نظرات و پرسشها و پاسخها

   نظرات و پرسشها و پاسخها

      تعدادی از نظرات و پرسشها و پاسخ های آنها،  در نیمه اول اردیبهشت 90 از پست های مختلف وبلاگ:

*

   عکس تاریخی کارگر باربر در بازار تهران،  حدود 1300 خورشیدی،  مشروح در تاریخ کار در ایران،  عکس شماره 570 .

   نظر و پرسش:  می نویسید یکی از مهمترین وظایف دانشگاه ها آگاهی دادن در این موارد است،  و فقط جمع کردن پول نیست!،  کدوم امور؟  آموزش سقط در دستشویی ها؟  نشنیدم دوباره بگوئید ....

   پاسخ:  کوتاهی کردن از امور اجتماعی توسط هر مسئول را باید با گفتن و نوشتن، تذکر و آگاهی دادن به مردم گوشزد کرد و گفت.  این کار مهم از توانایی یک نفر خارج است،  بنظر من جوانان باهوش می توانند،  در این موارد کار و تلاش کنند.  در باره این موضوعات در قرن سنت گریزی مطالبی نوشته ام،  جهان دارد بسرعت بسوی تمدن کنترل انرژی می رود،  کوتاهی و دور شدن از واقعیتها صدمه غیر قابل جبرانی به کشور و مردم وارد می کند.
   نظر:  ملت های غیور، ترک و کرد و لر و لک و فارس و ترکمن و بلوچ و عرب و غیره را شکست داده،  اولاً اینهایی که گفتی ملت های غیور نیستند،  اقوام غیورند از ملت ایران هستند.  دوماً هرگز عرب رو نمیشه ایرانی گفت شما هم لطفا نگوئید.

   پاسخ:  گذشته چند بار درباره این موضوع نوشته ام،  ملت مترادف با مردم است،  و هر دو واژه یک معنی می دهند،  هر کجا که عده ای زندگی می کنند،  آنجا مردم یا ملت هستند،  مانند ما که در روستای چلاسر زندگی می کنیم،  ملت چلاسر یا مردم چلاسر هستیم.  اقوام جمع قوم و خویش است،  و آنرا نمی توان به تمام مردم یک سرزمین گفت،  زیرا دلیلی برای قوم و خویش و فامیل بودن آنها در دست نیست.  اگر در گذشته ها می گفتند،  اقوام ایرانی با هم فامیل بودند،  اینک و امروزه باید مدارک و سند در دست باشد،  که اینک و هم اکنون با هم فامیل بوده و هستند،  در غیر اینصورت تا پیدا نشدن مستندات دروغ می شود.  این وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ است،  بنابر این هر آنچه که شکلی از دروغ باشد،  کنار می گذارم و بیان نمی کنم.  همانگونه که بارها نوشته ام،  استعمار گران و چهره ها و کارگزاران استعمار همیشه کوشیده اند،  با بیان مطالب دروغ و کذب و یا تفرقه افکن،  میان مردم دشمنی ایجاد کنند،  و عده ای نیز چشم و گوش بسته بدون تحلیل و بررسی،  از آنها پیروی کرده اند.  در این مورد من همیشه از ملتها و اقوام ایرانی هم زمان نام برده ام،  زیرا هر دو را در کنار هم داریم.  امروزه با انفجار اطلاعات و ارتباطات،  براحتی نمی شود هر دروغ و یا اشتباهی را تکرار کرد و گفت.  در حال حاضر صدها رادیو و تلویزیون و بیشمار سایت،  دارند به زبان های مختلف ایرانی برنامه پخش می کنند،  و همه ما فارسها را به شونسیم متهم می کنند.  یکی از این بازی های استعماری همین است،  که می گویند چرا فارسها به ملتها می گویند اقوام،  من در این وبلاگ نمی خواهم با واژه ها بازی کنم،  اصل منظور زوددن روش های استعماری است،  چه فرقی می کند،  که بگویم و بنویسم ملت،  از نظر دستور زبانی و ادبیات صحیح تر هم می باشد.  ولی آیا چیزی را تغییر می دهد،  نه تا به اصل مطلب توجه نکنند و دقت نشود،  همان خواهد بود.

   عرب یا اربها،  در اصل ایرانی هستند،  در زمان سلسله هخامنشیان و تا پایان شاهنشاهی ساسانیان،  قبیله های ارب جزئی از سرزمین حکومتی ایران بودند،  و هرگز تا آن تاریخ کشور و سرزمین مستقل قبیله ای نداشتند.  در دوره های بعد و اسلامی نیز بخش عمده عراق،  که خود نام ایرانی ایراق (اراک) است،  و همچنین جنوب خلیج فارس،  تا زمان آمدن استعمار خاک حکومتی ایران بودند،  و تمامی قبایل در سازمان قبیله ای دینی ایران قرار داشتند.  به همین جهت و در ادامه جهت رسیدن به اهداف ملی منطقه ای،  تمام ملت های قاره کهن را هم میهن تاریخی ایرانی حساب می کنم،  در ادامه جمله فوق بگویم،  تا زمان پیدایش استعمار تمام قاره کهن تحت یک حکومت واحد دمکرات بود،  که توسط سازمان قبیله ای دینی اداره می شد.  جهت متوجه شدن بیشتر،  مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید پیشنهاد می شود.

   نظر:  درود،  نظرتان درباره جنگ سایبری و عملیات با انیرانی ها چیست؟  در ضمن من آذریم،  نه ترک،  از این جهت از هر کسی وطن پرست تر هستم.

   پاسخ:  من مخالف هر گونه نبرد قهری و دشمنی تراشی هستم،  زیرا بدلیل مختلف ما یک ملت آسیب پذیریم،  و در کل تاریخ ملت صلح چو بوده و هستیم،  بنابر این با هرگونه جنگ و عملیات جنگی و شبه جنگی مخالف هستم،  تاریخ ما ایرانی ها بر کار فرهنگی استوار است،  در باره جنگ نرم و تهاجم فرهنگی در نبرد نو پدید نوشته ام.

      همچنین ضمن ابراز خوشحالی از وطن پرستی شما،  ما ایرانی ها همگی آذری هستیم،  مثلاً  نام خراسان و خوزستان و آذربایجان به یک معنی است،  و از آذر و خورشید می آید.  ولی مردم می توانند وابسته به تیره های مختلف قومی و قبیله ای و زبانی باشند،  و مسلمان و مسیحی باشند،  یا آذری که بسیار تاریخی تر از همه فرهنگ هاست باشند.  در بسیاری از کشورها مانند هندوستان و چین،  ویتنام و اندونزی، کنگو و آفریقای جنوبی، و بسیاری دیگر مملکتها، ده ها و صدها ملت و قوم با هم و در کنار هم زندگی می کنند،  حتی اختلاف های کم و زیاد باهم دارند،  ولی همگی زیر یک ناسیونالیسم بسر می برند،  زیرا با آن ناسیونالیسم تاریخشان ساخته شده،  اجتماعشان شگل گرفته،  اقتصادشان با هم هست.  اما از زمان پیدایش استعمار همیشه استعمار و امپریالیسم سعی می کردند،  با انواع ترفندها بین ملتها و مردم پیرو دینها مختلف یک کشور،  اختلاف و دشمنی درست کنند،  تا بتوانند منافع و منابع آن کشور را غارت کنند.  ایران هم از این شگردها دور نبوده،  در چند صد سال گذشته این ترفندها باعث جدا شدن بیش از نیم خاک ایران بزرگ از هم شده است،  و احمقانه می خواهد این روند را ادامه دهند.  هم اکنون وظیفه جوانان با هوش ایرانی است،  که این ترفندها و شگردها را بشناسند،  و بساط استعمار و امپریالیسم و چهره ها و کارگزاران استعمار را افشا کنند.
   نظر و پرسش:  می نویسید،  نباید در مقابل دروغ های تاریخی و کتابها و فیلم های حقه بازی استعماری ساکت باشید، می بایست از شرافت تاریخی خود دفاع کرده، و همه بگویید و بنویسید که ایرانی اغفال این دروغها نمی شود.  ولی آیا،  در مقابل دروغ های امروزی چطور؟ حاله نور؟ کشتار؟ کتمان؟ اینها هم یک روز تاریخ میشوند،  آیا شما هم بعنوان مورخ کتمان میکنید؟

   پاسخ:  بارها نوشته و تکرار کرده ام،  بیشترین وظیفه افشای طرحها و ترفند های استعمار و امپریالیسم،  بعهده جوانان باهوش ایرانی است.  هر فرد می تواند بنا به دانش و تخصص خود،  موضوعات را بررسی و تحلیل کند و نشر و افشا نماید،  این وبلاگ تاریخی و تاریخی اجتماعی است،  مسائل که امروزه در ایران سیاسی شمرده می شوند،  هر وقت به تاریخ پیوست و عمری بود در باره آنها می نوسم.
   نظر و پرسش:  قصدم بحث سیاسی نبود فقط خواستم بگویم که رابطه مستقیم بین عرب شدن ما و دروغ و اغفال است،  چرا که از زمانی که اسلام را پذیرفتیم اغفال شدیم؟

   پاسخ:  واقعیت های تاریخی از زمانی،  که ایرانیها و تقریباً تمام مردم قاره کهن مسلمان شدن بسیار کم است،  این وبلاگ جهت حذف دروغها و یافتن حقیقت تاریخی می باشد.  این کار زمان می برد،  یاری و همکاری مجازی جوانان باهوش با مخ تاریخی،  ولی غیر سیاسی را می طلبد،  فقط خواندن چند کتاب و داستان و شنیدن و دیدن پرت و پلاها تاریخ نیست.  تاکنون خیلی نوشته ام و وبلاگ مورد استقبال قرار گرفته است،  همچنین تعدادی از جوانان باهوش در این راه کار می کنند،  اما سبک کار آموزش و پرورش در 50 سال گذشته بگونه ای بوده،  که بسیاری از توانایی های ذهنی و بدنی را از جوانان زیادی گرفته است.  به منظور کمک در ایجاد اندیشه های نوین دمکرات،  کارگاه فکر سازی می تواند کمک باشد،  امیدوارم روزی برسد که همه جوانان ایرانی توانایی بالا در مطالعه و تحقیق،  تحلیل و نقد داشته باشند.

