بیدادگاهی در ایران شرقی

   14 مرداد سالروز انقلاب مشروطیت

    در تاریخ 13 مرداد 1285 مظفر الدین شاه فرمانی خطاب به صدر اعظم صادر نمود،  که بنام فرمان مشروطیت نامیده می شود،  در آن دستور انتخابات و گشایش مجلس را صادر کرد.  ولی چون اسمی از ملت برده نشده بود،  انقلابیون آنرا نپذیرفتند،  و ناچار فرمان دیگری که مکمل فرمان اول و شرکت ملت در کار حکومت بود،  در 16 مرداد صادر نمود.

     مردم ایران از ابتدای تاریخ تا کنون انقلاب های زیادی کردند،  هر انقلاب پیش زمینه، دوران انقلاب، پس از انقلاب، را داشته است،  در گذشته های دور این زمانها خیلی طولانی بود،  و گاه تا یک قرن می کشید.  در تحقیقات متوجه شده ام،  اولین انقلاب انسانی ایرانی در دوره آخر سلسله هخامنشیان انجام گرفت،  و تمدن ایران را وارد مرحله دیگری از ساختار های تاریخی اجتماع نمود.  در ایران بزرگ تا انقلاب مشروطه چندین انقلاب انسانی انجام شد که هر کدام دلایل تاریخ اجتماعی داشتند،  بی جهت و بی خود انقلابی صورت نمی گیرد،  پیش زمینه هایی می خواهد،  که برای انقلاب مشروطیت از حکومت صفویه آغاز شد.  از ابتدای صفویه نیمی از ایران یعنی تمام سرزمین های مرکزی ایران از تمدن قبیله ای دینی وارد تمدن نو فئودالی شد.  نو فئودالی در دوران صفویه رشد نمود و تکامل یافت،  تا اینکه در نهایت به تشکیلات فئودالی پادشاهی قاجاریه ختم شد.  سازمان قبیله ای دینی در جنگ دائم با نو فئودالی بود،  که از میان آنها نادر شاه قبیله ای با جرگه مغان و زندیه قبیله ای با امتیاز دادن به انگلیسها بیرون آمده بودند.

     اما در میان این دو شیوه اجتماعی،  یک نیروی جدید مشغول مانور و تبادل تجاری بین همه منجمله متخاصمین بود.  این شکل جدید اجتماعی نو بورژوازی ایرانی بود،  که در اواخر قاجاریه قدرت گرفت و بعضی از مردم درک کرده بودند،  که دیگر نباید مطیع و فرمانبردار قوانین قبیله ای و فئودالی باشند،  و حق خود را از کشور می خواستند.  چون اینها حرف های جدیدی برای مردم داشتند،  توانستند مردم با هوش را بخود و انقلاب جدید جلب کنند.  کلاً مردمی که در سیستمی تاریخی زندگی می کنند،  نمی توانند درکی از شیوه های جدید و نو آور داشته باشند،  برای اینکه مردم آگاه شوند،  در گذشته های دور چندین نسل طول می کشید،  برای انقلاب مشروطه از اوایل قرن 19 میلادی،  با جابجایی تجارت از شمال کشور به جنوب کشور،  بخاطر جنگ با روسیه در شمال و نفوذ بیشتر انگلیس در جنوب بود.

     با این شرایط انقلاب مشروطه به موفقیت رسید،  شاه قاجار که سرکرده تشکیلات فئودالی بود کنار زده شد،  و کشور در دست مردم و نو بورژوازی رشد یابنده قرار گرفت،  در این باره توضیحاتی در راه راستی نوشته ام.  آن زمان دمکراسی، فدرالیسم، تشکیلات به شکل امروزی معنی نداشت،  و چون انقلابیون جز خواسته تعریف نشده نو بورژوازی چیز دیگری نمی دانستند،  در مقابل ترفند نو امپریالیسم انگلیس که پادشاهی جدید بورژوازی را آورد مقاومتی نکردند.  باید جوانان با هوش ایرانی مسائل تاریخی را ریشه ای بدانند،  و هر مطلبی را فقط سطحی نگاه نکنند،  آینده ای دقیق و حساس پیش رو داریم.

   بیدادگاهی در ایران شرقی

       استعمار و امپریالیسم مدت 500 سال گذشته آنقدر زیاد دروغ گفته و نیرنگ بازی کرده اند،  که هنوز در این قرن 21 بسیاری از ملت بزرگ ایران شرقی در قهقرا بسر می برند.  شگرد ها و حقه بازی های کارگزاران و چهره های استعمار را بشناسید و همگان را آگاه کنید.

      روی جلد این هفته‌ تایم عکس عایشه زن خجالتی و ۱۸ ساله‌ افغانی است.  عایشه ازدواج نا موفقی در سنین کودکی داشته،  و توسط خانواده‌ همسرش آزار می‌ دیده،  او از خانه‌ شوهر فرار می ‌کند.  اما بیدادگاه طالبانی رای به بریدن بینی و گوش‌ های او را می دهد،  گناه بزرگ عایشه بخاطر نجات جان بی ‌ارزش زنانه اش در نزد طالبان بوده است.  برادر شوهر عایشه او را محکم نگاه می ‌دارد،  شوهرش ابتدا گوش ‌ها و سپس بینی او را می ‌برد.  حالا عایشه این ‌طور زندگی می ‌کند،  این صورت کنونی زنی ۱۸ ساله است،  می‌ بینید، با این شرایط وحشتناک هنوز هم زیباست!

      حادثه ‌ای که بر سر عایشه آمده مربوط به سال‌ های قدرت طالبان در افغانستان نیست،  این حادثه همین سال قبل رخ داده.  عایشه به درستی فهمیده که دارد چه بر سر ملت افغانستان می آید،  و می گوید:  این بخاطر سازش دولت افغانستان با طالبان ‌است،  که آنها توانستند در جمهوری،  خود سری طالبانی کنند،  من و هزاران زن دیگر را ناقص و نابود کنند.  عایشه در حالی که صورت آسیب ‌دیده ‌اش را لمس می‌ کرد گفت:  کاری که آنها با من کرده‌اند،  چطور می ‌توان تصور کرد که با آن ها صلح نمود؟

      در ماه جون،  کرزای صلحی ضمنی با طالبان کرد،  او اولویت را به زنده نگاه داشتن می ‌دهد،  تا رعایت حقوق‌ انسانی افغان‌ها،  و می پرسد،  حفاظت از حقوق یک دختر برای رفتن به مدرسه، یا نجات زندگیش،  کدام مهمتر است؟

      مردم ایران بزرگ و قاره کهن،  این ‌طور که به نظر می ‌رسد،  قرار است مردم افغانستان را به قیمت بریده شدن گوش، بینی، انگشتان، دست و پا بالاخره جوری زنده نگه دارند!  تا فقط بتوانند در معادن کار کنند.  البته این مصالحه حق توده مردم را به نفع سرمایه داری بین المللی از بین می برد،  و زنان افغانی را بخاطر از بین رفتن امنیت و زندگی ‌شان نگران می ‌سازد.  این سرنوشتی است که دشمنان تاریخی برای همه قاره می خواهند،  که می بایست هوشیارانه ترفند ها را شناخت و با آن مبارزه ملی کرد.

 

      این عکس توسط عکاس اهل آفریقای ‌جنوبی، جودی بایبر خبرنگار تایم گرفته شده،  ابتدا او می‌ خواست از امنیت جانی عایشه پس از چاپ این عکس مطمئن شود.  عایشه دقیقاً می ‌داند با چاپ این عکس، سمبل درد های زنان افغان بخاطر آسیب ‌های طالبان خواهد شد.  او اکنون در مکانی سِرّی و تحت محافظت زندگی می ‌کند.  قرار است عایشه برای جراحی ترمیمی به آمریکا فرستاده‌ شود.  همچنین تایم بخاطر آثار ترسناک این تصویر تکان ‌دهنده بر کودکان عذر خواهی کرده ‌است.  با این وجود کسی چندان به کودکان افغان فکر نمی ‌کند که با خطر رفتن پایشان روی مین دست به گریبانند،  و احتمال دارد هم ‌بازی ‌هایشان را با دست و پای قطع شده ببینند،  و این ‌که این تصاویر چه آسیب ‌های روحی مخربی بر آن‌ها وارد می ‌آورد.  تایم این عکس را به مثابه یکی از هزاران اسناد افشا شده در سایت ویکی ‌لیکس می ‌‌داند،  که در حضور نیرو های آمریکایی در افغانستان رخ داده ‌است.  چرا که این عکس ترکیبی است،  از حقیقت تأثر انگیز و بینشی بر چگونگی زیستن در سرزمین افغانستان و پی ‌آمد تصمیماتی است،  که با دروغ و پنهان ‌کاری اتخاذ می‌ شود.  دروغ هایی که در تاریخ بسیار گفته و نوشته اند و با شگرد های مختلف مخ و شعور عده ای از مردم قاره کهن را از بین برده اند.  در وبلاگ انوش راوید،  باز گشت به تاریخ شکوهمند ایران بزرگ و مبارزه با دشمنان داخلی و خارجی و پدافند ملی بررسی می شود، مطالعه و پیگیری آن به شما پیشنهاد می گردد.

   اثرات ضریب هوشی در اینترنت

      در جوامع مختلف نسبت هوشی و IQ افراد مختلف است،  جوامعی که نسل در نسل مردم آن مشروبات الکلی می خوردند،  یا به نوعی مواد مخدر استفاده می کنند،  IQ افراد آن جامعه در جمع بندی پائین است.  جوامعی که مردم آن غرق در اوهام و خرافات هستند،  و فسیل شده یک دین و مذهب عجیب می باشند،  آنها نیز IQ پائینی دارند.  وضع آب و هوا و یکنواختی فصلها،  و نداشتن خورد و خوراک متنوع و خوب هم در بعضی کشورها باعث می شود،  در کل مردم آن سرزمین IQ پائینی داشته باشند.  ضریب هوشی و IQ در خانواده ها مختلف است،  که در هر صورت تابع شرایط فوق می باشد،  البته بعضی اثرات وراثتی و ژنتیکی هم دلایلی هستند.  توضیحات بیشتر برای این موضوع در کارگاه فکر سازی.

     ولی ایران یکی از بهترین شرایط را برای داشتن ضریب هوشی و IQ دارد، بنا بر این افراد سالم و با هوش و با استعداد در ایران زیاد است.  به همین جهت ایرانی های مقیم خارج از کشور،  در ممالک و سرزمین های دیگر بخوبی می درخشند.  اما مسائل تاریخ اجتماعی و ساختار تاریخی اجتماع تا قبل از قرن 21 و آغاز دهکده جهانی یعنی از قرن 16 میلادی تا اواخر قرن 20 به دلیل نفوذ استعمار و امپریالیسم ایرانی ها یک دوره تاریخ اجتماعی عقب افتادند.  ایران در چند دهه گذشته با داشتن مردم زرنگ با IQ توانست سریع خود را به سطح جهانی رسانیده،  و در حال جلو رفتن می باشد،  تا جایی که ممکن است،  ایران اولین کشوری باشد که وارد تمدن جدید کنترل انرژی می شود.

      در هر صورت در میان جوانان پر شور و شاد و پویای ایرانی،  عده خیلی کمی هم با IQ پائین هستند.  از نظرات وبلاگ خودم متوجه شده ام که اینها کمتر از یک درصد را شامل می شوند،  و نشان دهنده این است،  که جوان ایرانی در سطح IQ جهانی فوق العاده خوبی قرار دارد.  آنها که IQ خیلی خوب دارند،  در هر صورت و هر نوع با نظرات خود به وبلاگ من و دانش اینترنتی کمک و آنرا پر بار می کنند.  ولی اندکی که IQ پائینی دارند گفته های آنها را به تحلیل می گیرم تا حداقل از این دیدگاه مفید واقع شوند.  در چند پست مثالها نوشته ام و این بار یکی دیگر را بررسی می کنم،  اگر شخصی تحقیقات روانشناسی اجتماعی داشته باشد،  نام و ایمیل این فرد را در اختیارشان می گذارم.

     شنبه 13 مرداد 1389 ساعت:  13:45  توسط: . . . .

     دوست عزیز  یه لطفی به من بکن و بگو که تاریخ ایران از نظر شما توی 3000 سال پیش چگونه رقم خورده.   بالاخره هخامنشیان یه جوری از بین رفته اند اسلام یه جوری به ایران اومده.  اگه اینا همش دروغه، پس شما واسه ما راستشو بگو.  تو وبلاگم بنویس. از جواب دادن هم طفره نرو.  یه جواب قانع کننده.

