آقای محمد امامی
آقای محمد امامی
مرحوم سید محمد امامی پدر بزرگ نگارنده انوش راوید می باشد، در جوانی با این پدر بزرگ گفتگو های تاریخی و ادبی داشتم، در مشاعره فوق العاده بود و تقریباً همه شعر ها را حفظ بود. تاریخ را بدرستی می دانست و تحلیل می کرد و از اینکه عده ای تاریخ دان دانشگاهی دارند دروغ هایی که کار گزاران و چهره های استعمار نوشته اند بخورد مردم می دهند دلخور بود، و از نفوذ استعمار و امپریالیست خیلی نگران می شد.
محمد سال 1274 در یک خانواده متمول متولد شد، پدر او روحانی معروف شهر همدان بود، که بعد ها آن سید از جانب رضا شاه به طالقان تبعید شد. محمد در سن 22 سالگی داخل نیرو های ملی و مردمی گردید و برای مبارزات به تهران کشیده شد. او شاعر و سخنوری ملی بود و اشعار حماسی میهنی می خواند، ادبیات را خوب می شناخت و می دانست. در جوانی به عشق بر پا شدن حکومت ملی و مردمی هم راه روشنفکران دیگر تلاش می کرد، ولی با کودتای رضا شاه مواجه شد و با احساس شکست در کار سیاسی به تجارت مشغول گردید. در تجارت فرد موفقی بود، و به ملک التجار معروف شد، تجارت عمده چوب را برگزید که در آن زمان تمام خانه ها با چوب ساخته می شدند.
در تمام مدت حکومت رضا شاه فعالیتهای سیاسی تعطیل شده بود ولی در ابتدای جنگ دوم جهانی دو هواپیمای متفقین چند بمب در پادگان های تهران انداختند. ارتش رضا شاه که تا آن زمان مردم را تهدید می کرد و شاخ و شونه می کشید و می کشت در مقابل یک حمله کوچک چند بمب و چند کامیون سرباز پا به فرار گذاشت، سربازان فراری فریاد می زدند، فرار فرار متفقین حمله کردند!!. افسران عالی رتبه از ترس لباس های فرم و نظامی خود را در باغچه های خانه ها چال کردند و حتی تفنگ ها را در جوی آب انداخته بودند. در این زمان عشایر با اسبهای ارتش و تفنگ در دست خوشحال بسوی سرزمینشان می رفتند. آقای محمد امامی در یکی از محلات قیمتی تهران به نام دروازه شمیران خانه ای بزرگ و بنگاه داشت، این محل نزدیک پادگان عشرت آباد بود، ایشان و فرزندان بزرگ او نظاره گر بودند.
آقای محمد امامی در منزل خود ستادی دمکراتیک مردمی تشکیل داد تا به این فراری ها کمک کنند تا به روستا های خود بروند و دلاوران و آگاه هان را گرد آوری و سازماندهی کرده تا اقداماتی جهت حفظ امنیت کنند و خدمات اجتماعی و فرهنگی و ملی مردمی را انجام دهند، شاید هم بتوانند حکومتی نو را بنیان گذارند. در آن زمان دولتی وجود نداشت، مانند همیشه مردم بودند و مردم. مرحوم محمد امامی ده فرزند داشت پنج پسر و پنج دختر که مادر من یکی از آنها می باشد، تمام فرزندان در قید حیات هستند و از استرالیا تا تهران و آمریکا زندگی می کنند.
آقای محمد امامی می گفت، تاریخ همیشه غافل گیر کننده است، تاریخ های دروغی ادبیات دشمن و تاریخ واقعی عظمت مردم و ایران بزرگ می باشد.

آقای محمد امامی با قدی بلند و قوی و قهرمان شمشیر و قمه زنی در تهران بود. عکس حدود چهل سال پیش پدر بزرگ و مادر بزرگ انوش راوید در منزل قدیمی آقای امامی. در گذشته ها یکی از مهمترین ورزشها مسابقه قمه زنی و شمشیر بازی و پرتاپ نیزه بود که ریشه تاریخی در دلاوری ایرانیان دارد، سوار کاری جایگاه خود را داشت. این ورزشها همراه انواع کشتی ها، اجازه تجاوز نظامی دشمنان را به ایران نمی داد، جمع بودن دور هم و فرهنگ عمومی دلاوری و گرد هم آمدن بزرگترین و منحصر ترین تمایل تاریخی ایرانی است.
حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ
حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ
سنت گریزی و دانایی قرن 21 ــ در: