نابودي جنگل هاي شمال ايران
نابودي جنگل هاي شمال
جنگل هاي جلگه اي شمال ايران، تقريباً نابود گرديده، اما جنگل هاي دامنه به سه منطقه در رشته كوه البرز هستند، و به البرز غربي، البرز شرقي، البرز مركزي تقسيم مي گردند. آنها از نظر تنوع طيف رويشي به اين موارد تقسيم مي شوند: * جنگل هاي پائين بند، كه از خط پائيني جلگه در ارتفاع 500 تا 700 متر قرار دارند، * جنگل هاي ميان بند، در ارتفاعات 700 تا 1000 متر، * جنگل هاي بالابند فوقاني، كه از 1000 تا 2300 متر قرار گرفته اند. هر چه بالاتر برويم شيب جنگل تند تر و شكننده گي بيشتر ميشود، و با توجه به زمين ساخت منطقه، و شاخص هاي بارندگي، فقط ريشه هاي كهن و هزار ساله جنگل ضامن حفظ بستر جنگل مي باشند، نه نهال هاي جوان. همچنين به لحاظ اقليمي هم عوامل زيادي در پايداري آن نقش دارند، مانند ارتفاع، جهت جغرافيايي، جهت ارتفاع، جهت شيب، نزديكي به دريا، و نيز تأثير توده هاي هوايي، مانند هواي سيبري مديترانه مانسون و غيره.... در كل اينها منطقه را به پنج اقليم، خيلي مرطوب، مرطوب، نيمه مرطوب، مديترانه اي و نيمه خشك تقسيم نموده اند، و هر كدام از آنها بر جسب شاخصه هاي كوچكتر، مانند جنگل هاي انبوه و تنك و يا به اقليم هاي كوچكتر متنوع تقسيم مي شوند.
تمامي اينها حكايت از اهميت نوع جنگل هاي شمال ايران دارند، حفاظت و نگهباني اين گنجينه ملي و منحصر به فرد و يگانه، بسيار مهم است. تا در آينده شاهد وقوع سيل و زمين لغزش هاي دهشتناك نگرديم، در جنگل هاي شمال ايران، بيش 130 رودخانه جريان دارد. قوام حيات مراكز جمعيتي پائين است، و زيست گاه گياهي جاوري جنگل، به آنها بستگي دارند، و همه رودها از بستر جنگل عبور مي كنند، كه با حذف جنگل، تنها سيلاب و رسوبات ناشي از آن عايد مناطق پائين دست مي گردد. مديريت پايدار و سالم بيش از بيست سد مخزني پائين دست، در گرو مديريت درست آبخيز بالا دست است. هر چند تاكنون آمار و ارقام درستي در زمينه مساحت دقيق جنگل ها در دست نيست، اما برابر آخرين اطلاعات موجود، مساحت كل جنگل هاي شمال حدود يك و نيم مليون هكتار است، يعني كمتر از يك درصد مساحت كل كشور. جنگل هاي شمال ايران از سال 1320 تاكنون حدود 60 درصد كاهش مساحت داشته اند، در اواخر قرن 19 تا ابتداي جنگ جهاني اول، سالانه حدود 100 تا 150 هزار تن ذغال به اروپا صادر ميشد.
به روايتي جنگل هاي شمال ايران مادر جنگل هاي اروپاست، پس از خزان پهن برگان دوران سوم و اواسط دوران ميوسن و اليگوسن، با ظهور 80 گونه درختي و 50 گونه درختچه اي، پيشينه 30 ميليون ساله دارد. اين تنوع ژنتيكي درون گونه اي، از ارگان اصلي پايداري اكوسيستم، در برابر تنش هاي مختلف محيطي بوده است. تنها پناهگاه گونه هاي محدود شده دوره ترشياري، و برخورد از تمام معيار هاي ذخيره گاهي زيست زمين ما است. جنگل عامل كندي تلفات و فرسايش خاك است، ريشه هاي كهن آن موجب تشكيل فضا هاي مناسب و كافي، براي نفوذ و استقرار گاز هاي حياتي مي گردد. وجود اين نوع گازها باعث تهويه و تنفس داخل خاك مي گردد، و چرخش عناصر غذايي را سرعت مي بخشيد. ريشه ها از حركت توده اي خاك جلو گيري مي كنند، و با پوسيده شدن برگها و تبديل آنها به هموسن، موجب پايداري در برابر عوامل فرسايش مي گردند، و از اين طريق موجب تثبيت منابع آب و رواناب مي شوند. محاسبات نشان مي دهد، كه بيش از 50 درصد بارندگي هاي ناحيه آمازون را جنگل سبب مي شود، و اين شاخصه اي جدي و موثر در اعتدال آب و هوا به حساب مي آيد.