      گویا این فرد توانایی خواندن ندارد،  وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران سه سال است ادامه دارد،  و هزاران صفحه مطلب نوشته شده دارد.  با ساده ترین دید هر شخص IQ دار می داند،  تاریخ یک علم واقعی برای اشخاص متخصص وابسته است،  با تحلیل و تحقیق های طولانی و زمان بر.  در تمام موارد تاریخ و تاریخ اجتماعی در وبلاگ کاملاً توضیح داده شده،  و حتی برای کمک به کم هوش ها هم مطالب دارد.  ولی IQ این قبیل اندک آنقدر پائین است،  که این یکی نیامده زود می خواهد برود،  انگار علم جغرافی ـ تاریخ را می توان با یک آمپول تزریق کرد،  و آقا واقعیت های تاریخی را سریع بفهمد.  آنقدر IQ پائین است که نمی داند که استعمار و امپریالیسم 500 سال به اندازه 3000 سال در تاریخ دروغ گفته اند،  و برای دانستن و جمع کردن و باز نویس تاریخ زمان و تخصص و حرفه ای های جدید می خواهد.

      در هر صورت یک اشاره بکنم،  هرگز در فکر IQ پائین نمی گنجد،  که همیشه تاریخ مردم نقش اصلی را داشتند،  IQ پائین نمی تواند چیزی غیر از آنچه که در ذهنش فرو کرده اند بداند.  او نمی تواند تصور کند خیلی از نویسندگان کتاب های تاریخی قرن های 19 و 20 فراماسون و از کارگزاران و چهره های استعمار بودند،  و یا عده ای با سادگی و بدون تحقیق و تحلیل مطالب آنها را تکرار می کردند.  IQ پائین نمی تواند تصور کند که مردم ایران همین اجداد کهن ما اولین انقلاب انسانی ایرانی را در جهان بر پا داشتند،  و پا و ذهن را جلو کشیدند و وارد تمدن دیگر در ساختار تاریخی اجتماع شدند.  بدین منظور و دانستن از تمام موضوعات تاریخی،  مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید پیشنهاد می شود.

  کلیک کنید:  اردوی مجازی ملی مردمی ایران

  کلیک کنید:  داستان های تاریخی ایرانی

  کلیک کنید:  دروغ های خنده دار تاریخ

   انوش راوید  Anoush Raavid

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،   http://www.ravid.blogfa.com

تاریخ مقرنس کاری در ایران

تاریخ زیبا سازی در ایران

   پیش گفتار

     مردم ایران به دلیل داشتن موقعیت جغرافیای طبیعی خیلی خوب و تمدنی متفاوت که در ایران و ایرانیها نوشته ام،  از ابتدای تاریخ به زیبا سازی ارزش زیادی می دادند،  قدیمی ترین و معروف ترین زیبا سازی در تخت جمشید می باشد.  در این صفحه بنا به گردش های علمی خود،  هر آنچه که از زیبا سازی دیده و ببینم جهت استفاده علاقمندان می نگارم.  امیدوارم در جهت حفظ یادگارها و یادمان های تاریخی ایران،  هر شخصی در تخصص خود چنین کاری نماید،  و همچنین در جهت برداشتن دروغ های تاریخ اقدامی نو انجام دهد.

   تاریخ آینه کاری در ایران

      آئینه به خاطر نمایش واقعی آنچه روبرویش قرار دارد،  یکی از راستگو ترین وسیله های زندگی بشر بوده است،  حضور آن در سفره هفت سین دلیل بر اهمیت آن در ایران است.  در سرزمین آفتابی ایران از آئینه به عنوان اطلاع رسانی از برجی به برج دیگر استفاده می شد،  که نمونه آنرا در اینجا نوشته ام.  آینه کار با شیوه های تزئینی معماری و بیشتر همراه با هنرهای گچ بری، مقرنس کاری، آجر کاری، صنایع دستی بکار رفته است.  آینه های شیشه ای از سده 10 هجری خورشیدی در دوره حکومت های وقت از اروپا و بویژه ونیز توسط کاروان های تجاری به ایران آورده می شد.

       هنر آینه کاری شناخته شده ایران مربوط به دوره حکومت صفویه است،  کاخ آینه خانه در کنار زاینده رود از آثار زمان شاه عباس صفوی است،  سقف و تالار و ایوان و دیوار های این بنا با آینه های یک پارچه،  یک و نیم تا چهار متر آراسته شده بود،  بازتاب تصویر زاینده رود و بیشتر سواحل شمالی در آن منظره جالب و دلپذیر پدید می آورد.  در چهل ستون از آینه برای تزئین استفاده گسترده شده است،  آینه های قدی و کوچک، شیشه های رنگارنگ در تمام ساختمان هنرمندانه کار شده بود.  آثاری از آینه کاری در کاخ میرزا طاهر فرمانروای آذربایجان در تبریز،  و کاخ وکیل شیراز یا همان کلاه فرنگی نام برده شده است.  در سده سیزده هجری آینه کاری به تدریج رونق بیشتر گرفت و در دهه های پایانی این سده زیبایی و ظرافت آینه کاری کم نظیری پدید آمد.  در اوایل قرن 14 هجری هنرمندان آینه کار دو اثر کم نظیر در آستان قدس رضوی مشهد و صحن حضرت معصومه قم پدید آوردند.  در دوره شاهنشاهی پهلوی کاخ شهوند یا کاخ سبز در سعد آباد و کاخ مرمر از آثار هنری جالب می باشند.

      در کاوش های باستان شناسی نمونه های گوناگون از آینه های فلزی که همراه با کالبد زنان به خاک سپرده شده،  بدست آمده.  بر سنگ نگاره های مصری بانوان که آینه فلزی در دست دارند،  مشاهده می شود.  در سیلک کاشان از اینه آگاهی داشتند،  این آینه ها گرد و از مس و تقریباً به شکل محدب بود.  آینه های مسی دسته داری در دشت لوت بدست آمده،  که متعلق به هزاره سوم قبل از میلاد است.  در کاوش های شوش، تپه حصار، خورین قزوین، املش گیلان، در میان برنز لرستان این گونه آینه ها با دسته یا پایه با نقوش پیکره زنان وجود داشته است.  بکار گیری برنز در ساخت آینه باعث پیدایش آینه های یک رویه با قالب گیری شد،  که پشت آنرا با نقوش مختلف می آراستند،  نمونه این آینه ها که متعلق به سوم ق.م می باشد در کرمانشاه بدست آمده است.  بهره گیری از نقره و آهن و ترکیب آنها پیشرفت هایی در آینه سازی پدید آورد،  افزودن روکشی از نقره پرداخته شده بر آینه های فلزی تا سده های دو و سه میلادی رواج داشت،  نمونه هایی از این قبیل که متعلق به دوره شاهنشاهی ساسانی است در کاوش های املش بدست آمده است.

      آینه شیشه ای سده اول میلادی نخستین بار در شهر صیدون یا صیدای لبنان که در شیشه گری شهرت داشت،  اختراع و ساخته شد.  و در قرن دوم و سوم میلادی جای آینه فلزی را گرفت.  در کاوش های هفتوان تپه سلماس آذربایجان غربی آینه های شیشه ای کوچک با پوششی از قیر بدست آمده،  که همانند آینه های امروزی است،  و به آغاز قرن 4 میلادی تعلق دارد.  از دوره ساسانی قاب آینه سیمین یا نقره ای در دست است،  که بخش شیشه ای آن از میان رفته،  و نقش پشت آن نگاره یک مرغابی است،  که گرداگرد آن را طرح اسلیمی پوشانده است.  تا پیش از پایان سده میانه ساختن آینه های شیشه ای با پوششی از لایه های فلزی چون سیم، زر، قلع، سرب، یا آمیزه ای از سرب، آنتیمون  Antimoineیا گاهی ریختن قلع مذاب و آب نقره بر یک صفحه نازک قلع،  و نهادن شیشه ای بر آن بود.  در دوره سلسله های بعد از اسلام تقریباً همان روش سابق انجام می شد،  فقط در بعضی با خط کوفی در حاشیه آینه،  طلب عزت و نیکی و فراوانی و تندرستی برای دارنده دارد.

      از ابتدای دوران اسلامی تا شش قرن،  آینه های گرد دسته دار و بی دسته خوب پرداخته شده،  و آراسته به نقش و نگار های برجسته چون پیکر های،  آدم و جانور،  گل و گیاه، همراه خطوط تزئینی به ویژه خط کوفی بودند.  بخش میانی پشت آینه بی دسته همواره برجستگی کوچکی داشت،  با حلقه ای در آن که برای آویختن به دیوار بود،  در دسته آینه نیز نقش و نگار پیکره قرار داشت.  آینه معمولاً در شهر هایی که مرکز فلز کاری بود ساخته می شد،  شهر همدان در سده های نخستین اسلامی از مهم ترین این مراکز بود،  و آینه های ساخت این شهر شهرت داشت.  چیره دستی مردم فارس در فلز کاری تا قرن 10 میلادی عالی بود،  غیر از همدان و فارس شهر های بزرگ خراسان و سیستان در ساختن ابزارهای برنزی،  دماوند و قومس که همان دامغان باشد،  در ساختن ابزار های آهنی،  و ری در ساختن هر دو شهرت داشتند،  که همه نوعی آینه هم می ساختند.

      از ابتدای تاریخ ساخت آینه،  و بویژه از قرن 11 میلادی،  تولید آینه های سیمین و برنزی آراسته به نقش برجسته آدمی و حیوان و خط تزئینی کوفی به طور چشمگیر گسترش یافت.  این قبیل آینه ها به دور ترین نقاط قاره کهن ارسال می شد،  آثاری از آنها در موزه های شهر های معروف این قاره وجود دارد.  از 13 میلادی با پیدا شدن نو بورژوازی در ونیز کم کم ساخت تولیدات ایرانی جای خود را به کالا های اروپایی داد.  این زمان ساختار تاریخی اجتماعی قاره کهن و ایران در سازمان قبیله ای دینی بود،  و توانایی مبارزه با نو بورژوازی اروپایی نداشت.  در مورد تولید آینه از اروپا شکست خورد،  اما این شکست در تولید دلیل بر شکست در هنر نبود،  و هنرمندان ایرانی همچنان با پرداختن هنر به اشکال مختلف در آینه و آینه کاری برتری داشتند.

کلیک کنید:  خلیج فارس

   تاریخ هنر مقرنس در ایران

      مقرنس کاری یکی از عناصر مهم تزیینی معماری است،  که در زیبا ساختن بنا های ایرانی بخصوص مساجد و مقبره ها استفاده می شود.  مقرنس ها شباهت زیادی به لانه زنبور دارند،  در بناها به شکل طبقاتی که روی هم ساخته شده برای آرایش دادن ساختمان ها،  و یا برای آنکه به تدریج از یک شکل هندسی به شکل هندسی دیگری تبدیل شود به کار می روند.  این مقرنسها را می توان از جمله وسایل موثر ساختن گنبد ها دانست،  که بعدها محتوای نظری اولیه را از دست داده،  و بیشتر برای تزیین به کار رفته است.  برخی معماران ایرانی در ساختن و پرداختن مقرنس مهارت زیادی دارند،  و نمی گذارند موجب سنگینی ساختمان شود،  و بر اصل و پایه فشار آورد.  با مشاهده شکل های طبیعی قندیل های یخی و آهکی درون غارهای ایران در می یابیم که به احتمال زیاد هنرمندان نخستین این فن از همان قندیلها برداشتی هنرمندانه کرده اند،  و عینا آن را در سطوح داخلی و خارجی بناها با استفاده از آجر گچ و یا سیمان به کار گرفته اند.  مقرنسها معمولا در سطوح فرو رفته گوشه های زیر سقـف ایجاد می شود.  اما محل قرار گیری این عنصر تزیینی میتواند در بالای دیوارها، سقفها گوشه ها سردرها و ... باشد.

      مقرنس توانست بر سایر هنرهای تزئینی و صنایع دستی اثر گذارده و موجب تکوین و گسترش انواع هنرها مانند،  فرش بافی، کاشی کاری، گچبری و غیره شود.  چه بسا وجود طرح های بسیار چشمگیر مقرنس در سر درها، درون گنبدها، داخل شبستانها و محراب ها بود،  که موجب گسترش روز افزون هنر کاشی سازی گردید،  و به هنگام ساختن منبرها و ستون های چوبی داخل مساجد،  منبت های زیبا با الهام از شکل های مختلف مقرنس بر روی آنها نقش بست.   نمونه های بی مانند این نو کار های روی چوب را می توان در مساجد دوران حکومت صفویه در مراغه، بناب، تبریز و خوی دید.  در طول تاریخ مقرنس سازی مانند هنر های تزئینی دیگر سیر تکاملی را از نظر کثرت کار برد و از نظر افزونی مواد پیمود.  این تـزئین با آغـاز سـاختمان مـسجدها و مـدرسه های عـلوم دیـنی در قـالب هـای جدید و بی دلیل،  جای ارزنده ای را برای خود باز کرد،  و اهمیتی زیادی پیدا نمود.  بعد از شاهنشاهی ساسانیان  و انقلاب انسانی ایرانی با آزاد سازی عمومی،  اندیشه هنر در ایران بزرگ جلوه دیگری یافت،  و هنر های ایرانی در قالب مکتب اسلام تحولات چشمگیری را ایجاد کردند.  از این زمان به بعد هنر های زیبا و بدیع با اسلام در آمیخت و نام هنر های دوران اسلامی را بخود گرفت.  از دید هنری دوران های اسلامی را می توان به سه دوره تقسیم کرد،  دوران اولیه اسلام،  دوران سلسله های اسلامی،  دوران نزدیک اسلامی.