   چند پرسش و پاسخ پولی

      باز نگری در پول ایران را در اینجا نوشتم،  و متعاقب آن تعدادی پرسش و نظر رسید،  که در زیر تعدادی از آنها را می نویسم.

   پرسش:  دریک و درخم هخامنشیان چقدر می ارزید و معنی آنها چه بود؟

   پاسخ:  دریک سکه طلا و برابر با یکصد درخم یا دورهم Doorham  بود،  درخم یا همان دانه مروارید یا در  Door بود،  که در دوران دوم سلسله هخامنشیان بصورت سکه هم ضرب شد.

   پرسش:  چرا ایرانیها واحد پولی پرتقالیها ریال را برگزیدند؟

   پاسخ:  از نظر ساختار های تاریخی اجتماع،  آن زمان پرتقال دو دوره تاریخ اجتماعی از ایران جلو تر بود،  و در تمدن بورژوازی و ایران در تمدن سازمان قبیله ای دینی بود.  به همین جهت براحتی توانستند،  مسائل مالی را به ایران و تمام مناطق نفوذ استعماری خود گسترش دهند.  در دوران بورژوازی ترفند ها شکل پیشرفته تری داشت،  و در ادامه نفوذ توانستند تعدادی واژه هم به ایران و قاره کهن بدهند،  مانند میوه اورنج ایرانی،  که در تمام دنیا اورنج می گویند،  ولی در ایران بنا به خواست پرتقالیها،  پرتقال و به عربی برتقال گفته شد،  توضیح بیشتر در چلاسر و جل.

   پرسش:  چرا در این چند سال نام پول ایران را عوض نکرده اند؟

   پاسخ:  نمی دانم،  شاید در گذشته افراد دست اندر کار پولی کشور،  سوادشان فقط به اندازه عکس روی پول بوده است.

   پرسش:  جهانی شدن چیست؟  آیا پول ها یکی می شود؟

   پاسخ:  از 60 یا 70 هزار سال پیش که بدلایل جغرافیایی بشر امروزی توانست از قاره آفریقا خارج شود و با تخریب و انقراض،  جهانی شدن آغاز گردید،  زیرا ذات انسان چنین می خواهد.  برابر قوانین تاریخ و فرهنگ یاد گیری،  در گذشته ها زمان طولانی برای یک علم و تجربه لازم بود،  اما امروزه این زمان خیلی کاهش یافته است.  موج های جدید جهانی شدن تاریخ،  با حرکت های نو بورژوازی اروپا به آسیا و آمریکا بود،  سپس استعمار شکل گرفت،  و متعاقب آن در قرن 20 امپریالیسم بوجود آمد،  همه اینها در راستای جهانی شدن بوده است.  امروزه با وجود موج های نو و انفجار اطلاعات و ارتباطات،  جهانی شدن شکل متفاوتی از کل تاریخ را نشان می دهد،  و تجربه ها زود می گذرند.  در ادامه روند جهانی شدن قرن جدید،  ممکن است خیلی موضوعات و مسائل پیش بینی نشده اتفاق بیافتد،  منجمله یکی شدن پول،  یکی شدن ملیت،  یا بر عکس.  فعلاً آنچه که از اوضاع پیداست،  تأثیر جهانی شدن بر کنترل انرژی در چند سال آینده قرار گرفته است،  که در ادامه تاریخ اجتماعی من آنرا تمدن کنترل انرژی نامیده ام.  فعلاً خبری از یکی شدن پول و ملیت نیست،  فقط گرانی است که از این تمدن جدید پیدا شده،  و سریع روبه گسترش است.  هر آن این پیش درآمد تمدن جدید،  نیاز به تعریف و تحلیل دارد،  و نباید بی اهمیت حساب شود،  البته وظیفه دانشگاه ها و دولتیان مربوطه است،  که دقیق زیر نظر داشته و بررسی نمایند.  ولی ظاهراً چیزی از این موضوعات در اینترنت دیده نمی شود،  جز یک دو نفر مانند انوش راوید،  که مطلبی از روی وطن و انسان دوستی،  نیکو کاری و پاک می نویسند.

   نظر:  من می گم از نظر شخصیت ایرانی ها،  باید نام پول ایران را عوض کنند،  و یک نام ایرانی برای آن انتخاب کنند.

   پاسخ به نظر:  بدین منظور لازم است،  جوانان باهوش با نوشتن مقاله های موضوعی در اینترنت،  افکار عمومی و دولتی را آماده سازند.

   پرسش و پاسخ انرژی های نو

  

   پرسش و پاسخ وبی

   پرسش:  چگونه سايت خود را چسبناک کنيم؟

   پاسخ:  اگر مي خواهيد سايت شما چسبناک باشد،  يعني بازديد کنندگان مجددا به آن مراجعه کنند،  بايد استراتژي مشخصي داشته باشيد،  و بدانيد ماهيت سايت شما به چه چيزي براي جذب دوباره بازديد کننده نياز دارد.  بدون در نظر گرفتن اينکه با سايت خود چه مي کنيد،  به محتوي مناسب و  متغير نیاز دارید،  که براي بازديد کننده سايت شما مهم باشد.  محتواي سايت بايد زمان بندي شده، متناسب و هماهنگ با تم سايت باشد،  و چيزي با ارزش به بازديد کننده ارائه کند.  برخي از استراتژي ها را در زیر نوشته ام:

  1 ــ  تشخيص اينکه چه چيز جديد،  يا مبتکرانه در ارتباط با سايت شما وجود دارد،  چه چيزي را مي توانيد پست کنيد،  که بازديد کننده کنجکاو را بازگرداند.  آيا محصول جديد، خبر جديد، يا مقاله جديد، مخصوصا که دنباله دار باشد، جايزه جديد يا مسابقه اي براي برنده شدن.  به موارد مختلف فکر کنيد،  و ببينيد چه چيزي در ارتباط با سايت شما وجود داشته باشد بهتر است.

  2 ــ  به بازديد کنندگان راهي براي برنده شدن نشان دهيد،  يک چيز مجاني يا کوپن تخفيف که بتوانند برنده شوند.  شما حتي ممکن است هداياي يک شرکت ديگر را،  که آرم آن هم روي هدايا حک شده را قرار دهيد،  و نام برندگان را در سايت خود اعلام کنيد،  تا بازديد کنندگان به سايت شما بازگردند.  برندگان را به روز رساني کنيد،  و نامه تشکر برايشان بفرستيد.

  3 ــ  راهي براي جمع آوري آدرس پست الکترونيک بازديد کنندگان،  مثل نظر سنجي در مورد  سايت يا محصول خاص و يا دفتر يادبود سايت،  و يا سوالات ساده که جواب دهند،  و به نحوي آدرس آنها را جمع آوري کنيد.  شما بعدا مي توانيد به مناسبت هاي مختلف با آنها مکاتبه کنيد.  حتما به آنها شانس حذف از ليست خود را بدهيد و مطمئن باشيد اگر اطلاعات سايت شما مفيد باشد،  آنها هيچگاه از ليست شما خارج نخواهند شد.

  4 ــ  از بازديد کنندگان سايت خود بخواهيد که سايت را به دوستانشان معرفي کنند،  و حتی بابت اين موضوع به آنها جايزه بدهيد.  به آنها ثابت کنيد که براي شما با ارزش هستند،  و شما به آنها توجه داريد،  دليلي براي معرفي سايت شما به ديگران را،  به بازديد کننده سايت خود بدهيد.

  5 ــ  بازي جديد، قيمت بازار بورس، اخبار و اطلاعات،  را به بازديد کننده ارائه دهيد،  تا آنها بازگردند و دوباره سايت شما را بازديد کنند.

  6 ــ  سايت خود را همواره در تاریخ و ریتم مشخص به روز رساني کنيد،  تا به شما اعتماد کنند،  و مجددا به سايت شما مراجعه کنند.

*

   عکس تاریخی از اروند رود در آبادان،  حدود 1300 خورشیدی،  عکس شماره 571 .

