چند نکته سرنوشت ساز

   نکات مهم تاریخ ساز

      برای رسیدن به اهداف نوین،  طرح نقشه های پیچیده سیاسی و اقتصادی و اجتماعی نیاز است،  که پیش در آمد آن می بایست ریشه در تاریخ داشته باشد،  که با سالها کار و تحقیق و بررسی گرد آوری شده باشند.  همچنین باید در این پلان ها  محیط دمکراسی و فدرالیسم علمی تاریخی این سرزمین در نظر گرفته و کاملاً پاسداری شود.  بدین منظور ابتدا باید از تاریخ و تاریخ اجتماعی به درستی دانست،  که وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران می تواند کمک بزرگی باشد.  همچنین باید از جغرافی ـ تاریخ ایران درست دانست،  و  قابلیت ها و توانایی ها، هوش و سابقه، ارزش تاریخی مردم را در نظر گرفت.  در واقع و مهم باید فکر را جلو کشید،  اندیشه ای وسیع تر از گذشته داشت،  و با نگرش های نو   جهان را دید.  در گذشته ها،  دید و برد فکر و اندیشه کم بود،  اما امروزه با انقلاب کامپیوتر و ماهواره وسعت و گسترش دید بی نهایت است.

      یکی از ترفند های استعمار و امپریالیسم همین بوده است،  تا نگذارد وسعت و گسترش دید پیدا شود، و امروزه امپریالیسم نو که جایگزین آنهاست ماهیتاً و ساختاری با دو ماقبل خود تفاوت دارد.  این روش جدید از تمدن بشری با بدست گرفتن بیشترین ابزار ارتباطی و اطلاعاتی می خواهد گمراهی نیز ایجاد کند،   باید این موضوع و شگرد دشمن مردم را شناخت و در هم کوبید.  افرادی که دید خود را به اندازه یک شهر و یک استان یا یک چیز بی اهمیت پایین می آورند، ندانسته خواسته امپریالیسم نو را پیگیری می کنند،  ولی انوش راوید سعی می کند،  بینش و اهداف نوین مانند قاره کهن را نمودار کند.  اما ظاهراً در شرایط فعلی امیدی به پلان های آینده نگر مفید و کلان از سوی فرقه های آکادمیک دولتی و شبه دولتی و کلاسیک کل قاره کهن نمی باشد،  در واقع دشمنان تاریخی این قاره نمی خواهند مردم بزرگ و رنگارنگ هم فرهنگ آن در اتحاد باشند. 

      هر کشوری مانند یک مثلث می باشد،  یک ضلع آن مردم که کارگران و کشاورزان و میکرو بورژوازی است،  ضلع دیگر را روحانیون و یا سران فرقه ها و امثال آن،  ضلع دیگر حکام و شاهان و فراعنه هستند.  و خط مستقیمی چون طناب این مثلث ها را می کشد،  که در راس آن نیروی پیش رو جهان قرار دارد،  ولی در هر صورت این نیروی پیشرو در دل ساختار تاریخی اجتماع است،   که امروزه امپریالیسم نو می باشد.  ولی با آینده نوینی که پیش روی تمدن بشر است،  این وضع در حال دگرگون شدن می باشد.  هر چه زود تر پهلو های مثلث پا و اندیشه خود را جلو بکشند و دید را وسعت بخشند،  آینده نوین زود تر و کم حادثه تر اتفاق می افتد.  البته یاد آور شوم بخش مردم در مثلث یک کشور بیشتر توانایی و کمترین سازمان دهی را دارد،  ولی می تواند با اندکی افزایش دانایی بیشتر تأثیر برای ورود به تمدن جدید را ایجاد کند.

      موضوع دیگری را یاد آوری نمایم،  از قرون 15 و 16 میلادی،  اروپا به مسیر سرمایه داری یا در واقع بورژوازی اولیه پیش می رفت،  و سفیران و بازرگانان آن دوره اروپا در کل قاره کهن به تکاپو افتاده بودند.  مردم قاره کهن شدیداً به گذشته چسبیده بودند و حاضر نمی شدند،  از سازمان قبیله ای تاریخی گذر کنند و تمدن نویی را بیارایند.  سازمانی که در زمان خودش بسیار مفید بود،  و تشکیلات پارتها  با سرنگون کردن دوران شاه خدایی آنرا آغاز کرده بودند.  این تفکر سکون خواهی تمدن یا چسبیدن به گذشته و حال اجتماعی در قاره کهن،  در نهایت باعث شد قاره اروپا که مانع و رقیب تاریخی خود را عقب یافته دید،  به نا گه به جلو و تمدن جدید پرتاب شود،  و در نتیجه یک جهش استعماری بوجود آید،  و صدمه مضاعف به قاره کهن وارد شد.

      در قرن 21 می بایست با دانایی قرن 21 به مسائل و موضوعات جهانی نگاه کرد،  نه با بینش قرون گذشته،  تا بلکه جبرانی برای مراحل تاریخی از دست رفته شود،  و همچنین میان اروپا و آسیای شرقی پرس و نابود نشد.  کوتاهی از این مهم صدمات غیر قابل جبرانی در پی خواهد داشت که در ادامه این قرن غیر قابل جبران است.

   جغرافیا و ادبیات

    من با زبان فارسی می نویسم و حرف می زنم،  بنابر این باید در همه جا منجمله در علم جغرافی ـ تاریخ و دیگر علوم بدرستی از واژه ها، اصطلاحات، نامها و جملات استفاده کنم.  اما دیده ام بسیاری نمی دانند چگونه بنویسند و بگویند،  فرهنگ فارسی به پارسی و دیگر فرهنگها را باید دانست، و با دانستن ادبیات و چگونگی جمله نویسی آنها را بکار برد.  برخی از اشتباه های تاریخ نویسی را در پست دیگر گفته ام،  و در اینجا از درست نویسی در جغرافیا می گویم،  البته این چند نمونه جهت تذکر می باشد،  در این موارد کتاب های زیادی در دسترس است.

    به مردم یک روستا، یک شهر، یک استان، یک سرزمین، یک کشور،  می گویند ملت یا مردم،  مانند ملت چلاسر، مردم چلاسر،  ملت یا مردم ایران.  به مردم یک طایفه، یک خانواده که دارای خویشاوندی شناخته شده در ادبیات هستند،  می گویند قوم یا فامیل،  مانند قوم راوید که از شش نفر تشکیل شده یا فامیل مادری من که قوم امامی باشند و از صدها نفر تشکیل شده است.  به اشتباه در جایی گفته اند که ملت به مردم یک کشور سیاسی می گویند،  زمانی که ملت و مردم در ادبیات فارسی پرداخته شد،  مرز سیاسی به مانند قرون دوره استعمار و امپریالیسم وجود نداشت.  ناسیونالیسم و ملی گرایی به چشم انداز در همان دوره محدود بود،  ولی امروزه در تمام موارد این چشم انداز وسیع شده،  حتی در وبلاگ انوش راوید به قاره کهن رسیده است.

      خلق به معنی ساخته و پرداخته شدن سرزمین و یا چیزی است،  مانند جزایر نخل را دبی خلق کرد و ساخت،  و یا در آینده انسان توسط ماشین کوانتومی خلق می شود،  که در سازمان آینده بینی نوشته ام.  یا خدا انسان را خلق کرد،  خلقها به معنی انسان هایی که توسط خدا آفریده شده اند.  در ادبیات سیاسی و جغرافیایی بویژه کمونیستی زبان فارسی خلق به اشتباه مترادف با مردم و ملت شده است.  خدا خلق ها را آفرید ولی وقتی آنها پایشان را روی زمین می گذارند،  می شوند ملت و مردم زمین،  که با پسوند ها و پیشوند های زبان فارسی می توانیم آنها را شرح دهیم و توصیف نماییم،  مانند ملت بیچاره زمین که نمی دانند و درک نمی کنند تخریب و انقراض چیست.

     وقتی من به نوشته ای بر می خورم،  یا گپ گوینده ای را می شنوم،  که از واژه ها و جملات فارسی به درستی استفاده نکرده است،  آن را پی گیری نمی کنم.  کسی که ادبیات را در علم مربوطه خودش بویژه در جغرافی ـ تاریخ نمی داند،  نمی تواند دانش خود را به خوبی منتقل نماید.

   عکس ها در اینجا  در ستون آرشیو موضوعی آن وب سمت چپ،  بر روی نامی که می خواهید عکس های آنرا تماشا کنید، کلیک نمایید.

   توجه:  در صورت مسدود بودن وبلاگ به هر علت،  در جستجو های اینترنت بنویسید:  انوش راوید،  سپس وبلاگ و یا عکسها و مطالب مختلف را بیابید.

   کلیک کنید:  تاریخ نام گذاری در جغرافیا

   کلیک کنید:  جغرافیای ایران

   کلیک کنید:  تمدن آریایی

   انوش راوید  Anoush Raavid

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com

تاریخ نام گذاری در جغرافیا

   تاریخ نام گذاری در جغرافیا

   پیش گفتار

   . . . این مقاله بزودی در اینجا بازنویسی می شود. . . .

   تاریخ نام گذاری در جغرافیا

      همانگونه که در سخن وبلاگ نوشته ام،  امروز برای هر موضوعی باید تعریفی داشت،  منجمله برای نام گذاری های جغرافیایی که چرا و چگونه هر نام در جغرافیا پیدا شده است.  اولین آثار هیرو گلیف های مصری حکایت از نام گذاری بر اساس عوارض و اتفاقات طبیعی بوده،  مانند سرزمین ها در شرق که به نام شرق یا با زبان خودشان پرشی یا به تفظ دیگر پرسی یا پارسه،  و به اوگاندا که عقاب زیاد داشت به زبان خودشان عقاب که اوگن می شد می گفتند،  و به مردم شرق می گفتند پرشیا یا پرسیا و به مردم اوگن می گفتند اوگانا.  همین گونه ایرانی ها به مصر می گفتند،  آومودرایه یا سرزمین میان آبها که مصر امروزه هم به همین معنی یعنی سرزمین آباد و پر آب است.  از مصر باستان نام پارسه به ایرانی نشین اینوئیه یا به تلفظی دیگر ایونی در یونان رفت و داخل ادبیات آنها گردید. .....ادامه دارد

      گوگل که یکی از ابزار های امپریالیسم نو می باشد،  اقدام به نظر خواهی درباره نام خلیج فارس کرده که این کار به گوگل مربوط نمی شود.  همیشه در تاریخ نام گذاری های جغرافیایی را دیگران برای سرزمینی دیگر کرده اند.  البته در این قرن انفجار اطلاعات و ارتباطات نام گذاری ها که به نوعی به سیاست امپریالیسم نو مربوط می شود،  پردازش و خیلی سریع و گسترده از طرف عوامل آنها مورد استفاده قرار می گیرد،  تا کار های خود را پیش ببرند.  وظیفه ایرانی های با هوش است،  که با گفتن و نوشتن و آگاهی رساندن به توده ها،  دست دشمن را رو و کار آنها را افشا کنند،  و در پاتک ضربه فراموش نشدنی وارد کنند.  از ابتدا در این مورد ایرانی ها نباید گوگل را داخل سیاست نام گذاری های تاریخی برای جغرافیا به حساب می آوردند،  و در نظر خواهی شرکت نمی کردند.  اما اکنون که حدود نیم ملیون نفر از عزیزان به دلایل وطن پرستی در نظر خواهی شرکت کرده اند،  در صورت شکست و کم آوردن در رأی گوگل،  باعث می شود دشمن شاد شده و کار خودش را پیش ببرد.  بنابر این می بایست تمام ایرانی ها با هر امکان وارد پاتک و حمله شوند،  و از هر گوشی و کامپیوتر روی نام خلیج فارس کلیک کنند،  تا آنها بخود جرأت ندهند یکبار دیگر چنین کاری نمایند.