      در دوران اولیه اسلام،  به طور کلی مقرنس یعنی هر چهار نوع مقرنس های تزئینی در بیشتر بنا های این زمان بکار رفته است،  البته مقرنس های لانه زنبوری،  کمتر کار گردیده.  می توان سه قرن اول هجری خورشیدی را آغازی دیگر بر هنر مقرنس سازی دانست.  از قرن چهار و پنج هجری خورشیدی به بعد آثار بیشماری که نشانگر تحول این هنر باشد،  در نقاط مختلف ایران بزرگ وجود دارد.  نخستین نمونه های بارز چهار قرن آغاز اسلام مقبره شاه اسماعیل سامانی در بخارا است،  که گذشته از عناصر تزئینی مقرنس کاری، تزئینات آجری جالبی را دارد،  مقرنس ها بیشتر در گوشوار های زیر گنبد بکار آمده است،  این مقبره از نمونه های اواخر قرن سوم هجری است.  مقبره قابوس بن وشمگیر مشهور به گنبد کاووس یا گنبد قابوس نیز یکی دیگر از استوار ترین بنا های اسلامی این زمان است،  که گذشته از شیار های زیبای ساقه و مخروط گنبد،  دارای مقرنس های بسیار جالب و ساده می باشد.  مسجد جامع نائین از آثار اوایل قرن چهارم هجری است،  همراه با گچبری های دقیق و ظریف و خطوط کوفی گلدار،  در بعضی قسمت های این مسجد مانند گوشه های گنبد و بالای محراب از مقرنس های گچی روی هم بهم گرفته شده است.

      در قرن پنجم و ششم هجری خورشیدی،  که نخست و بیشتر به معماری مقبره ها پرداخته شد،  آنها به شکل برج با بقعه و نظائر آن ساخته می شدند،  اکثر آثار معماری این زمان در نواحی خراسان قرار دارد.  نشانگر معماری این عصر بنا هایی با گنبد مخروطی شکل شبیه به گنبد قابوس، برج رزگت یا رسکت، برج لاجیم، برج خرقان و مقبره های مخروطی شکل دروازه کاشان است.  وسعت خاک ایران بزرگ در آن زمان موجب گردید،  بیشترین آثار باقیمانده از آن دوران هم اکنون در ورای مرزهای امروزی جای داشته باشند.  در این میان از مسجد بزرگ نورالدین در موصل عراق که در حال حاضر تنها رواق جنوبی مسجد بر جای مانده،  و قبر نورالدین در دمشق که کاملاً شبیه به مقبره بی بی زییده است،  و از نمونه های بارزی معماری زمان سلسله سلجوقی شناخته می شود.  شیوه معماری زمان سلجوقی،  تزئینات گچی ، سنگی و چوبی سطح داخلی گنبد و نمای خارجی همه در قالب های مقرنس بکار می رفته،  و معماری ساختمان در درجه دوم اهمیت قرار داشته است.  تأکید معماران و مقرنس سازها بیشتر معطوف به تزئین های آن بناها بوده،  حتی حکمرانان سلجوقی هم در ایجاد این گونه بناها ابتدا به پوشش تزئینی روی آنها توجه نشان می دادند.

      برخی بنا های قدیمی شهر ری و ورامین و سمنان و دامغان و مسیر جاده خراسان دلیل آن می باشد.  آشکار ترین نمونهٔ معماری مسجد جامع اصفهان است،  که از بنا های جامع و مهم ایران در زمان سلجوقی می باشد.  مجموعه ای از عناصر و موضوع های گوناگون معماری و تزئینی،  محراب گچبری و گنبد مقرنس کاری شده آن،  از شاهکار های زمان وزارت خواجه نظام الملک است،  سقف ایوان های این مسجد مقرنس های بی مانندی را به نمایش می گذارد.  از دیگر آثار با ارزش که همگی با تزئین های مقرنس پوشش داده شده،  مسجد جامع اردستان،  مسجد جامع گلپایگان، مسجد جامع زواره و مسجد حیدریه قزوین می باشند،  که به سبک گنبد نظام الملکی آرایش شده اند.

      در قرن هفتم و هشتم هجری خورشیدی،  زمانی از تاریخ را که سلجـوقی می گویند،  در واقع قدرت و حکومت در دست سازمان قبیله ای دینی بود،  که همان حکومت مردم می باشد،  و دوران نوآوری های ارزنـده ای در خلـق آثار هنری بوده است.  این زمان مردمی،  سر چشمه آثار ارزشمند و آفرینش پدیده های هنری بوده،  منجمله سبب گردید گچبری و مقرنس کاری گسترش چشمگیری یابد.  در این دوره مردمی،  هنر مقرنس مانند بسیاری از هنر های زمان،  توسط هنرمندان ایرانی به آن سوی مرز های ایران رفت،  لازم است عزیزان ایرانی،  در هر کجای دنیا این کار را دیدند نسبت به شناسایی و معرفی هنرمند ایرانی آن اقدام کنند.  همچنین مقرنس مانند هنر های دیگر در سال های بعد از سلجوقیان در ایران همچنان به حیات و تکامل خود ادامه داد.  شاید در نتیجه برتری جویی و تحول و تکامل این هنر بود،  که از آن زمان به بعد کاربرد عنصر تزئینی مقرنس را در آثار معماری لازمه تکمیل بنا دانسته شد.

هنرمندان عصر خانات ایرانی تحت تأثیر سبک های هنری پیشین به هر چه پربار تر کردن انواع هنرها پرداختند،  و بویژه در آثار دوره ای که تیموریان دروغی می گویند،  آثار باز مانده آن عهد نشانگر قدرت خلاقه این هنرمندان می باشد،  که به کسب اعتبار بیشتری نائل شدند .  نمونه های بسیاری از سبک دوران خانات ایرانی در بکار گیری مقرنس وجود دارد، مانند:

      مشهور ترین اثر بازمانده از این دوران،  گنبد سلطانیه در نزدیکی زنجان است،  که مقبره سلطان محمد خدابنده نامیده می شود،  و در واقع مجموعه گویایی از انواع هنر هاست.  این مقبره با ارتفاع بیش از حد گنبد و گوشوارها و مقرنس های جالب زیر گنبد،  و نیز نقاشی ها و کاشی کاری های بسیار زیبا،  و گچبری های ارزنده اش،  نمونه پربهایی است.  از دیگر آثار ارزنده خانات ایرانی،  آرامگاه خانوادگی به نام فاتح عالم واقع در شاهراه شازند ـ سمرقند است،  این مقبره دارای یک برج با پایه هشت ضلعی و گردنی استوانه ای شکل با برج خمیده ماننـد است،  ترک های باشکوهی در آن ایجاد گردیده و دارای ایـوان پیش آمده یی نیز هست،  شکل مربع داخل بنا در نتیجه ایجاد طاق نماهایی که دارای برآمدگی مقرنس است بشکل صلیب درآمده است.

   توجه شود،  از دلایل شکل گرفتن هنر معماری و دیگر هنر های این دوره،  استقلال و آزادی اندیشه و گفتار و کردار در تمدن سازمان قبیله ای است،  که باعث شد تا هنرها نیز به جلوه گاه های تازه ای دست یابند.   توجه خاص به معماری مساجد و مقابر و مدارس و دیگر بنا های عمومی،  خواسته توده مردم در جهت ملی گرایی ویژه آن زمان بوده است.  همچنین در این زمان توده مردم تکلیفی در مقابل حکام نداشتند،  بلکه حق ملی داشتند،  و سعی می کردند بهترین کارها را انجام دهند،  اما بدشانسی و در ادامه تاریخ استعمار سر رسید.

    مقرنس از لحاظ شکل 4 دسته می باشد:

    مقرنس های جلو آمده:  مقرنس هایی  هستند،  که مصالح آن از خود بنا می باشد،  و در نهایت سادگی و بدون هیچگونه پیرایه ای به صورت آجر یا گچی،  انتهای سطوح خارجی نمای بیرون ساختمان را آرایش می دهند و استحکام آنها زیاد است.

    مقرنس های روی هم قرار گرفته:  گذشته از مصالح به کار رفته اصلی بنا،  گچ و آجر و سنگ،  در سطوح داخل و خارج بنا به کار می روند.  و غالبا در چند ردیف،  دو تا پنج یا بیشتر،  روی هم قرار دارند،  و دارای ثبات متوسطی است.

    مقرنس های معلق:  شبیه همان منشور های آهکی آویزان در غارها می باشد،  که اصطلاحا استلاکتیت نامیده میشوند،  و غالبا از چسباندن مواد مختلف چون:  گچ، سفال، کاشی و ... به سطوح مقعر داخل بنا صورت می گیرند،  آویزان به نظر میرسند،  و دارای ثبات کمی می باشند.

    مقرنس های لانه زنبوری:   شبیه لانه زنبور و در مجموع کندو های کوچک بر روی هم قرار گرفته هستند،  این دسته از نظر شکل ظاهری شبیه به مقرنس های معلق می باشند.

* در صورت تقاضا در باره تاریخ آینه کاری و مقرنس کاری بیشتر می نویسم *

     عکس ها در اینجا  در ستون آرشیو موضوعی آن وب سمت چپ،  بر روی نامی که می خواهید عکس های آنرا تماشا کنید، کلیک نمایید.

     توجه:  اگر وبلاگ در هر صورت و اتفاق مسدود و به هر علت حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید انوش راوید سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  نظرات و آگهی های خود را در بخش نظرات وبلاگ فصلی انوش راوید  مانند اینجا بنویسید،  تا به مدت یک فصل هزاران نفر آنرا ببینند.  همچنین از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی بهره می برم،  کپی بردار از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع آزاد و باعث خوشحال من است.

   کلیک کنید:  تاریخ دمکراسی در ایران

   کلیک کنید:  داستان های تاریخی ایرانی

   کلیک کنید:  تاریخ علم و دانایی در ایران

   کلیک کنید:  زبان فارسی

   کلیک کنید: فرهنگ فارسی به پارسی

   انوش راوید  Anoush Raavid

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،   http://www.ravid.blogfa.com

بندر سیراف

   چند ده هزار گِل ‌نوشته

      سال 1933 چند ده هزار گِل ‌نوشته در جریان حفاری‌ های باستان ‌شناسی تخت ‌جمشید به دست آمد،  و در  1937 جهت خوانش و انجام امور پژوهشی،  امانت به دانشگاه شیکاگوی آمریکا منتقل گردید.  اینها نوشته ‌ها و نگاره‌ های منحصر به فردی هستند که به عنوان منبعی مستقیم،  می‌ تواند ایرانی های عزیز را از اوضاع و احوال فرمان‌ روایی سلسله هخامنشیان،  آداب کشور داری و امور اداری و غیره در این سرزمین آگاه کند.  بسیاری جزییات ریز و درشت تمدنی و فرهنگی و اقتصادی در این متون نهفته است،  همچنین آنها دارای ارزش مادی فوق العاده ای هستند.

      چند سالی است این الواح که متعلق به ملت ایران می باشد،  و امانتی در دانشگاه شیکاگوی آمریکا قرار دارد،  دست ‌آویز برخی اختلافات سیاسی شده است،  و باز گرداندن آنها به ایران را دچار اخلال و مشکل نموده است.  اموال و اشیای تاریخی ایرانی در همه گیتی پخش شده،  و زینت ‌بخش مجموعه ‌های گران ‌بهای تاریخی موزه ها است،  در صورتی که ملت بزرگ منش ایران هرگز اصراری به تصاحب و تصرف اموال فرهنگی دیگر کشورها را نداشته است.  اما مطابق همه تاریخ استعمار و امپریالیسم،  دادگاهی در امریکا حکمی صادر کرده که بر خلاف تمام موازین جهانی است،  حکم توقیف و حراج آثار تاریخی امانتی ایران در آمریکا.

      باید دولت آمریکا اجرای حکم دادگاه آمریکایی را متوقف نموده،  الواح امانتی را که می‌بایستی چندین دهه قبل به ایران باز گردانیده می ‌شد،  به ایران مسترد دارند.  هم میهنان عزیز در تمام سایتها و وبلاگها، نشریات و سخنرانی ها به تمام زبانها،  از دولت و مقامات مربوطه آمریکایی بخواهید،  که حکم دادگاه آمریکایی را که نوعی خیانت در امانت است،  محکوم، باطل و یا متوقف نمایند.  حکم این قبیل دادگاه ها و چنین رویه قضایی قطعاً باعث رواج بی ‌اعتمادی میان ملت‌ها خواهد گردید،  که نهایتاً تبادلات فرهنگی را به خطر می اندازد،  و دیگر نمی‌توانند ادعا کنند،  علاقمند و پاسدار میراث جهانی هستند.  این مجموعه مانند یک محموله تجاری نیست،  که از طریق توقیف آن بتوان خسارت مال دیگری را تأمین نمود.