   کلیک کنید:  خانه های طبیعی ایران

   کلیک کنید:  تاریخ مزدوران بیگانه در ایران

   کلیک کنید:  نبرد نو پدید تهاجم فرهنگی و جنگ نرم

     توجه:  اگر وبلاگ،  به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   انوش راوید //  Anoush Raavid ///    

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

   جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،    http://ravid.ir

پرسش و پاسخ های تاریخی و اجتماعی

   پرسش و پاسخ های تاریخی و اجتماعی

           تعدادی از پرسشها و نظرات نوشته شده،  در پست های مختلف ماه گذشته وبلاگ و پاسخ به آنها:  

  پرسش:   در مورد دروغهای کتابهای تاریخ،  که هر خواننده به دروغ و غیر ممکن بودن اتفاقات آن مطمئن می باشد،  به طور مثال،  در کتاب حکومت جهانی ایرانیان در قسمت مربوط به الکساندر مقدونی نوشته است:  در شمال ایران مماسن ها بودن که کل نیرو های آن زن بودند،  و برای پرتاب کمان سینه ی راست خود را بریده بودند!!!  که این مطلب کاملا غیر ممکن می باشد،  آیا شما این گونه دروغ های تاریخی را به نظر مسئولین طراز اول مملکتی مثل رهبر و رئیس جمهور رسانده اید یا نه ؟  تا این دروغ ها را مثلا از کتاب های درسی  حذف نمایند یا نه ؟  و جواب آن ها چه بود؟

   پاسخ:  در این باره بارها در وبلاگ توضیح داده ام،  مدت 20 سال است که به مقامات آموزشی نوشته ام،  اما استعمار دروغگو دست بالا را دارد،  امید است روزی جوانان ایرانی بتوانند دشمنان تاریخی را شکست دهند.

   پرسش:  چرا می گویید ایران بزرگ،  ایران از ملیت های مختلف تشکیل شده؟

   پاسخ:  ایران نام خاص یک قوم و طایفه نیست،  در گذشته ها هندوان به سرزمین وسیعی که از غرب سند تا شرق دجله بود،  ایران به معنی سرزمین اقوام و عشایر و ایلها می گفتند.  در دوران پادشاهی قاجار استعمار و شرکت هند شرقی،  بطور رسمی این سرزمین وسیع در جغرافیای سیاسی جهان را ایران نامیدند.  از بدو پیدایش جغرافیای سیاسی،  بخش هایی از این سرزمین جدا گردید،  و ایران کنونی باقی ماند،  این باقی مانده با جمع تمامی سرزمین های تاریخی ایران بزرگ می شود.  قبل از پیدایش بورژوازی و جغرافیای سیاسی،  مرزها و حاکمیتها توسط محدوده زمین های عشایری و ایلی شناخته می شد.  امروزه می دانیم که ایران در مرکز خاورمیانه و آسیای میانه اصطلاحی،  که همان قاره کهن است قرار گرفته،  و بدلایل مختلف جغرافیایی از اهمیت زیادی برخوردار است.  در اینجا یاد آوری نمایم از سمت غرب یعنی از اروپا به این سرزمین و جغرافیا،  پارس و ماد می گفتند،  که از قول کتیبه های هخامنشی آنها نیز نام یک قوم و ملت خاص نمی باشند،  و همگونه مردمان دارند.  در این باره بارها در وبلاگ توضیح نوشته ام،  به لینکها مراجعه شود.

   پرسش:  آیا این حرفها که اسکندر و چنگیز دروغ است،  بدرد ما ترکها و کردها و... می خورد؟

   پاسخ:  تاریخ یک علم است و باید به آن علمی نگاه کرد،  نه مسلکی و عقیدتی،  استعمار و امپریالیسم از دروغ های تاریخی استفاده می کنند،  و مقاصد خودشان را پیش می برند.  مگر ملت های غیور ترک و کرد و عرب می گذاشتند،  که اسکندر مقدونی و چنگیز مغولستانی به سرزمین هایشان حمله کنند.  با سادگی باور داشتن این دروغها،  دشمنان ملتها ترقیب می شوند،  دروغ های بزرگتری بگویند،  و باعث اغفال بیشتر ملتها شوند.

   پرسش:  آیا خود شما نسبت به نقشه خاورمیانه جدید که در  ravid.blogsky.com نوشته اید عقیده دارید؟

   پاسخ:  من دوست دارم در یک کشور بزرگ،  که شامل تمام ملت های قاره کهن باشد زندگی کنم،  و آن سرزمین واحد ما صدها ملیون انسان باشد.  اما دوست داشتن تا تحلیل داشتن از واقعیتها خیلی اختلاف دارد،  برای بدست آوردن واقعیت های اجتماعی امروزه باید دروغها را شناخت،  و از تاریخ و تاریخ اجتماعی بدرستی دانست و گفت.  مهمترین این موضوع داشتن درک واقعی از پیوستگی و دمکراسی و رفتار دمکرات با دانایی نوین است،  دوم شناختن استعمار و امپریالیسم درغگو،  و نفوذ آنها در مراکز آموزشی کشور های قاره کهن می باشد.  امروزه با مسائلی که در دنیا بوجود آمده،  نشان می دهد که ملت های قاره کهن و شمال آفریقا،  بدلیل داشتن موقعیت های خوب جغرافیایی و اقتصادی،  مورد چشم داشت دشمنان قرار گرفته اند.

   پرسش:  آیا علت اصلی تشکیل شهر نشینی در ایران مسئله آب بوده،  یا دفاع و جنگ؟

   پاسخ:  این خود یک بخش مهم در تاریخ می باشد،  بزودی در این باره تحت عنوان،  استراتژی شهرهای تاریخی ایران،  می نویسم.  هر دو مسئله اهمیت دارند،  در موضوع تمدن های تاریخی ایران،  در ایران و ایرانیان نوشته ام،  که برای حفظ آب و قنات،  مردم مناطق وسیع مجبور به سازش و اتحاد و همکاری بودند،  ولی در ضمن آفند ها و نیاز به دفاع هم وجود داشته است،  که ساخت قلعه ها و استحکامات و دیوار و دروازه را ایجاب می کرده است.  می توانید بیابان های تاریخی ایران را بخوانید،  و از این موضوع در تاریخ مطلع شوید،  در داستانها و اساطیر ایرانی هم در این باره نوشته شده است.  در هر صورت این پرسش موضوعی نیست،  که براحتی بتوان از آن گذشت،  توانایی دفاعی ایرانی عدم حمله و اشغال را بدنبال داشته،  که خود بخود باعث می شود دروغ های تاریخی زیر پرسش قرار گیرد.  مشروح بزودی در:  استراتژی شهرهای تاریخی ایران.

   پرسش:  چرا در وبلاگ  ravid.blogsky.comمقالات سیاسی منتشر می کنید،  چه ربطی به تاریخ دارد؟

   پاسخ:  وقتی بجای بررسی های علمی،  تاریخ و تاریخ اجتماعی را پر از دروغ کرده،  و از آن برای تهاجم فرهنگی و جنگ نرم استفاده می کنند،  خود بخود تاریخ را سیاسی نموده اند.  برای بهتر فهمیدن چنین کاری بعضی تحلیل های سیاسی لازم می شود،  که در وبلاگ پست های عمومی ravid.blogsky.com می نویسم.

   پرسش:  اگه ممکنه چند منبع (کتاب)،  که در اون ذکر شده اسکندر مقدونی یه شخصیت خیالی بوده،  و در اصل اسکندر اشکانی هست + تخت جمشید بوسیله اسکندر مقدونی به آتش کشیده نشده + هرودوت دروغگوی بزرگی بوده،  رو معرفی کنید (لطفا همراه با ذکر منبع شرح بدین).

   پاسخ:  در این باره بارها در وبلاگ توضیح نوشته ام،  برای اولین بار در تاریخ نویسی ایران است،  که من به  موضوعات دروغ های تاریخی پرداخته ام.  می دانم بزودی بیشماری جوانان با هوش وطن دوست،  از این راه پیروی خواهند کرد،  و با تمام کوشش نسبت به حذف دروغهای و گرد آوری منابع بیشتر برای نگارش واقعیت های تاریخ با شکوه ایران و قاره کهن اقدام خواهند کرد.  با مطالعه دقیق و با حوصله وبلاگ متوجه منابع واقعی گرد آوری شده بدور از دروغ کتاب های تاریخی دروغ نویس می شوید،  دانستن واقعی چند هزار سال تاریخ به وسعت یک قاره،  تخصص و  زمان، حوصله و تمرکز می طلبد.

   پرسش:  یه منبع به اسم جغرافیای استرابو رو معرفی کرده بودین،  که توش ذکر شده بوده هرودوت دروغگوست،  آنرا نتونستم گیر بیارم.

   پاسخ:  بزودی درباره استرابو یا استرابون مشروح می نویسم،  فعلاً از ویکی پدیا استفاده نمایید،  لینک آن:

   http://en.wikipedia.org/wiki/Strabo

   نظر:  حوصله نکردم کل متن رو بخونم ولی بدونه شک پوریم دروغی بیش نیست چرا که خود هرودوت که در زمان خشایار شاه بوده و جنگ های اون با یونانی و وقایع گذشته ایران و ... رو به دقت با جزئیات نوشته چطور ممکنه که این طور مطلبی رو فراموش کنه ممکن نیست حالا هر دلیل مسخره ای میارن از جمله این که در تورات یک رمانی رو گفته من کاری ندارم.

   پاسخ:  در نگرش های حرفه ای حوصله نکردم،  من کاری ندارم،  نباید باشد،  این برخورد برای افراد هر دم است.  همانگونه که بارها در وبلاگ نوشته ام،  وبلاگ برای شناخت دروغها و برداشت آن است،  و این سبک کار،  زمان و تخصص می طلبد.

   نظر:  در مورد ایران،  ایران جمع ایل ها نیست،  چرا که خود واژه ایل ترکیه و ایران جمع ایر + آن مثل ایرلند،  که ایر + لند،  لند یعنی سرزمین و ایرلند یعنی سرزمین ایر.

