیرفته شوند.

   پاسخ:  عزیزم من به هیچ کس اهانت نکرده و نمی کنم،  فدایت شوم،  اگر جایی و نوشته ای اهانت آمیز در وبلاگم دیدید لینک آنرا بفرستید،  تا ببینم جریان چه بوده.  درضمن من همیشه از خداوند تقاضای هدایت دارم،  زیرا همیشه نیازمند آن هستیم تا راه راست و خوب و شفاف بما نشان دهد.

   ادامه:  بنده سه تاافتخاردارم 1-مسلمان2-ایرانی3-عرب

   پاسخ:  این افتخار بزرگ من هم هست که هم میهنی چون شما دارم،  فقط خواهشاً  شما نیز دیدتان را نسبت به وبلاگ دقیق نمایید و هر کجا پرسشی و مشکلی بود،  آنرا کپی نمایید و بفرستید،  تا من نیز بتوانم توضیح دهم یا اصلاح نمایم.

   پرسش:  میخواستم درباره صحت قضیه دخالت انگلیسی ها  توقحطی سال های 1917  نظرتون رو بدونم؟

   پاسخ:  این مسئله از نظر من کاملاً مردود است،  چند دلیل عمده دارد:

  1 ــ  عثمانی با تمایل به آلمان و دراتحاد با متحدین بود،  و در مقابل کشور ایران قرار داشت.  انگلیس نمی خواست کشور ایران کم جمعیت باشد،  و نسبت به عثمانی ضعیف تر گردد،  اگر ایران از این نظر کم جمعیت می شد،  عثمانی ها براحتی موفق می گردید تنگه هرمز را بگیرد،  در آن زمان جمعیت مسئله مهم برای جنگ بود.  ...و الی آخر...  نمونه آن را در مبارزات پدر بزرگم حاج میرزا حسین در راه راستی ایرانی نوشته ام.

  2 ــ  در آن زمان روستا های ایران کاملاً خودکفا بودند،  و مردم در بازار های هفتگی،  با همدیگر مبالدله کالا داشتند،  و شهر های ایران به روستاها نیازمند بودند،  نه روستاها به شهر ها،  نمونه آن در سفر تاریخی به شمال ایران است.

  3 ــ  شهرهای کمتر از 15 درصد جمعیت را تشکیل می دادند،  و بیشتر آنها همچنان در شکل روستایی و پیوسته به روستا بودند.  به جغرافیای تاریخی ایران مراجعه شود.

  4 ــ  وسایل ارتباطی و اطلاعی خیلی کم بود،  حمل و نقل وضع خرابی داشت،  بیشتر روستاها که تولید کننده خوراکی بودند،  براحتی نمی توانست مورد دستبرد یا خرید گسترده قرار گیرد،  مشروح در تاریخ مسافرت در ایران.

  5 ــ  دوران جنگ خود بخود در دنیا مواد غذایی و تدارکات مورد لزوم آن کم شده بود،  و همانگونه که به همه دنیا صدمه می خورد،  به ایران هم صدماتی رسیده بود.  منجمله احتکار و فروش بخشی از مواد خوراکی به خارجیان،  در تاریخ جنگهای مهم.

  6 ــ  همانگونه که بارها نوشته ام و در دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ هم می باشد،  بسیاری از داده هایی که بعنوان تاریخ می دانیم،  فاقد تحقیق و تحلیل های علمی هستند،  و از برای مقاصد خاصی نوشته شده اند،  باید آنها را تخصصی و با دید برداشت دروغها از تاریخ ایران مطالعه نمود.

    در آن زمان درآمد ایران،  از صادرات مواد خوراکی و پوست و چرم بود،  و کلاً در این موارد ایران مازاد تولید داشت،  در همین چلاسر و جل که ما هستیم،  تا 50 سال پیش سیستم تولیدی تاریخی از زمان سلسله هخامنشیان وجود داشت،  و سرگالشها توسط چاروا دارها تولیدات لبنی و پوست و چرم و ذغال را به اسکله چوبی،  که در کریم آباد تنکابن بود حمل می کردند و از آنجا راهی اروپا می شد،  به تاریخ بازرگانی در ایران مراجعه شود.