جنگل هاي شمال ايران، در صورتي كه توان حفظ و جلوگيري از سيلاب و رانش را داشته باشند، يكي از مهم ترين عوامل طبيعي حفظ اراضي كشاورزي پائين دست خواهند بود. بيش از 12 تالاب بين المللي در پائين دست جنگل هاي شمال ايران قرار دارند، با جنگل زدايي و شستشوي خاك، اين تالاب ها مملو از رسوب و پر شدن ظرفيت تالاب هاي مي شود. مانند تالاب انزلي، كه 50 درصد آن بر اثر ورود گل و لاي پرشده، و روز بروز وضع بدتر مي شود.
بهترين اكو توريسم در جنگل
امروزه اگر تركيب اكوتوريسم را به مثابه شاخصه مهم گردشگري بپذيريم، كه نسبت به جنبه هاي اكولوژيكي و فرهنگي آن مسئولانه برخورد شود، بوم شناخت صنعت گردشگري به شرط كنترل هاي لازم، مي تواند در خدمت حفاظت از محيط زيست باشد. در ضمن توجه به اين مقوله خود زمينه اي است، در جهت تكامل فرهنگي حفظ ارزش هاي طبيعي و سامانه اي، كه مي تواند سه نسل را بهم پيوند دهد. چشم انداز زيبا شناختي و فرهنگي جنگل مي تواند، منابع مالي عظيمي از سوي گردشگران به صرف اقتصادي منطقه در كشور بيافزايد، كه اهميت اقتصادي آن بيش از بهاي چوبي خواهد بود، كه از اين جنگلها بريده و به كارتن و مقوا يا كابينت و ميز تبديل مي گردند. از سوي ديگر توجيه اخلاقي حفاظت از پوشش گياهي به ويژه جنگل، كه خود موجود زنده اي است، و حق زندگي دارد، و در فرهنگ و جامعه و مذهب، داري ريشه هاي عميقي است.
جوامع بومي جنگل هاي شمال اران، باقي مانده اكو سيسيتم باستاني است، روش هاي تك گزيني قطع نواري، قطع حفره اي، قطع لكه اي، يا پاك تراشي، بزرگترين آفت و انهدام كننده اين جوامع هستند. تعديل آب و هواي منطقه، تحت تأثير جوامع گياهي موجود در آن مي باشد، جوامع گياهي ديگر متناسب با آن آب و هوا و خاك، و به طور كلي با اقليم هر ناحيه شكل مي گيرد، و رشد و توسعه مي يابد. در مجموع يك ژئو بيوسنوز، از اجتماع اين جوامع گياهي جانوري و محيط بوجود مي آيد، بشر قسمت عمده اي از غذا و پوشاك و ساير مايحتاج خود را، از طريق كشاورزي، جنگل، مرتع، دريا، بدست مي آورد، و لذا لزوم حفظ نگهداري بيشتر اين طبيعت حس مي گردد.
در اكو توريسم جديد مي توان برنامه اي چيد، كه مردم چند روزي بطور كلي طبيعي، و در جنگل و با جنگل زندگي كنند، خود مايحتاج شان را چون انسان هاي اوليه از جنگل تأمين كنند، و در جنگل زندگي تاريخي را تجربه نمايند. بدين منظور بايد بخش هايي از جنگل را براي اين منظور آماده نمود، و از ورود هر گونه اتوموبيل و دستگاه هاي مدرن به آن جلوگيري شود. در اين صورت مردماني كه چند روز را در جنگل زندگي كنند، مي توانند براي يكبار زندگي واقعي بدون دقدقه و با آرامش را تجربه كنند، و بيشتر به اهميت جنگل پي ببرند. البته تعدادي از علاقمندان دنبال اين موضوع هستند، اما نمي دانند به كدام جنگل بروند، كه صداي وحشتناك اره موتوري و ماشين آلات حمل چوب نباشد.