   پاسخ:  در ایران و ایرانی ها درباره نام ایران توضیح داده ام آنرا بخوانید،  این برداشت شما بوده که حوصله خواندن نداشتید!! بخوانید،  سریع و خشن و بی ادبانه قضاوت نکنید،  استعمار که در قرون جدید جغرافیای سیاسی را ترسیم کرد،  نام های سیاسی کشورها را گذاشت،  منجمله ایران و افغانستان و عراق.  استعمار از زبان هندی ها که به شرق کشور شان می گفتند ایران،  که از دید هندی ها سرزمین ایلها بود،  و توسط ایلات از شرق مورد تاخت و تاز قرار می گرفتند،  بهره برد.  استعمار سابق را نباید دست کم گرفت،  که به گمراهی رفتن است،  اصل نفوذ استعمار از غرب و کمپانی هند شرقی در ایران بود،  و بیشترین برنامه های قرون جدید استعماری در ایران و قاره کهن را از آنجا چیدند،  نه از اروپا.  برای دانستن تاریخ ایرلند و اروپا و مهاجرت آریاییها بدانجا،  مختصر تاریخ جهان را بخوانید،  لینک آنها در میان وبلاگ می باشد.
   نظر:  بعد این جمله شما "همچنین در گذشته مصریان و یونانیها، به بخش جنوبی در شرق فرات و دجله، پارس، و بخش شمالی آنرا، ماد، می گفتند، که بر گرفته از نام های دوران سلسله هخامنشیان بود" اگر برگرفته از نام های دوران سلسله هخامنشی بوده پس حتما" دولت ماد کشک بوده.

   پاسخ:  این چه ربطی به موضوعات مطرحه و دولت ماد دارد،  هر کدام را کاملاً در بخش های خودشان نوشته ام،  اگر می خواهید از تاریخ بدرستی بدانید،  باید با حوصله و با نیت علمی بخوانید،  و سپس در زمان مناسب با بدست آوردن تجربیات و تخصص لازم قضاوت کنید.
   نظر:  پارس در زبان پارسی باستان معنی پارسا و پرهیزگار است،  یکی از هفت مقام دین میترائیسم پارس هست،  نه اینکه اونها به ما پارس می گفتند،  و نه برگرفته از دوران هخامنشیانه.

   پاسخ:  در هر صورت در کتیبه های سلسله هخامنشیان از پارس بعنوان کشور نام برده شده،  به کتیبه های معروف ایران مراجعه شود،  و این دلیل نمی شود که به معنی پارسا نباشد،  و یا دیگران آنرا پارس نگویند.
   نظر:  در ضمن و در پایان اینو بگم که اگر داستان پوریم در تورات رو بخونین هیچ چیزی از دستور خشایار شاه نمی بینید،  حالا خاخام های صهیونیست هر جوری که دلشون بخواد حرف رو می چرخونن.

   پاسخ:  یکبار دیکر یا هزارمین بار دیگر تکرار کنم،  این وبلاگ برای برداشت تحریف ها و دروغ های تاریخی است،  می بایست با علاقه و حوصله پیگیر بود تا به تخصص رسید،  و سپس فرهنگسرای ملی تاریخ را تأسیس نمود،  تا تاریخ را نگارش و تأیید موقت نمایند،  در این باره توضیات نوشته ام،  به سخن وبلاگ مراجعه شود.  یکی از مهمترین اقدامات و تهاجم فرهنگی و جنگ نرم این بود،  که نگذارند جوانان حوصله و کار کرد مناسب و منطقی داشته باشند،  و خیلی سریع و بدون ملاحظات اجتماعی و بدور از تمدن آریایی ایرانی رفتار و اندیشه و گفتار داشته باشند.  البته جوانان با هوش ایرانی براحتی می توانند،  با آزادی اندیشه و راه نو که وبلاگ انوش راوید به آنها نشان می دهد،  ترفند دشمنان را پاتک زده و بسوی تمدن جدید بشتابند.  عده اندکی که وامانده و درمانده در دام دشمنان هستند،  راهی جز بی ادبی و بی فرهنگی ندارند،  و باید در چاه ندانی و نادانی بمانند، چون استعمار می خواهد و از آنها بهره می برد.

   پرسش:  آیا دروغ شمردن حمله ارب به ایران باعث نمیشود ایرانی ها اربها را دوست بحساب آورند،  در صورتی که امروزه می بینیم،  اربها دارند ایرانی ها را می کشند،  و یا اموال آنها را در کشور های اربی غارت می کنند؟

   پاسخ:  این دو موضوع جدا از هم هستند،  یک دروغ شمردن حمله اعراب به ایران،  و دو،  قتل و غارت امروزه اعراب،  و می بینیم که این قتلها در بین خودشان بشدت جریان دارد.  در ابتدای تاریخ قبایل آریایی و سامی در مناطق و نزدیک هم با یکدیگر درگیری داشتند،  و به یک اندازه در سرو کله هم می زدند،  و از زمان پیدایش استعمار و شکل گیری جغرافیای سیاسی،  وضع گونه دیگری شد.  تمدن و فرهنگ اعراب از بین النهرین و نیل گرفته شده،  و آن فرهنگی است که روستاها و شهرها از نظر آب و تولیدات غذایی خود کفا بودند،  و شهر های پایین دست و بالا دست عادت کرده بودند به راحتی و به هر بهانه ای بجان هم بیافتند.  ولی تمدن ایرانی با فرهنگ قنات شکل گرفته،  یعنی روستاها و شهر های بالا دست و پائین دست،  برای تأمین آب و کشاورزی بیکدیگر احتیاج داشتند،  و فرهنگی شد در صلح و صفا و با جشن های شاد.  تا اینکه استعمار و ترفند های آن پیدا شد،  و به مرور با کمک عوامل خود و دروغ های تاریخی،  سعی در تغییرات فرهنگی و رو در رو قرار دادن آریایی و سامی کرد.

      تاریخ اجتماعی را باید به دو بخش تقسیم نمود،  یک دوره از ابتدای تاریخ تا استعمار،  و دوره ورود استعمار و امپریالیسم،  که آنها نقشه ها و طرح های کوتاه مدت و بلند مدت داشته و دارند.  بعضی از برنامه های آنها برای چندین و شاید چند ده سال دیگر بوده و می باشد،  نباید نسبت به هر پدید که دست آنها در کار است،  دید کوچک و کم عمق داشت.  مثلاً اجیر کردن آدمکش های اونیفرم پوش در خاورمیانه و آفریقا با حدود صد دلار،  برای این دشمنان ملت های قاره کهن کار ساده ایست.  در این موارد بارها در وبلاگ نوشته ام،  برای تحلیل مسائل اجتماعی و سیاسی،  ضمن داشتن تخصص ویژه،  انبوهی از دانش و آگاهی،  مطالعه و تحقیق لازم است.

   پرسش:  چرا در پاسخ به پرسش ها می گویید بر اینجا و یا آنجا را بخوان؟

   پاسخ:  پاسخ به پرسش های تخصصی در سبک کار وبلاگ تحلیل جامع دارد،  و چون نمی توان هر بار مطالب طولانی نوشت،  از این امکان اینترنت استفاده می کنم،  و با لینک های لازم پاسخ را جهت علاقمندان کامل می دهم.

   پرسش:  چرا در بعضی مقالات و پست ها،  که از اقوام ایرانی نام برده اید،  از لر یا ترکمن و دیگران نامی نیست؟

   پاسخ:  در مقالات متعدد برای جلوگیری از انبوه نویسی،  فقط  تعدادی از انبوه نامها را استفاده می کنم،  و این بهره بردن تناوبی است.  نام تمام ملتها و اقوام زیاد ایرانی را بردن،  ممکن است برای خوانند خسته کننده شود،  همانگونه که شما هم نوشته اید:  و دیگران.

   پرسش:  آیا تمام فیلم های مستند و علمی تلویزیون های منوتو و بی بی سی،  و تلویزیون های دیگر خارجی دروغ است؟

   پاسخ:  یکی از کار های علما، ارشاد، دانشگاه ها،  در زمینه تخصصی خودشان بررسی های مختلف منجمله ضبط و بازدید فیلمها تحلیل و اظهار نظر درباره آنها است.  کسانیکه پول می گیرند و وظایف قانونی و اجتماعی دارند،  حذف و فیلتر کردن و نادیده گرفتن آنها،  خوب نیست و عواقب بدی دارد.

   نظر:  مردم در بوشهر و نطنز قرص ید گیر نمی آورند بخرند،  تا در صورت خطر برای نیروگاه اتمی مصرف کنند،  زیر تمام آنها قبلاً توسط عواملی خریداری شده است.

   پاسخ:  هر دارویی تاریخ مصرف دارد،  و گاهی در مناطق خیلی خشک و یا بشدت مرطوب چون بوشهر،  این تاریخ مصرف کوتاه تر است.  پیش از بیماری یا اتفاق و عارضه،  خرید دارو بی معنی و خطرناک است.  در ضمن میزان خطر احتمالی از اتفاقات اتمی در هیچ کجا معلوم نیست،  در صورت هر گونه اپیدمی تجویز هر قرص و دارو،  توسط سازمان های پزشکی رسمی و یا بین المللی صورت می گیرد.  مصرف سرخود قرص ید،  ممکن است ضرر های غیر قابل جبران داشته باشد.  در صورت ایجاد خطر و بحران برای هر مرکز اتمی،  اتفاقات غیر قابل تصور و پیش بینی،  و متفاوت خواهد بود.  همانگونه که قبلاً نوشته ام،  نباید از خطرات احتمالی ترسید و عقب نشینی کرد،  بلکه باید راه کار های لازم را پیدا نمود،  برای اطلاع بیشتر به سازمان آینده بینی بروید.