    توجه،  این الواح ارزش تاریخی و فرهنگی و ملی بسیار زیادی برای ایران بزرگ و قاره کهن دارد،  در همه جا بگویید و بنویسید:

      ما وارثان كنونی تاریخ شکوهمند ایران،  همانند نیاكان‌ خود برای همه ملت ‌های جهان احترام و ارزش قائلیم،  دور از هر گونه مناقشه سیاسی درخواست حفظ هویت و حقوق مسلم خود را داریم.  بدین وسیله تقاضای توقف اجرای حکم تا زمان حل نهایی آن بر اساس اصول حقوق بین المللی را از مقامات آمریکا را داریم.  از این‌ رو، اعلام می‌ نماییم ضمن تقاضای همکاری،  پابند به مطالبات فرهنگی و منافع ملی خود تا زمان حل این مشکل هستیم.  بدیهی است رعایت انصاف و عدالت از جانب هر ملتی و دولتی،  نقطه درخشانی در تاریخ روابط ملت‌ ها و دولت‌ ها خواهد بود.

   آثار تاریخی سیراف

      سیراف در قدیم می گفتند سیراب،  در بعضی نوشته ‌ها صیراف هم گفته شد،  شهری باستانی واقع در بخش مرکزی شهرستان کنگان استان بوشهر است.  یکی از آثار تاریخی و از نقاط دیدنی استان بوشهر در جنوب ایران است،  در داستان های تاریخی ایران،  سیرآب به معنی زمینی که آب را جذب می کند نام برده شده است.  سیراف از قدیمی ترین بنادر ایران بوده،  زمانی با معماری خاصی شبیه به روستای ماسوله در شمال کشور رونق فراوانی داشته ‌است.  آثار تاریخی آن در نزدیکی بندر سیراف کنونی دیده می ‌شود،  که زمانی از بندر های اصلی ایران و خاورمیانه و محل پهلو گیری کشتی‌ های بزرگ بوده است.  بازرگانان سیرافی به دور دست های آسیا و آفریقا سفر دریایی می ‌کردند.  آنچه از سیراف باز مانده، حفره‌ های سنگی کنده شده بر شیب تبه ‌های سنگی است که گویا بعد از اسلام به ‌عنوان قبر نیز استفاده شده ‌اند،  سنگ چین‌ها، چاه‌ها، سنگ‌ فرش‌ها و غار هایی شبیه آتشگاه در دل کوه ‌ها نیز بجا مانده ‌است.

      در ارتفاعات رو به دریا بر دامنه کوه های شمالی سیراف،  حوضچه‌ های تاریخی استحصال آب باران قرار دارد،  بعضی محققان از آن به عنوان قبر های سنگی یاد می ‌کنند.  ابتدا به منظور ایجاد قبر و مدفن مردگان نبوده،  بلکه برای استفاده از آب باران و نیز تزریق به درون زمین و پیوستن به سطح سفره‌ های آب زیر زمینی جهت تقویت آبخوان های آن منطقه و برداشت در پائین دست از طریق چاه های حفره شده در طبقات سنگی بوده است.  برای تأمین آب شرب از طریق باران،  تنها روش مهم‌ و مؤثر جمع آوری مستقیم آب باران بر روی سطوح نازله،  جهت نفوذ در طول زمان به درون زمین می ‌باشد.  در نواحی نزدیک به خط الرأس کوه مخازن با مقطع چهار گوش به ابعاد متفاوت حوضچه‌ هایی جهت جمع آوری آب در سرتاسر یال جنوبی کوه کنده بودند.  چاه های حفر شده درون طبقات سنگی نیز درست در پائین دست هر مجموعه مخازن ذخیره آب تعبیه شده اند،  به طوری که با نفوذ آب و رسیدن به سطح ایستابی منطقه،  بلافاصله سطح آب چاه های مذکور را مورد تأثیر قرار می‌ دهد.  عموماً این حوضچه ‌ها مستطیلی بوده و طول این مخازن در جهت شیب واقع است،  برخی از این حوضچه‌ ها دارای سرریز بوده بطوریکه پس از پر شدن آب مستقیما درون حوضچه پائین دست هدایت می ‌شده‌ است،  به تاریخ آب و آبداری در ایران مراجعه شود.

      همچنین در بخش انتهائی برخی از این مجموعه حوضچه‌ های سرریز نسبت به آخرین حوضچه با یک کانال دست ساز ختم می ‌شود،  که می‌ توانسته مسیر طبیعی جریان آب باشد.  احتمالاً از این کانال آب به عنوان سرریز نهائی یا حقابه پائین دست،  و یا شاید آبیاری مزارع به مکان های مورد نظر هدایت می ‌شده ‌است.  لزوم استفاده بهینه از آب های نازله جهت تقویت سفره های آب زیر زمینی به حدی بوده،  که حتی در دامنه پائین کوه گودال هایی وجود داشته است.   این حفره ها حوضچه‌ هایی در جهت عمود یا مایل نسبت به دیگر حوضچه‌ ها دیده می شوند،  کوچکی ابعاد این گودالها به حدی است،  که به تنها چیزی که نمی‌توان آنان را نسبت داد،  قبر می ‌باشد.  گودال های حفر شده بر پهنه کوهستان سیراف،  ابتدا به منظور جمع آوری و استحصال آب ایجاد شده بودند،  احتمالاً بعدها توسط افرادی و یا توسط عموم بدلیل حوادث غیر مترقبه همچون زلزله و یا بیماری طاعون و نیاز به دفن سریع مردگان به عنوان گور های فردی یا خانوادگی استفاده گردیده اند.

      پیدا شدن استخوان و آثار مردگان داخل این حوضچه‌ ها،  منکر سیستم ذخیره آب نمی ‌باشد،  بلکه با بررسی گورها لایه‌ ای از قشر نفوذ ناپذیر ساروج دیده می شود،  که نوعی روش تأمین آب در شهر باستانی سیراف بوده است،  باید در این باره تحقیقات بیشتری صورت گیرد.  گذشتگان ایران بزرگ در گوشه و کنار و همه جای این سرزمین وسیع برای همه چیز و موارد زندگی و بود و نبود،  بویژه تأمین آب کارها و ابتکاراتی داشتند.   امروزه باید این مسائل و شعور تاریخی ایرانی توسط جوانان باهوش ایرانی شناسایی و بازبینی و قابل بهره برداری با بینش دانایی نوین شوند.

   عکس ها در اینجا  در ستون آرشیو موضوعی آن وب سمت چپ،  بر روی نامی که می خواهید عکس های آنرا تماشا کنید، کلیک نمایید.

     توجه:  اگر وبلاگ در هر صورت و اتفاق مسدود و به هر علت حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید انوش راوید سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  نظرات و آگهی های خود را در بخش نظرات وبلاگ فصلی بنویسید،  تا به مدت یک فصل هزاران نفر آنرا ببینند.  همچنین از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی بهره می برم،  کپی بردار از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع آزاد و باعث خوشحال من است.

   نمایش کوتاه مسخره

      دوشنبه 11 مرداد 89 تلویزیون بی بی سی مقداری اشیا تاریخی افغانستان را نشان داد و با یک نمایش مسخره کوتاه گفت:  آثار جدید و رد پایی از اسکندر مقدونی در افغانستان کشف شده است.  اما تمام اشیای هنری مربوط  به زمان سلسله هخامنشیان و حکومت اشکانیان و دوران کوشانی بود،  و هیچکدام اثری از اسکندر مقدونی نداشت.  این بی بی سی می خواهد چند هزار سال تاریخ ایران بزرگ را با چند سال دروغ اسکندر مقدونی عوض کند.  حال اگر من می گویم احمقانه دروغ می گویند،  اندکی افراد ناراحت شده و می گویند نگو احمق دروغ می گوید و احمق تر ها باور می کنند.  البته این نوع فیلم بازی کردن و دروغ گفتن بی بی سی که کم نیست،  تأیید گفته من است،  که احمقانه دروغ می گویند و ساده ها باور می کنند.

   در این باره و دروغ گفتن ها بارها نوشته و توضیح داده ام،  ولی اینجا نظری را بررسی می نمایم،  فرد بی نام نشانی در نظرات نوشته:

 * در تاریخ کم و بیش دروغ هست اما با گفتن اینکه احمق ها دروغ می گویند و احمق تر ها باور می کنند تاریخ درست نمی شود.

     همانگونه که این فرد بی نام نشان نوشته قبول دارد،  که در تاریخ دروغ هست ولی آنها را باور می کند،  حال یک پرسش دارم،  کسی که می داند در تاریخ دروغ هست ولی باور می کند،  بنظر شما چگونه آدمی است؟.  یکبار دیگر دانایی قرن 21 را یاد آوری نمایم،  و دوباره و صد باره بگویم قرار نیست تمام مردم و تمام تخصص ها تاریخ را حرفه ای بدانند.  همانطور که بارها نوشته ام منظور این وبلاگ فقط افرادی می باشد،  که تخصص و حرفه اشان یکی از گرایشات علم جغرافی ـ تاریخ است،  نه عموم مردم.

   کلیک کنید:  چهره ها و کارگزاران استعمار

   کلیک کنید:  دروغ های خنده دار تاریخ

   کلیک کنید:  هلنیسم دروغ دیگر

   انوش راوید  Anoush Raavid

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،   http://www.ravid.blogfa.com

هویت ملی

   تاریخ جامعه ایرانی

   پیش گفتار

      هر چه که به عنوان علم گفته اند و یا بوجود آمده،  می بایست در باره آن خوب تحقیق و تحلیل شود،  و مورد نقد و نظر قرار گیرد،  تا ثابت شود که جوان ایرانی صرفاً سرف یا رعیت شهر نیست که هر چه را بسادگی بپذیرد.  شاید در تاریخ بسیار درباره برده و رعیت خوانده اید،  اما شاید هرگز به این فکر نکرده اید که در این دوره و شهر نشینی و این تمدن جدید،  سرف و رعیت چه معنی می دهد.  سرف و رعیت مربوط به دوران تمدن فئودالی بودند،  و برده متعلق به تمدن شاه خدایی که در ساختار های تاریخی اجتماع توضیح داده ام.  برده ای که نام نشانی و فهمی و درکی داشت و نمی خواست برده باشد،  او را قربانی خدایان و بتها می کردند،  رعیت دانا تر و فهمیده تر تا جایگاه مباشری بالا می آمد و اگر بیشتر از آن می فهمید و می خواست کشته می شد.  آنها مطیع جامعه ای که به آن تعلق داشتند بودند،  و هر چه شرایط زمان حکم می کرد می پذیرفتند.  اما جوان امروزی با داشتن تحصیلات و امکانات وسیع تکنولوژی امروزی نباید چون گذشتگان باشد،  باید بتواند به جامعه خود تأثیر بگذارد باید تمام فکر و ذهنش کار نو،  پروژه نو باشد.  نباید به مسائل و موضوعات پیش پا افتاده دل خوش کند،  نباید حرف ها سطحی بگوید و بشنود،  جوان امروزی باید بالا ترین ها را بخواهد،  و بتواند جدید ترین و مدرنترین اندیشه و گفتار و کردار را به اطرافیان و جامعه تحمیل کند،  نباید بگذارد افکار و ذهنیت گذشته او را به قهقرا ببرد،  و تحت نفوذ قرار دهد.  امروزه جهان و ایران در شرایطی است،  که تاریخ و تاریخ اجتماعی سریع می گذرد،  و فرصت برای بازی و تفریح با زندگی و بود و نبود نیست.  گاه دیده ام که جوانان تحصیل کرده به دلایل نداشتن پردازش نوین مجبور می شود،  در مقابل بی سواد و کودن ترین قشر جامعه سر فرود آورند.  جوانان نباید بگذارند فکر شان فسیل و منجمد شود،  باید پا و ذهن را جلو بکشند.  حتی اگر انوش یا این و آن را می خواهند،  باید تحلیل داشته باشند،  برای دانش یا پول یا دلایل منطقی دیگر بخواهند،  نه از روی هوس و تفریح.  بنظر انوش راوید بهترین تفریح و هوس برای جوان تحصیل کرده ایرانی می تواند،  تعریف، داشتن و برداشتن یک پروژه علمی باشد،  نه چیز دیگری.

   خلاصه ای از تمدن و حکومت

      هیچ کس به درستی نمی داند،  دولت یا مردم یا روحانیت،  کدام یک در جامعه اولیه بشری بوجود آمد،  و کدام یک تأثیر گذار و باعث پیدایش شهر نشینی و تمدن برای اولین بار شدند.  اول مردم بودند که دور هم جمع شدند و شهری را بنا کردند،  یا حکومت و دولتی بود که برای اهداف خود مردم را در شهر جمع کرد،  یا روحانی هایی بودند که به مقاصد دینی جمع مردم را در شهر می خواستند.  در هر صورت،  از بدو پیدایش یک سرزمین یا کشور مستقل سه ضلع داشت:  یک ضلع مردم ـ  یکی ضلع روحانیت ـ یک ضلع دولت.  اگر پرسیده شود چرا نظامیان در این مثلث جایگاهی ندارند،  بدلیل عدم نفوذ فکری آنها می باشد،  سران نظامی که با کودتا کشوری را بدست می گیرند،  در ضلع دولت هستند،  و افراد ساده نظامی در ضلع مردم قرار دارند.