دلايل ناپايداري جنگل
مقوله پايداري، كليد مديريت جنگل است، پايداري چوب يا الوار، يعني مقدار چوبي كه مي توان به صورت ادواري از يك جنگل برداشت كرد، بي آنكه ظرفيت اكوسيستم جنگلي كاهش يابد. در اكوسيستم پايدار جنگلي، تمام اجزاي سيستم جنگل تداوم مي يابد، و مقدار برداشت چوب يا الوار كمتر از مواردي است، كه هدف صرفاً پايدار برداشت چوب باشد. بيشترين و اصلي ترين تخريب و برداشت امروزه در جنگل هاي ايران، قطع تنه درختان تنومند قديمي، جهت الوار و فرستادن آنها به تهران و شهر هاي بزرگ، توسط عوامل ناشناخته و مشكوك غير قابل دسترس است. همچنين رشد پاره اي از پروژه هاي مهاجم ملي، مانند شاهراه ها چون آزاد راه هاي تهران شمال، بهره برداري از معادن، ايجاد خطوط گاز و نفت، دكل هاي برق، ايجاد مزارع و باغ ها، دامداريها و چراگاه هاي كم بازده، در زمين هاي گرفته شده از جنگل است.
در ضمن باران هاي اسيدي و ساير آلاينده ها و گرمايش مضاعف، و كمبود بارندگي حاصل از قطع درختان و نابودي جنگل، اين مسائل و دگرگوني آب و هوا، باعث رشد گونه هاي خاص و تغييرات عمده در جنگل مي گردد. وجود دي اكسيد گوگرد و اكسيد ها و ازت منتشر در هوا، با اكسيژن و بخار آب تركيب گرديده، و سپس اسيد هاي سولفوريك و نيتريك را بوجود مي آورند، كه باد آنها را بصورت نزولات اسيدي، به باران و برف تبديل مي كند. گفتني است، بيشتر آلوده كننده ها، از نيروگاه ها و اتوموبيلها و دودكش كارخانه ها حاصل مي شود.
بطور خلاصه اي از عوامل تخريب جنگل هاي شمال از اين قرار است:
* 1 ــ نداشتن سياست ملي و برنامه ريزي آمايش سرزميني، بر پايه اقتصاد محيط زيست.
* 2 ــ نداشتن برنامه هاي علمي و عملي، براي بهره برداري مفيد و درست از جنگل.
* 3 ــ بهره برداري سازمان يافته سود جويانه غير ملي و مردمي، مشكوك و يا قاچاق.
* 4 ــ عدم سرمايه گذاري موثر حفاظتي، و وجود تشكيلات موازي تصميم گيري اراضي جنگلي.
* 5 ــ تصرف اراضي ملي و جنگلي و تغيير كابري آنها، و نيز دفع زباله ها و فاضلاب در جنگل.
* 6 ــ نبود سازمان اداري مناسب و علمي مدرن، كمبود افراد متخصص واقعي و توانا.
* 7 و 8 و ... و غيره.....
دهستان سلیمان آباد تنكابن
دهستان سبز و زیبا و تاریخی سلیمان آباد، با پانصد کیلومتر مربع وسعت، و یکصد و چهل روستا و هفتاد هزار نفر جمعیت، به مرکزیت روستای بزرگ چهار هزار نفری سلیمان آباد است. از ده ها شهرستان ایران عزیز بزرگتر است، در تعطیلات و تابستان، جمعیت دهستان تا سه برابر افزایش می یابد. براحتی میتواند یک بخش خوب و آباد باشد، که آرزوی مردم اين حومه است. جلگه حاصلخیز مازندران قهرمان در قسمت شمالی، و کوه های سر بفلک کشیده البرز سر فراز، در قسمت جنوبی دهستان قرار دارند.
تولیدات کشاورزی ودامی، که در آمد عمده مردم دلاور این بخش است، از قبیل: برنج ــ چای ــ مرکبات ــ کیوی ــ گل ــ گوشت مرغ ــ لبنیات، به تمام ایران و خارج ارسال میگردد. صنایع کوچک مختلفی مانند: برنجکوبی ها، چوب بری ها، و کارگاه های تعطیل شده اي مانند: صنایع جنگلی و فیبر و تخته سه لا، و غذایی و بسته بندی میوه، و کارخانه چای دارد. مدارس متعدد خيلي خوب، که دانش آموزان بسیار درس خوان، تحویل اجتماع میدهند.
آثار تاریخی حفاظت نشده اي مانند: گبرها، قلعه ها، غارها، در نقاطی خرم و با صفاي دهستان قرار دارد، که دیدنشان به انسان آرامش میدهد. در صورت باز سازی آنها، میتوانند پذیرای هزاران توریست داخلی و خارجی باشند، و بلکه قسمتی از بیکاری مردم را هم بکاهد. در کنار جویبار آرام، و آواز دلنشین پرندگان رنگارنگ، از روی درختان تنومند و زمین چمن زار، که قطرات آب چون گوهر می درخشند، مقبره مجتهد سلیمان محمد تنکابنی، صاحب کتاب قصص العماء، در سلیمان آباد قرار دارد.