    ادامه پرسش:  پدر بزرگ من از وضع وخیم و قحطی در آن زمان می گفت درست است؟

   پاسخ:  اینگونه گفته ها را باید به تحلیل گرفت و در زمینه های علمی پیاده نمود،  بیشتر داده های و گفته ها و نوشته ها درباره موضوعات تاریخی خام هستند،  و باید توسط نیرو های متخصص در یک فرایند تاریخ نویسی ایرانی،  بمنظور تاریخ و تاریخ اجتماعی آماده شوند.  یک نمونه بزنم،  من یک دائی دارم که حدود 70 سالش است،  او و خانمش حقوق بازنشستگی می گیرند،  و با درآمد های مختلف مانند گرفتن اجاره و غیره در آخر سال 90 بیش از دو میلیون تومان در ماه حقوق دارند،  وقتی پای صحبت این دائی می نشینی،  می گوید:  که چقدر گرانی است،  آدم نمی تونه چیزی بخره،  زمان قدیم نان دانه ای 10 ریال بود،  میوه کیلویی 30 ریال،  و این و آن .... آنقدر بود،  چقدر وضع خرابه!!!  اگر آدم ساده ای باشد فکر می کند 30 – 40 سال پیش چه خوب بود و الان قحطی است.  او ساده ترین موضوع در اقتصاد، رابطه درآمد و تورم را بیان نمیکند،  یا نمی داند یا نمی تواند.

   پرسش:  متن سنگ نوشته آشور بانی پال در باره آشور و شوش چیست؟

   پاسخ:  متن سنگ نوشته آشور بانی پال مقتدر ترین شاه کشور آشور از 640 قبل از میلاد:  من آشور بانی پال شوش این شهر بزرگ مقدس مسکن خدایان ایلامی مأوای اسرارشان را فتح کردم وارد کاخ هایش شدم،  در گنج هایش را گشودم و آنچه را که تا آن زمان هیچ دشمنی جز من بر آنها دست نیافته بود به غنیمت گرفتم.  من زیگورات شوش را شکستم ثروت و روحانیانش را به غنیمت به آشور آوردم،  سپاهیان من وارد بیشه های مقدس آن شدند که هیچ بیگانه ای از کنارش نگذشته بود،  اسرار آن را دیدند و به آتش سوختندش.  من دختران شاهان زنان شاهان تمام خانواده شاهی تمام فن آوران بدون استثنا ساکنان زن و مرد چهار پایان بزرگ و کوچک را که تعدادشان از ملخ بیشتر بود به منزله غنیمت به مملکت آشور فرستادم.  زین پس این شهر مأوای گورخرها غزالها و دیگر حیوانات وحشی خواهد شد،  ندای انسانی صدای سم چهار پایان فریاد های شادی همه و همه بدست من از بین رفت من آشور بانی پال.

   تذکر:  از نظر من نمی تواند این خرابی و نابودی درست باشد،  و در ادامه تاریخی خالی بندی شاه هان است،  زیرا بلافاصله سلسله هخامنشیان با قدرت سر بر آورد.  از بین رفتن زیگورات و سیستم حکومتی قبلی،  در ادامه رشد و تکامل تاریخ اجتماعی ایران بود،  و مطابق معمول تاریخ از این خلاء گذر تاریخی ایران سوء استفاده شده است،  بزودی در این باره خواهم نوشت.

عکس مجسمه آشور بانی پال،  عکس شماره 4420 .

   سگ های مومیایی در مصر

     بقایای میلیون‌ها سگ مومیایی شده در  تونل‌های صحرایی و پر پیچ و خم، در منطقه گورستانی و باستانی سقاره مصر کشف شد.  به گزارش فارس، کاوش‌ های اخیر جمعی از باستان‌ شناسان دانشگاه کاردیف ولز در گورستان باستانی سقاره و نزدیک به اهرام جیزه منجر به کشف دخمه‌ ای مملو از میلیون‌ها جسد مومیایی شده سگ شد.  کاوشگران پس از بررسی اجمالی مومیایی‌ها اعلام کردند،  برخی از هشت میلیون سگ مومیایی شده تنها در فاصله کمی پس از تولد کشته شده،  و برای آنوبیس، خدای مرگ مصر باستان،  که چهره‌ ای شغال گونه داشته،  قربانی شده بودند.  پاول نیکلسون، سرپرست تیم باستان‌شناسی با اشاره به تعدادی از هدایا یا قربانیانی که درون تونلی به ارتفاع سه متر انباشته شده بودند،  گفت:‌  به احتمال فراوان زائران معبد آنوبیس، با پرداخت مبالغی هدایای خود را مومیایی کرده و آنها را در این قسمت قرار می‌دادند.