      در طول تاریخ سرزمین هایی بودند که اصل حکومت در دست مردم بود،  مانند حکومت اشکانیان که بعد از سرنگونی سلسله هخامنشیان توسط انقلاب انسانی ایرانی دوران این حکومت با تشکیل جرگه مهستان در دست مردم بود.  تا چند قرن بعد از سقوط شاهنشاهی ساسانیان که آن نیز با انقلاب انسانی دیگر ایرانی سرنگون شد، حکومت در دست مردم بود که به دروغ در تاریخ آنرا چیز دیگری می گویند،  در اینجا.  دو دوره کوتاه نیز در دوران استعمار و امپریالیسم حکومت ایران در دست مردم قرار گرفت،  یکی در 1906 میلادی تا ابتدای روی کار آمدن رضا پهلوی در 1921 و دیگری در 7و1358.  در این دو انقلاب انسانی ایرانی،  مردم بعلت نداشتن درک و تعریف و مفهوم از دمکراسی نهادی و فدرالیسم ملی و سازمان مدرن،  و همچنین نبود انفجار اطلاعاتی و ارتباطی نمی توانستند مفهومی از حکومت مردمی پیاده کنند.  ولی امروزه با وجود امکانات وسیع مردم قادر خواهند بود،  دانایی نوین را درک کرده و بسوی تمدن جدید بروند.

      دورانی از تاریخ ایران،  حکومت در دست روحانیون بود،  که مهمترین آن هخامنشیان بودند،  البته ممکن است این گفته مورد اعتراض ملی گرا های تند رو قرار گیرد،  ولی با نگاهی به کتیبه داریوش در بیستون متوجه این موضوع می شویم.  نمونه بعد نیمه اول صفویه می باشد،  که حکومت دینی بر ایران حاکم بود،  ولی در نیمه دوم از دوران شاه عباس اول حکومت در دست دولتی ها قرار گرفت.  اینجا ذکر کنم به همین جهت دوران صفویه را حکومت یا سلسله صفویه می گویم چون دو مرحله تحت یک نام بود.  البته چند نمونه دیگر در تاریخ وجود دارد،  که در برهه هایی از تاریخ به دلایل تاریخ اجتماعی،  روحانیت حکومت را بدست می آورد،  ولی چون برای نگه داری آن نیاز به دولتی ها و نظامی ها داشته است،  حکومت را از دست می داد.  گاه این حکومت مانند صفویه در گردش داخلی عوض می شد،  و گاه با کودتای نظامی مانند،  حکومت دینی بغداد،  و یا با همراهی کودتا و انقلاب انسانی،  مانند دوران هخامنشیان.

      زمان هایی که کشور در دست دولتی ها بود مانند،  شاهنشاهی ساسانیان، شاهنشاهی قاجاریه،  شاهنشاهی پهلوی،  که گاه توسط کودتا و گاه انقلاب و یا ترفند های دینی یا ترکیبی سرنگون می شدند.  همچنین آنها با کودتای نظامی یا انقلاب بنا به ضروریت زمان در رأس کشور قرار می گرفتند،  این نوع در تمام موارد تاریخ ایران منجر به دیکتاتوری گردیده است.  وقتی این قشر در حکومت قرار می گرفت برای اداره مملکت از ضلع مردم برای تولید و کار و از ضلع روحانیت برای کار دینی یا مانند معنوی بروی ضلع مردم بهره می برد.

   آیا مردم یک کشور اپوزسیون هستند؟

   مردم در بالا

      احتمالاً با مطالعه وبلاگ انوش راوید متوجه شده اید،  که با دلیل و منطق خاص خود از ضلع مردم و برای مردم می باشد،  البته ممکن است،  کم و بیش نظرات و دیدگاه های متفاوتی درباره آن مطرح شود.  هر چه نظرات بیشتر باشد،  پویایی جامعه جوان پیشرو ایران را نشان می دهد،  که خواهان گذر از گذشته و ورود به آینده هستند.  جوانان امروز ایران باید همانند جوانان گذشته های تاریخی مقاوم باشند،  از سرما و گرما و مشکلات نهراسند،  برای هر خوب و بد تحلیل داشته باشند.  چون امروز متفاوت از گذشته هست،  می بایست نگرش نو به جهان و دیدی سنت گریزی و فلسفه ای در مبارزه تاریخی با جهل و واماندگی بر پا دارند.

      با نگاهی به جدول جمعیتی در اینجا متوجه می شویم که درصد بالایی از جمعیت ایران را جوانان تشکیل می دهند،  که چند سال دیگر همه بزرگان ایران خواهند بود.  بنا بر این باید موضوعاتی را بررسی و تحلیل کرد،  تا به نوعی درک جدید که در دانایی نوین نوشته ام ایجاد نماید،  همچنین آگاهی از تاکتیک های متفاوت و استراتژی دیگر با فلسفه و توانایی نفوذ و عبور و سعود در ذهن را بپروراند.  اول از همه باید جوانان تحصیل کرده ایرانی درک کنند،  که شخصیت آنها متفاوت از گذشتگان است،  و می توانند سریع پردازش و بهبود فکر داشته باشند،  و سریع بسمت موج نو بروند.  شاید ایجاد این درک برای بسیاری کار مشکلی باشد،  آنها در آموزش و پروش سنت قرن 20 عادت کرده اند،  مانند خلیفه مطیع الله باشند،  یعنی کاملاً مطیع غلامانی باشند که آنها را تا به اینجا رسانیده اند،  توجه: این ذهنیت مانع بزرگی است.

      دومین کار برداشتن صلیب بزرگ از مخ و آزاد کردن آن است،  یعنی آنچه که از آموزش های روح نوح پرور یا ضد روح نوین است دور ریخته شود.  سومین مورد این است،  که جوانان قبول کنند می توانند حاکم سرنوشت خود باشند،  و در طبقه پائین دست اجتماع نیستند،  در واقع طبقات اجتماعی در قرن 21 بی معنی است.  مثالی بزنم،  یکی از مدیران مدرسه ای در اوگاندا که بانوی اصیل اوگاندایی است،  اولین حرفی که به دانش آموزان هر مقطع می زند،  این است که شما نیامده اید اینجا فقط کمی درس بخوانید،  آمده اید تا تلاش کنید اولین رئیس جمهور مردمی کشور تان باشید.  گفته این بانو درست بر عکس بابا نان داد،  و مامان آب داد، می باشد،  پس خودم چکاره ام.  یکی از مهمترین کارها که نیاز به بهره گیری از تکنیک های مختلف در جهت استراتژی اصلی است،  حذف طبقه و جایگاه اجتماعی است.  جایگاه اجتماعی فقط باید علمی باشد که آنهم بعلت برتری قدرت علم خود بخود بالا می رود و نفوذ می یابد.

      یکی دیگر از مشکلات جوامع غیره ملی نداشتن فکر ملی و میهنی است،  حتماً گاهی شنیده اید که می گویند حفظ کن و نمره بگیر و قبول شو،  در پس این گفته ذهن غیر ملی نهفته است.  یعنی بی خیال مملکت و کشور و میهن،  فقط نمره بگیرید و قبول شوید،  و با مدرک بدست آمده همراه پارتی بازی کاری بگیرید،  و سپس با یاد گرفتن شگرد پول در بیاورید.  احتمالاً این گفته ها را بارها شنیده اید،  ولی گویندگان و شاید شنوندگان هرگز فکر نکرده اند آخرش به کجا ختم می شود،  مگر تا کی قرار است در ایران پول مفت نفت باشد.  در واقع درس خواندن یک کار ملی است، آموزش کار میهنی است،  اینها وسیله ای برای وقت تلف کردن و حرام شدن زندگی نیستند.  کشوری موفق است که علم و دانش در آن نهادی شده باشد،  و برای آینده کل مردم و مملکت باشد،  یک کشور از آن مردم آن است نه عده ای ترفند چی.

   آیا شما هرگز فکر کرده اید رئیس جمهور شوید؟  یا شما فقط یک کار ساده می خواهید؟

   اقتصاد بخش های سه گانه

      اقتصاد تاریخ اجتماعی ایران در بخش یا ضلع مردم،  همیشه تاریخ تا قبل از نیمه دوم قرن 20 بصورت خودکفا بود،  اما بعد از انقلاب بورژوازی مشروطه و جنگ اول جهانی کم کم و بعد از جنگ دوم جهانی به سرعت ایران بسمت مصرف گرایی شهر نشینی بی هویت رفت.  بعد از 1352 با افزایش در آمد نفت واردات غیر از موارد مصرفی،  مواد غذایی هم اضافه گردید،  و این روند تاکنون به سرعت رشد کرده و ادامه دارد.  این روند اجتماعی باعث شده مملکت خالی از جوانانی باشد،  که می بایست تولید کننده پایه ای و زیر بنایی باشند.  جوانان تحصیل کرده ای که در آموزش های درسی و اجتماعی آنها فقط  مصرف یا کار هایی جهت مصرف نقش بسته است.  آن آموزش های بابا و مامان آب و نان دادند،  از ابتدای دبستان کار و شگرد خودش را تاکنون به خوبی اجرا کرده اند.  ولی برای ورود به آینده نو لازم است شگرد های گذشته را شناخت و کنار گذاشت،  و کاملاً از ذهن و زندگی پاک کرد.  برای دور ریختن اندیشه های بازمانده از قرن های قبلی شهامت و شجاعت و ابتکار می خواهد،  و نیز باید حرکت زمین را زیر پا حس کرد.  در واقع نباید گذاشت تغییرات ناپیوسته بر ایرانی و جامعه ایران تأثیر بگذارد،  بلکه باید ایرانی با دیدگاه های نو و پویا سرنوشت قابل ملاحظه بسازد.

      همین ایجاد اندیشه نوین برای ایران،  خود نوعی تولید ملی و پایه ای است،  تولید ملی تنها کالا نیست و باید آنرا درست شناخت.  وقتی درک دقیق و درست از تولید ملی و پایه ای وجود نداشته باشد،  پدافند ملی هم معنی واقعی نخواهد داشت،  همچنین خود بخود مفهوم در رأس قرار گرفتن قدرت مردم هم امکان ندارد.  توجه نمایید دانستن با درک کردن تاریخ اجتماعی کاملاً متفاوت است،  فرد ممکن است کلی چیزها بداند و کتاب های زیادی حفظ کرده باشد،  ولی درکی از ساختار های تاریخی اجتماع حاصل نکرده باشد.  فرمول های زیر را توجه نمایید:

حاکمیت ملی =  سرمایه ملی + تولید پایه ای =  دانش مردم + همه مردم

حاکمیت امپریالیسم = ارز خارجی + مصرف گرایی =  نبود تولید پایه ای

      سرمایه و تولید ملی و پایه ای هر چقدر باشد،  در هر صورت اصل مفهوم آن در ذهن و روح جوانان است،  تولید ملی و پایه ای به معنی خودکفایی نیست خودکفایی در این قرن مانند گذشته ها مفهوم ندارد و غیر ممکن است.  عکس های تاریخی ایران را ببینید،  لینک در پائین صفحه،  این عکسها مربوط به 1910 تا 1930 می باشند،  در تمام عکسها تولید ملی به روشنی دیده می شوند،  ولی از همان تاریخها تولید ملی و پایه ای و خودکفایی زیر نظر استعمار و امپریالیسم در حال از بین رفتن،  و مصرف گرایی آغاز شده بود.  بنابر این وقتی مردم کاملاً از تولید ملی کنار زده می شوند،  در واقع مردم را از رفتن به رأس مثلث کنار گذاشته اند.  اما امروز با وجود امکانات موج نو می توان برنامه های جدید تدوین و تعریف کرد،  و با یاری زمان بر و پراکنده مردم امیدی در دور دست دید.

      البته بگویم لازم نیست جوانانی که شور و شوق میهن دارند،  باعث گردد بدون رعایت پایه های اصلی دانایی نوین اقداماتی انجام دهند.  باید دانسته و دقت شود در این زمان تغییرات نا پیوسته سریع،  رفتاری که در اصول سبک کار قرن های قبلی می باشد،  همراه تمام شیوه های آن باطل است،  و باعث از دست رفتن انرژی، وقت، فرصت، دانش و غیره می شود.  قرن نو برنامه نو می طلبد،  به همین جهت تحقیق و تحلیل های گسترده می خواهد،  که آگاهی های متفاوت برساند،  در این راه مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید کمک بزرگی می تواند باشد.  این موضوع دانش جدیدی است که توسط توده های مردم در فضای مجازی شکل می گیرد،  و گاه سر خط  و جمع بندی هایی توسط روشنفکران ملی ارائه می گردد.