   پرسش:  یک سوال داشتم برای اتحاد دوباره سرزمینهای فلات ایران اکنون چه می شود کرد؟،  آیا ایران بزرگ را میتوانیم دوباره احیا کنیم؟
   پاسخ:  البته می توان وسعت جغرافیای تاریخی را دوباره برقرار کرد،  ولی نه با زور و جنگ،  بلکه ابتدا با آگاهی رساندن،  سپس ایجاد اتحادیه های مختلف منطقه ای،  همراه کمک های علمی و تکنیکی و مالی،  و برداشتن موانع مسافرتی،  و غیره.  باید توجه داشت در این راه مشکلات بزرگی توسط استعمار و امپریالیسم ایجاد شده است،  که با دقت و هوش جوانان منطقه و قاره کهن،  قابل گذر هستند،  هر چند حوصله و زمان می خواهد.  ابتدا می بایست محیط دمکرات را ایجاد نمود،  و از دمکراسی و فدرالیسم بدرستی دانست،  و به تمام مردم منطقه و ایمان و عقیده های متفاوت احترام گذاشت.

      بهتر است جوانان با هوش آینده نگر،  با ایجاد وب هایی در زمینه اتحادیه های منطقه و قاره،  افکار عمومی را برای این  کار آماده سازند،  پیمان های موجود کم و با عمل کرد ضعیف می باشند.  نباید خواست که همه مثل ما فکر کنند،  بلکه باید زمینه اتحاد اندیشه های مختلف منطقه را فراهم ساخت،  و با هوشیاری از تنوع سود برد،  نه اینکه همه را رو در رو قرار داد.  ضمن در نظر گرفتن قوانین بین المللی،  می بایست با حوصله و دور از احساسات الکی،  سبک کار نوین ساخت.  دشمنی و جنگ دیوانگی و خواسته امپریالیسم نو است،  ولی شناخت خوب گذر های تمدنی و داشتن آینده بینی دقیق مهم می باشد.  کلاً موضوعی در تاریخ و تاریخ اجتماعی و زمان بر است،  در این راه مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید کمک بزرگی است.

   پرسش:  آیا کتاب استر و ماجرای پوریم واقیعیت دارد؟

   پاسخ:  این کتاب و داستان پوریم مربوط به یک دین خاص می باشد،  و من از اظهار نظر درباره موضوعات دینی معذورم،  اما آنچه که از تاریخ و باستان شناسی می دانم می نویسم.  در کنار دریای مرده یا همان بحرالمیت،  در جوار خرابه های قمران،  دیواره های کوهستانی قرار دارد،  و در میانه آن غار صعب العبوری واقع است.  در سال 1947 یک عرب شبان وارد این غارها شد،  و انبوهی از طومار های قدیمی را کشف کرد.  خبر به امریکایی ها و یهودیان مستقر در فلسطین رسید.  بخشی از طومارها به تصرف یهودیان در آمد،  و بخش دیگر به وسیله امریکاییان به نیویورک انتقال یافت.  کمی بعد این بخش نیز بوسیله یهودیان،  به مبلغ دویست و پنجاه هزار دلار خریداری،  و به محل مخصوص در بیت المقدس برده شد.

      بررسی های تاریخی و تحقیقی اهمیت فوق العاده این کشف را فاش ساخت،  و آشکار نمود که طومار های دریای مرده،  نامی که اسناد فوق به آن شهرت یافته اند،  بقایای کتابخانه مخفی اسنی ها است.  این حادثه یکی از مهمترین اکتشاف باستان شناسی است،  طومار های دریای مرده شامل کتب فراوان به زبان های عبری، آرامی، یونانی، لاتین، نبطی و عربی می باشند.  در این مجموعه متن کامل عهد عتیق بجز کتاب استر نیز بدست آمده،  که قدمت آنها به یک سده پیش از میلاد مسیح میرسد.  این مجموعه ثابت میکند که در آن زمان روایت های متعددی از تورات وجود داشته است،  و دانشمندان عهد عتیق امروزی صحت و درستی آنها را تأیید کردند.  پیش از این کشف،  کهن ترین نسخه های عهد عتیق مربوط به سده های نهم و دهم میلاد می باشد.

      کتاب عهد عتیق شامل کتب مقدسی است،  که توسط پیامبران قبل از مسیح نوشته شده،  و با توجه به نسخه‌ های بسیار قدیمی که در منطقه دریای مرده پیدا شده است،  معلوم می‌شود که نسخه ‌هائی که فعلاً متداول بوده،  از نظر صحت متن و مطابقت با نسخه ‌های اصلی کاملاً معتبر و قابل اعتماد می ‌باشد.  در میان این طومار های و نسخه های بسیار قدیمی دریای مرده،  قسمت ‌هائی از تمام کتاب های عهد عتیق باستثنای کتاب استر وجود دارد،  و حتی بعضی از کتابها کامل می ‌باشند.  با استفاده از دانش باستان شناسی،  تاریخ این طومارها قرن اول و دوم قبل از میلاد تعیین شده است.  با این کشف متوجه شدند که کتاب استر که در آن به ماجرای پوریم اشاره شده است،  هیچگونه سندیت تاریخی ندارد و کاملاً مورد ظن و تردید است.

   پرسش:  آیا بعد از نفوذ فرهنگ عرب به ایران برای تحقیر پارسیان و زبان پارسی اومدن صدای واق واق سگ رو گفتن پارس؟

   پاسخ:  بنا به فاکتور تاریخ و فرهنگ یادگیری،  در گذشته نفوذ فرهنگ چندین قرن زمان می برد،  پارس بمعنی پارسا و پرهیزگار است،  و سرزمین پارس محل پارسایی و کوه رحمت و تخت جمشید بود.  در دروغ های تاریخی که بیشتر توسط استعمار تحریف و نوشته شده است،  همیشه سعی می کردند میان ملت های قاره کهن اختلاف بیاندازند،  تا بهتر به مردمان حکومت و ظلم کنند.  مانند اینکه،  عجم بمعنی فرزند یا زاده جم را گنگ و لال نوشته اند،  و سادگان براحتی اغفتال این ترفند ها شده،  و دنبال رو چهره ها و کارگزاران استعمار می شوند.

   نظر:  توی مقاله "دروغ مهاجرت آریایی ها به ایران" خوندم که مکیاول سیاستمدار معروف ایتالیایی تو کتاب هنر جنگ گفته "اگر بخواهی ملتی را به بردگی بکشی، فرهنگ او یعنی هویت او را درهم بشکن..." . حالا چه معنی میده اینجور استنباط بشه اعراب این کار رو واسه تحقیر ایرانیا کردن؟؟ اعراب اومدن زبان رسمی ایران رو به عربی تغییر دادن، در ضمن اونا که حرف پ ندارن که این رو گفته باشن. بنظر من این نتیجه گیری که اعراب صدای واق واق سگ رو گفتن پارس غلطه، نظر استادانه شما چیه؟ و اینکه ود واژه پارس معنی و ریشه اش چیه؟؟

   پاسخ:  زبان پارسی آریایی در کنار زبان قبطی سامی،  در جغرافیای نیل تا فرات،  با هم آمیزی تاریخی زمان بر،  ترکیب شده و دو زبان عربی عربستان و فارسی ایراق (ایران غربی) ایجاد شد.  در این باره اندکی در تاریخ ورود زبان عربی به ایران نوشته ام،  سپس زبان فارسی ایراقی از زمان شاهنشاهی ساسانیان به ایران شرقی رفت و زبان دری از آن برآمد.  با پیدایش اسلام زبان عربی عربستانی به زبان بربری و قبطی و غیره در آفریقا پیروز شد،  و زبان فارسی نیز در هندوستان و کشمیر و کاشغر جای خوبی باز نمود.  باید مطالب و گفته های استعمار و امپریالیسم را دور ریخت،  و جوانان باهوش ایرانی در تخصص خود بنگارش تاریخ نوین علمی بپردازند،  بزودی در این باره مشروح می نویسم.

   پرسش:  نظرتون در مورد فیلم ملک سلیمان و مختارنامه چیه !!!  آیا این دو فیلم میتونند دروازه ای به سوی سینمای تاریخی بهتر برای ایران باشند !!!!  البته توی مختارنامه دروغ به وفور پیدا می شه!!

   پاسخ:  فیلم های فوق را ندیده و نمی خواهم ببینم،  زیرا تاریخ و مکان تاریخی نیستند،  اشخاص تاریخ دان و دینی گرا می بایست بر اساس دانش گرفته شده از وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران درباره آن نظر بنویسند،  و یا مشروح در وبلاگ های خودشان نقد و تحلیل کنند.

*

   عکس تاریخی یک کشاورز ایرانی در شهرستانک،  حدود 1300 خورشیدی،  مشروح در تاریخ کشاورزی در ایران،  عکس شماره 595 .