      اما سگ تنها هدایای عرضه شده در این معبد نبود،  زیرا طبق مشاهدات محققان،  علاوه بر سگ‌ها مومیایی‌ های دیگری از حیواناتی همچون گربه، شاهین، شغال،‌ روباه، گاو و میمون‌ های پوزه دار مصری نیز دیده شده بود.  نیکلسون با توجه به یافته‌ های موجود اعلام کرد،  به نظر برخی از شبکه ‌های زیرزمینی،  این منطقه متعلق به سده هشتم پیش از میلاد است،  که همزمان با آغاز "‌آخرین عصر فراعنه" در تاریخ مصر باستان به شمار می‌رود.

     این گروه باستان‌شناسی که تا سال آینده نیز در این منطقه به فعالیت‌ های خود ادامه خواهد داد،  تمرکز خود را بر نقشه برداری از دخمه‌ های پر پیچ و خم و طویل صحرای سقاره و دریافت اطلاعاتی کامل‌تر از شیوه و رسوم مراسم تدفین مردمان این منطقه معطوف خواهد کرد.  رفتار هایی مشابه از این نوع، هنوز هم در میان قبایل بومی مناطقی از استرالیا به چشم می‌خورد.  از اینرو دانشمندان امیدوارند بررسی‌های بیشتر،  آنها را به سمت کشف ارتباطاتی میان این دو فرهنگ سوق دهد.  برگرفته از اینترنت.

عکس تاریخی یک گالش البرز مرکزی،  مشروح در تاریخ اقوام آریایی،  عکس شماره 1822.

   كليك كنيد:  تاریخ شهر ری

   كليك كنيد:  تمدن آریایی ایرانی

   كليك كنيد:  سایت های تاریخی ایران

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

 

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب،  تاریخ مغول،  تاریخ تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران    http://ravid.ir

پرسش و پاسخ 25

   پرسش و پاسخ 25

      تعداد ديگری از پرسش و پاسخ های قابل توجه پست های مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه های املايی و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  بخشی از پرسشها توسط بانو پرنیان حامد در اینجا پاسخ داده شده،  توجه:  مطابق معمول این پست به مرور در چند روز آینده،  تا آخرین ظرفیت پر می شود،  یاد آوری نمایم،  گاهی از پاسخها ممکن است تا یکی دو هفته طول بکشد.

   پرسش:  نسک تاریخ جهانگشای عطاالملک جوینی (من نخوندمش) اونجور که شنیدم درباره ی تارش چنگیز خان به ایران با ریز رویداد های فراوان نوشته شده میشه در این باره روشنگری کنید؟!

   پاسخ:  پاسخ این پرسش را قبلاً بارها داده ام،  منجمله در پرسش و پاسخ 21 در چند پست قبل،  و نیز در دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ.  در هر صورت روشنگری با چند جمله نمی شود،  توضیح بیشتری در پست بهار 91 وبلاگ جنبش برداشت دروغهای از تاریخ ایران می نویسم.

   پرسش:  بر چه اساس زمان های گذر تمدن قرن 21 را حساب کرده اید؟

   پاسخ:  همانطور که بارها نوشته ام،  در این وبلاگ نمی خواهم گفته های دیگران را تکرار کنم،  بهمین جهت تحلیل های متفاوتی بر اساس تحقیقات عینی خودم،  و یا داده های در تاریخ آمده می نویسم.  بر اساس ریتم یا آهنگ تاریخ گذر های تاریخی از ابتدای تمدن تا کنون،  مثلاً گذر از تمدن دوندگی به کشاورزی اولیه،  که برابر با دور های سنگ قدیم و میانه بود،  گذر تمدنی آنها در قاره کهن حدود ده هزار سال بود،  برای مشروح به تاریخ نیک مراجعه شود،  و بعد از چندین دوره گذر تمدنی،  به گذر تمدنی انقلاب صنعتی می رسیم،  که حدود 200 سال بود،  جهت اطلاع به مختصر تاریخ جهان مراجعه شود.  بررسی این ریتمها از ماقبل از تمدن تا کنون،  با بدست آوردن فرمول کاهش آنها،  که من آنرا فرمول کاهش گذر تمدن نامیده ام،  دوره زمانی برای ابتدای قرن 21 و آینده بدست می آید.  جهت اطلاع بیشتر سازمان آینده بینی را مطالعه و پیگیری نمایید.

   پرسش:  .... این پرسش نا مفهوم و مسخره بازی بود بنابر این حذف کردم...

   پاسخ:  عزیز!  چرا با مسخره بازی نظر و پرسش نوشتید؟  شما ابتدا خوب مطالعه نمایید و سپس گفته خود را بنویسید،  نباید عجله داشته باشید،  خوب تحلیل و تحقیق کنید،  حتی اگر چندین ماه زمان ببرد،  و سپس با علائمی از هوش و ذکاوت،  نظر و پرسش خود را مطرح نمایید،  تا همگان بتوانند از آن بهره گیرند.  بدین منظور از نظر و پرسش شما،  چندین پرسش برای درج در وبلاگ مساعد کردم،  که در پرسش و پاسخ های زیر می باشند.