      هم میهن های عزیز می بایست ضمن بالا بردن آگاهی های خود از این قبیل ترفندها و شگرد ها،  توجه داشته باشند،  نباید بدون گفتگو و پژوهش توده ای وارد نظر شوند.  دشمنان استعماری در تاریخ سعی نموده اند،  نام گذاری های تاریخی در جغرافیا را به گونه ای تفرقه افکنانه انجام دهند،  مانند این که به ایرانی ها گفتند عرب به شما می گوید،  عجم یعنی کر و لال و گنگ،  در صورتی که عجم به معنی فرزندان جم می باشد،  و در سرزمین های عربی قاره کهن شهرها و طوایفی وجود دارند که چنین می باشند.  همین گونه برای عرب از ایرانی گفتند،  که ایرانی ها به شما می گویند تازی یعنی اسب و این قبیل،  در صورتی که تازی بر وزن پارسی و پارتی و مادی بوده و نام سرزمین مردم از ایران بزرگ بوده است.

      ما ایرانی هستیم از یک نژاد خاص نیستیم،  زیرا سرزمین ما چنین خواسته است،  در اینجا،  زبان رسمی ما فارسی است،  به همین زبان درس خوانده ایم صحبت کرده و به همین زبان تاریخ داریم.  ممکن است گاهی از لغات پارسی یا پارسی باستان استفاده کنیم،  ولی در هر صورت فعلاً زبان فارسی برای ما تعریف شده است،  و من شخصاً به آن افتخار می کنم.  اما در زبان پارسی گاهی واژه ها داریم که با فارسی متفاوت است،  که در واژگان فارسی به پارسی نوشته ام،  این تفاوت دلیلی نمی شود،  که ما زبان فارسی خود را که هزار و اندی سال پیش برای خط عربی نقطه گذاشت و آنرا قابل خواندن برای عموم کرد،  و خط نستعلیق را برای ما به ارمغان آورد،  و هزاران کتاب ادبی که بیشتر از هر زبان دیگری است کنار بگذاریم.  مثلاً اگر در زبان پارسی به خلیج می گویند شاخ آب این نیز دلیل نمی شود،  که نام بین المللی خلیج را که در تمام قاره کهن و بخش هایی از هندوستان و هندو چین و آفریقا گفته می شود خلیج،  و در تمام نقشه های تاریخی نوشته شده خلیج به یکباره تغییر دهیم و بگوییم شاخ آب،  خلیج نیز نام تاریخی زبان فارسی است.  که در نتیجه باید هزاران نام خلیج های مختلف را تغییر داد،  و نقشه ها و کتابها را به نوعی باطل نمود.  در ضمن با این شرایط که از تاریخ علم و دانایی می بینم،  همین نام خلیج فارس را بتوانیم حفظ کنیم هنر است.   انوش راوید  Anoush Raavid

   کلیک کنید:  نقشه های شوم برای سرنوشت سازی

  کلیک کنید:  جزایر خلیج فارس

   تاریخ پدافند در ایران

      شش هزار سال پیش با تقسیم بزرگ شهر نشینی آغاز شد،  چه چیزی باعث شد که مردم زندگی ساده را ترک کنند و شهر نشینی را آغاز نمایند.  دلایل کشاورزی داشت،  ترس از موجودات ناشناخته فرا زمینی، یا موضوعات دیگر،  شاید هم جنگ و دفاع باعث شد مردم در یک شهر گرد هم آیند.  تا آنجا که می دانیم شهر نشینی اولیه در ایران پیدا شد،  که در تاریخ شهرهای ایران نوشته ام و از تکرار خود داری می کنم.  آنچه که در آثار باستان شناسی تمام شهرها پیداست ابزار جنگ و پدافند است،  جوامع برای دفاع از خود سازمان درست کردند،  سلسه مراتب شاه و فرعون و جادوگر،  کارگر و کشاورز پدید آوردند.  باستان شناسان سالها در آثار شهرها گشتند تا علائم بیشتری بیابند،  اما همیشه در تاریخ شهرها روی یکدیگر ساخته شدند،  و کار تحقیقاتی آنها مشکل است.  ولی در هر صورت اسناد و اشیایی پیدا شده،  که تجمع اولیه انسان ها در ایران بزرگ و بسیاری از سرزمین های قاره کهن برای دفاع از خود بوده است.

      سرزمین ایران کنونی از بدو تاریخ تمدن بدلیل قرار گرفتن در میان سه تمدن عمده که در ایران و ایرانیان نوشته ام دارای موقعیت حساس و سیال و تغییر پذیر بوده،  گاه سرعت تحولات از درک و توانایی حکومتها خارج بود. از هر طرف اقوام و طوایف و خانواده ها می آمدند و می رفتند،  بلایای طبیعی از همه جای مسکونی گیتی بیشتر بود،  هر جنگ و سر و صدای سیاسی و نظامی گریبان مردم این سرزمین را می گرفت.  اما تحولات در دورانی که گذر تمدن و زمان و تاریخ و فرهنگ یادگیری آرام و کند بود،  نیاز به طی دوره هایی داشت که گاه بسیار طولانی و چند نسل بودند.  ولی امروزه بدلیل انفجار اطلاعاتی و ارتباطی وضع متفاوت از هر گذشته ای است،  حتی یک دهه قبل،  بنابر این مردم در این زمان می بایست بسیار هوشیار باشند،  سریع موضوعات را درک کنند تاکتیک و برنامه ریزی داشته باشند تا بتوانند بر مسائل فائق آیند.

      ابتدا باید به تمام جغرافیا سیاسی و اقتصادی ایران توجه داشت،  و واقعیت ها را بدون احساسات الکی درک نمود.  هم اکنون تولیدات صنعتی و کشاورزی ایران کمتر از نیاز 50 درصد کشور را تأمین می کند،  در آمد فقط از فروش نفت و اندکی تولیدات معدنی است،  که در واقع نیاز کامل به خارج را می رساند.  آن خود کفایی که می گویند باید همه چیز را در کشور تولید نمود،  امری غیر منطقی است،  ولی می بایست تا حدودی تراز مثبت در کل ارکان جامعه وجود داشته باشد.  همچنین تولید علم و دانش واقعی و عملی وجود ندارد،  حجم بالای پول و تورم خطر ترکیدن ناگهانی فوق العاده است،  و خیلی موضوعات خوب و بد دیگر که همگان می دانند،  بررسی آنها کار این وبلاگ نمی باشد.  در این شرایط وظیفه همه افراد باهوش است،  که موقعیت تمامی جغرافیای ایران را خوب یاد بگیرند،  حرکت زمین و تمدن را درک نمایند،  دشمنان تاریخی را بشناسند،  و به دیگران آگاهی برسانند،  کوتاهی از دانستن و پیگیری این جستار آسیب خواهد داشت.

      گاه می شنویم که عده ای با بر پا کردن برنامه های سبز و سفید، انتخابی و انتصابی، و کار های خوش و بش،  سعی در از بین بردن هشیاری ملی و جو آمادگی نظامی تاریخی ایران را برای مقابله با دشمنان دارند.  همانگونه که در پیش گفتار نوشته ام و در کل تاریخ پیداست،  داشتن دشمن و جنگ واقعیت است و نباید گذاشت فراموش شود،  و خواب غفلت حاکم گردد.  ورزش های تاریخی ایران همگی رزمی بودند، ورزش باستانی، مشت زنی و کشتی های محلی و استانی مختلف، بند بازی، چوب بازی، چوگان و سوار کاری و بز کشی،  و غیره و غیره برای دختر و پسر همگی دلیل بر آمادگی رزمی ایرانیان در طول تاریخ بوده.  همین نوع ورزشها خود دلیل بر دروغ شکست ایرانی ها از دشمنان است،  و آن دروغ های تاریخی را کاملاً رد می کند.  در تاریخ جنگ و نبرد موضوعی نبوده که خواسته ایرانی باشد،  بلکه شرایط سیاسی جهان و دشمنان به ملت ایران تحمیل کرده اند.  بهمین جهت همیشه در گذشته ها مردم آمادگی نظامی داشتند،  در هر خانه ای شمشیر و کمان و تفنگ بود،  و جوانان ضمن ورزش های رزمی آموزش نظامی و یاوری می دیدند.  ولی از زمان پیدایش استعمار،  آنها سعی می کردند کاری کنند که مردم ایران اغفال شوند،  و آمادگی پدافندی نداشته باشند.

      شهرها و روستاهای ایرانی در طول تاریخ تماماً چون دژ جنگی بودند،  کوچه های تنگ پیچ و خم دار مسقف، خانه ای تو در تو،  بوم در بام،  دیوارها با امکان نبرد، انبار های ذخیره آذوقه، و غیره که بسیاری از این قبیل شهرها در همه جای ایران تخلیه شده و خرابه باقی و قابل دیدن است،  معروف ترین آنها ارگ بم می باشد.  انبوه حماسه های جنگی ایرانی،  محل های تجمع در شهر ها همه دلیل بر دانایی نسبت به توانایی توده های مردم است،  که می دانستند فقط باید به خود اتکا و اطمینان داشته باشند،  و اغفال ترفند های بظاهر صلح طلبانه و سازش کارانه دشمن و عوامل آن نشوند.  در طول تاریخ ایران سنگر و دژ،  ایرانی سرباز و سلحشور بود،  و برای کوتاه کردن دست و یا اندیشه دشمن از این آب و خاک به مسجد و کلیسا فقط برای دعا نمی رفت بلکه،  همه جا را پادگان پدافندی روح و جسم می کرد.  چهره های استعمار مانند سایکس در کتاب های تاریخی دروغی خود هیچ وقت از این توانایی ملت ایران چیزی نگفتند،  و نمی خواستند مردم آینده ایران از تاریخ خود بدرستی بدانند تا مقاصد شوم خود را پیش ببرند.

      در گذشته با یک نظام جمع ساده و ورزش رزمی و ساخت قلعه می توانستند،  در مقابل دشمن بایستند،  اما امروزه دشمن غیر از جنگ افزار با اشکال مختلف اقتصادی و سیاسی، و ابزارهای گوناگون مانند،  شیمیایی و میکروبی، سایت و ماهواره، گوگل و یاهو،  پول و بورس و بهره گیری از تاکتیک ها و تکنیک های نو آور وارد کار زار می شود.  بنابر این می بایست برای هر آفند و تک،  جوانان ایرانی در علوم مختلف آمادگی آفند به همراه پاتک داشته باشند،  این درصورتی است که خواه ناخواه،  خواسته یا نخواسته،  عده ای اغفال شگرد های دشمن شده و  می شوند.  این را هم یاد آوری نمایم دشمنان تاریخی ملت های قاره کهن بیشترین بودجه و تحقیقات را در امور نظامی و جنگی دارند،  و برای بقیه می گویند بد است.  یکبار دیگر بگویم،  عدم آمادگی و آگاهی از تاریخ پدافند در ایران،  نابود شدن، کشتار، خرابی،  را در پی دارد،  که در تاریخ و کشور های مختلف زیاد دیده و شنیده ایم.

   عکس ها در اینجا  در ستون آرشیو موضوعی آن وب سمت چپ،  بر روی نامی که می خواهید عکس های آنرا تماشا کنید، کلیک نمایید.

   توجه:  در صورت مسدود بودن وبلاگ به هر علت،  در جستجو های اینترنت بنویسید:  انوش راوید،  سپس وبلاگ و یا عکسها و مطالب مختلف را بیابید.

