چگونه باید مبارزه کرد

  مبارزان

   پیش گفتار

     امروز وظیفه اصلی مبارزان  عزیز ایرانی این است که با بکار گیری صحیح  تاریخ و فرهنگ یاد گیری،  بتوانند بهترین روش ها را بیابند و دوست را از دشمن تشخیص دهند و اینکه واقعاً چگونه مبارزه کنند.  بسیار دیده شده است با عدم آگاهی به موضوعات و مسائل و چیز های لازم،  نیرو ها از بین رفته اند و یا هم رزم ها و هم سنگر ها،  دشمن یکدیگر شده اند.  هر روز وب ها بیشتر و بیشتر می شوند،  بنا بر این نیاز به مطالب نو در تمام تخصص ها هم افزایش پیدا کرده است،  من سعی می کنم مطالب نو در تاریخ و تاریخ اجتماعی بنویسم تا هم وطنان در صورت تمایل از آنها در وبلاگ خود استفاده نمایند. اینک در دنیا دو صف مقابل یکدیگر هستند،  مردم همه جهان از فقیر و غنی سیاه و سفید شمالی یا جنوبی همه و همه که رو در روی فلسفه یا نرم افزار امپریالیست نو و بازو یا سخت افزار سرمایه داری بی هویت،  قرار گرفته اند.  عدم آگاهی در این مورد اصلی دور شدن از  اردوی مجازی ملی و مردمی  و افتادن در دام دشمن است.  در این مجموعه تجربیات خود در مبارزات با رژیم قبلی و مطالعات مختلف مربوطه را می نویسم که جنبه عموی و آگاهی رسانیدن دارد.  این مقاله به هیچ حزب و گروه و مسلک و مردمی وابسته نیست و دشمنی ندارد،  استفاده و کپی بردار آزاد می باشد.  بخشهای این مقاله به مرور تکمیل می شود و لینکهای لازم افزوده می گردد تا از اضافه نویسی خود داری شود،  نظرات خود را می توانید در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران (یک)  بنویسید.

1 ـ  چگونه باید مبارزه کرد

      در گذشته می پنداشتند مبارزه فقط تیر و تفنگ است و  پنهان کاری و بد گویی از دشمن و شب نامه و اعلامیه دادن و همه چیز های از این دست.   ولی امروزه مردم و.....در ادامه مطلب

   2 ـ  کار امروز مبارزان چیست؟

      زمین دارد زیر پای ما حرکت می کند،  باید این حرکت را درک کرد و با آن هماهنگ شد.  امروز امپریالیست نو در جهان می تازد،  امپریالیست قرن 20 کارایی خود را از دست داده است.......

ادامه نوشته

ایران سرزمین قهرمانان

معصومه خانم دلاور ایران

      سا ل 1916 ، سربازان  عثمانی از گروه  متحدین جنگ  اول جهانی، غرب ایران را اشغال کردند.  بدلیل عدم کفایت دولت وقت، ونبود ارتش، دشمن ضمن جنگ با نیرو های محلی، کرد و ترک و فارس و غیره، وارد مرکز حکومتی غرب ایران، شهر همدان شد.  در گرگ ومیش هوا، دم تاریکی، به ارک حکومتی رسیدند، و آنجا را خالی از مردان دیدند، زیرا  قاجارکها و نوکرانشان، از آنجا  فرار کرده بودند.  سپس دشمن به قسمت داخلی  و اندرون ها رفتند.  چون دربهای قلعه اندرونی بسته بود، و آنها  قصد غارت داشتند، از دیوار پریدند، غا فل از اینکه  شیرزنی دلاور و قهرمان، از سرزمین ایران بزرگ  با تفنگی از حوضچه خالی از آب و لابلای شمشاد ها آنها را هدف قرار میدهد.  فاصله این حوض تا دیوارها، حدود 50 ، متر بود.  هر عثمانی که سایه سیاهش بالای دیوار ظاهر میشد، هدف تیر قرار می گرفت.  پس از کشته و زخمی شدن  بیست، یا سی  نیروی عثمانی، و با ورود گروهان عثمانی، دیگر جنگ یک تنه را محا ل بود.  آن دلاور زن ایرانی به کنار بقیه زن وبچه ها آمد، و کود کی در دست گرفته، و مثل بقیه و البته الکی گریه و زاری می کرد.  دشمن بدنبا ل چندین مرد تیرانداز می گشت.

      بعد از ظهر آن روز، قبل از ورود عثمانیها به حکومتی، زنان طلا و جواهر و وسایل قیمتی  خود را جدا گانه، و یا چند نفره، در جا هایی از آن  ساختمان و باغ، پنهان و چا ل کرده بودند، حتی در زیر زمینی مقدار زیادی کتاب، اسنا د وسایل دیگر قرار داده، ودرب آنرا  گل اندود کردند، تا دست دشمن نیفتند.  دشمن چون غنیمتی نیافت، و بشدت ترسیده بود،  آن شب از حکومتی عقب نشینی کرد.  این شیر زن دلاور، محبوبه خانم  خواهر پدر بزرگ  انوش راوید،  حاج آقا میرزا حسین یحیا کرمانشاهی بود.  همان شب و روز بعد زنها و بچه ها، دست خالی هر یک بسویی رفتند، و در مدت  کوتاهی دشمن ارگ و حومه آنرا خراب کرد، حتی درختان تنو مند را نیز  قطع کردند.  دشمن ایران زمین، در مدت کوتاه اشغال آن قسمت ها، تلفات بسیار داد، در هر جایی، هر کوچه ای و جاده ای آنان را می زدند و می کشتند.  تاریخ دلاوریهای ایرانیان را ارج داریم، و این مقدار زیاد و احمقانه تاریخ دانان و تاریخ گویان، از کتابهای دروغی اجنبی نگویند.  مثلا می نویسند  انگلستان عثمانی ها را شکست داد، و از عراق  بیرون کرد،  ملتها دشمن را شکست دادند.  شاید بگویند، چرا مدتها که عراق  در اشغال عثمانی بود، مردم عراق آنها را نزدند،  دوره بورژوازی و فئودالی سنتی و محلی، با دوره نزدیکی با  استعمار و امپریالیست  فرق دارد.  در آن زمان ایران در بدو ورود به دوره فئودالی از سازمان قبیله ای بود،  ولی عراق هنوز در سازمان قبیله بسر می برد.  این ما جرا را مرحومه خدا بیامرز، معصومه خانم حدود سی و پنج سال پیش برایم  تعریف کرده، و این شیرزن در زمان دلاوری و تیر اندازی 25 سال داشت،  و او مدتی در همان حوالی  دشمن را می زد، وسپس به تهران آمد، و در چمبره هزار رنگ سیاست خانه نشین شد.  آیا بنظر شما، با این  قبیل  دلاوریهای مردم، اسکندر و چنگیز حقیر، قابل قبولند، حتی با اندک  فهمی دروغشان مشخص است.  آنها که میگویند، این اشغال های تاریخ واقعیست، خیلی کم دارند.  تاریخ واقعی گنج ملت، و تاریخ دروغی  ادبیات ملت دیگر است.  آیا شما دلاوران تاریخی در خانوده خود دارید؟