   پرسش:  آیا می شود بدون جنگ و حمله دینی که در وجود و یاخته های ملتی نوشته شده است را با دین دیگر عوض نمود.

   پاسخ:  این مربوط به دوران های تمدن در ساختارهای تاریخی اجتماع می شود،  در گذر های تاریخی،  بنا به فرمولها و فاکتور های تاریخ و فرهنگ یادگیری،  دوره ای از تمدن پایان می یابد،  و دوره جدید آغاز می شود.  هیچ وقت تمدن ثابت نبوده،  همیشه رشد و تکامل وجود داشته است،  به این ترتیب مسیر تمدن طی شده است،  و خواهد شد.  نباید داستان های بی پایه و اساس را،  که هیچ تحلیل و واژه ای از تمدن و گذر و رشد و تکامل ندارند،  و بنام تاریخ بخورد ملتها داده اند،  به راحتی و بدون بررسی های تاریخ نویسی نوین پذیرفت.

   پرسش:  آیا عربها قصد حمله نداشتند،  و فقط جهت ارشاد و تفریح آمدند،  و ایرانی ها به راحتی ارشاد شدند؟

   پاسخ:  حمله ای نبوده،  زیرا هیچ سابقه ذهنی نظامی و نظام جمع،  در وجود حمله کنندگان فرضی وجود نداشته است.  بدلیل شرایط جغرافیای و تاریخی،  بخشی از مردم بغداد و خورآسان یا همان خراسان غربی،  عرب یا عرب زبان شده بودند،  و توده مردم در یک شورش،  شاهنشاهی ساسانیان را در ادامه رشد و تکامل تمدن انداختند.  مسلمان شدن مردم تمام ایران و قاره کهن طی یک روند هزار ساله زمان برده است،  مثلاً ولایت نورستان افغانستان یک قرن گذشته بوده است،  و مردم کوهستان های بخش های از استان چین ایران همین دویست سال گذشته بوده است.  در ضمن تفریح برای مردمی که در 15 قرن پیش،  و در شرایط قبایل آن دوران زندگی می کردند،  معنی و مفهوم نداشته است،  آنها تمام سعی شان برای ادامه زندگی بوده،  و هرگز در ادبیات تاریخی حرفی و نوشته ای و تعریفی از تفریح آنها وجود ندارد.

    پرسش:  بالاخره استان چین در جنوب بین النهرین یا در مرکز ایران است؟

   پاسخ:  یک زمان خراسان استان کرمانشاه امروزی تا بغداد بود،  استان چین هم می تواند هر دو جا باشد،  ما در طول هزار سال و دو هزار سال از تاریخ می گوییم،  باید تاریخ را چند بعدی و لایه لایه دید.  در طول تاریخ خیلی اسامی به محل های مختلف گفته شده است،  همین تنکابن که ما زندگی می کنیم،  در مدت یک قرن 4 بار نام عوض کرد،  رامسر شهر بغل دست ما در طول 50 سال سه بار نام عوض کرد.  هنوز پیرمردها و پیر زنها این دو شهر را خاک استان گیلان می دانند،  درصورتی که 50 سال است،  در استان مازندران شده.  در گذشته نقشه و کتاب و سند و اینها نبود،  همین مردم چلاسر و جل ما،  50 سال پیش به البرز مرکزی می گفتند کشمیر،  و...،  ولی امروز جوان های همین جا،  نمی دانند که پدر بزرگ های آنها چنین می گفتند.

   پرسش:  چگونه تاریخ را یاد بگیریم؟

   پاسخ:  تاریخ را نمی توان مانند یک آمپول تزریق کرد و یاد داد،  ابتدا باید ذات تاریخی داشت،  و سپس خیلی مطالعه و تحقیق کرد،  در وبلاگ بارها توضیح نوشته ام.  درباره تحقیق و مطالعه،  فقط به کتاب های چاپ شده کلاسیک موجود اکتفا نکنید،  کتابها و اسنادی که بدست آوردن آنها مشکل یا غیر ممکن است هم در نظر بگیرید.

   پرسش:  شما می گویید در همدان و قم امروزی!  و جمشید در کنار دریای چین کشته شد و همانجا آرامگاه اوست که امروزه جمکران نام دارد! و منظور دریای سین دریاچه ی نمک قم است!؟ اگر منظور از چین و سین سرزمینی با چین و چروک باشد خوب هر دو ممکن است باشد!