   آیا می دانید تولید پایه ای چیست؟  و واژه جهانی آن چه می باشد؟

   هویت ملی

     هویت در اصل لفظى آرامی بوده و از ضمیر هو بمعنى او می باشد،  در دوره هاى شكوفایى تمدن اسلامى حکومت های بعد از اسلام ایران که بالاترین ارزش علمی در منطق و فلسفه ظاهر شد، و در تاریخ علم و دانایی ایران گفته ام،  از كلمه هو، هویت،  ماهو، ماهیت را اشتقاق نمودند.  منظور از هویت، جهت شناسه هایی انسان و یا جامعه او می باشد.  پیشینه مسأله هویت Identity  به آغاز تاریخ انسان باز می گردد،  بشر همیشه به دنبال تعریف برای قوم و قبیله، ملیت و کشور، تمایز و شناسایی خود بوده است.  هویت ملی غیر از هویت شخصی و خانوادگی است،  و برای تمام ملت ‌های جهان اهمیت خاصی دارد،  منجمله در حوزه های اجتماعی و فرهنگی،  سیاست و اقتصاد.  دانشمندان مردم شناس، و جامعه شناس،  سیاسیون و اقتصادیها،  مطالعات گسترده ای درباره آن کرده اند،  و همراه نظر شخصی ام در میان مطالب وبلاگ انوش راوید از آنها استفاده کرده ام.

      آنچه ضمن در نظر گرفتن سابقه فرهنگی و تاریخی بیشتر مورد تأكید قرار گرفته،  خواستگاه سیاسی هویت ملی و نقش نظام های سیاسی معاصر در هویت سازی است.  هویت ملی برای یك ملت به منزله‌ روح برای بدن و عامل همبستگی و شكل ‌گیری روح جمعی است،  كه فقدان آن به منزله‌ مرگ خواهد بود،  و نیز وجه مشخصه و معرفه یک ملت در میان ملل دیگر است.  در واقع قوام و دوام زندگی توأم با عزت و آزادی یك ملت به هویت ملی در معنای عام و گسترده آن بستگی دارد.  هویت ملی مسأله‌ ای انفرادی، ‌شخصیتی و روانی نیست،  بلكه پدیده‌ ای جمعی است،  كه به بنیاد های فرهنگی، تاریخی و اعتقادی یك ملت مربوط می‌ شود.  امروزه تفسیر هایی از هویت و یا بحران هویت می‌ شود،  که منظور از آن تعارضات ناشی از مدرنیته و شكاف میان نسل‌ جدید و قدیم و یا به طور كلی مشكلات نسل جوان است.  ولی بدرستی با بحث هویت ملی قابل انطباق نیست،  بلكه بیش تر مقوله ‌ای روان ‌شناسانه یا جامعه ‌شناسانه است.

      هویت ملی شخصیت واقعی یك قوم و یا یك ملت است،  و از ویژگیها و امتیازات مردم یك سرزمین می باشد،  و ریشه در اعماق تاریخ و فرهنگ یك ملت دارد،  و با سرشت تك ‌تك افراد یك جامعه درآمیخته است.   معمولاً بارزترین و عمیق ترین انگاره های هویتی یك كشور در فرهنگ آن قوم تجسم می یابد،  که در جشن های ملی ایرانی نوشته ام.  مفهوم هویت در حقیقت پاسخی به سؤال چه كسی بودن و چگونه شناسایی شدن است،  پاسخ به این سؤالات است كه یك انسان را از هم نوع خود متمایز می كند.  ارزش های او را از ارزش های دیگری ممتاز مینماید،  تعلق فرد را به گروه خاصی نشان می دهد.  بالاخره هویت جمعی او را تعریف كرده،  نشان می دهد كه او كیست و به چه جامعه ای و به چه ارزش هایی تعلق دارد.  همواره با تحولات سیاسی ساختار های تاریخی اجتماع انسان ها در كنار هویت فردی خویش،  دارای هویت جمعی نیز بوده اند،  كه آنها را به جمع بزرگ تری پیوند می داده که با شكل جغرافیایی زندگی انسان همساز بوده است.  زمانی كه انسانها در قالب قبیله ای زندگی می كردند،  هویت جمعی خویش را در پیوند با قبیله و ارزش های آن می دیدند.  تحول زندگی قبیله ای به واحد های اجتماعی و سیاسی جدید،  مفهوم هویت جمعی انسان را نیز متحول كرد.

      شكل گیری دوره های تاریخی تمدن،  مفهوم جدیدی از هویت جمعی را به میان آورد،  كه هویت های فردی و قومی تا حد بسیاری در درون آن قرار گرفتند.  هویت به مثابه یك پدیده سیال چند وجهی حاصل فرایند مستمر تاریخی است،  كه تحت تأثیر شرایط محیطی،  همواره در حال تغییر بوده و پدیده ای ثابت و منجمد و فسیل نمی باشد.  چون جوامع انسانی از یكسو در برخورد و تعامل دائم با شرایط و تغییرات جهانی و محیط طبیعی و از سوی دیگر در برخورد و ارتباط مستمر با جوامع دیگرند،  هر گونه تغییر هویت ممكن مینماید.  بوجود آمدن هویت ملی، فرایندی طولانی و پیچیده دارد،  عوامل جغرافیایی، قومی، زبانی، اعتقادی، معیشتی، تاریخی، اعیاد و رسوم و ... همه و همه طی اعصار و قرون دست به دست هم می ‌دهند و هویت یك ملت را می‌ سازند.  سپس در قالب تعلیم و تربیت و به طور كلی فرهنگ در معنای عام و گسترده‌ی آن، از نسلی به نسل دیگر منتقل می‌ شوند،  مثل شیر كه از مادر به فرزند داده می شود.  از این رو است كه،  كسانی ایرانی، كسانی آلمانی، فرانسوی، چینی، هندی، انگلیسی، عرب و ... دانسته می ‌شوند.  هر چند كه همه‌ آنها در مفهوم انسانیت یكسان هستند،  اما به اتكای هویت خویش از دیگران باز شناخته می ‌شوند،  این عامل شناسایی و تشخیص معطوف به سجایای ملی آنها می باشد،  كه همان هویت ملی است.

      در شكل ‌گیری هویت ملی، عوامل گوناگونی به صورت هماهنگ و ممزوج در یكدیگر مؤثرند،  حتی رنگ‌ها، نمادها و به طور كلی هنر و معماری نیز سهم بسیار مهمی دارند،  ثبات سیاسی و امنیت ملی كشورها نیز با مقوله‌ هویت ملی پیوند دارد.  به همین نحو برای ما ایرانیان نیز هویت ملی اهمیت خاصی دارد،  و ضمن در نظر گرفتن نگرش های نو به جهان، باید نسبت به تقویت و تحكیم آن تلاشی مضاعف داشته باشیم.   بخصوص در مواقعی كه جهان پیرامونی ما با مشكلات و بحران‌ هایی مواجه می‌ شود،  و به دلایل جغرافیایی دامنه‌ این بحرانها به ایران نیز می ‌رسد‌.  از جمله وقتی كه مشکلات اقتصادی و اجتماعی جهانی چهره می ‌نماید،  باید ‌تلاش بیشتری برای حفظ هویت ملی و صیانت از آن به عنوان سرمایه ‌ای كه بقای یك ملت است داشته باشیم.  هنر ایرانی، زبان فارسی، عرفان و اعتقادات اسلامی، آداب و رسوم و اعیاد همه و همه اجزای اساسی هویت ملی ما ایرانیان است.  كه طی قرون و اعصار شكل گرفته و به ما رسیده و به صورت مشاهیر و مفاخر، اخلاق و ادبیات، معنویت و وحدت، همدلی و همزبانی و...  تجلی یافته است.  این سرمایه‌ پرارزش و میراث گران‌ ملی ایران و متعلق و مربوط به همه می باشد،  و همگان باید در نگهداری از آن كوشا باشند.

      هویت فرایند پاسخگویی آگاهانه هر فرد یا قوم یا ملت به پرسش هایی از خود است،  از گذشته خود و اینكه چه بوده و چه هست.  به عبارت دیگر متعلق به كدام قوم، ملت و نژاد است؟  خاستگاه اصلی و دائمی اش كجا است؟ دارای چه فرهنگ و تمدنی بوده و چه نقشی در توسعه تمدن جهانی داشته،  و امروزه صاحب چه جایگاه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی در نظام جهانی است؟  و بالاخره، ارزش های گرفته شده از هویت تاریخی او تا چه حد در تحقق اهداف اجتماعی، سیاسی و فرهنگی جامعه مورد بحث كار ساز خواهد بود.  بنابر این هویت ملی، زمانی به عنوان یك مفهوم برجسته خود نمایی كرد،  كه احساسات نهفته در جوامع ملی بر اساس یك اراده معطوف به قصد و آگاهی، پایه ای برای یك طرح سیاسی، فرهنگی و یا اقتصادی قرار گرفت.  اسباب این آگاهی و ظهور شعور ملی را تمدن جدید فراهم كرد،  که تاریخ ایران از پایه گذاران تمدن است،  در ایران و ایرانیان توضیح داده ام.  تاریخ نیز به صور خاص نقش حساسی در هویت ملی یك ملت دارد،  ریشه‌ های هویت یك ملت در تاریخ ‌آن قرار دارد،  و به مانند درختی است،  كه همه اجزای فرهنگی یك ملت بر اساس آن وحدت می ‌یابند.  البته استعمار گران با نوشتن و گفتن دروغ در تاریخ ایران بزرگ و قاره کهن سعی کردند صدمه به هویت ملی مردم بزنند،  که این ترفند آنها با افشا گری های انوش راوید در وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران باطل شد.

      تاریخ نشان می ‌دهد،  كه چگونه سرگذشت مشتركی برای همه ما ایرانی ها وجود داشته و چرا سرنوشتی واحد برای همه ما در آینده بینی دیده می شود.  اشتراك در منش و سرشت به ما متذكر می ‌شود،  كه تنوع صوری و تعدد و مظاهر زندگی این مردم بر بنیاد یك وحدت قرار دارد،  و درك و فهم آن نیز منوط به شناخت آن مبانی مشترك و مبادی واحد است.  اگر میراث تاریخی مشترك، یعنی داستانها و افسانه ها، اساطیر و حماسه ها، آداب و سنن، خاطرات خوش و ناخوش، احساسات و علائق عاطفی مشترك و توجه مستمر نفس به آن میراث ها موضوعیت داشته باشد.  بدین ترتیب با تحلیلی ساده متوجه می شویم،  که هویت ملی برتر از هویت های قومی چند گانه خواهد بود،  و وحدت ملی به سبب وجود چند قومیت سست نخواهد شد.  البته به شرطی كه فرهنگ و قوم، فرقه های مذهبی و سیاسی و قشر و طبقات سیاسی و اجتماعی خاصی منحصراً نتوانند قدرت را قبضه كنند. و با خود كامگی و برتری خواهی، و کمک استعمار و امپریالیسم آزادی و احساس همبستگی و همزیستی را از بین ببرند.  بی تردید پرداختن به مسأله هویت ملی با توجه به ساختار گوناگون از نظر قومی، نژادی، مذهبی و فرهنگی جامعه ایرانی و در شرایط بین المللی و منطقه ای بحران زده کنونی، پراهمیت و بسیار حساس است.

      در عصر جهانی شدن و انفجار اطلاعات و ارتباطات، و در شرایطی كه تحولات جهانی و منطقه ‌ای در عرصه‌ های سیاست، اقتصاد و فرهنگ پر شتاب است،  تأكید بر هویت ملی و توجه خاص به تاریخ در این زمینه اهمیت ویژه‌ای دارد.  در روند توسعه سیاسی که می بایست پیام آور جامعه ای قانونمند و اعتراف و احترام به حقوق افراد و گروه ها باشد،  ایجاد حس وفاداری و تعهد یکسان و هماهنگ میان تمام افراد و گروه ها نسبت به اصول و ارزش های مشترک جامعه به محوریت هویت ملی ضروری است.  منظور از اصول و ارزش های مشترک به طور خلاصه، جان، مال، حیثیت مردم، حفظ تمامیت ارضی، استقلال و حاکمیت کشور،  ضمن درک کامل از دمکراسی نهادی و فدرالیسم ملی است.  حال که اقتدار و توانایی کشوری در حفظ این اصول و ارزش ها در برابر تهدیدها، به عنوان پدافند ملی تعریف می شود،  این هویت ملی است که حس وفاداری را همواره جان تازه می بخشد،  و آن را یکسان در جهت منافع مشترک جامعه بسیج می کند.