     عکس معصومه خانم در 1350 تهران،  55 سال بعد از نبرد یک تنه با گروهان عثمانی.

حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ

حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ

سنت گریزی و دانایی قرن 21 ــ در:

http://www.ravid.blogfa.com

انوش راوید،    Anoush Raavid

آقای محمد امامی

آقای محمد امامی

      مرحوم سید محمد امامی پدر بزرگ نگارنده انوش راوید می باشد،  در جوانی با این پدر بزرگ گفتگو های تاریخی و ادبی داشتم،  در مشاعره فوق العاده بود و تقریباً همه شعر ها را حفظ بود.  تاریخ را بدرستی می دانست و تحلیل می کرد و از اینکه عده ای تاریخ دان دانشگاهی دارند دروغ هایی که  کار گزاران و چهره های استعمار  نوشته اند بخورد مردم می دهند دلخور بود،  و از نفوذ  استعمار و امپریالیست  خیلی نگران می شد.

     محمد سال 1274 در یک خانواده متمول متولد شد،  پدر او روحانی معروف شهر همدان بود،  که بعد ها آن سید از جانب رضا شاه به طالقان تبعید شد.  محمد در سن 22 سالگی داخل نیرو های ملی و مردمی گردید و برای مبارزات به تهران کشیده شد.  او شاعر و سخنوری ملی بود و اشعار حماسی میهنی می خواند،  ادبیات را خوب می شناخت و می دانست.  در جوانی به عشق بر پا شدن حکومت ملی و مردمی هم راه روشنفکران دیگر تلاش می کرد،  ولی با کودتای رضا شاه مواجه شد و با احساس شکست در کار سیاسی به تجارت مشغول گردید.  در تجارت فرد موفقی بود،  و به ملک التجار معروف شد،  تجارت عمده چوب را برگزید که در آن زمان تمام خانه ها با چوب ساخته می شدند.

      در تمام مدت حکومت رضا شاه فعالیتهای سیاسی تعطیل شده بود ولی در ابتدای جنگ دوم جهانی دو هواپیمای متفقین چند بمب در پادگان های تهران انداختند.  ارتش رضا شاه که تا آن زمان مردم را تهدید می کرد و شاخ و شونه می کشید و می کشت در مقابل یک حمله کوچک چند بمب و چند کامیون سرباز پا به فرار گذاشت،  سربازان فراری فریاد می زدند،  فرار فرار متفقین حمله کردند!!.  افسران عالی رتبه از ترس لباس های فرم و نظامی خود را در باغچه های خانه ها چال کردند و حتی تفنگ ها را در جوی آب انداخته بودند.  در این زمان عشایر با اسبهای ارتش و تفنگ در دست خوشحال بسوی سرزمینشان می رفتند.  آقای محمد امامی در یکی از محلات قیمتی تهران به نام دروازه شمیران خانه ای بزرگ و بنگاه داشت،  این محل نزدیک پادگان عشرت آباد بود،  ایشان و فرزندان بزرگ او نظاره گر بودند.

         آقای محمد امامی در منزل خود ستادی  دمکراتیک مردمی  تشکیل داد تا به این فراری ها کمک کنند تا به روستا های خود بروند و دلاوران و آگاه هان را گرد آوری و سازماندهی کرده تا اقداماتی جهت حفظ امنیت کنند و خدمات اجتماعی و فرهنگی و ملی مردمی را انجام دهند،  شاید هم بتوانند حکومتی نو را بنیان گذارند.  در آن زمان دولتی وجود نداشت،  مانند همیشه مردم بودند و مردم.  مرحوم محمد امامی ده فرزند داشت پنج پسر و پنج دختر که مادر من یکی از آنها می باشد،  تمام فرزندان در قید حیات هستند و از استرالیا تا تهران و آمریکا زندگی می کنند.

       آقای محمد امامی می گفت، تاریخ همیشه غافل گیر کننده است،  تاریخ های دروغی ادبیات دشمن و تاریخ واقعی عظمت مردم و ایران بزرگ می باشد.

      آقای محمد امامی با قدی بلند و قوی و قهرمان شمشیر و قمه زنی در تهران بود.  عکس حدود چهل سال پیش پدر بزرگ و مادر بزرگ انوش راوید در منزل قدیمی آقای امامی.  در گذشته ها یکی از مهمترین ورزشها مسابقه قمه زنی و شمشیر بازی و پرتاپ نیزه بود که ریشه تاریخی در دلاوری ایرانیان دارد،  سوار کاری جایگاه خود را داشت.  این ورزشها همراه انواع کشتی ها،  اجازه تجاوز نظامی دشمنان را به ایران نمی داد،  جمع بودن دور هم و فرهنگ عمومی دلاوری و گرد هم آمدن بزرگترین و منحصر ترین تمایل تاریخی ایرانی است.  

حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ

حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ

سنت گریزی و دانایی قرن 21 ــ در:

http://www.ravid.blogfa.com

انوش راوید،    Anoush Raavid

حاج میرزا حسین یحیا کرمانشاهی

آیت الله حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی از غرب ایران تمام تلاش خود را برای بهبود شرایط ایران و ایرانی انجام داد لباس دینی را کنار نهاد و حزب دمکرات مستقل را رونق داد. در جهان دگرگون امروز ایران عزیز مانند همیشه تاریخ توسط دشمنان رنگارنگ به اشکال مختلف تهدید و تحذیر میشود، وظیفه تمام روشنفکران و مبارزان است، که گذشته و آینده را در جای جای ایران به هم پیوند دهند، تا افق روشن برای این سرزمین وسیع و زیبا رقم خورد. داشتن نگرشی جان گرفته از انقلاب های انسانی ایرانی مسلح شده به دمکراسی و فدرالیسم ملی تاریخی، در جهت رشد و تکامل تاریخ اجتماعی ایران بزرگ، مهم ترین کار سازمان های قرن ۲۱ و سر گروه های نوین است. در ضمن نباید ساده نگری کرد، و استعمار و امپریالیسم را دست کم گرفت. کار گزاران و چهره های استعمار در نزدیکی ها و اطراف ما هستند، اما خرد جمعی ایرانی پر بار با دانایی قرن ۲۱، مانند همیشه آنها را شکست می دهد، و حتماً موج های نو ایرانی بر آمده از پویایی و شکوفایی جوانان ایرانی در این قرن سنت گریزی، آنها را برای همیشه به زباله دان تاریخ می فرستد. شخصی که روحانیت را بدلایل درک موضوعی کنار گذاشت، و به حزب دمکرات ایران پیوست...

آیت الله حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی

آیت الله حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی
تصویر از نشان راستی در تخت جمشید، عکس شماره ۳۴۳۶.
آیت الله حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی
تصویر لوگو تاریخ مند و اندیشه ورز شوید، عکس شماره ۱۶۰۷.
برگه 1106 پیوست تاریخ معاصر ایران است.
. . . ادامه دارد و بازنویسی می شود . . .
آیت الله حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی

حاج میرزا حسین یحیا کرمانشاهی

مهر ۱۳۸۴ به مناسبت ۱۳۰ مین سال روز تولد یکی از سرداران ملی ایران، این متن را تهیه نمودم، سرداری بزرگ که در رقابت های سیاسی همیشه طرف مردم را داشت، و توده ها هم او را حمایت می کردند. بهمین جهت نام او را کمتر در کتاب های تاریخ می بینیم، شاید این کار هوشیاری دشمن و کم توجهی ما را می رساند، که استعمار و امپریالیسم نمی خواهند، مردم سرداران ملی را بشناسند.
حسین سال ۱۲۵۴ خورشیدی، در خانواده بزرگی از مردم کرمانشاه بدنیا آمد، پدر او یحیی جابری انصاری، که گویند وابسته به انصار پیغمبر اسلام بوده است. حسین از مجتهدین و خوانین غرب ایران و مقیم کرمانشاه بود، کسی که با تعیین خطوط مرزی ایران و عراق مخالفت می کرد.
حسین آموزش های ابتدایی را در مکتب خانوادگی سپری کرد، و برای آموزش های عالی دینی به نجف عراق رفت، در نجف درجه اجتهاد در علوم شیعه را از آیت الله ملا کلظم خراسانی، و اجتهاد در سنی را دریافت نمود، و سپس برای تدریس به دانشگاه الازهر شهر قاهره کشور مصر رفت، و چند سالی سمت استادی در آنجا را داشت. تا اینکه در سال ۱۲۸۶ خورشیدی، دانشگاه الازهر را جهت کار سیاسی در ایران، برای همیشه ترک نمود.
حسین از همان آغاز جوانی در فعالیت های سیاسی شرکت می کرد، و از عشق ذاتی و ملی مردم ایران بزرگ به دمکراسی و آزادی خبر داشت. سال ۱۲۸۷ خورشیدی، در تهران پایتخت ایران، با دختر حاج آقا حجۀ الاسلام زنجانی از اهالی زنجان، که در تهران بسر می برد ازدواج نمود، و ثمره آن ۵ پسر و ۴ دختر بود، یکی از پسران به نام منوچهر، پدر انوش راوید می باشد، که در جوانی نام فامیل خود را به راوید تغییر داده است.
حسین مردی خوش هیکل و قوی نسبتاً باریک با بلندای ۱۹۰ سانتیمتر بود، سوار کار و تیرانداز برجسته ای هم بود، مسیر کرمانشاه تا تهران را با تعویض دو یا سه اسب یکی دو روزه می پیمود.
آیت الله حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی
عکس تاریخی مرحوم حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی، عکس شماره ۱۷۰۱.
فروردین ۱۲۸۹ خورشیدی برابر ۱۹۱۰ میلادی، مجلس شورای ملی دوم گشایش یافت، در این زمان شاه ایران احمد شاه قاجار بود. آیت الله حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی از جانب مردم غرب ایران نماینده این مجلس بود. در آن مجلس پنج نفر معمم نماینده بعنوان هیئت نظارت بر مصوبات مجلس بودند، که قوانین بر خلاف اسلام نباشد، و حاجی یک از آنها بود.
آیت الله حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی، اولین و آخرین آیت الله بود، که اقدام به تأسیس یک حزب دمکرات کرد. حاج میرزا حسین، خواهان دمکراسی برای ایران بود، زیرا می دانست، که تنها راه نجات ایران و تمدن آینده در دمکراسی است. حاج میرزا حسین برای اولین بار در تاریخ ایران حزبی بنیان گذاری کرد، که در خارج مجلس طرفداران فراوان داشت، و توانستند نمایندگانی داشته باشند، و در کل به رفتار های حکومت و مجلس نظارت کنند.
سوم دی ۱۲۹۰ برابر ۲۴ دسامبر ۱۹۱۱ ناصرالملک، که پس از در گذشت عضدالملک بسمت نایب السلطنه تعیین شده بود، بطور ناگهانی مجلس را بست، و سران دو حزب دمکرات و اعتدال را به قم تبعید کرد، و جراید را توقیف نمود. مجلس دوم بسته شد و نمایندگان تبعید و پراکنده شدند، منجمله سران حزب دمکرات و حاج میرزا حسین رهبر این حزب، که اواخر تابستان همین سال برای مبارزه و سازماندهی به غرب ایران، و سپس به دعوت علمای دینی به نجف در عراق کنونی رفت.
مجلس دوم در عمر کوتاه خود با بحران های سخت مواجه بود، و در برابر انواع مشکلات داخلی و خارجی به فعالیت خود ادامه می داد، قوانین مهمی در این مجلس وضع شد. منجمله قانون حفظ الصحه و آبله کوبی، قانون ثبت اسناد و قانون حکومت نظامی. بعد ها بسیاری از کارها و قوانینی، که مردم در مجلس وضع کرده بودند، به رضا شاه نسبت دادند، دشمنان دروغ های بسیاری هم در این زمان یعنی اوایل قرن ۲۰ به تاریخ ایران وارد کردند.
تابستان ۱۲۹۰ برابر ۱۹۱۱ فوج هایی از نیرو های نظامی روسیه تزاری، با کمک عثمانی برای فتح تهران و سرنگونی دولت حرکت کردند، حاج میرزا حسین با جمع آوری حدود ده هزار نفر از سپاه ملیون به مقابله آنها شتافت، و دشمنان بشدت منهزم و فراری شدند. بعد از این سرکوب دشمن، حاجی ضمن ساماندهی مبارزان تهرانی که کار مشکلی بود، بسمت غرب رفت تا امکانات و نیرو های محلی بیشتر برای حفظ قدرت مردمی پایتخت بیاورد، همچنین آذوقه برای تهران گشنه تهیه نماید.
پس از تعطیل مجلس دوم دوره فترت سه ساله پیش آمد، و ناصرالملک حکومت مطلقه داشت. روسها انواع تعدیات را به مردم ایران نمودند، وقایع مهم این سه سال عبارت است، از قتل عام تبریز و بدار آویختن آزادی خواهان بدست روسها در تبریز، به توپ بستن گنبد مطهر حضرت رضا در مشهد از طرف روسها، تبعید آزادی خواهان پایتخت، تحصیل امتیازات و تعهدات از دولت ایران از طرف روس و انگلیس، که در نتیجه مردم ایران را دچار یأس و نومیدی گردانید، و از هنگام تعطیل مجلس تا آغاز جنگ اول جهانی، ایران کاملاً در تحت نفوذ و فشار شدید دولت روسیه تزاری قرار داشت.
مدت سه سال روسها با شدت به سرکوب آزادیخواهان و مردم نیمه شمالی ایران مشغول بودند، و انگلیسها در جنوب به غارت می پرداختند. تیر ۱۲۹۳ احمد شاه قاجار تاجگذاری کرد. سال ۱۹۱۴ آغاز جنگ اول جهانی و باز گشت حاجی میرزا حسین از نجف به غرب ایران بود. سیزده آذر ۱۲۹۳ برابر با ژانویه ۱۹۱۵ گشایش مجلس سوم، هنوز شمال و جنوب ایران در اشغال روس و انگلیس بود. مجلس سوم در ابتدا کار بیطرفی ایران در جنگ اول جهانی را اعلام کرد.