   پاسخ:  این نظر شخصی من است،  شما هم با تحقیقات مستقل،  نظر فنی خودتان را بدهید،  در سخن وبلاگ نوشته ام که همه و هر کس حتی اگر دانشمند ترین تاریخ دانها هم باشد،  نظر شخصی اوست،  حرف آخر و تأیید موقت را باید فرهنگستان تاریخ بدهد،  باید تلاش کنید تا به فرهنگستان مستقل ملی و مردمی تاریخ برسیم. 

   پرسش:  یک سوال اساسی! اگر مرو در غرب ایران باشد!  و محل حکومت مامون پس چرا آرامگاه امام رضا در شرق ایران است!  نکند نادر به جای رسیدگی به حرم واقعی یک امام زاده در شرق را گنبد گذاشته و مردم را فریب داده که تا قبل از آن مرقد ائمه چندان فرقی با یک امامزاده نداشته است! همان کار را هم با آرامگاه امام علی کرده اند و ایشان دو آرامگاه یکی در عراق و یکی در افغانستان دارند! که در این مورد استعمار کم آورده و لوس شده!

   پاسخ:  ما در ایران حدود 80 هزار امامزاده،  و صدها امامزاده با نام های مشترک داریم،  در این باره یکی از سازمانها مهم اسلامی،  گویا از شهر قم،  در حال بررسی و تعیین موقعیت های تاریخی آنها می باشد،  می توانید به آنها رجوع نمایید.  در ضمن این وظیفه محقق های جوان چون شماست،  که تحقیق نمایید و ببینید واقعیت های تاریخی چه بوده،  و احیاناٌ اغفال ترفند های دشمنان ایران و اسلام و شیعه نشوند.  من در وبلاگ دائم سفارش می کنم،  که جوان های باهوش متخصص باید مستقل تحقیق کنند،  و فقط چشمشان به دست و نوشته این و آن نباشد.

   پرسش:  چرا ساسانیان پایتخت خود را در بین النهرین انتخاب کردند؟   و ساکنان بین النهرین از چه کیانی بودند؟

   پاسخ:  اینکه چرا ساسانیان پایتخت خود را در مناطق مرزی،  در غرب خوراسان تاریخی،  و دور از سرزمین های اصلی پارس تعیین کردند،  بحث بسیار است،  و هر کس نظری دارد.  درباره مردم بین النهرین که زیستگاه بزرگترین تمدن های سامی مانند آشوری و بابلی بوده،  بگویم در اواخر شاهنشاهی ساسانیان بیشتر مردم آن سرزمین،  به دو زبان پارسی و سریانی صحبت می کردند.  سریانی در شرق بویژه شهر های بسیار مهمی چون:  حوان،  رها،  راوس،  به زبان دین و ادبیات مسیحی بدل شد،  زبان علم و فلسفه نیز شده بود.  در ایران هم در زمینه پزشکی و فلسفه،  همان زبان را بکار می بردند،  بعبارت دیگر زبان سریانی یکی از زبان های رسمی دانشگاه جندی شاپور بود،  البته با سابقه تاریخی که از زمان سلسله هخامنشیان،  و کاتبان آرامی بجا مانده بود.  از دانشگاه جندی شاپور،  کتاب های بسیاری در زمینه های مختلف منجمله،  پزشکی، دارو سازی، منطق، فلسفه،  بدست دانشمندان مسلمان رسید.  البته به جز سریانی زبان های دیگری مثل زبان آرامی هم رواج داشت،  مثلاً می دانیم دولت هنزا،  که به عربی الحضر است،  و در سده سوم میلادی بدست شاپور ساسانی برافتاد،  زبان آرامی مخصوص خود را داشته است.  اما جالب اینکه دانشمندان عرب،  همه مردم غیر ایرانی بین النهرین را نبطی می نامند،  به عبارت دیگر وقتی می گویند نبطی،  منظورشان مردم آن کشور کوچک در شمال عربستان نیست،  بلکه آرامی های این منطقه است،  به جغرافیای تاریخی ایران مراجعه شود.  بر خلاف زبان پارسی که هیچ ربطی به زبان های آرامی ندارد،  عربی پسر عموی این زبان هاست،   ناچار مردم منطقه خیلی زود عرب زبان شدند،  و همراه سپاه اسلام به فتح ایران غربی آمدند.  بنظر من همین ها غالباً نقش مترجم را میان دو قوم بازی می کردند،  اما مثل اینکه عربی را با لهجه نازیبایی صحبت می کردند،  زیرا بارها در کتاب های عربی می بینیم،  که لهجه شان را به باد مسخره گرفته اند.  پژوهش عمده ای درباره این افراد صورت نگرفته است،  اما گویا نقش مهمی در جابجایی فرهنگ قاره کهن ایفا کرده اند.  جهت توضیح و اطلاع بیشتر رجوع شود به،  تاریخ ورود نام های عربی به ایران.