   کلیک کنید:  تاریخ لشگر و جنگ در ایران

   کلیک کنید:  تاریخ پیدایش تحولات اجتماعی در ایران

   انوش راوید  Anoush Raavid

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com

یکی دیگر از چهره های مهم استعمار

     یکی دیگر از چهره های مهم استعمار

      سر پرسی مولس‌ورث سایکس  Sir Percy Molesworth Sykes   زاده 1867 میلادی یا ۱۲۴۶ خورشیدی،  مرگ 1945 میلادی یا ۱۳۲۴ خورشیدی در لندن و سن 78 سالگی ،  ژنرال، نویسنده، و جغرافی دان،  از معروفترین چهره ها و کارگزاران استعمار انگلیس است.  وی به منظور خدمت به استعمار انگلیس از سال ۱۲۷۱ هجری خورشیدی یعنی پیش از مشروطه تا سال ۱۲۹۷ اواخر جنگ جهانی اول در ایران و بلوچستان بوده است،  و اطلاعات گرانبهایی از این مناطق برای استعمار بدست آورده بود.  منجمله نوشتن دروغ نامه هایی به نام کتاب تاریخ که خواسته استعمار بود،  در واقع به نوعی گفته های افراد ماقبل خود را در آن تکرار کرده است،  یکی از این دروغ نامه ها که بدبختانه عده ای احمق استعمار زده آنرا بعنوان کتاب تاریخ می دانند،  به نام تاریخ ایران در دو جلد می باشد،  دیگری از کتاب های او که در زمان خودش مرجع برای جاسوسان و نفوذ استعمار بود به نام های،  صحاری آسیا،  ده هزار مایل در ایران،  است.  از کار های استعماری او تأسیس پلیس جنوب برای پیش برد اهداف استعمار انگلیس و همچنین بدست گرفتن قدرت کامل کشور های جنوب خلیج فارس بود.  او در سرقت اشیا عتیقه و زیر خاکی ایران مانند بقیه عوامل استعمار زرنگی کامل داشت،  که امروزه بخشی از آنها در موزه های لندن و اروپا می باشند،  ولی ما نمی دانیم بسیاری از آنها چه و کجا هستند.  سايكس زبان فارسی خوب یاد گرفته بود،  در 1894 کنسولگری انگلستان را در كرمان و در 1898 کنسولگری انگلیس را در سیستان تأسیس كرد.  او از 1905 تا 1913 سركنسول انگلیس در خراسان و در 1915 همين سمت را در تركستان چين عهده ‌دار شد.  بدين ترتیب سايكس به مدت 18 سال در ایران حضور فعال سياسي و اجتماعی و نظامی داشته است.

      استعمار بریتانیا در دومین سال جنگ جهانی اول،  تصمیم به برپایی نیروی نظامی در جنوب ایران به بهانه ایجاد امنیت،  ولی جهت پیشبرد مقاصد شوم استعماری خود گرفت.  در روز 26 اسفند 1294 هـ خورشیدی پلیس جنوب ایران را به فرماندهی افسران انگلیسی و درجه داران و سربازان هندی جهت سرکوبی نیروهای ملی و مردمی ایران تشکیل شد.  در 27 بهمن 1294 ژنرال سايكس با هدف تأسیس پلیس جنوب وارد بندر عباس شد و در 26 اسفند همان سال سازمان مزبور را با نام اختصاری S.P.R تشكيل داد.

      کشور هاي نو امپریالیستی درگیر جنگ جهانی اول،  هر یک به شکلی مناطقی از خاک ایران را عرصه جولان خود قرار داده بودند،  روس در شمال، عثماني‌ در غرب، انگليس‌ در جنوب و جنوب شرقی و آلمان به طور پراکنده در مرکز ایران و نواحی دیگر بودند.  فعّالیت این نیروها در شهر هاي مختلف ایران در حالی جریان داشت كه کابینه مستوفي ‌الممالك وزیر دولت وقت ایران در آبان 1293 بی طرفی خود را در جنگ اعلام كرده بود.  يك‌ هفته پس از اين اعلام،  نيروي دريائي انگليس كه از مهر ماه آن سال به خليج‌ فارس آمده بود،  شهر آبادان را به اشغال خود در آورد،  و حتي در بوشهر نیروی جنگی مستقر نمود.  همچنین نيروهاي بریتانیا جزيره كويتي بوبيان و آبهاي اروند‌رود را به اشغال خود در آورده،  و بدين ترتيب راه ورود كشتي‌ها به بنادر نفتي در ايران و عراق را مسدود كردند.  بهانه انگليس براي تمركز نيرو در خليج‌ فارس سد كردن راه نفوذ قواي عثماني و آلمان به اين منطقه بود.

      در سال هاي جنگ جهانی اول نفت ماده بسيار حياتي براي تامين سوخت مورد نياز كشتي هاي انگلیسی بود،  در دو جنگ جهانی نفت ایران نیروی دریایی انگلیس را نجات داد،  که در واقع می توان گفت پیروزیها از برکت نفت ایران بود.  اهميت نفت ايران و چشم داشت بی چون و چرای انگليسي‌ها به آن سبب شد،  در 1907 طي قراردادی با روسيه، ايران را به حوزه نفوذ دو كشور تقسيم كنند،  جنوب ايران کاملاً زیر نفوذ سياسي و اقتصادي انگلیس در آمد.  سپس در 1915 و ادامه برنامه های استعماری سایکس بی درد سر امتيازات ارضي بيشتري در ايران براي انگلیس گرفت،  همچنین وی امتياز عمده‌اي در قرارداد موسوم به سايكس‌پيكو و يا در معاهده خود با اميرعبدالعزيز سعودي بدست آورد،  و موقعيت استعماری انگلیس را در منطقه خاورميانه و به ويژه در خليج ‌فارس تحكيم كرد.

      مطابق برنامه های استعمار و امپریالیسم در جريان جنگ جهاني اول دولت هاي روس و انگليس تلاش كردند،  با مداخله سياسي در امور داخلي ايران عوامل وابسته به خود را در دولت و مجلس تقويت كنند.  در نتيجه اين مداخله در فاصله سال های جنگ 1914 تا 1918 ـ  10 بار كابينه‌ هاي ايران در نتيجه بحران‌ هاي سياسي دچار سقوط يا ترميم شد.  در خلال اين سالها شورش هاي متعددي در نقاط مختلف كشور به ويژه در منطقه تحت اشغال انگليس بروز كرد،  قيام دليران تنگستان و دشتستان در تابستان سال 1915 يك نمونه آن است.   در پي اين حوادث،  تابستان سال 1916 نمايندگان دولت هاي انگلستان و روسيه توافق كردند،  كه نيرو هاي خود را در شمال و جنوب ايران تقويت كنند.  خطر آلمان يا عثماني و همچنين باز گرداندن امنيت به جنوب ايران،  بهانه ‌هائي بود كه در لندن براي توجيه تقويت نظامي انگلستان در جنوب ايران ذكر مي‌ شد.  قرار بر اين شد كه روس نيروي قزاق را تا 11 هزار نفر در شمال كشور افزايش دهند،  و انگليس نيز يك سازمان نظامي به نام پليس‌جنوب تحت فرماندهي افسران انگليسي‌ و با مشاركت نظاميان هندي و کمی ايراني در جنوب كشور ایران تشكيل دهند.  ژنرال سايكس انگليسي مأمور تشكيل پليس جنوب شد.  افراد پليس جنوب از اونيفورم يكسان برخوردار بودند،  يك دست لباس آبي به عنوان پوشش رسمي و يك دست لباس خاكي به عنوان لباس كار همراه با كلاهي كه داراي نشان شير و خورشيد و عبارت S.P.R و پليس جنوب ايران بود،  مجموعه لباس‌ هاي آنان را تشكيل مي‌داد.

      جهت مقاصد شوم استعماری و غارت ایران،  انديشه تشكيل پليس جنوب از مدت‌ها قبل در ذهن دولتمردان انگليسي وجود داشت.  دولت انگلستان در 22 مهر 1289 يادداشت شديد‌اللحني براي دولت ايران ارسال كرد،  و در آن سه ماه فرصت داد تا دولت ايران به اعاده نظم و امنيت در راه‌ هاي بوشهر به شيراز و اصفهان بپردازد.  انگلیس از عدم دانایی و توانایی ملت و دولت ایران نسبت به گذر زمان و تمدن استفاده برده،  و تهديد كرد چنانچه دولت ‌ايران از عهده اين كار بر نيايد انگلستان رأساً اقدام به تشكيل نیروی نظامی زير نظر افسران  خود كرده،  و مخارج آن را از افزايش 10 درصدي تعرفه گمرك واردات بنادر جنوب و ماليات استان فارس تأمين خواهد كرد.  در پاسخ به اين يادداشت كابينه محمد ولي‌ خان تنكابني (سپهدار) لايحه تشكيل نيروي ژاندارمري را به مجلس شوراي ملي ارائه كرد،  كه به تصويب رسيد.  اما تشكيل ژاندارمري دولتي ايران زير نظر افسران سوئدی،  با آنكه توانست امنيت و آرامش را در جنوب ايران حكمفرما سازد،  اما مخالف خواسته انگليس بود.  دولت انگلستان برنامه تشكيل نيروي جداگانه ‌‌اي با فرماندهان انگليسي را همچنان تا مرحله تأسيس پليس جنوب دنبال كرد.

   دولت انگلستان به سه دليل ظاهری عمده در سال‌ هاي جنگ جهاني اول اقدام به تشكيل پليس جنوب نمود:

   1 ـ  مبارزه با نفوذ خارجي‌ هاي غير انگليسي به ويژه آلماني‌ها و عثماني‌‌ها در بخش جنوب ايران،

   2 ـ  تأمين امنيت راه‌ هاي جنوبي ايران براي تردد كاروان‌ هاي تجاري و تداركاتي و نظامي انگليسي‌ها،

   3 ـ  تأمين امنيت منابع نفتي ايران كه تحت سلطه انگلستان می باشد،

      انگليس زماني اقدام به تأسيس پليس جنوب كردند،  كه مجلس شوراي ملي در فترت بين دوره سوم و چهارم قرار داشت و تعطيل بود،  بخشی از این موضوع در راه راستی.  مجلس سوم در 21 آبان 1294 متعاقب مهاجرت انبوهي از نمايندگان مجلس و ديگر فعالان فكري و سياسي به خارج از كشور در اثناي جنگ جهاني اول تعطيل شده بود.  اين مهاجرت گسترده همراه با سرخوردگي از مشروطيت،  نگراني و هراس از مخالفت دولت با بازگشائي مجلس،  در ضمن انحلال و فرو پاشي احزاب سياسي،  و بروز آشفتگي ‌هاي اجتماعي و اقتصادي ناشي از جنگ جهاني، عواملي بودند،  كه مداخلات انگليس را در عرصه سياسي و اقتصادي و اجتماعي ايران تشديد كرد.  که در کل عدم آگاهی تودها از روابط تمدنی جدید بود،  یعنی موضوع مهم در تاریخ اجتماعی،  در چنين شرایطي پليس جنوب شكل گرفت.  پس از تشكيل پليس جنوب نيرو هاي روسي در پي وقوع انقلاب اكتبر 1916 از ایران خارج شدند،  و این نیز مسئله ای بود که انگليس را در تعقيب اهداف و نقشه ‌هاي خود در ايران مصمم ‌تر ساخت.

      در پي اين رويداد، انگليس فضاي خالي ناشي از كناره‌ گيري روس‌ را بلافاصله با پيشروي خود به شمال پر كرد،  و با حمايت از تأسيس دولتي مقتدر و متمركز در تهران تلاش كردند،  تا ضمن مسدود ساختن راه نفوذ مجدد بلشويسم به ايران،  امنيت را در مرز هاي غربي هندوستان تأمين كنند.  پليس جنوب در شهر هاي كرمان، بندر عباس، يزد، شيراز، بوشهر، كازرون و ديگر نواحي جنوبي ايران بطور مكرر مورد حمله مبارزان ايراني قرار داشت.  در شيراز فرمانفرما استاندار فارس تمامي امكانات دولت مركزي را در خدمت تثبيت و توسعه پليس جنوب قرار داد،  و ژاندارمري فارس را نيز تحت فرمان آن در آورد.  اين نيرو با شعار برقراري امنيت توانست در فروردين 1296 از دولت وثوق‌الدوله شناسائي رسمي را نيز كسب كند.  پليس جنوب در اين سال تمامي بنادر و مناطق نفتي جنوب ايران و همچنين بنادر فاو و بصره را تصرف كرد.  تنها در اهواز يك نيروي 12 هزار نفري از سربازان پياده هندي را زير فرمان افسران انگليسي براي حفظ لوله‌هاي نفت مستقر نمود.  مردم اين مناطق صدمات فراواني از حضور نيروهاي پليس جنوب متحمل شدند.

      باید به این مسئله مهم توجه نمود،  استعمار در طول تاریخ ترفندها و شگرد های بسیاری بکار برده است،  گاهی حتی دولت دست نشانده ای که می خواهد دستش رو نشود،  اقدام به جنگ لفظی و الکی با دولت استعماری و یا امروزه امپریالیسم نو می کند،  یا حتی جنگ های نظامی،  تا بتواند مردم کشور استعمار زده و جهان را اغفال کنند.  این یکی از شگرد ها می باشد که تا به امروز در جهان مورد استفاده قرار می دهد،  ترفند های مختلف را در میان مقالات می نویسم،  با مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید می توانید دست دشمن را بخوانید و دروغها و شگرد ها را دور بریزید.  يكي از اقدامات اين نيروی پلیس جنوب ايجاد ناامني و نابساماني در ابعاد گوناگون براي القاء اين فكر بود،  كه در آن شرايط تنها نيروي توانا براي رفع مشكلات مردم پليس جنوب است!