      در جامعه ای پویا و شاد،  متنوع و گوناگون از نظر قومی، مذهبی و فرهنگی مثل ایران،  هویتی موفق و کار ساز است که صفت ملی آن در بر گیرنده تمام هویت های قومی، مذهبی و فرهنگی این سرزمین باشد،  و نه در گذرنده آنها.  بنابر این در اینجا تاریخ مشترک ایران بزرگ در قاره کهن نقش اصلی را دارد،  اگر فرایند هویت سازی در ایران بر پایه بنیاد گرایی های قومی و دینی صورت گیرد،  به بن بست خواهد رسید.  یعنی هیچگاه نباید تصور کرد،  که هویت های گوناگون نمی توانند هویت ملی واحدی را تشکیل دهند،  یا نباید تصور کرد وجود هویت های مختلف جامعه در تضاد با مفهوم هویت ملی و منافی با آن هستند.  تاریخ هویت ملی جامعه ایران بیانگر این واقعیت است،  که همه گروه های فرهنگی و دینی برای شکل دهی و سامان بخشیدن به هویت ملی مشارکت داشته اند.  به همین جهت از بایسته های تحکیم و همین طور پویایی هویت ملی، باز نگری و تعریف عناصر ثابت و متغیر آن و باز سازی آنها مطابق با نیازها، واقعیت ها و شرایط جامعه است و این هویت ملی جامع و پویا است،  که می تواند ضامن وحدت ملی باشد.

      ایجاد و تحكیم وحدت ملی،  بدون استناد به هویت ملی و تعریف از آن میسر نیست،  این تعریف نیز مشتمل بر خصائص فرهنگی است،  كه به اقتضای وقت از كلیت فرهنگی قوم دست چین می شود،  و اقتضای زمانه و چرخ فتنه انگیز را نیز سیاست رقم می زند.  هویت ملی حتی هنگامی كه در قالب مذهبی تعریف می شود،  رنگ و بوی ملی به خود می گیرد،  مثلاً می گویند در نبرد دروغین چالدران که بر خورد مذاهب شیعه و ثنی بوده است،  شاهنامه خوانی می کردند.  برای تعریف هویت ملی لازم است،  بر عناصری تکیه و تأکید داشت که از جامعیت و شمول بیشتری نسبت به دیگر عناصر در جامعه برخوردار باشند،  تا بتوانند تمامی گروه ها را در خود بگنجانند.  اگر چه در تعریف هویت ملی ایرانی اجماع نظری وجود ندارد یا من ندیدم،  اما در حقیقت شناسایی و تعریف آن از عناصر و تاریخ ایران باستان در ترکیب با عناصر ایران امروزی کاملاً به روشنی دیده می شود.

      در نوشته های هویت ملی،  پژوهشها و بررسیها و مطالعات انجام گرفته می بینیم،  که هویت ملی امر ثابتی نیست که بر شیوه ها یا پدیده ثابت تاریخ اجتماعی قرار داشته باشد،  هویت ملی همواره از نو ساخته و سامان دهی می شود،  بویژه با دانایی نوین.  چنانچه به دور از ایدئولوژی های مانع ساز به این مقوله بپردازیم،  شاهد فرایند تحول هویت ملی در طول تاریخ این مرز و بوم خواهیم بود.  ممکن است در این میان پرسشی مطرح شود،  که اگر هویت ملی امری متغیر و متحول است،  در جامعه ای مانند ایران با ویژگی ها و گوناگون های فراوان و نیز با در نظر داشتن شرایط جهانی و روند جهانی شدن،  و آثار و نتایج فرهنگی آن چه چیزی یا چه عناصری باعث شناسایی ما به عنوان یک ایرانی خواهند بود؟  می باید در هر دوره و مرحله تاریخی بررسی و ارزیابی کنیم،  که چه نوع باور های فرهنگی عناصر هویت ملی ما را تشکیل داده اند،  و تعریف علمی جدیدی داشته باشیم.  چنانچه بخواهیم به عنوان یک ایرانی که دارای هویتی واحد و نه ثابت باشیم، باید عناصر مختلف تشکیل دهنده هویت را بر اساس تاریخ، فرهنگ، واقعیت های جامعه و منافع و نیاز های روز،  بازسازی و باز ترکیب کنیم.  واقعیت جامعه ما رنگارنگ با نهادی مشترک است،  و اگر هدف ما انسجام و یکپارچگی و وحدت ملی است،  باید با توجه به این نوع ساختار اجتماعی و فرهنگی،  برنامه روشن و آگاهانه داشت.  روش هایی لازم است،  که در آن ضلع مردم نقش اصلی را داشته باشند،  تا هدف های تولید ملی و هویت ملی جدید حاصل شود.

    خلاصه گذر از تمدن    

      بشر در تاریخ گذر های تمدنی متعددی داشت،  که آخر یک تمدن قدیمی به مرحله تمدن جدید دیگر بود،  مانند گذر از تمدن قبیله های اولیه به تمدن شاه خدایی که حدود دو هزار سال زمان برد،  و یا از فئودالی به نو بورژوازی که در ایران حدود 20 تا 30 سال بود،  و در اروپا که اصل تاریخ این مرحله است،  تمام دوره رنسانس دروغی را شامل می شود.  این موضوع را در ساختار های تاریخی اجتماع توضیح داده و از تکرار آن خود داری می کنم.  دقت کنید در گذشته های دور برای گذر از تمدنی به تمدن دیگر قرنها زمان می برد،  و هر چه نزدیک شویم این زمان کوتاه شده و امروزه گذر تمدنی از انتهای بورژوازی قرن 20 به تمدن کنترل انرژی قرن 21 زمان بسیار کوتاهی می برد.   ورود به تمدن کنترل انرژی متفاوت با تمام گذر های تاریخ تمدن خواهد بود،  چون همه جهان قرن گذشته در تمدن سرمایه داری قرار داشت... .  . . .ادامه دارد . .

   عکس ها در اینجا  در ستون آرشیو موضوعی آن وب سمت چپ،  بر روی نامی که می خواهید عکس های آنرا تماشا کنید، کلیک نمایید.

     توجه:  اگر وبلاگ در هر صورت و اتفاق مسدود و به هر علت حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید انوش راوید سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  نظرات و آگهی های خود را در بخش نظرات وبلاگ فصلی بویژه در اینجا بنویسید،  تا به مدت یک فصل هزاران نفر آنرا ببینند.  همچنین از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی بهره می برم،  کپی بردار از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع آزاد و باعث خوشحال من است.

   کلیک کنید:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ

   کلیک کنید:  تاریخ آب و آبداری در ایران

   کلیک کنید:  سایت های تاریخی ایران

   انوش راوید  Anoush Raavid

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،   http://www.ravid.blogfa.com

تاریخ آبداری  و آبند در ایران

   تاریخ آب و آب بند در ایران

   پیش گفتار

   این مقاله بازنویسی می شود و ادامه دارد،   جدید ترین بخش مقاله در اینجا.

   بخش یک

      از ابتدای تاریخ سرزمین وسیع ایران بزرگ با کمبود آب و مرتب نبودن بارش روبرو بوده است،  و به همین جهت ساختن سد و شبکه های آبیاری و قنات و کاریز کار عادی حساب می شده.  بهمین جهت ایرانی ها اولین مردمانی بودند که این دانش و فن آوری را دانسته،  و استادان ایرانی آنرا به شمال هندوستان،  شمال آفریقا و اسپانیا بردند.  البته قبل از قرن 20 شبکه های آبی برای آبیاری و کشاورزی بود،  اما از قرن 20،  انرژی به آن اضافه گردید،  و سپس آب شرب هم اهمیت فراوان و اصلی پیدا کرد.  آنچه که امروز در قرن 21 از شبکه های آبی می خواهیم با گذشته حتی دهه قبل کاملاً متفاوت است،  که در زیر شرح می دهم و با دانستن آنها باید سریع دیدگاه خود را نسبت به آب تغییر داده،  در غیر اینصورت بزودی مغلوب آب می شویم.

   یک ــ  منابع اصلی آب =  برف در ارتفاعات،  منابع زیر زمینی آب،  دریاچه های آب شیرین،  منابع آب از بارش های پراکنده.

   دو ــ  شبکه های پخش اصلی =  رودخانه ها،  سدها،  کانال ها،  قنات ها و کاریز ها،

   سه ــ  شبکه های پخش فرعی =  چاه ها، جویبارها، کانال های کوچک، لوله کشی ها،

      حفظ و نگهداری هر کدام از آنها شرایطی دارد،  که با دیگری کاملاً متفاوت است،  حفظ در مقابل آلودگی های مدرن،  و حفظ در مقابل آلودگی های عادی.  حفظ و نگهداری بخش یک ذکر شده در مقابل آلودگی های مدرن،  مانند دوده های صنعتی و اتوموبیل ها که برف های کوه ها را بشدت آلوده کرده،  و با یک نگاه به یخچال های پائین دست مشخص است،  این آلودگی بسادگی وارد سد ها و منابع زیر زمینی می شوند.  آلودگی آبهای زیر زمینی از فاضلآب های شهری که در این قرن دارای مواد شیمیایی فراون هستند،  و آلودگی از پساب های صنعتی با آلودگی های خطر ناک.  آلوده شدن بارش های پراکنده با مواد روغنی و دوده و غیره که در هوا و زمین فراوان می باشند.

   مهم:  هر بخش و هر نوع آلودگی نیازمند دانش ویژه جهت تئوریزه کردن،  و سپس تخصص مهندسی دارد،  مشکل اصلی امروز نداشتن و هماهنگ نبودن در دانایی نوین و دانایی قرن 21 است.

      غیر از مورد های آلودگی،  مرحله بعد ساخت و ساز و نگهداری تأسیسات مربوطه می باشد،  چرا و چه چیز باید ساخت و چگونه آنرا نگهداری کرد.  این مورد نیازمند تئوری و یا فرضیه هایی است،  که با استفاده از تکنولوژی های امروزی بصورت گسترده،  همه مردم و متخصصین در محیط مجازی تبادل نظر کنند،  و سپس ستادی از حرفه ایها آنها را جمع بندی نماید.  عدم رعایت این موضوع خیانت در امانت تاریخی مردم محسوب می شود،  که با گناه دیگر تخریب و انقراض همراه می باشد،  وقتی آیندگان تشنه و گشنه شدند،  به آن رسیدگی می کنند،  و چون دیر شده برخوردها یشان خشن می شود.  پس از تکمیل زمان بر این مرحله و نتیجه مثبت ستاد برنامه آب،  جهت اقدام به بخش مهندسی پیمانکاری ارسال می شود.  یک مثال بزنم،  در هنگام ساخت سد سیوند نگرانی تمام مردم درباره صدمه به آثار تاریخی بود،  من انوش راوید چون در بخش تاریخ تحقیق می کنم،  نوشتم اگر این سد انجام شدنی بود،  در همان دوره سلسله هخامنشیان که با هوش تر و سالم بودند می ساختند،  ولی کو گوش شنوا.

      نخستين تمدني که کشاورزي آبي را وارد تاریخ کرد مردم ایران بودند،  و هوشمندانه ‌ترين شيوه کار برد پايدار آب زير زميني قنات را ابداع کردند،  مشروح در اینجا.  در ایران بزرگ سد سازان بسيار ماهري بودند،  نخستين سدهاي قوسي مانند،  سد ايزدخواست اصفهان و مرتفع ترین مانند،  سد کريت طبس به ارتفاع 60 متر که تا پيش از سد هور امريکا 550 سال بلند ترين سد جهان بود.  گذشتگان ما در چندين هزار سال شايد چند ده سد و صدها آب بند بزرگ و کوچک ساختند،  با گذشت روزگار به درستی دانستند،  که در چنين سرزمين گرمی ميزان تبخير آب سد بالاست و بخش بزرگي از آب هدر می رود.  همچنین با ميزان زياد رسوب آوري رواناب‌ها و رودها،  ظرف چند دهه سدها پر رسوب و بيفايده مي شوند.  قدیمی ها با هوش تر بودند و متوجه شدند سد سازي رويکردي نا پايدار،  غير اقتصادي و زيان بار است،  آن‌ها با آگاهي و نه از روي ناتواني و یا پول پرستی به خير دراز مدت نسل‌ها مي ‌انديشيدند.  بدین جهت سد سازي را از رويکرد بهره برداري از منابع آب حذف کردند،  و شيوه ‌هاي پايداري همچون قنات، آب بندان، شبکه هاي حساب شده برداشت از رودخانه را ادامه دادند.