     نظر و پرسش:  با سلام به شما آقای راوید. مطلب زیر را مدتی پیش نوشته بودم اما بعدا متوجه شدم در  وبلاگتان به بخش هایی از آن پرداخته و البته هم نوشته اید که فرصت کمی دارید و ...، با وجود این بد ندیدم این مطلب را برایتان بنویسم و نظرتان به ویژه در مورد بخش پایانی آن را جویا شوم.

هرچند هنوز هم مدافع تاریخ رسمی هستم اما نکاتی را هم در ذهن دارم که به آن می پردازم و امیدوارم شما نیز یاری کنید:

تصور آن لشکرکشی ها و کشاندن آن همه آدم و لشکر با کلی وسایل و لوازم کیلومترها دورتر از وطن اصلی و رفتن به درون سرزمین دشمن و عبور از رودها، کوه ها، دره ها، جنگل ها، بیابانها و... هنوز هم عجیب است - و نه غیر ممکن- به ویژه این که وضعیت راه ها در روزگار گذشته با امروز از بسیاری جهات قابل مقایسه نیست. سرزمین ها همان ها هستند اما در آن روزگار بسیاری از تونل ها و پل ها وجود نداشتند. برخی وضعیت امروز و دیروز را مشابه می پندارند اما به همان راحتی که امروز آمریکا به عراق حمله کرد پذیرش حمله مغول یا اسکندر از آن سر دنیا قابل قبول نیست هرچند انسان های گذشته هم به اندازه ی خود پیشرفته بودند اما در آن دوره بسیاری امکانات نظانی که حمله را آسان می نمود وجود نداشت و برعکس امکانات دفاعی قوی تر بود مثلا استفاده از قلعه و خندق و همین طور شکستن پل ها و سدها و... به اضافه ی بسیاری امکانات دفاعی طبیعی. همین الان که این مطالب را می نویسم اخبار دارد صحنه هایی از جنایات آمریکایی ها را نشان می دهد که از دور افغان های بی چاره و بی خبر را با تفنگ دوربین دار نشانه گرفته و هدف قرار می دادند. ایرانیان هزاران سال استفاده از امکانات طبیعی و غیر طبیعی دفاعی را می دانستند و به کار می بردند و در دسترس داشتند. همین امروز هم نقاطی داریم که در طول سال چند ماه به علت بارش برف ارتباطشان قطع می شود. در گذشته این مسئله بیش تر بوده هم بارش بیش تر بوده، هم  بیابان های وسیع امکانات دسترسی کم تری داشتند. جنگل ها وسیع تر و انبوه تر بودند. بسیاری از نقاط کوهستانی و دره ها خارج از دسترس بودند و یک نیروی خارجی از آن سر دنیا می خواست با تمام قدرت و نیرویش و هر چه که دارد از زن و بچه و ... گرفته، بیاید و با پای خودش توی تله برود. از روزگار خودمان مثال می زنم مثلا در عراق آمریکایی ها با جدیدترین امکانات خود از جمله بالگرد مبارزات پارتیزانی را سرکوب می کردند.  آیا در آن دوره هم این امکانات بوده؟ خیلی راحت مردم می توانستند بر سر هر کوی و برزن بر سر چند مغول بریزند و سر به نیستشان کنند. در فیلم های امروز هم می بینیم که مثلا اهالی کشورهای متفق به همین روش آلمانی ها را می کشتند. هم چنین آلمانی ها هرچه کشورهای بیش تری را گشودند بیش تر دچار ضعف شدند چرا؟ چون وقتی ارتش یک کشور را شکست می دادند آن نیرو از بین نمی رفت بلکه در جامعه حل می شد و یک نیروی نظامی محدود به کشوری وارد می شد که هر نفرش یک سرباز بود و با استفاده از امکانات و آگاهی هایی که نسبت به اوضاع جغرافیای سرزمینشان داشتند به عملیات چریکی دست می زدند. در تاریخ نمونه هایی داریم از احتیاط برخی حاکمان در حمله به برخی نقاط  و مواردی هم داریم که عدم احتیاط موجب شکست شده مانند شکست ناپلئون در حمله  به روسیه. از آن جالب تر تفاوت هایی است که وجود دارد مثلا 600 سال نبرد بی نتیجه ی ایران و روم را بگذارید پای این سه حمله ی ناگهانی  یا عقب نشینی سلیم و سلیمان را در هنگام پیروزی با برخی حمله های بی امان و برق آسا مقایسه کنید. اینها چی هستند و آنها چه؟ کدام یک معقول ترند.