   کلیک کنید:  استراتژی ملی ایرانی

   کلیک کنید:  سفرنامه تاریخی به شمال ایران

   کلیک کنید:  نبرد نو پدید،  تهلاجم فرهنگی و جنگ نرم

     توجه:  اگر وبلاگ،  به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   انوش راوید //  Anoush Raavid ///     

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:   جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،    http://ravid.ir

پرسش و پاسخ های تاریخی و اجتماعی

   پرسش و پاسخ های تاریخی و اجتماعی

           تعدادی از پرسشها و نظرات نوشته شده،  در پست های مختلف ماه گذشته وبلاگ و پاسخ به آنها:  

   پرسش و نظر:  وقتی داشتم زندگی نادر رو می خوندم!!!! دیدم ارتش پنجاه و دو هزار نفری صفوی(دوازده هزار از طرف عبدالله پادشاه عربستان که خودش هم حضور داشت و دوازده هزار نفر قشون اصلی با حضور وزیر اعظم و دو قشون یکی لرها و دیگری قشون رستم خان)افغان ها یازده هزار نفر بودند!!!! افغان ها با زنبورک هاشون قشون لر رو پراکنده کردند (اولین شبهه در ذهن من لر های دلاور به ااین راحتی ترسیدند و جا زدند) بعد ارتش عرب رفت و کمی از ارتش افغان رو تارو مار کرد و بعد هم به جمع غنائم پرداختند و از جنگ دست کشیدند(شبهه دیگه اینکه پادشاه عربستان تو ایران چیکار می کنه حتما با ایرانی ها خیلی خوب بودند و این که قشون عرب یک ارتش منسجم چطوری تموم ارتش نا منظم افغان رو تار و مار نکرد و وقتی در پشت قشون افغان بی خیال جنگ و به جمع آوری غنائم پرداختند چرا رگیری ایجاد نشد)

   سپس افغان ها ارتش رستم خان رو محاصره و نابود کردند خود رستم خان زنده موند (آخه چطوری افغان هااگه ازشون تعدادی کسر نشده باشه ارتشی که ازشون بیشتره رو محاصره کرده)بعد ارتش وزیر برای این که ایران پیروز نشه و عبدالله پیش شاه ایران خوش نام نشه عقب نشست و خود افغان ها گفتند اگه پانزده دقیقه دیگر فقط سرجایشاباقی میماندند ما می باختیم(واقعا که) و افغان ها که حالا خیلی زیاد باشند هشت هزار نفر می شدند جمعیت اصفهان رو از پانصد هزار نفر به صد هزار نفر رسوندند(واقعا که) بعدش نادر هم چقدر تو اصفهان غارت راه انداخت(عجیبه) به دروغ بودنش پی برده بودم ولی از شما فقط جایی گزرا شنیدم افغان نبودند و سمرقندی بودند لطفا بیشتر توضیح بدید!!!!

   پاسخ:  بسیاری از نوشته های تاریخی داستان و پرت و پلا می باشند،  و هر شخص با کمی دانش و دقت متوجه دروغ بودن آن می شود،  همانگونه که شما متوجه دروغ بودن آن شده اید.

    در ضمن قندهار بود،  نه سمرقند،  در زمان سلسله هخامنشیان به سرزمین جنوب غربی افغانستان کنونی،  اوگانستان (اوغانستان)،  یعنی سرزمین اوگان یا اوغان،  به معنی سرزمین پیله کرم ابریشم، می گفتند.  مرکزیت آن گندهار به معنی آب هار و خروشان،  بزرگ و گنده بوده است،  این دیار تا آخر حکومت صفویه بدلیل داشتن پارچه های ابریشمی معروف بود،  ولی با ورود استعمار انگلیس و پارچه های کارخانه ای هندی و انگلیسی استان اوگانستان به مرکزیت گندهار دیگر نتوانست به خوبی تولید پارچه ابریشمی داشته باشد،  مخصوصاً که با ترفند مردم آن سرزمین را رو در روی ایران کنونی،  و بقیه افغانستان کنونی قرار داند،  که تا کنون کم و بیش ادامه دارد،  و ذهنیت و مشغولیت بی جهت برای مردم حاصل شده است.  از این دست ترفند های استعماری در قاره کهن زیاد پیاده شده،  و خواهد شد.  بنابر این می بایست جوانان باهوش هوشیار باشند،  و اغفال شگرد های مختلف و رنگارنگ دشمنان نشوند.

    از ابتدای صفویه بخش مرکزی ایران وارد تمدن فئودالی گردید،  که در حکومت صفویه و نوشته های دیگر دلیل آنرا توضیح داده ام،  اما سرزمین های شمال شرقی در همان تمدن قبلی سازمان قبیله ای دینی باقی مانند،  و حکومت خانات ازبک تشکیل گردید،  و بخش شمالی افغانستان کنونی به آن خانات پیوست.  بخش جنوب شرقی افغانستان در ادامه حکومت بابری فارسی زبان هندوستان،  که به اشتباه مغول می گویند قرار گرفت،  زیرا در اصل بابری ها کابلی بودند.  بنابر این فقط بخش جنوب غربی که استان اوگانستان به مرکزیت گندهار بود،  در حاکمیت صفویه قرار داشت،  و این بخش همچنان در تمدن قبلی قبیله ای باقی بود،  و نمی توانست با صفویه که در فئودالی یعنی یک مرحله تمدنی جلوتر قرار داشت هماهنگ شود.  استعمار مشکلات مختلف و جداسری را پرورش می داد،  برای بهتر متوجه شدن می توانید به داستان مأمور اصفهان در قندهار مراجعه نمایید. 

   پرسش:  در ضمن توی یک سریال چینی به سیصد نفر ایرانی اشاره می کنه نه سیصد نفر اسپارتی!!!! توی انکسل پدیا هم می گه یونانی ها تهاجم رو آغاز کردند!!!!! می شه در این مورد توضیح بدید!!!

   پاسخ:  از این دست پرت و پلاها زیاد نوشته و گفته و فیلم ساخته اند،  بیشتر جهت اغفال و ترفند های استعماری بوده و می باشد.  می بایست از هوش و تخصص خود استفاده نمایید،  و دروغ ها را از واقعیت تشخیص دهید،  و پاسخ به دشمنان تاریخی ملت های قاره کهن بدهید.  البته ضمن حفظ محیط دمکرات و آزادی قلم و اندیشه،  همچنین همانگونه که چند بار در وبلاگ نوشته ام هیچ کدام از این نوشته ها تاریخ نمی باشند و فقط نظر نویسنده آنهاست،  جهت آگاهی بیشتر به سخن وبلاگ مراجعه نمایید.

   پرسش:  این حکومت های ترک سلجوق و غزنوی و خارزمی چطوری بودند!!! غیر ایرانی بودند!!! ترک های غرب ایران با اونا نسبتی داردن!!!یا ترک های ما همون ماد ها هستند!!!!این قوم در قوم ها منو گیج کرده!!!!ترک های ما با هم فرقی دارند!!!آتروپاتن ها ی ماد(آذری ها) چه تفاوتی با دیگر ترک ها داردن آیا مردم ترکیه هم از همون هاند!!!! یعنی مادند!!!!اگه ترک ماد هم داریم پس این تفاوت زبانی و قیافه ای کرد و ترک چیه!!!!!پساگه ترک ماد داریم پس ترک ها در شرق هم ریشه داردن پس مهاجرت آریایی ها یکم واقعی نمیشه!!!!؟؟؟

   پاسخ:  در این بار همچنان تحقیقات توسط گرو های مختلف از همه جا ادامه دارد.  فقط یک موضوع اصلی را در نظر داشته باشید،  ما مردم و ملتهای قاره کهن یکی می باشیم،  و هر گونه تفرقه و جدایی و یا اینکه فکر کنیم متفاوت با دیگری بوده مورد سوء استفاده استعمار و امپریالیسم قرار می گریریم.  تا آنجا که من می دانم مردم قاره کهن در ترکیب شدید می باشند،  مثلاً چهار پدر بزرگ ها و مادر بزرگ های من،  یکی ترک زنجان، یکی کرد کرمانشاه، یکی عرب خوزستان،  یکی فارس همدان هستند،  این یک نمونه از صد سال پیش است،  تا عمق تاریخ همین ترکیب می باشد.

   پرسش:  آیا بعضی از کتاب های تاریخی مانند سرزمین جاوید،  که خیلی در حمله و جنایت عرب در ایران نوشته،  حقیقت می گوید؟

   پاسخ:  استعمار با ظاهر سازی رنگ های ملی و میهنی و شگرد های مختلف،  همیشه طول تاریخ سعی در ایجاد تحقیر و اختلاف بین ملتها را داشته.  در این بین بعضی چهره ها و کارگزاران استعمار،  خیلی در دشمنی تراشی بین ایرانی و عرب و ترک و غیره کوشیده اند.  وظیفه جوانان با هوش ملت های قاره کهن است،  تا این حقه بازی ها و دروغها را بشناسند،  و یکدل و یک نیت بسوی واقعیت های تاریخی بروند.

   پرسش:  ببخشید می خواستم نظرتون رو در مورد موردخای و کشته شدن هفتاد و پنج هزار ایرانی بدونم!! یعنی خشایارشا اینقدر بی عرضه بود!!! یا اینکه این هم یاوه گویی یهودی هاست!!!؟

   پاسخ:  پاسخ مشروح به این پرسش را در پست بهار 90 وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران می نوسم.

   پرسش:  من چطور می تونم بقیه رو آگاه کنم!!!! یک بار با یکی از دوستانم در باره ی شاهان هخامنشی (کمبوزیه و داریوش و خشایارشا) صحبت می کردیم!!! یکی دیگه از دوستامون که داشت به بحثمون گوش می داد گفت!!!!؟ داریوش بعد کورش بود دیگه؟؟؟؟ زد تو ذوق هردومون!!!!! توی یک مدرسه ی شبانه روزی خیلی خوب میشه تبادل اطلاعات کرد!!!