      عوامل انگلیس به سرپرستی سر پرسی مولس‌ورث سایکس،  در فارس و نیمه جنوبی ایران به خريدن گندم، جو و ساير اجناس، به چند برابر قيمت معمول و ذخيره كردن،  و يا سوزاندن آنها براي ايجاد قحطي در شهر اقدام میكردند.  در اين شرايط، مردم حتي مجبور به خوردن آرد ذرت و خاك ‌اره مي ‌شدند،  و پولی که مردم می گرفتند کاغذی بود و با تورم سریع بی ارزش می شد.  نيرو هاي پليس جنوب به دفعات اتومبيل ‌هاي عبوري مردم یا اسبها را براي رفع نياز هاي خود به اتهامات واهي توقيف مي‌ كردند،  و مورد استفاده نا مشروع غیر قانونی قرار مي ‌دادند.  آنان بسياري از املاك و اراضي و باغ‌ هاي مردم را در سال ‌‌هاي حضور خود در شهر هاي جنوبي ايران به نفع پايگاه‌ هاي خود مصادره كردند.  مأموران نظميه و ژاندارمري را نيز با وعده و پول و رفاه تحت نفوذ و سلطه خود درآورده،  و حاكميت دولت مركزي را بر نواحي جنوبي تا سرحد امكان كمرنگ و ضعيف كرده بودند.  خود از مردم ماليات مي ‌گرفتند،  مردم را بازداشت و زنداني مي‌ كردند،  خانه و زندگي آنهائي را كه مقاومت مي ‌كردند تخريب مي ‌نمودند.  بسياري از عوامل پليس جنوب به فساد اخلاقي و هرزگي شهرت داشتند.  اقدامات آنان خشم توده مردم و رهبران ملی وقت ايران را به همراه آورد،  و آنان را به موضع ‌گيري ‌هاي شديد واداشت.

      پليس جنوب عمر درازي نداشت،  تشكيلاتي كه 1295 در میانه جنگ جهانی اول شكل گرفته بود،  در 1300 و چند ماه پس از كودتاي رضاخان فرو پاشيده شد.  با خروج ژنرال آيرونسايد و نيروهاي انگليسي تحت فرمانش از ايران،  پرسنل نظامي هندي و انگليسي متشكل در پليس جنوب نيز از كشور خارج شدند،  و اين تشكيلات در ايران منحل گرديد.  استمرار مبارزات ضد استعماری مردم ايران،  خطر شکست مفتضاحانه انگلیس و  به روی کار آمدن حکومت مردمی در ایران و متعاقب آن تمامی قاره کهن را داشت.  بدین جهت انگلیس فوراً به بهانه نرسیدن بودجه و موضوعات دیگری که کاملاً دروغ می باشند،  پلیس جنوب را برچید.  سرپرسي كاكس كه مؤسس و طراح پليس جنوب بود،  در پايان جنگ جهانی اول آذر 1297،  اداره پليس جنوب را به دولت ايران واگذار كرد،  و از كشور خارج شد،  او رهسپار لندن شد و به نوشتن كتاب راجع به ايران پرداخت.  توجه:  این مقاله را به آنهایی تقدیم می کنم،  که ساده لوحانه می پندارند کتاب های تاریخی نوشته شده این کارگزاران خبیث استعماری از جهت لطف به ایران و ایرانی بوده است.

   کلیک کنید:  نقشه های شوم برای سرنوشت سازی

   کلیک کنید:  نگرشهای نو به جهان

   کلیک کنید:  جزایر خلیج فارس

   انوش راوید  Anoush Raavid

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com

فرهنگ نام های ایرانی

   فرهنگ نام های ایرانی (4)

   پیش گفتار،  در اینترنت و بصورت گسترشی فرهنگ نام های ایران باستان ندیدم،  که مجموع نام های پارسی، ترکی، ارمنی، کردی، بلوچی، سیستانی و غیره باشد.  به همین جهت در فرصت هایی این فرهنگ را می نویسم،  و به مرور پست می کنم،  البته سعی می کنم نام هایی را که قابل نام گذاری امروزی باشد ذکر کنم.  به ترتیب حروف الفبا،  قابل افزودن و جا گذاری مجدد در میان ردیفها، در ضمن یاد آوری نمایم کپی برداری از مطالب و مقالات وبلاگ انوش راوید آزاد می باشد،  و باعث خوشحالی است.

  توجه:  ادامه در پست های قبلی و بعدی  

  ک

 کابور = کاپور = کافور ـ،  کات = کاتا = کاته =  نام و فامیل در ایران و هندوستان،

 کاد = کاتوز = کاتوزی = کاتوزیان =  نام و فامیل در ایران،

 کار ـ کارآزما ـ کارجو ـ کاردان =  نام و عنوان در پارسی،

 کاریال ـ کاکل ـ شاه کاکل ـ

 کاکی ـ کاکو ـ کاکوی ـ کاکویه ـ کالو ـ کالویه =  برادر مادر، دایی، خاله و عمو،

 کامران ـ کامبخش ـ کامبیز ـ کامجو ـ کامدین ـ کامروا ـ کامکار ـ کامگار =   نام و فامیل در ایران و هندوستان،

 کامشاد ـ کاموس ـ کامه ـ کامیاب ـ کامیار =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 کاوه ـ کابه ـ کابی ـ کاویان ـ کاووس =  منسوب به شاه،  نام و عنوان آهنگر که کاخ دشمن ایران را فرو ریخت،

 کتایون ـ کتکس ـ کتماره ـ گتماره ـ کدیور =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 کرشنا ـ کرکس ـ کرکوی ـ گرگوی ـ کرکسار ـ گرگسار =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 کرمائیل ـ کروان ـ کژدهم ـ کشانی ـ کشواد ـ کشور ـ کلالی =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 کسرا =  يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 کلانتر = کلانتری =  بزرگ و مهتر، خاندان،

 کلاهور ـ کلاهون ـ کلباد ـ کمانگر ـ کنار ـ کنارنگ ـ کنجو ـ کنکر = نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 کورس ـ کورش ـ کورو ـ کوروش =  پسر چش پش موسسه بخش آخر سلسله هخامنشیان،

 کورو خان ـ کرخان ـ کرکان ـ کوش ـ کوشا ـ کوشان ـ کشان =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 کوشانپور ـ کوشانی ـ کشانی ـ کوشانیان =  منسوب به کوشان،  نام و فامیل،

 کوشش ـ کوششی ـ کوشیار ـ گوشیار =  کسرا =  يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 کوهزاد ـ کهزاد ـ کوهی ـ کوهیار ـ کهیار =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 کهان ـ کیهان ـ کهبد ـ کوه بد ـ که پیکر =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 کهرام ـ کهرک ـ گهرم =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 کهستانی = قهستانی = کوهستانی =  نام و فامیل در ایران،

 کی ـ کیاجور کیارش ـ کی آرش کیانا کياشاه ـ کی + پسوند و پیشوند = کی = بزرگ، عاقل، دانا،

 کيان ـ کیانیان ـ کيارش ـ کيانوش =  يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 کيخسرو ـ کی سیاوش ـ کیقباد ـ کی کاوس =  يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 کيوان = کیواندخت =  نام ستاره زحل،  جهان،

 کيومرث ـ کیو مرس = يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 کیهان ـ کیهان بانو ـ کیهاندخت ـ کیهانی ـ جیهانی =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

   گ

 گباد =  يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 گباز = گبازس =  نام یک پادشاه قدیمی در لازستان،

 گرام ـ گرامی ـ گرامی پور ـ گرامیدخت ـ گرامی زاد =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 گرد ـ گورد ـ گرداب ـ گردافرید ـ گردآفرید ـ گردافکن ـ گردان = نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 گردان اسپ ـ گردانشاه ـ گردزاد ـ گردگیر ـ گردو ـ گردیک ـ جردیک =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 گرزم ـ گردیه ـ گرزمان ـ گرزن ـ گرسیون =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 گرشاسپ ـ کرشاسپ ـ گرشاسف =  دارنده اسب لاغر،  نام یکی از نیاکان رستم،

 گرشیوز ـ گرگوی ـ گرمائیل ـ گرمایل ـ کرمائیل =  نام شخصیت های تاریخی،

 گستهم ـ ویستهم =  گشوده و پخش گشته،  نام پسر نوذربن منوچهر،

 گشاسپ = گشتاسب = ویشتاسپ =  دارنده اسب رمور،  يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 گشتا = ویشتا =  بهشت و ارم و جنت،  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 گشواد = کشواد = دارای بیان شیوا و فصیح،  نام پهلوان ایرانی در زمان فریدون،

 گل ـ گل + پسوند و پیشوند =  گل + معنی پسوند و پیشوند،

 گودرز =  يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 گور =  لقب بهرام گور پادشاه معروف پادشاهی ساسانیان که عاشق شکار گورخر بوده است،

 گومات ـ گوماتا ـ گماتا =  از مردم ماد که به بردیای دروغی معروف شد،

 گوهر = گهر ـ گوهر + پسوند =  گوهر و جواهر معروف + معنی پسوند،

 گیتی ـ گیتی آرا ـ گیتی افروز =  جهان و روزگار،

 گيو =  يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

   ل

 لاد =  گل

 لادن ـ لاشک ـ لالا ـ لاله ـ لاله + پسوند =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 لشکر ـ لشکری ـ لشگری =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 لهاک ـ لیشام =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 لهراسپ =  دارنده اسب تیزرو،  نام پدر گشتاسپ،

   م

 ماتاک ـ ماتاکوس ـ ماتال ـ ماتالوس ـ ماتیار ـ متیار ـ مطیار =  نام و لقب های تاریخی ایرانی،

 ماد ـ مدیا ـ مادای ـ مادات ـ مدات ـ ماداتس ـ ماداتان ـ مادی =  منسوب به مد یا مهد یا ماه،

 مادرک ـ مادریک ـ مدرک ـ مادول ـ مادوی ـ مادویه =  منسوب به مادر،  نامهای قدیمی ایرانی،

 مادیک ـ مادیگ ـ مدیگ =  نام و فامیل در ایران باستان،

 ماخ ـ مار ـ منترا ـ ماراسپند ـ مار اسفند ـ مارسپند =  نام و فامیل در ایران باستان،

 ماز ـ مازار ـ مازارس ـ مازان ـ مازيار =  چین و چروک کوهستان،  نام و لقب در ایران،

 ماکان ـ ماکاکی ـ ماکاگوس =  نام و فامیل در ایران،

 مامکان ـ مامقان ـ ممقان ـ مامکانی ـ مامقانی ـ ممقانی =  نام و فامیل در ایران،

 مامویه ـ ممویه ـ ماندات ـ مندات ـ مانداد ـ منداد =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 ماندار ـ مندار ـ ماندان ـ ماندانا ـ مندان ـ مندانا ماندو ـ مندو ـ ماندوی ـ مندوی ـ ماندویه ـ مندویه =

 مانوش ـ منوش ـ مانوشان ـ منوشان =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 ماني =  نقاشي که خود را پيامبر معرفي مي کرد،

 مانیاخ ـ مانیان =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 ماه ـ ماه + پسوند و پیشوند =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 مج ـ ماج ـ مرتان ـ مرتیا ـ مرد + پسوند و پیشوند = نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 مرجان ـ مرجانک ـ مرجانه =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 مرزبان ـ مرپان ـ مرزوان ـ مرزبانی ـ مرزوی ـ مرزویه =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 مرسپند ـ مرمر ـ مروا ـ مروارید =  نام و لقب در ایران،

 مزدا ـ مزدا پرست ـ مزدایسنا ـ مزدایسنی ـ مزدایی ـ مزدائیان ـ مزدک =  خدا، دانا، خداپرست،

 مژده ـ مژدهی ـ مژگان ـ مژه =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 مستان ـ مستجان ـ مستی ـ مسکان ـ مشکان ـ مشکاندخت = نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 مشکبو ـ مشکبوی ـ مشکناز ـ مشکو ـ مشکوی ـ مشکویه ـ مشکین =  ترکیبات مشک،