حمله ی مغول:

الف- می گویند حاکم اترار به طمع اموال بازرگان مغول آنان را کشت و باقی داستان؛ سلطان محمد خوارزم شاه هم به علت نفوذ زیاد او نتوانست کاری بکند. حاکم اترار با این کار موجودیت حکومت سلطان محمد را به چالش کشید و آیا قابل قبول است که حاکم مملکت هیچ واکنشی نشان ندهد؟ چه بسا در صورت پیروزی سلطان محمد بر مغول، این شخص دست به کارهای خطرناک تری می زد.

ب- ترس سلطان محمد و فرار او که بسیار بچه گانه جلوه می کند. جالب است بدانید همین سلطان محمد ترسو قبلا آن قدر شجاعت داشت که سلطنت سلجوقیان را که ولی نعمتش بودند منقرض کرد و به بغداد حمله کرد تا خلافت را براندازند؛ کاری که آل بویه ی شیعه و سلجوقیان سنی نکردند و به همین خاطر دشمنی بعضی ها را به جان خرید و حال این چنین از مقابل مغولان فرار می کرد؟

ج- چرا او به منطقه ی عراق عجم فرار کرد و سپس مازندران و ساحل خزر و در این مسیر به مغولان برخورد که از سمت شرق می آمدند. بررسی مسیر نشان می دهد که او با پای خود به کام دشمن می رفته و چرا به غرب نرفت؟

د- عدم تلاش او برای تجهیز قوا در مناطق اشغال نشده که در تاریخ هم ذکر شده و چیرگی یاس و نامیدی بی دلیل در او. وی که از مغولان آن چنان می ترسید پس چرا با آن بی باکی غیر معقولش باعث خشم مغول و افتادن بهانه به دست آنان و حمله ی شان شد؟

بررسی نمونه های لشکرکشی ایرانیان در داخل مملکت خود با مغولان جالب است مثلا محمود غزنوی در ابتدا در حمله به منطقه ی کوهستانی غور موفق نبود و با حیله موفق شد. سپاه یعقوب  لیث در حمله به مازندران در باتلاق های جنگل های مازندران گرفتار شد. در حمله به بغداد نیز سد را شکستند و او شکست خورد و چرا این سد در حمله ی مغول به بغداد شکسته نشد؟ و نیز زمین گیر شدن سلطان  محمد خوارزم شاه در حمله به بغداد در اسد آباد. یا اقدام دفاعی حکومت های محلی خوارزم در شکست دشمنان خود و دفع حمله ی آنان. البته نمی خواهم گرفتار توهم توطئه شوم شاید در هر کدام شرایط خاصی هم دخیل بوده ولی خب به این موارد می شود فکر کرد.

ه- در مورد شهرهای شمال شرق ایران چون بلخ و بخارا و هرات و سمرقند گفته شده که مغول در ویرانی این شهرها تا به آنجا پیش رفت که دستور دادند بر سگ و گربه نیز رحم نکنند و خرابه ها را شخم بزنند و بر آنها کشت کنند. اما پرسش اینجاست که چرا این شهرها از پس آن همه ویرانی هنوز باقیند؟ چه ارزشی داشته که بعدها بیایند و بر روی این خرابه ها خانه بسازند بهتر نبود شهرهای نویی بر روی زمین ها صاف می ساختند چه طور در سلطانیه گفته می شود پس از آن همه ساخت و ساز و بردن امکانات، به دلیل آب کش نبودن زمین هایش و بالا آمدن آب مردم شهر را رها کردند.  شاید به قول شما ربطی به مغول نداشته است.  با تشکر

   پاسخ:  شما پاسخ پرسش های خود را نوشته اید،  که دروغ های شاخ دار هستند،  ولی خواهشاً تضاد آشکار در متن نظر،  و ابتدا را که گفته اید:  مدافع تاریخ رسمی هستید،  را برطرف نمایید،  و بدور از دروغ های تاریخ های رسمی،  تحقیق و تفحص نمایید،  واقعیت های چه بوده؟.  این تضاد مشکل شما عزیز نیست،  بلکه از آن سنت آموزش های قرن گذشته می باشد،  و مشکل همه جوانان می باشد،  به فراینده تاریخ نویسی مراجعه نمایید.  جوان هستید و علاقمند به تاریخ ایران،  وظیفه شما تعلیل و تحلیل گرایش تحصیلی و تخصصی تان است،  امید است در این مورد موفق باشید.  در موارد فوق،  طی مدت این فصل،  مطالبی خواهم نوشت،  و در پاسخ به شبهات دروغ حمله مغول کشور مغولستان پست می کنم.