من و این دوستم که گفتم باهاش بحث می کردم خیلی اهل مطالعه است و عقش تاریخه (در اصل داریوش) مدت مدیدی پورپیرار و شاگرداش مایه خنده ی ما بودند حتی یک کتاب الکترونیکی پیدا کردم مصخره واقعا چقدر نفهمند که وقتی کتریاس میگه کورش راهزنی پیشه گرفت رو راه زنی (لواط دادن) پیشه گرفت تفسیر می کنند!!!! خیلی ها هم باور می کنند!! این کتاب بین همه ی گوشی های بچه های مدرسه پخش شد و اگه ما دوتا نبودیم همه اغفال م شدند!!!  اون یکی دوستم که اون سوال مسخره رو کرد یک کتاب اسکندر از هارولد لمب داره که به منم داد که بخونمش با این که تا اون موقع فکر نمی کردم اسکندر دروغ باشه ولی کتاب مزخرف و پر از چرندیات بود و هر چه برای این دوستم تفسیرش می کردم تو کتش نمی رفت و دلیل تراشی مسخره می کرد اولی کتاب تاریخی عرش بود که خونده بود!!!! کلا !!! مثلا وقتی از یک کشور حرف می زنم بیخود می گن نه!!! مثلا فرض کنید بگم تو آمریکا یک نفرو دیدم روسری سرش کرده بود!!! یا بگم مردم فلان شهر تو اروپا آخر یکشنبه ها می رن کلیسا و چادرچاقدور می کنند!!!!! ولی یکدندگی می کنند!!! از تحجر گرایی های مردم خوشم نمیاد!!!!حرف نو نمی پذیرند!!!! چطوری این ها رو هالیشون کنیم!!!!

   پاسخ:  همانگونه که بارها در وبلاگ نوشته ام،  زمان تخصص و تخصصی تر بودن است،  برای حرفه ای شدن می بایست بسیار بخوانید و با اشخاص آگاه و حتی گمراه بحث و گفتگو کنید.  از هوش خود حداکثر استفاده را کنید،  و حوصله و زمان داشته باشید،  در صورتیکه فردی در ذات و ذهن او تخصص مورد نظر شما نبود مثلاً تاریخ،  با او زیاد بحث نکنید تا خود را خسته و عقب رفته نمایید.  بهترین روش پیشنهادی من مطالعه تمامی مطالب وبلاگ من می باشد،  البته مطالب مختلف و مخالف هم مطالعه نمایید، حتماً دید دمکراسی به محیط خود داشته باشید،  و ابتدا دمکراسی را یاد آور نمایید.

   پرسش:  کتاب تاریخ یک سال سومی رو گرفتم بخونم!!! داشتم جوش میآوردم!! ((اسکندر شهر های زیادی را ویران کرد کشت و کشتار راه انداخت ایرانی ها از فرهنگشون دور شدند و این تهاجم فرهنگی ...)) بهترین ها هم کشش بعضی چیزا رو ندارند!!!!!!؟؟؟؟؟

   پاسخ:  همانگونه که گفتم استعمار و دشمنان مردم ایران و قاره کهن،  می خواهند بگویند شما هیچ هستید و همه آمدند شما را کشتند،  و شهر هایتان را خراب کردند.  همه دروغ و شگرد استعماری است،  اغفال نباید شد،  همانگونه که گفتم با حوصله و زمان مناسب وبلاگ مرا مطلالعه نمایید،  همه توصیحات را نوشته ام.

   توضیح انوش:  نمونه زیر از نظر هایی است،  که در مقاله توجه برای نظر نوشتن در همین پست به آن اشاره کرده ام،  در این نظر فرد احساس نابغه ای دارد،  گویا مچ گرفته است.  همچنین این قبیل افراد فکر می کنند،  تاریخ را برای من می خواهند بخوانند،  او نظری نوشته است،  بدون تحلیل و تعریف و پرسش و شبه ای روشن،  و یا اشاره به مقاله مورد نظر.  این نمونه را جهت اطلاع رسانی ذکر می کنم،  ما ایرانی ها باید بهترین روش های مقاله و نظر نویسی در اینترنت را داشته باشیم:

   متن نظر:  سلام، تناقض در سخنان شما، در جايي در مورد ماركوپولو گفتيد كه اون در زندان ولز تحت تاثير كتاب هاي كه درباره ي حمله اسكندر به ايران نوشته شده بود قرار ميگيره و داستان سرايي ميكن،  حالا حمله اسكندر دروغ يا راست؟  لطفا جواب به ايميل بفرستيد.  پایان نظر.

   پاسخ:  مارکو پلو در زندان ونیز بود، و تحت تأثیر داستان های اسکندر مقدونی که در روم شرقی از دروغ هرودوت بیشتر گفته و پرداخته بودند،  و با حمایت سازمان های یهودی در شهر ونیز اولین نو بورژوازی جهان،  داستان حمله مغول را نوشت.  جهت اطلاع بیشتر از تأثیر نو بورژوازی در تاریخ نویسی،  می توان به تاریخ بورژوازی و بانک داری اروپا مراجعه نمود،  در این باره چند بار در وبلاگ توضیح نوشته ام.  از اینکه مارکو می دانست داستان اسکندر دروغ است یا واقعیت، هیچ چیز را عوض نمی کند.  این موضوع را می توان از داستان نویسها پرسید،  بسیاری داستان خود را از داستان دیگر اقتباس می کنند،  و کاری به راست یا دروغ آن ندارند.  مهمترین آنها هارولد لمب است،  که نمایش نامه ها و داستان هایش را از داستان های دیگر مشق می گرفت،  بهترین نمونه آن تیمور لنگ اوست.

   پرسش:  درباره قلمرو اسکندر و سلوکیان چه می گویید؟

   پاسخ:  موضوعی که دروغ است در تمام موارد آن دروغ می باشد،  نمی توان بخش هایی از یک دروغ را پذیرفت و بقیه آن را نپذیرفت.  تمام اسکندر مقدونی پدر، مادر، جد و آباد مقدونی و یونانی بودن آن دروغ می باشد،  خود بخود حکومت سلوکیان هم دروغ می باشند،  و هیچ مدرک قابل قبول برای آنها وجود ندارد.  اگر در جایی کتابی موزه ای چیزی و شیئی از آنها داشتند،  درباره آن تحقیق نمایید و به سادگی نپذیرید و گول نخورید،  ساده نباشید.

   پرسش:  با تشکر از اینکه واقعیتها و دشمنی ها علیه ایران را افشا می کنید،  مانند همین فیلمهای دروغی که از تاریخ می سازند مانند فیلم 300 .

   پاسخ:   وظیفه من به اندازه یک ایرانی،  با توانایی حداکثر یک وبلاگ در افشا و اطلاع است.  وظیفه اصلی افشاگری دشمنی هایی که علیه ایران و تاریخ ایران می شود،  در اساس بعهده دانشگاه ها و دولت می باشد،  که پول فراوان دارند و می گیرند،  ولی متأسفانه یک اطلاعیه و یا افشاگری صورت نمی دهند.

   پرسش:  سلام آقای راوید خسته نباشید امیدوارم هر روز موفق تر باشید،  یک سئوال دارم چگونه می توان دروغ را از واقعیت تشخیص داد؟

   پاسخ:  قرن 21 دوران تخصص و تخصصی تر بودن،  و حرفه ای فکر و زندگی کردن است،  و به این ترتیب می توان دروغ و اشتباه در علم را تشخیص داد،  و بسوی واقعیت و پردازش نوین رفت.

   پرسش:  شما یه جا در مورد پارسه (تخت جمشید) گفته بودین که از نظر علم شیمی آتیش گرفتن بنای پارسه که بیشتر از آهک تهیه شده امکان پذیر نیست و اون رو رد کردین، درسته؟

و یه جای دیگه گفتین که سال 53 یه آزمایش روی سنگهای آهکی که شبیه ساز 100ستون و ستون های  آپادانا بود انجام دادین و همه سنگها ترکیدند!!!  میشه واضحتر بیان کنید؟

   پاسخ:  آتش گرفتن بنا غیر ممکن بوده چون از سنگ ساخته شده،  آهکی یا غیر آهکی بودن آن ملاک نیست،  بنای تخته،  چون معابد بودایی چین و هند،  از چوب نبوده،  که آتش بگیرد و تماماً بسوزد،  اگر آتش می گرفت چون از سنگ آهک بود سنگها می ترکیدند،  ولی همه آنها سالم و غیر آتش خورده هستند.  بطور کلی،  این تجزیه و تحلیل و آزمایش وظیفه من نیست،  محدود کار کسانی است که پول های کلان می گیرند،  و هیچ آزمایشی در تخته انجام نداده اند.  این موضوع را نوشته ام که جوانان با هوشی چون شما از مسئولین بخواهند،  که انواع و اقسام تست ها را در آثار تاریخی انجام دهند،  نه اینکه چشم و گوش بسته هر داستانی و دروغی را بجای تاریخ بپذیرند،  و در آموزشگاه ها تدریبس کنند،  و خوشحالی دشمنان تاریخی را بدنبال داشته باشد.

   پرسش:  با درود دوستم متقاعد نمی شود که حمله اسکندر مقدونی دروغ است،  چکار کنم...

   پاسخ:   با درود،  همانگونه که بارها گفته ام فقط تخصصی و تخصصی باشید.  برای یک قتل و یک جنایت مدتها حتی سالها تحقیق می کنند،  و انواع آزمایشها و کارشناسان را بکار می گیرند،  اما برای یک موضوع تاریخی که در آن هزاران، صدها هزار و یا میلیونها نفر کشته شده اند،  به سادگی یک داستان می گذرند.

   پرسش:  درود ببخشید چه کتاب های راست هست...ماکه هرچه خوندیم شما گفتید دروغه ...

   پاسخ:  بارها نوشته و گفته ام،  زمان تخصص و تخصصی تر بودن است،  و هر شخص حرفه ای می داند در رشته و گرایش خودش چه بخواند،  درصورتیکه غیر تخصصی می خواهید مطالعه نمایید،  خود بخود برایتان فرقی نمی کند که چه بخوانید و یا نخوانید.