سال ۱۹۱۶ دشمنان با نفوذ به ایل بزرگ کلهر، و طایفه های مختلف در غرب ایران، با ترفند آنها را دو گروه کرده، و به جنگ نا آگاهانه با یکدیگر مجبور کردند، که حاج میرزا حسین با میانجی گری دو گروه را متحد ساخت، و بعنوان خان کل برگزیده شد، و نیروی عظیمی از ایل ها و طایفه های غرب ایران تشکیل داده، و به قصد فتح تهران و تمام کردن کار دشمنان داخلی و خارجی مردم ایران حرکت کردند.
سال های ۱۹۱۶ تا ۱۹۲۱ میلادی برابر ۱۲۹۵ تا ۱۲۹۹ خورشیدی، دوره فترت فئودالیسم و گذر به نو بورژوازی در ایران بود، که استعمار و امپریالیسم با دخالت آشکار حکومت مرکزی را از بین برده بودند، و به هر کاری دست می زدند. آگاهان و دلاوران ایران با امکانات ملی با آنها مبارزه می کردند، ولی جاسوسان دشمنان و کارگزاران و چهره های استعمار در همه جا بودند.
حرکت دادن نیرویی عظیم مرکب از هشت هزار نفر جنگجو از غرب برای اشغال تهران و برنامه برای همزمانی در پشتیبانی مجاهدین تهران، که پنج سال پیش به فرماندهی حاج میرزا حسین، روس و عثمانی را نابود کرده بودند، کار مهمی بود. این نیرو می خواستند حکومت مشروعه ملی اعلام کنند، تا انتخابات دمکراتیک برگزار شود، ولی عوامل انگلیس می گفتند، این حرکت بنفع عثمانی تمام خواهد شد.
عثمانی ها را در جریان خالی شدن غرب از نیروی مجاهد و مردمی قرار دادند، عثمانی ها با سادگی برای اشغال آن دیار حرکت کردند. عثمانیها با نیروی زیاد به ایران تجاوز کردند، آنها در ترفند انگلیس افتاده بودند، و نیرو های پشتیبانی خود در عراق را به ایران کشاندند. حاج میرزا حسین به مجاهدان و نیرو های ملی دستور تعویض مسیر حرکت دادند، تا با آنها به جنگ بپردازند، و به این ترتیب اشغال تهران منتفی شد.
سال ۱۹۱۶ میلادی حاج میرزا حسین با کمک خواهر دلاورش معصومه خانم، فرماندهی پارتی زانها را برای مقابل با تجاوز عثمانیها در غرب ایران داشتند، که به شکست و نابودی عثمانیها و روس ها مهاجم به ایران در سال ۱۹۱۷ منجر شد.
سال ۱۹۱۸ حاج میرزا حسین در تهران، به سازماندهی توده ای برای بدست گرفتن حکومت انقلابی مردمی مشغول بود، ستاد این فرماندهی در باغ و منزل حاج میرزا حسین واقع در محله حسین آباد تهران بود، که خود حاجی آنرا آباد کرده و به نام خوش حسین آباد می گفتند، و جنب پادگان عشرت آباد بود.
انگلیس از ترس این حرکت ملی و مردمی، که در آن همه گروه های اجتماعی شرکت داشتند، رضا خان را که نظامی قدرتمندی بود حمایت کرد. یکشنبه سوم اسفند ۱۲۹۹ خورشیدی برابر با ۲۲ فوریه ۱۹۲۱ ورود قزاق های رضا خان به نقاط مختلف تهران، و دستگیری ۸۰ نفر از رجال سیاسی و دینی و تبعید و زندانی کردن آنها.
اول تیر ۱۳۰۰ پس از هشت سال دوره فترت و هرج و مرج، و دخالت های استعمار اندکی آرامش آمد، تا استعمار نفسی تازه کند، و با گام های امپریالیستی جدید وارد کار زار ظلم شود. در این دوره آیت الله حاج میرزا حسین یحیا کرمانشاهی، که در واقع رقیب شکست خورده رضا خان بود، خانه نشین شد و مانند بسیاری دیگر از مردان دینی آن زمان نمی توانست لباس روحانی بپوشد، خود نیز بدلایلی تمایل نداشت و لباس دینی را کامل کنار گذاشت.
در سال ۱۳۰۸ با دریافت جواز وکالت به کمک مردم در امور حقوقی و عادی و مالی پرداخت. سال ۱۳۳۴ حاجی در سن ۸۰ سالگی بعد از چند سال بیماری فوت نمود. آرامگاه او در قبرستان نو (ابوحسین) شهر قم است، که در نزدیکی حرم و آنسوی رودخانه قرار دارد. قبرستان قدیمی و بزرگی که تعدادی از بزرگان قم و شخصیتها را در خود جای داده است.
آیت الله حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی
عکس حاجی و خانم دوران بازنشستگی، حدود ۱۳۲۰ خورشیدی، عکس شماره ۱۷۱۱.
آیت الله حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی
عکس وکالتنامه تاریخی حاجی، عکس شماره ۴۶۵۱.
حاجی همیشه می گفت دنیا از آن ظالم ها نمی شود، و اگر آنها مظلومی بکشند، خود هزار بار خواهند مرد.
اوضاع ایران در زمان مشروطیت
در سال ۱۹۰۷ م. قرارداد ۱۹۰۷ میان کشورهای بریتانیا و امپراتوری روسیه در سن پترزبورگ امضا شد. بر پایه قرارداد ۱۹۰۷ بریتانیا پیشنهاد تقسیم ایران به دو منطقه نفوذ را داد. منطقه شمالی به امپراتوری روسیه اعطا شد، و منطقه جنوبی به بریتانیای کبیر. منطقه میانی باید به عنوان منطقه بی‌طرف کار می‌کرد. پیمان نامه ۱۹۰۷ م. بدون آگاهی دولت ایران در زمان اوج جنبش مشروطه امضا شد. از این رو سرانجام با پاسخ تند مجلس شورای ملی رو به رو شد.
با شرایط ایجاد شده از اشغال ایران و وجود نیروهای مسلح مختلف در کشور، که تعدادی از آنها مورد حمایت یکی از خارجیها بودند، وضع کشور وخیم شد. دو گروه عمده سیاسی برای نجات در کشور تشکیل شد. یکی حزب دمکرات به رهبری حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی جابری انصاری، که یک روحانی آیت الله سابق و با نفوذ و جمهوری خواه سکولار نو بود. دیگر رضاخان میر پنج نظامی سلطنت طلب سکولار و قدرتمند.
سفارت انگلیس و نمایندگان انگلیس هر دو نیرو را در نظر داشتند، و با آنها مذاکره می کردند. روسها از این اقدامهای انگلیس بی خبر بودند. مرحوم منوچهر راوید، فرزند حاج میرزا حسین تعریف میکرد، که سفیر انگلیس پنهانی و با کمک او به منزل حاجی برای مذاکره می آمد.
در ادامه این مذاکرات با دو رهبر انقلابی کفه ترازو به نفع سلطنت طلبهای چرخید، و جمهوری خواهان دمکرات عقب رانده شدند. تا اینکه در نهایت یک کودتا شکل گرفت. کودتای ۲۲ فوریه ۱۹۲۱ کودتایی نظامی بود، که توسط رضاخان میر پنج و هم‌ دستی سید ضیاءالدین طباطبایی و با همراهی افسر انگلیسی آیرونساید اجرا شد.
آیت الله حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی

راپرت های پلیس مخفی

بخشی از این راپرت یا گزارش های پلیس مخفی نظمیه (یا تأمینات یا آگاهی دوره های بعد) در سال ۱۳۳۳ و ۱۳۳۵ هجری قمری می باشد، که از پدر بزرگ من حاج میرزا حسین نام برده شده. سبب اینکه این گزارشها در اوراق بازمانده مستشارالدوله دیده می شود، آن است که او سه بار وزیر داخله بود، بار اول در دولت میرزا حسن خان مشیرالدوله پیرنیا، 27 ربیع الثانی تا اواخر جمادی الثانیه ۱۳۳۳، بار سوم در دولت محمد علی خان علاء السطنه ۱۴ شعبان ۱۳۳۵ تا اواسط محرم ۱۳۳۶ ، و چون نظمیه یکی از ادارات وزارت داخله بود، مرسوم بر آن بود، که همه روز گزارش شایعات رایج در شهر که مأموران خفیه به نظمیه می دادند، توسط رئیس نظمیه که در آن روزگار وستد اهل نروژ بود، به وزیر داخله داده می شد، تا او آنچه را لازم می داند به اطلاع هیأت دولت برساند.
در نامه هایی که رئیس نظمیه همراه گزارشها به وزیر داخله می فرستاده، آنها را راپرت و شایعات شهری می گفت، و در هر نامه تعداد گزارش های همراه آن را مشخص می کرد. هر گزارش بروی یک ورقه بود، و در پایان گزارش به جای نام گزارش دهنده شماره ای داشت، که رمز و وسیله شناسایی پلیس مخفی آن بود.
پلیس مخفی ها متن گزارش های خود را از شایعاتی که اینجا و آنجا می شنیدند، و یا از مطالبی که استراق سمع می کردند، به اداره پلیس مخفی می دادند. طبعاً آن گزارشها در آنجا سبک و سنگین می شد، و آنها را که قابل تر و مهم تر بودند، استخراج و پاکنویس و شاید تحریر می کردند، و به وزیر داخله می فرستادند.
خفیه نویسی و خبر کشی و زبان گیری و جاسوسی از کار های رایج و معمولی دولتها برای حفظ موجودیت خود بوده است، و حکومتها همیشه از آن برای کسب خبر استفاده می کرده اند. موارد و اشارات متعدد از این رویه در متون تاریخی قدیمی دیده می شود، خواه به هنگام جنگها و مقابله با دشمن، و خواه در روزگار معمولی.
آیت الله حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی
تصویر جلد کتاب راپرت های پلیس مخفی، عکس شماره ۴۸۱۷.
آیت الله حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی
متن راپورتها از کتاب
در ۲۱ برج سرطان ۱۳۳۵ ــ حاج میرزا حسین وکیل سابق کرمانشاهی می گوید، باعث جنگ ایل کلهر با همدیگر که الان هم مشغولند به دستور آقا سید حسن اجاق است.
در ۲۴ برج اسد ۱۳۳۵ ــ از قرار مذکور، موتمن الدوله از طرف کمیسیون اجزاء بیکار وزارت خارجه به حضور آقای رئیس الوزراء رسیده تقاضا های حضرات را به عرض رسانیده، از طرف ریاست وزراء جواب داده شده است، که روز پنجشنبه به شهر آمده کار آنها را اصلاح می کنیم. ولی معاضد السلطنه با حاجی میرزا حسین وکیل کرمانشاهی مذاکره نموده اند، هر گاه از طرف آقای رئیس الوزراء جوابی مکفی داده نشود، تقاضای خودشان را به توسط جراید اعلان نمایند.
در ۵ برج سنبله ۱۳۳۵ ــ دیروز صبح تا ظهر کمیسیون اجزاء بیکار وزارت خارجه در حضور شش نفر مدعوین: آقای سید اسد الله خرقانی و حاجی میرزا حسین و بهجت وکیل عدلیه و شریف زاده با دو نفر دیگر در منزل مفتاح الدوله تشکیل بود. پس از اظهارات مساعدت آمیز که از طرف ایشان به آن کمیسیون شده، قرار شد آقا سید اسد الله خرقانی آقای رئیس الوزراء را ملاقات نموده، و پس از مذاکرات نتیجه آن را به کمیسیون اطلاع دهد.
در ۱۳ برج سنبله ۱۳۳۵ ــ حاجی میرزا مهدی خزانه و میرزا زین العابدین خان گرکانی و مهام الدوله قرار گذاشته اند، نفری چهل تومان برای پیشرفت وکیل شدن خودشان مخارج به میان بگذارند. مهام الدوله می گفت من تاکنون بیست و پنج تومان خرج کرده ام باید حساب بشود، و روز جمعه آینده هم جلسه دارند. و نیز حضرات فوق با آقا سید اسدالله خرقانی و حاجی میرزا حسین کرمانشاهی و معاضدالسطان و میرزا محمود چنته هم ائتلاف کرده اند، ولی این اشخاص چون دست خالی هستند و برای پول دادن حاضر نشدند، قرار شده است آنها با پول اینها با تبلیغات این مقصود را انجام دهند.
در ۱۶ برج سنبله ۱۳۳۵ ــ شب جمعه در کمیسیون انتخابات عدم تشکیلیون جمعیت زیادی بوده، چندین نفر هم آمده اسامی خودشان در دفتر ثبت نمودند که داخل شوند. بعد چند نفر از روسا خلوت نمودند، از قرار مذکور گفتگو کرده اند که به هر نحو است دسته ای از دمکراتها را که بیطرف هستند، با خودشان متحد نمایند. یک مجلس هم با حاجی میرزا حسین کرمانشاهی که رئیس بیطرفها است ملاقات کرده، ولی نتوانستند موفقیت حاصل نمایند.
در ۱۷ برج سنبله ۱۳۳۵ ــ دمکرات های بیطرف که به توسط حاجی میرزا حسین کرمانشاهی اداره می شود، اشخاص ذیل را برای وکالت کاندید نموده اند:
مستوفی الممالک ــ آقا سید اسدالله خرقانی ــ مخبرالسلطنه ــ مشارالدوله میرزا طاهر تنکابنی ــ شیخ ابوطالب تبریزی ــ مساوات ــ وحید الملک ــ تقی زاده ــ حاجی میرزا حسین کرمانشاهی ــ حاجی محمد تقی شاهرودی ــ مخبرالملک.
در ۲۴ برج سنبله ۱۳۳۵ ــ یک عده در صدد هستند که اگر آقا میرزا هاشم آشتیانی و حاجی آقا شیرازی در این دوره انتخابات اکثریت را بردند، شرحی از دسیسه کاری آنها از روی اطلاعات صحیح نوشته و به انجمن نظار مرکزی ارسال دارند، که برای آنها اعتبار نامه داده نشود. اشخاصی که این مسئله را تصمیم کرده اند، عجالتاً، آقا سید اسدالله خرقانی و حاجی میرزا حسین کرمانشاهی و میرزا محمد خیاط و غیره هستند.
در ۲۴ برج سنبله ۱۳۳۵ ــ احزاب سیاسی از حالا شروع به مکاتبات برای انتخابات ولایت نمودند، عجالتاً معاون السلطنه مدیر روزنامه آزاد کاغذی برای روسای ایل کلهر نوشته، که من مجید الملک حاکم جدید را با شماها همراه کردم، شما هم خوب است بنده و شاهزاده محمد باقر میرزا و مرآت السلطان و عماد الرعایا را وکیل انتخاب نمایید، که ماها با خیالات شما کاملاً مساعدت و همراه داریم. حاجی میرزا حسین کرمانشاهی از این مقدمه مسبوق شده لایحه ای برای سردار نصرت و سردار اقبال مبنی بر اتحاد و صمیمیت نوشته، که با هم متحد باشند و ضمناً اشاره کرده است، در موقع انتخابات گول معاون السلطنه را نخورید، و مقصود مشارالیه این است که فعلاً از طهران انتخاب نشد، لااقل کرمانشاه را از دست ندهد.
در ۳۰ برج سنبله ۱۳۳۵ ــ دمکرات های بیطرف که به اسم صلح طلب تشکیلات داشته و رئیس آنها حاجی میرزا حسین کرمانشاهی بود، بواسطه نداشتن پایه و اساس پس از اخذ تعرفه انتخابات، رفته رفته حوزه های آن منحل شده، و از قرار معلوم تاکنون حاجی میرزا حسین برای استفاده از آراء، آنها را نگاه داشته بود.