     از قرن 20  دیدگاه سران ایران ساخت سد جهت افزايش زمين کشاورزي، توليد برق، مهار سيل و تامين آب شرب بوده است.  بسياري از سد هايي که قرن گذشته در ایران به نام کشاورزي ساخته شده اند، اصلاً در پرونده شان هيچ نشاني از اراضي نيازمند به آب وجود نداشته است مانند،  سد حناي اصفهان، سد سيوند فارس.  سد زاينده رود حقابه‌ بسیاری از زمين های کشاورزي را ضايع کرد،  روستاها از پائين ‌ترين نقطه آبخيز با از دست دادن حقابه‌ هايشان که بر اساس طومار منسوب به شيخ بهايي به زيبايي تنظيم شده بود،  از روستایی خالي شدند.  همچنین ورزنه شهري در 30 کيلومتري تالاب گاو خونی تقریباً خالی از سکنه شده است.  این شهر از هزاره سوم با صنعت بومي تاریخی پارچه بافي متکي به پنبه کاری های منطقه بود،  که با غصب حقابه‌ ها به وسيله‌ سد زاينده رود مزارع پنبه و ناگزير پارچه بافي خود،  و نيز فوايد ماهيگيري و گردشگري در تالاب را از دست داد.  سد زرينه رود اراضي پائين دست رود در مياندوآب را که پيش از آن نيز آبي بودند،  به سرنوشت زاینده رود دچار کرد.  سد های ساخته شده در حوزه آبریز دریاچه اروميه تکرار اشتباه از عدم حضور دانش توده مردم منطقه بود،  که خسارت فراوان در پی داشت.

     سد کرج حقابه زمين‌ها و باغ ‌هاي کرج و شهريار را همانند همه سامانه‌ هاي انتقال حوضه به حوضه، بي توجه به صاحبان آنها منحرف کرد،  همين بلا بر سر حقابه بران جاجرود پس از ساخت سد لتيان آمد.  همین روند برای آبخیز های دیگر بود،  لار پس از ساخت سد لار،  شاهرود پس از ساخت سد طالقان، و غیره.  سد بار نيشابور يا سد نهرين طبس يا سد ماشکيد سيستان بلوچستان ساخته شدند،  تا اراضي را آبياري کنند که در طول تاریخ قنات های کهنسال و بارور آبياري مي‌ کردند.  سد هاي مناطق مرکزي و شرقي و جنوبي کشور با تبخير سالانه بيشتر از 5 متر از ارتفاع آب روبرو هستند.  سد هميشه خالي پيشين را بی خیال می شوم،  ولی سد ميناب هرمزگان نشان داد که آب حبس شده در برابر آفتاب اين مناطق چه زود به زوال مي‌ رسد،  نه به ‌درد شرب مي خورد و نه به ‌درد کشاورزي.  باید دانست آب بستر رودخانه ها بطور طبیعی در تمام سال بویژه زمستان به سفره ‌هاي زير زميني نفوذ مي کند،  و هدر رفتن کمي دارند.  اما اگر سدي بر آن ببندند،  آب زیادی مخصوصاً در تابستان تبخير مي شود،  و آنچه مي ‌ماند شور و بد بو و با املاح زیاد است.  قنات هيچ آبي را در برابر آفتاب نمی گذارد،  ولی سدها گذشته از ويران سازي قناتها از سطح اراضي آبي کاستند.

       بيش از 20 سد در آبخيز هاي کوه های البرز ساخته شده است،  از سد سفيد رود گيلان تا سد هاي البرز و تجن مازندران و سد هاي استان گلستان.  اين سدها به اراضي کشاورزي هيچ نيفزودند،  بلکه از آن نيز کاستند، و صدها هزار خانوار کشاورز مولد را از روستاها يشان آواره کردند،  و زمين ‌هاي بارور شان در مخزن سدها مدفون گردید.  در پائين دست تمام این سدها،  شالي کاري و باغ‌ هاي باروري وجود داشت،  که با شيوه انديش مندانه تاریخی،  آب بندها باران فصل سرد را گرد آوری می کردند،  سپس در فصل گرم براي آبياري و کشاورزی استفاده مي ‌شدند.  سد گاوشان تجربه ديگر تامين آب کشاورزي براي دشت ‌هايي است،  که بدون سد نيز با شبکه سنتي از رودها و سفره‌ هاي زيرزميني بهره مي‌ گرفتند.  تبخير سالانه تقريباً 320 ميليون متر مکعب آب سد کرخه،  بسياري از مصارف کشاورزي را کاسته و هورالعظيم در خطر خشکسالی و نابود است.  سد هاي مرزي نيز نیازمند بررسی مفصل می باشند،  بخش های اجتماعی منطقه هر سد مرزی با دید علمی می بایست نظر دهند.

      ادعاي مهار سيل یکی دیگر از دلایل الکی ساخت سدها در ایران بوده است،  در واقع سیل از جنگل زدایی حاصل می شود.  جنگل مانند اسفنج سیلاب را بخود می کشد،  اما نقاطی که طبیعت آن بدست بشر از بین رفته،  روناب به سیل تبدیل می شود.  راهکار هايي مانند جنگل کاري و احياي پوشش گياهي براي جذب آب و هدايت آن به سفره‌ هاي زير زميني خیلی اساسی است،  در این روش آب تبخیر و یا ضایع نمي ‌شود.   یک قرن مديريت آب و سد سازی با پاک کردن صورت مساله و ناديده گرفتن علت اصلي،  مهار سيل را يکي از اهداف خود بر شمرده بود.  شکستن سد دشت در خراسان شمالي و خسارات جاني و مالي ناگوار آن نشان داد،  که سدها در بارندگي سنگين از سيل خطرناک ترند.  چاره سيل مدیریت تخصصی ویژه می طلبد،  که کاملاً به احياي جغرافیای طبیعی ایران و سامانه هشدار نرم افزاری و ماهواره ای سيل آگاه باشند.

      هدف دیگر ساخت سدها تامين آب شرب به ميزان نياز است،  در حالي که سدها تنها توهم فراواني آب ايجاد کردند،  ده‌ها سد بزرگ براي شرب تهران ساخته شده است،  ولی هنوز حدود 50 درصد نیاز تهران از منابع زیر زمینی برداشت می شود.  در واقع این منابع زیر زمینی با 500 قنات قديمي تهران مي‌ توانست مصرف سنجيده حتي جمعيت کنوني را تامين کند.  صدها هزار هکتار از اراضي کشاورزي آبي کاسته شد تا 2 ميليارد متر مکعب حقابه کشاورزي به تهران اختصاص یابد،  شهري که 7 برابر معيار جهانی آب مصرف مي کند،  سرانه 1100 ليتر تهران،  برابر 150 ليتر در روز معيار جهاني است.  در مجموع هر گونه نياز آبي هر منطقه بايد از منابع خودش و با مديريت مصرف و تقاضا محلی و حوزه آبریز تامين شود.

   بخش دو

    توجه:  کارها باید تخصصی و تخصصی تر انجام شود ــ  بنظرم باید یک ستاد مرکزی غیر دولتی برنامه آب در پایتخت تشکیل شود،  و سپس بنا به جغرافیای آبریز کشور،  17 یا 18 ستاد منطقه ای آبخیز داری ایجاد گردد.  این ستادها باید مردمی و از میان دانشوران پیوسته آن منطقه در انتخابات اینترنتی و با اصول سازمان های قرن 21 تشکیل شوند.  همچنین لازم است این ستاد ها برابر با دانایی نوین برنامه ها را تدوین و کارها را اجرایی کنند،  چیزی مانند سخن وبلاگ.  در واقع دیگر زمان این نیست که فقط گفته شود،  چه خرابکاری هایی شده،  و چه چیزها و مالها و آبها و کشاورزی هایی از دست رفته است.  فرصت برای رفتن سالم به آینده کم است،  اگر در همین زمان اندک هم کوتاهی شود،  واقعاً خطرناک است.  رسیدگی به آنچه تا کنون از دست رفته خود چیز و تخصص دیگری است،  در واقع مربوط به ستاد های برنامه آب نمی شود،  دو مقوله جدا هستند،  و نباید با یکدیگر ترکیب شوند،  که امکان گمراهی و اشتباه در برنامه ریزی را خواهد داشت.  موضوعات بحرانی در ایران مانند بسیاری از کشورها زیاد است،  که باید توسط سردمداران علوم و روشنفکران حرفه ای ایرانی طبقه و اولویت بندی شوند،  و جهت افکار متخصصین و علاقمند در اینترنت منتشر شوند.  نباید آینده آب خوردن مردم را بیش از این سیاسی و اقتصادی کرد،  فقط باید کار حرفه ای آبداری انجام شود.  

      پس از کودتاي 28 مرداد و در اوج قدرت امپریالیسم در ایران سد سازی به دست شرکت ‌هاي بين المللي منتفع بدون ژرف انديشي و توجه به تجربه و دانش درخشان بومي ملي آغاز شد.  در اواخر قرن 20 با اینکه شور و شوق احياي هويتِ ملی و دانش نوین در ایران و ایرانی بشدت گرم بود،  اما اين سرزمين کهن همچنان در چنگال عوامل شرکت‌ هاي وابسته جهانی قرار داشت.  بزرگ ترين فايده مديريت سازه ای بخش آب در قرن گذشته،  منافع شرکت‌ هاي وابسته و بزرگ،  کميته ‌ها و کميسيون‌ها،  دفاتر دولتي و خصوصي،  مافیا و اقمار بوده است، آنها فعاليتي بدون پاسخگويي و بدون حسابرسي دقيق داشته ‌اند.  مديريت سخت افزاري بخش آب با ساخت سدها و سازه های انتقال،  ضمن ناديده گرفتن حق کشاورزان و عشاير و ماهيگيران،  از اراضي کشاورزي و منابع طبيعي کشور بشدت کاستند.  همچنین بدون ارزيابي های تحليلي با صرف هزينه های گزاف طرح ‌هاي اجرا شد، که متعاقب آن نیم قرن مشکلات خطر ناک اجتماعي، اقتصادي را در پی داشت.  خشکيدن خطرناک پيکره‌ هاي آبي، رودها، تالاب ها، درياچه ها، و آلودگي هوا با پراکنش غبار از تالاب‌ها و درياچه ‌هاي خشک شده تخریب را به محيط زيست کشور تحميل کرده است،  توضیح بیشتر در طبیعت و تاریخ.

      دانش درخشان ایرانی،  نخستين ابداعات آبي،  نخستين سازه هاي مقاوم به زمين لرزه،  نخستين گرمابه با سوخت گاز طبيعي،  سازه هاي با صرفه‌ جويانه‌ ترين شيوه‌ هاي گرمايش و سرمايش،  آب انبارها و باد گيرها،  بازار هاي مثال زدني و بسيار ديگر پايدار ترين‌ها را در پرونده خود داراست،  در اینجا.  با تحلیل و تحقیق دانایی نوین بسادگی متوجه می شویم،  که ساخت و ساز 1000 سد کنوني با اصول توسعه‌ پايدار و مصلحت‌ هاي اين سرزمين همخواني ندارد.  با تبلیغات کذایی ترويج دانش بومي پايدار آب مانند،  قنات‌ها و آب بندان‌ها بيرون از شأن تلقي شدند،  و بعکس تخريب آنها و جایگزینی با سد هاي ناپايدار و پرهزينه و پر پيامد سال‌ها ادامه يافته است.  گرانترين و خسارت ‌بارترين شيوه توليد برق، برق آبي‌ ها هستند،  اما بررسی براي مقايسه برق آبي با نيروگاه‌ هاي گازي يا خورشيدي یا بادی انجام نشده است،  تجربه ساخت نيروگاه‌ هاي خورشيدي در کشور هاي کم آفتاب مهم است که باید دانست.  سامانه ‌هاي گرد آوري باران، بازيافت، باز چرخاني و کاربرد چندين باره آب با نصب ابزار هايي نه چندان پيچيده روي بام ساختمان‌ ها و نيز گسترش و ترويج ياخته‌ هاي خورشيدي و چرخه بادی و ساير شيوه‌ هاي پايدار تامين آب و برق ناديده مانده است.

      همانگونه که در سازمان آینده بینی نوشته ام تمدن آیند بر اساس کنترل انرژی است،  تا وقتی نگرش های نو به جهان نداشته باشیم نخواهیم توانست وارد آینده جدید شویم.  زمانی که مردم ایران از بهترین روش های آب و آبیاری بهره می بردند،  جمعیت کمتر از 7 میلیون بود،  ولی امروز با بیش از 75 میلیون نفر آبها و سامانه ها و سازه های تاریخی از بین رفته اند و مشکلات مانده است.  سرزمین کنونی ایران بر اساس آب و انرژی شکل گرفته،  تمام این سرزمین خواسته یا نا خواسته با آب و انرژی به یکدیگر وصل می باشند.  خواه ناخواه در آینده نزدیک ایران وارد تمدن فدرالیسم ملی می شود،  بی دلیل و با دلیل دخالت امپریالیسم نو باعث خواهد شد،  حوزه های ملیتی و قومی برای آبریز های منطقه خود بحث و یا حتی مجادله نمایند،  چون همگی در این حوزه های آبی مشترک هستند.  وظیفه تمام روشنفکران متخصص است،  از هم اکنون وارد بحث هایی شوند،  که پدافند ملی محسوب می شود،  منجمله وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران با اندیشه موج نو ابراز نظر می کند.

  کلیک کنید:  تاریخ دمکراسی در ایران

  کلیک کنید:  علم و آینده

  کلیک کنید:  زبان فارسی

  انوش راوید  Anoush Raavid

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،   http://www.ravid.blogfa.com