   پرسش:  سلام  ادرس وبلاگتون رو تو دوره دیدم،  راستش اول جور دیگه متوجه شدم مطالبتون رو ولی الان دیدم باز یکم دیدم فرق کرد،  ولی هنوز نفهمیدم .....

   پاسخ:  بارها نوشته و گفته ام زمان تخصص و تخصصی تر بودن است،  با دید حرفه ای براحتی متوجه خواهید شد و می فهمید.  در غیر اینصورت تفاوتی نخواهد داشت،  که متوجه شوید یا نشوید،  و نیازی نیست وقت گرانبها را در این وبلاگ از بین ببرید.

   پرسش:  در زمانی که به حمله اعراب معروف شده،  ترکیب جمعیتی تیسفون، پایتخت ساسانیان از نظر طبقات اجتماعی، دینی و زبانی و قومی،  چگونه بود؟.

   پاسخ:  با شما؟

   پرسش:  طی چند صد سال، توازن جمعیتی پایتخت ساسانی، و به نفع کدام قوم ایرانی چرخید و چرا؟.

   پاسخ:  با شما؟

   پرسش:  آیا حمله اعراب صحیح است، یا شورش و انقلاب یک قوم و همراهی طبقات مختلفی از مردم، و به چه دلیل، و آیا اینها ایرانی بودند یا خارجی؟.

   پاسخ:  با شما؟

   پرسش:  تشابه و یا تفاوت فرار یزدگرد ساسانی، و محمد رضا پهلوی چیست، و دخالت های یهود و روم (بیزانس)، و یهود و انگلیس (آمریکا) چقدر بوده است؟.

   پاسخ:  با شما؟

   پرسش:  آیا عراق که یک لغت ایرانی عزیز است، از نظر جغرافیایی و تاریخی و فرهنگی، به ایران نزدیک است، یا اسرائیل و آمریکا؟.

   پاسخ:  با شما؟

   پرسش:  سر فرازی، و پیشرفت اسلام در ایران بزرگ چگونه بود؟.

   پاسخ:  با شما؟

   پرسش:  آیا بغداد، محله ثروتمند و یا فقیر نشین تیسفون بود؟.

   پاسخ:  با شما؟

   پرسش:  چرا خلفای عباسی مثل امروزیها یک نام عربی برای پایتختشان نگذاشتند؟.

   پاسخ:  چون آنها عرب نبودند،  پاسخ بیشتر با شما.

   پرسش و نظر:  برای شروع از کورش شروع می کنیم . به نظر من شما از یک طرف تمام تاریخ نویسی غربیان را انکار می کنید و حتی کتاب هرودوت را جعلی می دانید و از طرف دیگر اگر اینها را حذف کنیم هیچ یاد و اثری از کورش نمی ماند . چون تنها اسنادی که در تاریخ از کورش یاد کرده اند که بسیار هم معدود هستند عبارتند از :

  1 ــ  کورش نامه گزنفون،  که بنا به همان دلایلی که کتاب هرودت جعلی است این هم جعلی است،  2 ــ  تاریخ هرودوت،  3 ــ  تورات،  4 ــ  استوانه گلین حقوق بشر!.

   پس می بینیم که تمام اسناد ما اینها است،  و اگر اینها را حذف کنیم هر سخن و سخن رانی ای در مورد کورش خیال پردازی محض است یعنی همان کاری که شما می کنید .

   من هم قبول دارم که 2 مورد اول جعلی هستند،  و با ادله محکمی می توانم اثبات کنم که مورد چهارم یعنی منشور حقوق بشر هم صد در صد جعلی است،  می ماند تورات که فکر نمی کنم جعلی باشد و اگر از این زاویه بنگریم تنها اثری که در جهان از کورش یاد کرده تورات یهودیان است،  که در اینصورت اثبات می شود کورش تنها حامی یهودیان بوده است و بس .

   لازم به ذکر است باستان شناسی نیز به شدت این نظریه را تقویت می کند، از جمله اینکه اگر کورش شخصیتی خیرخواه و بشر دوستانه بود،  باید در جهان آن زمان شناخته شده و محبوب بود، برایش در هر کشوری مجسمه یادبود یا تقدیر نامه و .... می ساختند،  و این در حالی است که ما حتی تصویری هم از کورش نه در منطقه و نه در ایران نداریم چه برسد به مجسمه.

   پاسخ:  البته گزنفون هم می گوید هردوت دروغگوست،  در هر صورت به نظرات نوشته شده،  شما و یا هر یک از افراد تحت تأثیر و نفوذ چند قرنی استعمار و امپریالیسم احترام می گذارم.  ولی بنا به سبک کار وبلاگ،  پاسخ و توضیح لازم را می نویسم،  زیرا شما در نظرتان مواردی مانند:  (کورش نامه گزنفون،  که بنا به همان دلایلی که کتاب هرودت جعلی است،  این هم جعلی است،  و یا،  خیال پردازی محض است،  یعنی همان کاری که شما می کنید  نوشته اید.

      من وقتی از اطلاعات گفته شده در کتاب های تاریخی و دینی بعنوان سند تاریخی استفاده می کنم،  که اکثر نوشته های آن کتاب برابر با قوانین و فرمول های تاریخی و تاریخ اجتماعی باشد.  بسیار دیده ام که خیلی از کتاب های تاریخی و دینی داستان و افسانه، میتولوژی و ادبی، ساده و ابتدایی هستند،  و نقض کننده اصول طبیعی حاکم بر بشر و تاریخ تمدن می باشند.  همانگونه که بارها نوشته و گفته ام،  شناختن و دانستن این اصول و قوانین،  تخصص و سالها تحقیق و تعلیل و پیگیری نیاز دارد،  و بطور کلی از عهده افرادی که مسائل را طوطی گونه تکرار می کنند،  و یا عادت به حافظه محوری آموزش و پرورش قرن 20 دارند،  غیر ممکن است،  و آنها در فراگیری دانش تاریخ نوین توانایی ندارند.

      اسناد زیادی درباره کوروش بزرگ وجود دارد،  در مقاله های مختلف سلسله هخامنشیان و کوروش و داریوش نوشته ام،  و با حذف دروغها و تحقیقات بیشتر ادامه خواهم داد،  تا به واقعیت بیشتری دست یابم.  رسم بدی از دوره استعمار باقی مانده،  که تاریخ را سیاسی می کنند،  تاریخ یک علم است،  مانند تمام علوم،  با نگرش های سیاسی،  انحراف از دانش و به گمراهی رفتن پیش می آید.  اگر من در وبلاگ به ناسیونالیسم ایرانی اهمیت می دهم،  این سیاسی کاری نیست بلکه تشویق است،  از نظر من هر محله و روستا باید ناسیونالیسم تشویقی خود را داشته باشد.  معمولاً سیاسی کار در تاریخ حریف طلبی و کوچک شمردن دیگران،  همراه بزرگ طلبی و زیادی خواهی برای یک شبکه کوچک یا بزرگ است،  که با ترفندها و شگرد های مختلف می آمیزند.

      از بدو پیدایش استعمار سیاسی کاری های استعماری هم پیدا شد،  و استعمار این نوع سیاسی کاری ها را حمایت و کمک می کرد تا رشد یابند،  که بتواند محیطی آلوده ایجاد کند و از آن بهره ببرد.  امروزه در قرن 21 با وجود انقلاب ارتباطات و اطلاعات،  این نوع سیاسی کاری های استعماری به اوج رسیده،  و آنها می خواهند با این کار کشور های کوچک متخاصم در قاره های جهان ایجاد کنند،  که بتوانند نفت و منابع و منافع ببرند،  و راحت و پیروز مندانه وارد تمدن جدید کنترل انرژی گردند.  یکی از وظایف دانشگاهیان و دولتی های مربوطه،  تنها پول و پله گرفتن و وقت تلف کردن نیست،  آنها باید در این باره تحلیل ها و بررسیها داشته باشند،  و مانند تز و پروژه جهت شناخت و آگاهی عمومی در اینترنت منتشر کنند.  ولی متأسفانه بعلت عدم دانش و دانستن واقعیت های تاریخی و تاریخ اجتماعی،  نمی توانند چنین کار را انجام دهند،  مطلبی و حرکتی از آنها نمی بینیم.  در باره موضوعات و مسائل فوق مقالات زیاد نوشته ام،  به وبلاگ زیر مراجعه نمایید.

    http://ravid.blogsky.com

   پرسش:  چگونه می توانم به جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران یه کمک حداقلی نمایم؟

   پاسخ:  درباره یاری به جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،  در وبلاگ و بویژه سخن وبلاگ توضیح نوشته ام،  در ضمن می توانید لطف نموده،  هر کدام از مطالب وبلاگ را که خواستید،  در وبها و یا مجلات الکترونیکی مختلف پست نمایید.  سلامت و پیروز باشید.

   *

   عکس تاریخی ورودی بازار قم در حدود 1300 خورشیدی،  مشروح در تاریخ مسافرت در ایران،  عکس شماره 591  آلبوم وبلاگ انوش راوید.

   کلیک کنید:  پاسخ به شبهات دروغ حمله اسکندر مقدونی

   کلیک کنید:  پاسخ به شبهات حمله اعراب به ایران

   کلیک کنید:  پاسخ به شبهات حمله مغول

     توجه:  اگر وبلاگ،  به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   انوش راوید //  Anoush Raavid ///     

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:   جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،    http://ravid.ir