 مشیا ـ مشا ـ مشیانا ـ مشانا =  فنا ناپذیر ، انسان ـ آدم، حوا،

 ملنگ ـ مملان ـ مناس ـ مناسپ ـ مناک ـ مناواز =   نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 منداد ـ مانداس ـ مندان ـ مندو ـ مندوی ـ مندویه =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 منش ـ منشین =  خلق و خوی و فطرت، همت و کرم،

 منکجور ـمنو ـ منوچ ـ منوچه ـ منوچهر =  يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 منوش ـ مانوش ـ مانوشان ـ مانوشان ـ منوشفر =  نام و لقب در ایران باستان،

 منوی ـ منویه ـ مانوی ـ مانویه =  نام و فامیل در ایران،

 منیژ ـ منیژک ـ منیجک ـ منیژه ـ منیجه =  نام و فامیل در ایران،

 موبد ـ مه آباد ـ مهاباد ـ مه آسا ـ مهان =  نام و لقب در ایران،

 مهبانو ـ ماهبانو ـ مهبانو ـ مهبخت ـ ماه بخت =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 مهبد ـ مهبود ـ مهبدان ـ مهبندات ـ مهبنداد =  نام و فامیل در ایران،

 مهپاره ـ ماهپاره ـ مهتاب ـ مهتابان ـ ماهتابان ـ مهتاج ـ ماهتاج =  منسوب به ماه،

 مهدات ـ مهداد ـ ماهداد ـ مهدخت ـ ماهدخت =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 مهر = میترا = میثرا =  میانجی بین آفریدگار و خلق و خورشید، محبت و علاقه،

 مهر + پسوند و یا پیشوند = اسامی ایرانی

 مهران ـ مهرداد ـ مهرزاد ـ مهرک ـ مهرنگ ـ مهريار ـ مهر نوش ـ و....

 مهزاد ـ ماهزاد ـ مهسا ـ مهیار ـ مه + پسوند و پیشوند =  نام و فامیل،

 مهین ـ مهین بانو ـ مهین دخت ـ مهین زاد ـ مهین فر ـ مهینه =  نام و لقب،

 میر ـ میره =  مخفف امیر ـ کدخدا و صاحبخانه،

 میشان ـ میشانه ـ میمند ـ میمندی =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 مینا =  مینا + پسوند و پیشوند =  گردنبند و سینه ریز، آبگینه، آبی آسمانی،  نام و فامیل،

 مینو = روح و آسمان،  مینو + پسوند و پیشوند = نام و فامیل،

 میهن =  زاد و بوم،  میهن + پسوند و پیشوند = نام و فامیل،

   ن

 نارد ـ ناردخت ـ ناری =  نام و فامیل در ایران بزرگ و قاره کهن و هندوستان،

 ناز ـ ناز + پسوند و پیشوند =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 نام ـ نام + پسوند و پیشوند =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 نامی ـ نامدار ـ نامور =  مشهور،

 ناهد ـ ناهید ـ ناهیده = ستاره زهره، نام زن گشتاسپ و مادر اسفندیار، نام دیگر کتایون،

 نرسی ـ نرسه ـ نرسانگاه =  سروش، فرشته حامل وحی،

 نرگس ـ نرمین ـ نرمینه ـ نریم ـ نريمان =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 نستر ـ نسترن ـ نسترون ـ نسترین = گل سفید خوشبو،  نام و فامیل،

 نسرین ـ نسرین نوش ـ نکو ـ نگار ـ نگیسا ـ نگین  =  نام بانوان،

 نوا ـ نوایی =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 نو ـ نو آور ـ نو آیین ـ نو بهار ـ نوتاش =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 نودر ـ نوذر =  شخصیتی در شاهنامه، نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 نور ـ نوري =  روشنايي،

 نوش ـ انوش =  بیمرگ و جاودان، حیات و زندگی،

 نوشاد ـ نوش آذر ـ نوش آفرین =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 نوشان ـ نوشدخت ـ نوشیروان ـ انوشیروان ـ نوشزاد ـ نوشفر ـ نوشیروان ت نوشین ـ نوشین دخت ـ نوشین روان =

 نوند ـ نويد ـ نویدی =  خبر خوش،

 نیاز ـ نیازی ـ نیازیان ـ نیایش ـ نیایشی =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 نیرم ـ نیرو ـ نیرومند ـ نیساری =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 نیک ـ نیک + پسوند و پیشوند =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 نیلو پر ـ نیلوفر ـ نیلوفری =  گل معروف آبی،  نام و فامیل،

 نميا = کوچک،

 نیو ـ نيوشا =  پهلوان و شجاع، شنونده و درک کننده،

  و

 وارسته ـ واسپو ـ والا ـ ولامنش =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 وخش = فرشته نگهبان آب،

 وخشور =  پیامبر حامل وحی الهی،

 وراز ـ ورازدخت ـ ورتاج =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 ورج ـ ورجاوند ـ ورجمند = بزرگی و شوکت، فر ایزدی، فرکیانی،

 ورد ـ وردان ـ ورزی ـ ورساز ـ  ورشاسپ =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 ورهرام ـ ورهران = فرشته پیروزی،

 وزیری ـ وشتی ـ وشمگیر ـ ولگاش =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 ون ـ وان ـ ونار ـ ونداد هرمز ـ ونک =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 وهادان ـ وها فریت = به آفرید،

 وهریز ـ وهزاد =  بهزاد، بهروز،

 ویاخنا =  پدر آرشیا از خاندان کرسنا در یشتهای زردشت،

 ویدرفش ـ ویدگا ـ ویراپ ـ ویراف =  نام و لقب ایرانی باستان،

 ویس ـ ویستاپ ـ ویشتاسپ ـ ویسه =  نام و لقب در ایران باستان،

 ویوانها ـ ویونها ـ ویونگهان ـ بیونجهان =  درخشنده،  نام پدر جمشید پادشاه داستانی ایران باستان،

  هـ

 هاراسپ ـ هاراسف هراسپ ـ هاراسپ ـ هارپاک ـ هارپاکوس =  نام و لقب در ایران بزرگ باستان،

 هاله =  دایره بخار مانند و نورانی دور ستارگان و ماه را گویند،

 هامرز ـ هاهوی ـ هباس ـ هاباس ـ هجیر =  نام و لقب در ایران باستان،

 هخامنش =  نیای سلسله هخامنشیان،  به معنی دوستدار شعور و اندیشه، هخا + منش،

 هربد ـ هیربد ـ هردار =  خادم و نگهدار آتشکده،

 هرمز =  نام خدا، نام فرشته ای، نام ستاره مشتری،  يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 هرمزان ـ هرمزد ـ هرمزدیار ـ هرمزیار =  نام و لقبهایی که از هرمز گرفته شده اند،

 هرواک ـ هزار ـ هزار اسپ ـ هزاران =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 هژیر ـ هجیر =  خوبچهره، ستوده، پسندیده، چابک و هوشیار، زبده و خوب،

 هشتودان ـ وهسودان ـ هشوار ـ هشومند ـ هشیار ـ هشیوار =  خردمند و عاقل،

 هفتان بخت ـ هفت بخت ـ هفتواد =  نام و لقب هایی که از هفت گرفته شده است،

 هما ـ همابخت ـ همافر ـ هماورد ـ هماویز ـ هماوی ـ همایون =  از هما به معنی فرخنده و خجسته،

 هنر ـ هنر + پسوند و پیشوند =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 هو بخت ـ هوتس ـ هوتا ـ هوتن ـ هوتنان =  از هو که دعای خوشبختی و سعادت است آمده،

 هور = خور = آفتاب، آتش بخت و طالع،

 هوران ـ هوربانو ـ هورچهر ـ هورداد ـ هوردخت ـ هورزاد ـ هورفر =  از هور آمده است،

 هوش ـ هوشدار ـ هوشمند ـ هوشنگ ـ هوشیار =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 هوفر ـ هوفریا ـ هوگ ـ هوگائو ـ هوگسپ ـ هوگاسپ =  نام و لقب در ایران باستان،

 هوم ـ هومان ـ هومن ـ هویدک =  يکي از شخصيت هاي شاهنامه،  نام های تاریخی،

 هیر ـ هیرداد ـ هیربد ـ هیرسا ـ هیرمند =  از هیر به معنی آتش پاک آمده است،

ی

 ياشار =  جاوید،  نامي آذري،

 یارا =  قوت و قدرت و توانایی،  زهره و دلیری،

 یار + پسوند و پیشوند =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 یاس ـ یاسکا ـ یاسمن ـ یاقوت ـ یاکند ـ یام ـ یان ـ یاور ـ یسکا =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 یزدان = یکی از نامهای خدا، نام فرشته ای،

 یزدان + پسوند =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 یزد ـ یزدبخت ـ یزدجرد ـ یزدگرد ـ یزدیار ـ یزدین =  نام و لقب در ایران،

 یکتا ـ یغما ـ یگانه ـ یوبه ـ یوشی ـ یوشیتا ـ یوشیج =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

   توجه:  ادامه در پست های قبلی و بعدی

   کلیک کنید:  پرسش و پاسخ های وبلاگ

   کلیک کنید:  داستان های تاریخی ایرانی

   کلیک کنید:  تاریخ آثار ادبی ایران

   انوش راوید  Anoush Raavid

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com

فرهنگ نام های ایرانی

   فرهنگ نام های ایرانی (3)

   پیش گفتار،  در اینترنت و بصورت گسترشی فرهنگ نام های ایران باستان ندیدم،  که مجموع نام های پارسی، ترکی، ارمنی، کردی، بلوچی، سیستانی و غیره باشد.  به همین جهت در فرصت هایی این فرهنگ را می نویسم،  و به مرور پست می کنم،  البته سعی می کنم نام هایی را که قابل نام گذاری امروزی باشد ذکر کنم.  به ترتیب حروف الفبا،  قابل افزودن و جا گذاری مجدد در میان ردیفها، در ضمن یاد آوری نمایم کپی برداری از مطالب و مقالات وبلاگ انوش راوید آزاد می باشد،  و باعث خوشحالی است.

  توجه:  ادامه در پست های قبلی و بعدی  

   س

 سابک =  نام قدیمی ایرانی،  نام استاندار مصر در زمان سلسله هخامنشیان،

 سابور = شاپور =  سابور بن اشکان،

 ساتراباتس ـ ساتراپ =  نام و لقب در ایران قدیم،

 ساتین =  نام شاهزاده آلانی،  ساتی نیک = نام خواهر ساتین،

 سار ـ سارا ـ سارابانو ـ سارنج ـ سارنگ ـ سارو  = نام و فامیل در قاره کهن،

 ساسان =  نام نیای ساسانیان،  بنيان گذار شاهنشاهی ساسانيان،

 ساساندخت ـ ساسانشاه =  نام در ایران قدیم،

 ساسو ـ ساغر ـ ساینا ـ سامی ـ ساونهاوا ـ

 سالار =  رهبر

 سام = ساهم = شام = نام پدر زال يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 سامانی ـ سامان =  خانه، ترتیب و نظام و نسق، نام نیای حکومت سامانی،

 سامه =  عهد و پیمان و سوگند،

 ساویز =  خوشخو و نیک خلق،

 سبک = سیبوی = سیبویه =

 سبل ـ سابیل ـ شابیل =  نام پادشاهی در قدیم،

 سبکبار ـ سبکپای ـ

 سپنتا =  مقدس،  پدر آواهیا،

 سپندار = اسپندار = اسپندیار = اسفنديار =  مخلوق مقدس، يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 سپهبد = اسپهبد =  فرمانده لشکر،

 سپهر =  اسبهر =  آسمان، نام فرزند کیخسرو،

 سپهبان ـ سپهدار ـ سپهردات ـ سپهرراد ـ سپهرم ـ سپهری ـ سپهروند =  نام و فامیل در قاره کهن،

 سپیتمان ـ سپیتمن ـ سپید ـ سپیده =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 ستاتیرا =  نام دختر داریوش سوم هخامنشی،