سلیمان آباد كاملاً استعداد شهر شدن، و مركز بخش بودن را دارد، ولي فاقد شهر داری و پاسگاه نیرو انتظامی است. چهار شنبه بازار پر رونقش، در وضع آشفته و کنار خیابان تشکیل میشود، که ترافیک و شلوغی زیادی درست میکند، ایکاش مانند بسیاری از کشورها، سوله ای یا حتی مکانی، برای این بازار ایجاد میکردند.
تکش یا تیکش
تكش، نامی تاریخی بازمانده از گذشته های پر ابهت ایران است، با شنیدن این نام به یاد حماسه ها و دلاوریها می افتیم، به یاد قهرمانیها، رشادتها، که همه تاریخ ما را پر کرده است. در ادامه مسیر چلاسر و جل، به روستای تکش یا تیکش میرویم، روستایی در 18 کیلومتری جنوب غربی شهر تنکابن استان مازندران. از میدان هفت تیر تنکابن، در مسیر جاد های سبز بسیار زیبا یی قرار میگیریم، ابتدا روستای بزرگ و پرجمعیت زنگیشا محله است، كه مردمی خوش مشرب دارد، و یکی از بزرگترین تولید کنندگان پرتقال خوش طعم ایران بزرگ می باشد. این روستای زیبا به طول سه کیلومتر، در دو طرف جاده، شکوهمند قرار گرفته، و به هر تازه واردی خوش آمد می گوید. ولی ایکاش این سه کیلومتر که یکی از پر رفت و آمد ترین جاده های روستایی ایران است، به صورت بلوار بود، چون لیاقت آن را دارد. سپس به دو راهی دو هزار می رسیم، که جاده دو هزار و سه هزار، خود تعریفی و دیدنی و افسانه ای جدا گانه دارد. ولی ایکاش به این وضع بی سامان رسیدگی، و از ساخت و ساز ویلا های بسیار جلوگیری میشد.
بعد به روستای سلیمان آباد میرسیم، روستایی باسابقه تاریخی طولانی، و در راه رشد، ولی باز ایکاش به این روستا بیشتر رسیدگی میشد. سپس چلاسر و جل، و اولین بلندی البرز یعنی تیکش. در هر چم جاده تکش مناظر دلفریب میبینیم، از بلندیها شهرها را میبینیم، دریا را میبینیم. در سمت دیگر کوه های البرز سرفراز را با، آن یخچال های طبیعی امروزه بيشتر آب شده، همراه با صدای دلنشین پرندگان، که در هر فصلی و هر روزی و شبی زیبایی خاص دارد. باغ های پرتقال که گوهر گرانبها در خود دارند، و گاهگاه قرقاولان زیبا، که از نزدیک پرواز میکنند. تکش روستای قدیمی با جمعیت کم ولی دنیایی برای تعریف، آثار تاریخی و گبر های زیادی در نزدیکی روستا قرار دارند، که انسان را به یاد گذشته های دور و آنهایی که در اینجا بودند، و زندگی جالب و کاملا طبیعی داشتند، می اندازد.
مردم پر کار تکش، همگی در تمام ساعات روز، مشغول کار کشاورزی و دامداری و باغداری هستند، و عمده تولیدات شان، مرکبات، چای، کیوی، فراورده های دامی، مقداری برنج، و صنایع دستی از قبیل چادر شب، و پارچه و غیره بوده است. عمر مردم در حین سلامت به خاطر زندگی طبیعی بالا می باشد، و داستانها دارند، که در فرصتی دیگر از زبان این انسان های با صفای قدیمی خواهم گفت. بیائید و ببینید تا بیشتر باور دارید، زيبايي و دل نشيني ایران بي مانند است.
كليك كنيد: بناهاي تاريخي ايران
كليك كنيد: سايت هاي باستاني و تاريخي
كليك كنيد: بخشش طبيعت به رامسر و تنكابن
توجه: اگر وبلاگ، به هر علت و اتفاق، مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد، در جستجوها بنویسید: وبلاگ انوش راوید، یا، فهرست مقالات انوش راوید، سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید. از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم، همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع، آزاد و باعث خوشحالی من است.
انوش راوید // Anoush Raavid ///
حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند، سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار، و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:
جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران، http://ravid.ir