   پرسش:  تازیان بی گمان به ایران کوچ کردن ولی شاید اینگونه که من گفتم نبوده ولی کوچ هایی در کار بوده! وگرنه همین تازیان که صددرصد ریشه تازی دارند (سادات) بی گمان به همین سبک به ایران و ... اومدن!

   پاسخ:  تازیان بنا به تحقیق و تحلیل های جدید که در وبلاگ گفتمان تاریخ هم می باشد،  مادی بودند نه عرب،  نام های عربی از زمان های پیش از اسلام در ایران پیدا شد،  آورندگان آنها دین های مغتسله، صابرین، مانوی و کلاً دینها بودند،  که بزبان های ماقبل از عربی بودند.  به تاریخ ورود نامهای عربی به ایران مراجعه شود.

   پرسش:  شما گفتید که زادگاه مانی نجف و ارق بوده که زبانشون سریانی (به گفته شما عربی نخستی) بوده ولی همه میدونن که تا پیش از پیدایش اسلام اراق به زبون پارسی سخن می گفتند و همه شون ایرانی بودن پس عربی نخستی از کجا اومده؟!  آیا شما باور ندارید که زبون اراق تا دوران هایی پس از اسلام پارسی بوده؟!

   پاسخ:  در بخش های غربی خورآسان و سیستان و مازندرن، باکتریا و... یعنی بطور کلی در شرق عراق کنونی زبان پارسی و شاخه آن رایج بوده است،  به جغرافیای تاریخی ایران و نام های جغرافیایی تاریخی مراجعه نمایید.

  پرسش:  اگه تازیان نمی تونستند خودشون رو با زبون های دیگه هماهنگ کنند چگونه ما با تازی زاده هایی به نام سید و امامزاده فارسی گفتگو میکنیم!؟

   پاسخ:  بین تازی و عرب تفاوت است،  تازیان ماد های شرق و شمال عراق کنونی بودند،  سید و امامزاده ثمره دین های از بدو پیدایش دین بوده است.  دینها بدیلیل شرایط جغرافیایی بتمام معنی آن،  در جنوب عراق کنونی شکل می گرفتند،  و زبان آنها از زمان سلسله هخامنشیان بیشتر آرامی و سریانی و عربی بود.

   پرسش:  اگه این داستان که محمد از نوادگان ابراهیم خلیل بوده درست باشه میشه گفت که فرزندان ابراهیم بسوی عربستان کوچ کردند و زبونشون هم دگرگون شده؟!درسته؟

   پاسخ:  وبلاگ گفتمان تاریخ را مطالعه و پیگیری کنید،  این موضوعات ریشه در تاریخ گذشته دارد،  باید به آنها برسیم و حوصله و تحقیق و تحلیل می خواهد.

   پرسش:  یک کوهی در پیرامون شهرستان ملایر هست که به نام کوه یزدگرد نامیده میشه و میگن که یزدگرد سوم هنگام شکست از تازیان به اونجا پناه برده آیا این گفته درسته یا نه؟!  آیا آین کوه میتونه به یزدگرد یکم یا دوم وابستگی داشته باشه؟!

   پاسخ:  یزدگرد نامی ایرانی طی هزار سال بوده،  و می توانسته نام یک خان، حاکم محلی و یا یک پادشاه بزرگ باشد،  درباره این کوه و نام یزدگرد نیازمند تحقیقات محلی و عمومی زمان بر است،  عزیزانی که این مطلب را می خوانند امیدوارم در راه این تحقیقات بدور از دروغ های تاریخی یاری نمایند.

   عکس تاریخی حمل و نقل،  تا 80 سال پیش در آسیا و قاره کهن،  دروغگوها بدون در نظر گرفتن این وضع،  هزاران کیلومتر بارو بنه و لشکر کشی های الکی کرده اند،  مشروح در تاریخ حمل و نقل در ایران،  عکس شماره 440.

   كليك كنيد:  دیدگاه حکومت چایمریکا

   كليك كنيد:  واقعیت تاریخ اسکندر رومی

   كليك كنيد:  تاریخ درفش و پرچم در ایران

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

 

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب،  تاریخ مغول،  تاریخ تاتار،  و گفتمان تاریخ،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران    http://ravid.ir