 ستار = ستاره = استر =

 ستاره =  نام مادر شیخ الرئیس ابوعلی حسین بن عبدالله سینا،

 ستوده =  معادل محمد،

 سخرا ـ سوخرا ـ سوفرا = نام پدر زرمهر از خاندان قارون،

 سخن سنج = سخنور =  مردم فهمیده و سخندان و شاعر و داستانسرا،

 سرفراز = سرافراز ـ سرافرازسلطان =  نام و فامیل در قاره کهن،

 سربدار =  نام و عنوان خاندان سلاطینی است که در خراسان حکومت کردند، در اینجا،

 سرخاب ـ سهراب ـ سرخ بت ـ سرخ بد =  نام و فامیل در قاره کهن،

 سرخستان ـ سرخوش ـ سرشار ـ سرشک ـ  سرفشان ـ سرنا ـ سورنا ـ سرواد =  نام و فامیل،

 سروش ـ سروشان ـ سروشه ـ سروشیار =  نام و فامیل در قاره کهن،

 سروناز ـ سریر ـ سفید ـ سلم ـ سمنبر ـ سمند ـ سمندخت ـ شمندخت =  نام و فامیل در قاره کهن،

 سنباد ـ سمباد ـ سنبل ـ سنجان ـ سنجه ـ سنجر =

 سودابه ـ سوداوه = نام دختر پادشاه هاماوان،  همسر کیکاوس،

 سوداگر ـ سودآور ـ سودمند ـ سودی ـ سور ـ سورا ـ سورمک ـ سوری =

 سورن = سورنا = سرنا =  سردار نامدار در جنگ داخلی ایران،  رجوع شود به اینجا،

 سوفرا ـ سوخرا ـ سوسن ـ شوشان =  نام و فامیل در قاره کهن،

 سهراب ـ سرخاب ـ سهرک ـ شهرک ـ ساتراکس =  نام و فامیل در قاره کهن،

 سهی ـ سرسهی ـ سهیدخت ـ سهی سرو =  نام و فامیل در قاره کهن،

 سهراب =  فرزند رستم در شاهنامه،

 سيامک =  مرد سياه مو، نام پسر کیومرث،

 سياوش ـ سیاوخش =  پسر کیکاوس در شاهنامه،

 سیما ـ سیمادخت ـ سیتا ـ سیتادخت ـ سیما ـ سیمادخت سیمبر ـ سیمدخت ـ سیندخت =

   ش

 شاپور = ساپور =  يکي از شخصيت هاي شاهنامه،  نام سه پادشاه از پادشاهی ساسانیان،

 شاد ـ شادملک ـ شاداب ـ شادان ـ شادبخت ـ شادبهر ـ شاددل ـ شادرنگ ـ شادرو ـ شادزی =

 شادفر ـ شادور ـ شادمان ـ شار ـ, شاهکام =  نام و فامیل در قاره کهن،

 شاه ـ شاه آذر ـ شاهباز ـ شاهبال ـ شهبال =  نام و فامیل در قاره کهن،

 شاه بانو ـ شاه بند ـ شهبند ـ شاهپور ـ شاهجهان ـ شاهدخت ـ شاهدوست =  نام و فامیل در قاره کهن،

 شاهرخ =  صورت شاه،  نام پسر تیمور لنگ یا تیمور گورکانی،

 شاهرو ـ شهرو ـ شهرویه ـ شهروی =  نام یکی از نجبای پارسی،

 شاهروز ـ شهروز ـ شاهرود ـ شاهزمان =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 شاهسوار ـ شهسوار ـ شاهک ـ شاهکدخت ـ شاهنده =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 شاهنشاه ـ شاهوار ـ شهوار ـ شهباز ـ شاهو ـ شاهوی ـ شاهویه =  نام و فامیل در قاره کهن،

 شاهی ـ شاهی خان ـ شاهیده ـ شاهین ـ شاهیندخت ـ شاهین باز = نام و فامیل در ایران بزرگ،

 شایا ـ شایان ـ شایسته ـ شایگان =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 شباهنگ ـ شبو ـ شبوی ـ شبدیز ـ شبدیس ـ شبرو ـ شبروی ـ شبرویه =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 شبنم ـ شرزه ـ شروانی ـ شروین ـ شغاد =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 شکر ـ شکر ریز ـ شکوفه ـ شکوه ـ شکیب ـ شکیبا =  نام و فامیل در قاره کهن،

 شمشاد ـ شمن ـ شمندخت ـ شمیده ـ شنبد ـ شنبلیدـ شنبلیت ـ شنگل ـ شنگول =  نام و فامیل در قاره کهن،

 شوریده ـ شوسپ ـ شوشان ـ شوشانیک =  نام و فامیل در قاره کهن،

 شهاب =  ستاره دنباله دار ـ  شاه آب =  میر آب،

 شهبار = شاهبار ـ شهباز = شاهباز =  شاهين دربار،

 شهبال ـ شهبنده ـ شهپر ـ شهپری ـ شه جهان ـ شاهجهان =  نام و فامیل در قاره کهن،

 شهداد ـ شهرام ـ شهربانو ـ شهربانه ـ شهربراز ـ شهروراز =  نام و فامیل در قاره کهن،

 شهرداد = هديه شهر ـ شهر زاد ـ شهر آزاد ـ شهرمهر ـ شهرناز ـ شهرنوش

 شهرو ـ شهروار ـ شهرود ـ شهروراز ـ شهروز ـ شاهروز =  رودي بزرگ،

 شهروی شهرویه ـ شهريار شهریر ـ شهریران ـ شهرایران شهرایمان=  نام و فامیل در قاره کهن،

 شهنا ـ شهنای ـ شهناز ـ شهین ـ شهین بانو ـ شهین دخت =  نام و فامیل در قاره کهن،

 شید ـ شیدا ـ شیدوش ـ شیده ـ شیراک ـ شیرک ـ شیران =  نام و فامیل در قاره کهن،

 شیر +پسوند و پیشوند =  نام و فامیل در قاره کهن و هندوستان،

 شیرین ـ شیرین بانو ـ شیرین دخت ـ شیفته ـ شیوا ـ شیوه =  نام و فامیل در قاره کهن و هندوستان،

 شهيار =  دوست شاه

   ص

 صدف =

 صهبا =  شراب،

   ض

 . . . . . .

   ط

 طاهره = پاک، خالص،

 طلا =  طلا،

   ظ

 . . . . . .

   ع

 عماد =  اعتماد،

 عسل =

   غ

 غمزه =  حرکت چشم و مژه از روی ناز و عشوه،  نام بانوان،

 غمام ـ غمگسار ـ غنچه ـ غوری ـ غوریان =  نام و فامیل در قاره کهن و هندوستان،

 غزال = غزاله =  آهوي کوهي

   ف

 فابریز = فابریس = فبریز =  بهروز = بهریز = وهروز =  روز خوب و نيک،

 فاتک ـ پاتک ـ فاحد ـ پاخد =  نام و فامیل،

 فارابی ـ فاریابی =  نام و فامیل در قاره کهن،

 فافا ـ فافا دخت =  بدیع و نیکو و خوب،

 فد ـ پدا ـ فدیک ـ فرابخت ـ فرابند ـ فراونداد ـ فراز =  نام و فامیل در قاره کهن،

 فراسیاب ـ فراسیون ـ فرامش ـ فراماش =  نام و فامیل در قاره کهن و هندوستان،

 فرامرز =  يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 فرانک ـ فراندزم = يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 فربت ـ فربود ـ فربد =  مناعت، راست،

 فربغ =  مرکب از فر به معنی شکوه + بغ به معنی خداوند است،

 فرحناز =  خوشي،

 فرجاد =  عالي، ـ   فرخ =  شاد، ــ   فرخزاد =  شاد به دنيا آمده،  فرخنده =  شاد،

 فرخاد ـ فرخان =  غالب و پیروز،

 فرخانشاه ـ فرخ پی ـ فرخجسته ـ فرخ داد ـ فرخ راد ـ فرخ روز =  نام و فامیل در قاره کهن و هندوستان،

 فرخزاد ـ فرخ سیر ـ فرخ مرد ـ فرخنده ـ فرخ نهاد ـ فرخی ـ فرخ یار =  نام و فامیل در قاره کهن و هندوستان،

 فرداد ـ فردين ـ فردید ـ فردیس =  نام در ایران بزرگ،

 فردوس =  باغ بهشت،

 فرزاد =  تولد باشکوه،

 فرزام ـ فرزام =  سزاوار، علم و حکمت و دانش،

 فرزان = فرزانه =  عاقل

 فرزد ـ فرزه ـ فرشید ـ فرشیدور ـ فرغار ـ فرمان ـ پرمان =  نام در ایران،

 فرین = فرزين =  دانا،  در شطرنج بمنزله وزیر است،

 فرشاد =  شاد، درخشنده،

 فرشته =  پري،

 فرناز =  بالا

 فرود ـ فرهاد ـ فریبرز ـ فریدون =  يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 فرور ـ فروتی ـ فرود ـ فروردین ـ فروهر =  جوهر،  روح جاودان و مقدس، نیروی نگدار آسمانی خلایق،

 فروز ـ فروزان ـ فروزش ـ فروزنده =   نام و فامیل در قاره کهن و هندوستان،

 فروغ ـ فروزان ـ فروزنده =  روشنی،  درخشان،

 فره = شأن و شوکت و شکوه و عظمت،

 فرنگ ـ فرنگی ـ فرنگيس =  يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 فرنوش = فارنوش = فرنوس = نام پادشاه ماد،

 فرهاد ـ فرهت ـ فرهیخته ـ فرهمند ـ فرهنج ـ فرهنگ ـ فرهود ـ فرهودی ـ فربودی ـ فرهومند ـ فرمند =  نام و فامیل،

 فرهی ـ فرهیخته ـ فریاد ـ فری ـ فریار ـ فریان ـ فریانک ـ فریانه ـ فریبا =  نام و فامیل در ایران و هندوستان،

 فریدخت ـ فریتون ـ 

 فريد ـ فریده =  منحصر بفرد، پر ارزش،

 فریور ـ فریرخ ـ فریز ـ فریس ـ فریش ـ پریور ـ فریوری ـ پریوری =  نام و فامیل در ایران،

 فریشه = فرشته

 فریبا ـ فریوش ـ پریوش ـ فریناز ـ پریناز ـ فراز ـ افراز ـ فرازی =

 فسانه = افسانه

 فور = بور ـ فورک ـ بورک =

 فولاد ـ فولادوند ـ فولادیان ـ پولادیان =  نام و فامیل در ایران و هندوستان،

 فيروز = فيروزه ـ فیروزان ـ پیروزان =  پيروز، پيروزي،

 فیروز بخت ـ پیروز بخت ـ فیروزمند ـ پیروز مند ـ فیمان ـ پیمان = فرنگ ـ فرنگی ـ فرنگيس =  نام و فامیل،

 فيلا  =  عاشق،

   ق

 قابوس ـ قارن ـ قاورد ـ کارن =  نام و فامیل در ایران و قاره کهن و هندوستان،

 قاصدک =  گل قاصدک،

 قباد = قبادیان = قبادی = قبادیان = لقب پادشاهان کیانی و نام پدر انوشیروان ساسانی،

   توجه:  ادامه در پست های قبلی و بعدی  

   کلیک کنید:  تاریخ زبان و نویسایی

   کلیک کنید:  تاریخ ورزش و بازی

   کلیک کنید:  تاریخ پول و سرمایه

   انوش راوید  Anoush Raavid

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com

فرهنگ نام های ایرانی

   فرهنگ نام های ایرانی

   پیش گفتار،  در اینترنت و بصورت گسترشی فرهنگ نام های ایران باستان ندیدم،  که مجموع نام های پارسی، ترکی، ارمنی، کردی، بلوچی، سیستانی و غیره باشد.  به همین جهت در فرصت هایی این فرهنگ را می نویسم،  و به مرور پست می کنم،  البته سعی می کنم نام هایی را که قابل نام گذاری امروزی باشد ذکر کنم.  به ترتیب حروف الفبا،  قابل افزودن و جا گذاری مجدد در میان ردیفها، در ضمن یاد آوری نمایم کپی برداری از مطالب و مقالات وبلاگ انوش راوید آزاد می باشد،  و باعث خوشحالی است.