در ۲ برج میزان ۱۳۳۵ ــ حاجی میرزا حسین کرمانشاهی اظهار می داشت، دسته ای از ضد تشکیلیون در بین مردم شهرت می دهند که دو روز قبل صمصام السلطنه به منزل آقا رضا معروف به اناری رفته، مقداری آرد و برنج در بین چند نفر از کارکنان دسته تشکیلیون از قبیل، میرزا علی اکبر ساعت ساز و صدرائی و سید عبدالرحیم و غیره تقسیم نموده است. در صورت تقاضا، راپورت های پلیس مخفی را ادامه می دهم.
آیت الله حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی
کاری که در تاریخ نوشته نیست
این داستان واقعی را سال ۱۳۵۲ خورشیدی از زبان مادر بزرگم، همسر حاج میرزا حسین شنیده ام:
سال ۱۹۱۶ م، در وسط جنگ جهانی اول، آلمان به عثمانی کمک می کرد تا بتواند به منافع و مراکز انگلیس در ایران و خلیج فارس ضربه بزند. عثمانی ها توانایی طرح و برنامه ریزی های ظریف و کوچک را نداشتند، آنها بیشتر به حرکتها و قشون کشی های کلان و پر جمعیت توجه می کردند. آلمان هایی هم که به عثمانی کمک می کردند، شناخت کاملی از موقعیت های جغرافیای طبیعی و انسانی غرب ایران و عراق و خلیج فارس نداشتند، بنابر این نمی توانستند تاکتیک های مهم ولی کوچک را به سر انجام برسانند، و در کل مفید نبودند. در نبردها، استراتژی ها و کار های ظریفی هست که باید انجام شود، عدم آگاهی از این موضوعات ظریف و دقیق صدمات جبران ناپذیری را در پی دارد. عثمانی ها تنها کاری که می دانستند و می توانستند انجام دهند، رساندن اسلحه و مهمات سبک به شورشیان و نیرو های مردمی بود. آنها به هر کسی که می خواست با دولت مرکزی ایران بجنگد اسلحه می دادند، و قادر نبودند تشخیص دهند به چه کسی و چرا باید بدهند.
یکی از کار هایی که آنها بسرعت دنبال می کردند، ساخت خط آهن قسطنطنیه تا بغداد بود، که بتوانند به راحتی نیرو های نظامی زیادی به بغداد برسانند، و از آنجا به ایران و خلیج فارس گسیل دارند. انگلیس نمی خواست این راه آهن کامل ساخته شود، بنابر این با تمام نیرنگ و برنامه کار شکنی و خرابکاری می کرد. کلاً مردم محلی و ایران و عراق اهمیت خاصی به این موضوع نمی دادند، شاید برای آنها وجود راه آهن می توانست مفید باشد. مردم و نیرو هایی که چنین فکر می کردند، می خواستند که این خط را پس از ساخته شدن در کنترل داشته باشند. یکی از این گروه ها به رهبری حاج میرزا حسین بود، او حاج محمود از اهالی کرمانشاه را مأمور کرد، همان سال در بغداد فرماندهی عثمانی را ببیند و به آنها بگوید، که رئیس یک ایل بزرگ است، و کوچ آنها از غرب به شرق ایران و به حدود تهران می رسد. دشمن هم که چیزی از جغرافیای ایران نمی دانست متوجه نشد، که این کوچ بی معنی است. طبق دستور حاج میرزا حسین، محمود به دشمن گفت که چون حکومت ایران به آنها ظلم می کند، اگر اسلحه داشته باشند می توانند از خود دفاع نمایند، و حتی در تهران به حکومت ایران و منافع انگلیس ضرباتی وارد نمایند.
عثمانی ها براحتی قبول کردند که به او اسلحه بدهند، و گفتند که یکی از افسران خود را برای بازدید و تعیین مسائل لازم به کرمانشاه می فرستند. هفته ای بعد، دو افسر عثمانی با لباس مبدل وارد کرمانشاه شدند، و توسط محمود به منزلش برده و سه روز پذیرایی شدند. عده ای از سران ایلها و دوستان حاج میرزا حسین از شوق بدست آوردن اسلحه های مدرن و جدید بدیدار افسران می آمدند، و باعث توجیه آنها شدند که دادن اسلحه به اینها کار درستی است. قرار گذاشتند که در جایی حدود بیست فرسنگی کرمانشاه برای بار اول یک محموله شامل ۱۲۰ تفنگ و ۴۰ تپانچه و ۳۰۰ عدد نارنجک دستی و مقدار لازم فشنگ در اختیار مبارزان ملیایران قرار دهند، و بعد از اولین عملیات که بر علیه دولت انجام دادند، اسلحه های بیشتر و منجمله سنگین به آنها بدهند. معصومه خانم خواهر حاج میرزا حسین و محمود و افرادشان در محل و وقت مقرر اسلحه ها را دریافت کردند، و به ریش دشمن خندیدند. آنها تصمیم داشتند با برنامه دیگر، و یا شاید نسبت دادن یکی دو تا از زد و خورد های داخلی معمول آن روز های ایران به خود، از عثمانی ها بیشتر و بیشتر اسلحه بگیرند. اما سرنوشت عثمانی ها و جنگ اول جهانی، این فرصت را به این گروه ملی و مردمی نداد.
آیت الله حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی
کتاب خطی حاج میرزا حسین
چند صفحه از کتاب با دستخت آیت الله حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی، درباره دمکراسی در اسلام و جدایی دین از حکومت. بزودی تمام کتاب را منتشر می کنم.
آیت الله حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی از غرب ایران تمام تلاش خود را برای بهبود شرایط ایران و ایرانی انجام داد لباس دینی را کنار نهاد و حزب دمکرات مستقل
تصویر آیت الله حاج میرزا حسین کرمانشاهی پدربزرگ انوش راوید 110 سال پیش بعنوان نماینده کرمانشاه وارد مجلس دوم شورای ملی شد. وی در کرمانشاه بعنوان پیشنماز بود، بعد از مدت کوتاهی در تهران لباس روحانیت را کنار گذاشت، و حزب دمکرات آزاد را تشکیل داد و کلی ماجرای سیاسی آفرید. عکس شماره 6015.
. . . .
مستندهای مربوط
مستندهای بیشتر را در آپارات وبسایت ارگ ایران ببینید، لینک آن در ستون کناری
توجه ۱: اگر وبسایت ارگ ایران به هر علت و اتفاق، مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد، در جستجوها بنویسید: وبلاگ انوش راوید، یا، فهرست مقالات انوش راوید، سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبسایت و عکسها و مطالب را بیابید. از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبسایت بهره می برم، همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع، آزاد و باعث خوشحالی من است.
توجه ۲: جهت یافتن مطالب، یا پاسخ پرسش های خود، کلمات کلیدی را در جستجو های ستون کناری ارگ ایران بنویسید، و مطالب را مطالعه نمایید. در جهت دانش مربوطه وبلاگم، با استراتژی مشخص یاریم نمایید.
توجه ۳: مطالب وبسایت ارگ ایران، توسط ده ها وبلاگ و وبسایت دیگر، بصورت خودکار و یا دستی کپی پیس می شود، از این نظر هیچ مسئله ای نیست، و باعث خوشحالی من است. ولی عزیزان توجه داشته باشند، که حتماً جهت پیگیر و نظر نوشتن درباره مطالب، به ارگ ایران مراجعه نمایند.
کلیک کنید: آیت الله حاج میرزا حسین یحیی کرمانشاهی