  توجه:  ادامه در پست های قبلی و بعدی  

  پ

 پاپک = بابک =  يکي از شخصيت هاي شاهنامه، موبد معبد آناهیتا،

 پاپکان = بابکان = لقب پادشاهان و بزرگان تاریخی ایران،

 پات = پاد = پرت = پارت =  نگهبان، مرزبان، جنگجو،

 پادار = فادار = پایدار = از نام های تاریخی ایرانی،

 پاده = فاده =  نام پدر خرم که زن مزدک بود،

 پارس = پارسا =  پارساکیا =  ايراني، مقدس، نام ایرانی،

 پاسپار = پاسال = پاسدار =   نام و عنوان در ایران،

 پاشا =  نامي آذري به معناي پروردگار

 پاکان ـ پاکبار ـ پاکباز ـ پاک دل ـ پاک + پسوند = نام و فامیل در ایران،

 پالاش = بلاش = 

 پالیز ـ پالیزبان ـ فالیزبان =  نام و فامیل در ایران،

 پانوی = فانویه ـ پایدار ـ پایمرد ـ پایندر ـ پاینده =  نام و فامیل در ایران،

 پایکار = پایکار خان =  تحصیلدار، فرمانروای ایرانی در گرجستان،

 پدرام = پرارین =  آراسته و نیکو و خوش،

 پراهام = پرهام = نام شخصیت متمکن معاصر بهرام گور،

 پرتاب = دارای تاب و توانایی بسیار،

 پرتو = فروغ و روشنایی و شعاع،

 پرشان =  رزمجو،

 پروا = فروا = نام فرستاده خسرو پرویز دوم ساسانی به دربار روم،

 پروانه ـ پرمایه ـ پرمایون ـ پرناک ـ برنا ـ پرن ـ پروین = نام های ایرانی،

 پرند =  بافته ابریشمی و حریر ساده و منقوش،

 پرنیان =  دیبای چینی با لطافت زیاد،

 پرويز =  مظفر و پیروزی لقب خسرو دوم ساسانی، يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 پروین ـ پرین ـ پریچهر ـ پری خانم ـ پریدخت ـ پریرخ ـ پریسا ـ پریوش=  نام های بانوان ایران،

 پرهام ـ پژمان ـ  پوريا ـ  پويا ـ پوژمان = نام های مردانه در ایران،

 پوپک ـ پوپو = نام های ایرانی،

 پور = پوران = فوران = پوراندخت = نام ها بانوان در ایران،  از ریشه پور یا بور به معنی رنگ روشن،

 پوربها ـ پورک ـ فورک ـ پوری ـ فوری = نام و لقب ایرانی،

 پورشسب = بورشسف = دارنده اسب با رنگ پور یا بور، نام پدر زردشت،

 پوریا = پوریار = پور بای =  نام های ایرانی،

 پولاد = فولاد =  نام يکي از پهلوانان ايراني در زمان کيقباد،

 پولادوند = پیلادوند = فولادوند =  عنوان در ایران،

 پویا ـ پویان ـ پوینده ـ پویه ـ پهر ـ پهره =  نام و لقب در ایران،

 پهلبد = پهلبت = فهلبد =  فرمانده سپاه،  آهنگساز دوران خسرو پرويز ساساني،

 پيام =  پیغام

 پيروز = فیروز =  يکي از شخصيت هاي شاهنامه که دلیر طبرستان معاصر فریدون بود،

 پيروزان = فیروزان =  نام برادر شاپور اول،

 پیروز گر ـ فیروزگر ـ پیروز بخت ـ پیروز دخت ـ پیروزه ـ فیروزه =  نام های ایرانی،

 پیلتن ـ پلین ـ پيمان ـ پیندار ـ بیندار =  نام های ایرانی،

   ت

 تابا =  زر، طلا

 تاباک = تباک =  فرمانروای جهرم در دوران اردشیر،

 تابان =  شاعر ایرانی که در هندوستان می زیسته،

 تابان بخت ـ تاباندخت ـ تابانمهر =  نامهای پرسی ترکیب شده از تابان + پسوند و پیشوند،

 تابش ـ تابناک ـ تابنده ـ تابنده رخ =  نامهای ایرانی،

 تاج = تاز =  دیهیم، افسر،  واژه تازی که ایرانی ها به اعراب می گفتند بر وزن پارتی و پارسی،

 تازی=  نگهدار تاج،  پارتی = نگهدارنده مرز،  پارسی =  نگهدارنده خورشید و نور،  (نگارنده)،

 تاج آور ـ تاج بخش ـ تاجدار ـ تاجمان ـ تاجور ـ تاجی =  نامهای ایرانی،

 تارا =  ستاره ـ تارا دخت،

 تخمه = تهمه = تهم =  نیرومند و قوی،  نام شخصیتی از خاندان زردشت،

 تذرو =  ستاتیرا =  نام دختر داریوش سوم هخامنشی،

 ترانه =  نام دختران در ایران بزرگ،

 تربه =  نام بانوی پارسی مسیحی،

 ترخان =  طرخان =  شخص صاحب حضور،  نام پدر بزرگ ابونصر فارابی،

 ترسول =  ترسل =  نام سلطان فاریاب،

 ترشیش =  نام شاهزاده پارسی،

 ترند =  مرغک کوچک، وطواط،

 ترنگ =  تورنگ = تذرو،

 تروند =  میوه نورس و نو بهار،

 تژاو =  نام داماد افراسیاب که گیو او را زنده گرفت،

 تشتر = تشتریه =  ستاره شعرای یمانی،

 تکش =  کوه و بلندی، نام ابوالمظفر تکش خوارزمشاه بوده است،

 تلیمان =  نام پهلوان ایرانی، شاهزاده معاصر فریدون، نجیبی از سغد معاصر کیخسرو،

 تنان = تناس =  نام یکی از حکام داریوش کبیر،

 تنتاک ـ تندر ـ تنسر =  نام های ایرانی،

 توان ـ توانا ـ تواندخت ـ توانه =  نام هایی در ایران بزرگ،

 تور = تورج = توژ =  دلاور و پهلوان،  يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 توران = توران دخت = پوراندخت =  نام دختر خسرو پرویز،

 تورج = تورک = تورگ = طورگ = دلاور و پهلوان،  پسر شیدسپ، نبیره جمشید،

 توس = طوس =  نام پسر نوذر،

 توفان = طوفان = نام دوست وامق که با او گریخت،

 تهماسب = طهماسب =  دارنده اسب قوی،  يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 تهمتن =  نیرومند و قوی،  یک از القاب رستم زال،

 تهمورث = تهمورس = طهمورث =  دارنده سگ قوی،  نام يکي از شاهان ايراني،

 تهمیج = تمهیج =  نام خواهر بابونج،

 تهمینه =  نام دختر پادشاه سمنگان،  مادر سهراب،

 تیر =  نام فرشته موکل بر ستوران و نگهبان باران،

 تیران ـ تيرداد = تیردات = تیریداد =  فرشته موکل چارپایان،  نام های ایرانی،

 تیراژه =  رنگین کمان،  قوس قزح،

 تیردخت = تیر + دخت = نام دخترانه ایرانی،

 تیروند ـ تیزرو ـ تیزگام ـ تیرگان =  نام هایی در ایران بزرگ،

 تینا =  گل،

 تیهو =  پرنده ای شبیه کبک،

 تيمور =  نام مردان در قاره کهن،

 ج

 جابار = جبر =  یکی از نیاکان گودرز،

 جان افروز = جان افزا = جانفروز =  جانفزا =  نام و لقب در ایران،

 جاما = جاماس = جاماسپ =  دارنده اسب درخشان،  نام شخصیتی در تاریخ،

 جانبخش ـ جم چهر ـ جمسپ ـ جوانبخت ـ جوانمرد =  نام های ایرانی،

 جاويد = جاویدان =  ابدي،  نام شاهي باستاني، يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 جم = جمشيد = جامشید =  نام های ایرانی در شاهنامه،

 جهانبان ـ جهاندار ـ جهانشاه ـ جهانگير =  نام های ایرانی،

 جهانبانو ـ جهاندخت =  نام های دختران در ایران بزرگ،

   چ

 چابک = چابوک =  چالاک و زرنگ،  نام نیای یک شاه ایرانی،

 چمن ـ چمن آرا =  نام و لقب در ایران،

 چهر ـ چهر آرا ـ چهر آزاد چهر زاد ـ شهر زاد ـ شهر آزاد =  نام های ایرانی،

  ح

 حامي =  مدافع

  خ

 خاد =  شخصیتی معاصر اشک سوم حکومت اشکانیان،

 خاش = نام برادر افشین،

 خاور ـ خاوران ـ خاوردخت ـ خاوری =  منسوب به خاور،  از نامها و لقب های ایرانی،

 خاوند =خداوند = خانده = خونده =  صاحب بزرگ، نام و فامیل در ایران،

 خدا بخش ـ خداداد =  نام و فامیل در ایران،

 خداداد = خداداده =  هديه اي از طرف خدا،  نام مرز بان فسا،

 خدایار ـ خدایبده =  نام و فامیل در ایران،

 خراد = خوراد ـ خورادبه = خردادبه =  نام و فامیل در ایران،

 خرم بانو ـ خرم بخت خرم ـ ناز =  نام دخترانه در ایران بزرگ،

 خرم دین ـ خرم دینان ـ خرمشاه =  فامیل و لقب در ایران بزرگ،

 خسرو =  پادشاه، خوش نام،  يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 خشايار = خشاریار =  نیرومند،  نام پسر داریوش بزرگ هخامنشی،

 خشنو ـ خشنود ـ خندان =  نام دخترانه در ایرن،

 خورشید ـ خورشید بانو ـ خورشید چهر ـ خوروش ـ خوروند = منسوب به خورشید، نام و لقب،

 خوزان = نام پهلوان ایرانی از یاران کیخسرو،  نام ولایت خوزستان،

 خوشنواز = خشنواز = خشنوار = نام تاریخی، نام یکی از پادشاهان قلمرو شاهنشاهی ساسانیان،

 د

 دابویه ـ دادبویه ـ داديه = فرزند هوش آیین،  دانشمند معاصر هرمز چهارم ساسانی،

 دادآفرید ـ دادآفرین ـ دادآور =  نام و عنوان در پارسی،

 دادبخش ـ دادین ـ دادجو ـ دادخواه ـ دادرس ـ دادراست ـ دادستان ـ دادفر =  نام و فامیل ایرانی،

 دادگر ـ دادگستر ـ دادور ـ دادفرخ ـ داتفرخ ـ دادگون ـ داتگون =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 دادمهر ـ دادبرزمهر ـ دادوند ـ دادوی ـ دادویه ـ دادایز ـ دادایزد =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 دارا = داراب =  ثروتمند، يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 دارویی ـ داریا =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 داريوش = داریاوش =  نگهبان و نگدار نیکی،  نام يکي از شاهان هخامنشي،

 دارا پناه ـ داراشکوه ـ دارشاه ـ دارمنش ـ وارمنش ـ دارمنشان =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 دارموی = دارمویه =  نام شخصیتی تاریخی،

 دالتا ـ دلتا ـ داماد ـ میرداماد ـ داماسپ ـ دامی ـ دامیار ـ دامینه =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 دانا ـ داناک ـ دانش ـ دانشمند ـ دانشومند ـ دانشور دانش =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 دانش آموز ـ دانش پذیر ـ دانش پژوه ـ دانشجو ـ دانش فر =  فامیل در ایران بزرگ،

 دانون ـ دانوی ـ دانویه ـ داور ـ داوران =  نام و فامیل در قاره کهن،

 درخش ـ درخشان ـ درخشش ـ درخشنده =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 دریا ـ دریاخان ـ دریادل =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 دژم ـ دستان ـ دستور ـ دشمه =  نام ها تاریخی در ایران،

 دغدا = دغدو = دغدیه =  شیر دهنده،  نام مادر زرتشت،

 دل ـ دل افروز ـ دل آرا ـ دلارام ـ دل انگیز ـ دل آویز ـ دلبر ـ دلبند =   نام و فامیل در ایران بزرگ،

 دلخوش ـ دلشاد ـ دلفروز ـ دلکش ـ دلگشاد ـ دلنشین =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 دلیر ـ دماوند ـ دمنک ـ دنک =  نام های تاریخی ایرانی،