تاریخ و فرهنگ یاد گیری

پیش گفتار

     اگر ما بدانیم،  یادگیری در تاریخ چه بوده و حال چگونه است،  به راحتی راه های نو یافته می شود و دروغ های بزرگ و مشکلات مختلف برداشته می شود.   وبلاگ های  انوش راوید  نباید تاثیرش فقط این باشد که واکنشی ناظر بر تعجب ایجاد کند،  بلکه باید به مردم کمک کند،  که به  چیزها،  به گونه ای متفاوت بنگرند،  و دانایی قرن 21 و سنت گریز و موج جدید را بشناسند،  و سعی کنند دنیای خود را بدان گونه که می خواهند، شکل دهند.    

تاریخ و فرهنگ یاد گیری 

      امروزه هر شخصی باید در تخصص خودش با علاقه و تمام وجود کار کند و از  دانایی قرن 21  بهره ببرد.  برای یک تاریخ دادن و تحلیل گر تاریخ اجتماعی و برنامه ریز جامعه شناس،  دانستن بسیاری چیزها مهم است که در آموزش آموزشگاه های کلاسیک که هنوز چون دوران  استعمار و امپریالیست  اداره می شوند،  گفته نمی شود،  ولی در وبلاگ های  انوش راوید  براحتی در دسترس است.  امپریالیست ها یک شب خواب خاور میانه جدید را دیدند و یک روز خاور میانه بزرگ،  و امروز افسانه خاور میانه ذره بینی یا میکروسکپی را در نظر دارند.  البته اینگونه که از ظاهر اوضاع  اینجا  پیداست،  این فکرشان چندان دور و عجیب بنظر نمی رسد اما واقعیت ها چیز دیگری می گویند......در ادامه مطلب

ادامه نوشته