 دوستان ـ دوستک ـ دوستکام ـ دوستگیر ـ دوستویه =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 دوغدو ـ دهش ـ دهقان ـ دهگان ـ دیانوش = نام و فامیل در ایران بزرگ،

 دیبا ـ دیباج ـ دیس ـ دیندار = نام و فامیل در ایران بزرگ،

 دیهیم =  تاج و افسر و کلاه پادشاهی،

 دانوش =  نام ایرانی،

   ر

 رات ـ راتا ـ راتانشاه =  نام سلاطین قدیمی، نام و فامیل در قاره کهن،

 راد ـ رادان ـ رادنوش ـ رادمان ـ رادمهر =  نام سلاطین قدیمی، نام و فامیل در قاره کهن،

 راز ـ رازبان ـ رازدار ـ رازمهر ـ رازی = نام شخصیت های قدیمی، نام و فامیل در قاره کهن،

 راست ـ راستا ـ راستی ـ راسک ـ راسود =  نام شخصیت های قدیمی، نام و فامیل در قاره کهن،

 راشنو =  در اوستانام فرشته عدالت و انصاف است،

 رام = رامین ـ رامتیا ـ راماتیا ـ رام بهشت =  نام شخصیت های قدیمی، نام و فامیل در قاره کهن،

 رامبد ـ رامتین ـ رامش = آرامش،  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 رامتين =  نوازنده معروف زمان ساسانيان،

 رامیان ـ رامیار ـ رامشت ـ راوند =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 رباب ـ ربابه ـ رخ ـ رخسار ـ رخساره =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 رخش =  سرخ و سپید در هم آمیخته،  نام باد پای رستم،

 رخشا ـ رخشان ـ رخشنده =  درخشان، نام و فامیل در ایران بزرگ،

 رزم آرا ـ رزم آزما ـ رزم آور ـ رزمجو ـ رزمساز ـ رزمهر ـ رزمی =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 رزمیار ـ رستان ـ رستگار ـ رستک ـ روستک =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 رستم = رستهم = روستهم =  روست = نمو یا رشد = تهم =  پهلوان = نام پهلوان نامدار ایرانی،

 روشن = نام فرشته عدالت در یشت های زرتشت،

 روشنان ـ رشنو ـ رشنواد =  نام شخصیت های قدیمی، نام و فامیل در قاره کهن،

 رنجویه = رنج + ویه = نام یکی از سرداران آل طاهر،

 رنگین ـ روانبخش ـ روایی ـ روحبخش ـ روحپرور =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 رودابه ـ روزافزون ـ روزبه ـ روزبهار ـ روزبهان =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 رودکی =  تخلیص شاعر شهیر که پدر شعر پارسی لقب دارد،  مشروح در اینجا،

 روشن = روکسانا = روشنایی = روشنک = روکسانه =  نام و فامیل در ایران بزرگ،

 روشن روان ـ روشندل ـ روشنگر ـ روشنگران =  نام و فامیل در قاره کهن،

 رویین ـ رویینه ـ رویین تن ـ رویینه تن =  نام و فامیل در قاره کهن،

 رها = راهوی = رهاوی =  نام مقامی در موسیقی ایرانی است،

 رهام = نام پسر گودرز که در جنگ دوازده رخ بارمان را کشت،

 رهان = نام سردار پارسی که در جنگ های غرب شرکت داشته است،

 ره آورد = ارمغان و سوغات،

 رهایی ـ رهبر ـ رهنما ـ رهنمون ـ رهنورد ـ رهی =   نام و فامیل در قاره کهن،

 ریکا ـ رایکا =  محبوب و معشوق و طلوب،

 ریو =  نام پسر کیکاوس که داماد طوس بود،

   ز

 زاب = زاو = زو =  یاری دهنده،  نام نبیره تور پسر فریدون است،

 زاد = آزاد =  نام سردار ایرانی در جنگ قادسیه،

 زادان ـ زادان فرخ ـ زادبخت ـ زادفرخ ـ زادمهر ـ زادهرمز =  نام شخصیت های قدیمی، نام و فامیل در قاره کهن،

 زادوی ـ زادویه ـ زار ـ زاری = نام شخصیت های قدیمی، نام و فامیل در قاره کهن،

 زارتشت = زاردشت = زردشت = زرتشت =  زرادشت ـ زرادهشت =  نام پیامبر بزرگ قاره کهن،

 زال = زال زر =  نام پسر سام و پدر رستم در شاهنامه،  نام و فامیل در قاره کهن،

 زاماسپ ـ زامجان ـ زمجان ـ زامياد =  نام شخصیت های قدیمی، نام و فامیل در قاره کهن،

 زاور ـ زاوش = زاووش = ستاره ای است،  همان زئوس یونانی است،

 زراسب = زرسپ =  دارنده اسب طلایی،  نام پسر طوس بن نوذر که داماد کیکاوس بود،

 زران ـ زربار ـ زربانو ـ زردان ـ زردستان =  نام شخصیت های قدیمی، نام و فامیل در قاره کهن،

 زردخت ـ زرستان ـ زرشام ـ زرکش ـ زرکوب ـ زرمان =  نام شخصیت های قدیمی، نام و فامیل در قاره کهن،

 زرمادخت ـ زرمهر ـ زرمیک ـ زرمیور ـ زرند =   نام شخصیت های قدیمی، نام و فامیل در قاره کهن،

 زروان ـ زروان داد ـ زروند ـ زری ـ زریر ـ زریران =  نام شخصیت های قدیمی، نام و فامیل در قاره کهن،

 زرین ـ زرین تاج ـ زرین دخت ـ زرینه =  نام شخصیت های قدیمی، نام و فامیل در قاره کهن،

 زند =  شرح و تفسر اوستا،  نام تیره ای از ایرانی ها که کریم خان زند منسوب بدان هاست،

 زندلان ـ زندوست زنده دل ـ زنده بیل ـ زنده رزم =  نام شخصیت های قدیمی، نام و فامیل در قاره کهن،

 زنگگ ـ زنگله ـ زنگنه =  نام شخصیت های قدیمی، نام و فامیل در قاره کهن،

 زو =  نام نبیره تور و نیای افراسیاب،

 زواره = زو + اره =  زنده و ذیحیات،  نام برادر رستم زال است،

 زوان ـ زوبین ـ ژوبین ـ زیب ـ اورنگ زیب =   نام شخصیت های قدیمی، نام و فامیل در ایران کنونی،

 زیبا ـ زیرک ـ زیرک زاد ـ زیرک زاده =  نام و فامیل در ایران کنونی،

 زین ـ زیناب ـ  زینابی ـ زینابد ـ زینعلی =  نام و فامیل در ایران کنونی،

 زیور =  زینت و آرایش و وسایل آن،  نام بانوان در ایران،

   ژ

 ژابیز ـ ژابیژ =  شراره آتش،

 ژاله ـ ژیلا =  نام بانوان در ایران،

   توجه:  ادامه در پست های قبلی و بعدی  

   کلیک کنید:  طبیعت و تاریخ

   کلیک کنید:  قاره کهن

   کلیک کنید:  راه راستی

انوش راوید  Anoush Raavid

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com

فرهنگ نام های ایرانی

   فرهنگ نام های ایرانی

   پیش گفتار،  در اینترنت و بصورت گسترشی فرهنگ نام های ایران باستان ندیدم،  که مجموع نام های پارسی، ترکی، ارمنی، کردی، بلوچی، سیستانی و غیره باشد.  به همین جهت در فرصت هایی این فرهنگ را می نویسم،  و به مرور پست می کنم،  البته سعی می کنم نام هایی را که قابل نام گذاری امروزی باشد ذکر کنم.  به ترتیب حروف الفبا،  قابل افزودن و جا گذاری مجدد در میان ردیفها، در ضمن یاد آوری نمایم کپی برداری از مطالب و مقالات وبلاگ انوش راوید آزاد می باشد،  و باعث خوشحالی است.

  توجه:  ادامه در پست های قبلی و بعدی

  آ

 آبابا =  ملکه سکایی که همان سیستانی است،  مونث آبا بوس،

 آبان =  نام فرشته آب و ماه سال،  تدبیر و کارشناسی در امور،

 آبتين =  نام پدر فريدون در شاهنامه است،

 آتش =  آتش و نور،  شجاع و دلیر،  نام ردان ر پارسی دری،  با پسوند نام دیگر می شود،

 آذر =  آتش،  آذر با پسوند های مختلف نام های جدید می شود،  مانند،

 آذرنگ =  آدرنگ =  روشن و نورانی،

 آذر گشسب =  نام قدیمی ایرانی و نام موبد پارسی،

 آذران =  نام یکی از سلاطین حکومت اشکانیان و نام آتشکده ای،

 آذين =  تزيين و آرايش،  آئین و رسم نیز می باشد،

 آذین فر =  ترکیب شده از آذین و فر می باشد،

 آرا =  از نامهای ایرانی و نام پادشاه ارمنستان در زمان شاهنشاهی ساسانیان،

 آراد =   نام فرشته اي موکل بر روز 25 هر ماه خورشیدی،

 آرام =   ساکت،  نام قدیمی ایرانی و نام شاعر پارسی گوی هندوستان،

 آران =  نام پادشاه آلبانی که بخش شمالی آذربایجان در زمان قدیم بود،

 آرتان =   نام پدر زن داريوش کبیر سلسه هخامنشیان،

 آرش و ارش =  درخشان و درخشنده،  يکي از پهلوانان اسطوره ای ايران در لشکر منوچهر،

 آرشام =   بسيار نيرومند، پدر بزرگ داريوش بزرگ سلسله هخامنشیان،

 آرمال =  آرمائیل =  هدف، نجیب پارسی،  برادر کرمائیل در دربار ضحاک،

 آرمان =  آرزو =  هدف، کام، مراد، معشوق و خواهش هم باشد،

 آرمون =  زر،  پول و نقدینه پیش پرداخت،

 آرمين =   يکي از شخصيت هاي شاهنامه،  فرزند کیقباد،

 آرمینه =  نام دختران در ایران باستان و ارمنستان،

 آرنگ =  حکمران و سلطان،  روش و شیوه و طرز،

 آرون =  صفت های خوب و نیک را گویند،

 آروند =  فر و شکوه و شأن و شوکت،

 آريا =  آزاده و نجیب،  نام باستاني ايران،  پادشاه ماد معاصر آسور بانی پال،  

 آریا فر = آریا منش =  دارنده فر و شکوه، خوی و منش آریایی، نام پسر داريوش،

 آريا مهر = آریا وند =   آریا با پسوند نام های دیگری می شود،

 آريانا =  آرین =  اریانا =  منسوب به نژاد و قوم آرين يا آريايي،

 آزاد =  آزات =  نام مردان و زنان،  نجیب و اصیل و آزاده،

 آزادان =  آزاد بخت = آزادبه =  آزاد با پسوند نام های دیگری می شود،

 آزرم =  نام دختر خسرو پرویز ساسانی،  بزرگی، و مهر و محبت،

 آزرمدخت = آزرمیدخت =  دختر همیشه جوان،  ملکه شاهنشاهی ساسانی،

 آژیر = هوشیار و هوشمند،  زیرک و پرهیزکار،

 آسا =  آسایش،  نام خواهر شاهپور دوم ساسانی،

 آسابان و آسابانی =  نام های قدیمی ایرانی و تورانی،

 آساد و آسادخت =  نام های پسر و دختر،  پسر مهر گشنسب،  پدر فرخ پارسی،

 آسال =  اساس و بنیاد،

 آسان و آسانا =  نام های دختر و پسر در قدیم،

 آسیا و آسیه و آسیم =  نام بانوان به معنی بزرگ است،

 آشام =  به معنی آشامیدن اندک و قوت لایموت، آشامنده،

 آشودات و آشوسا =  نام های قدیمی

 آفریدون = فریدون = رجوع شود به شاهنامه در اینجا،

 آلاله =  لاله و شقلیق نام دختران است،

 آناهیت و آناهیتا و آناهید = نام الهه آب،  معصوم،

 آويژه =  خاص و خالص،  پاک و پاکيزه،

 آهنج = آهنگ =  قاعده  قانون، نغمه و ترانه، طرز و روش،

 آهو و آهو خانم =  غزال و نام بانوان،  قهرمان کتاب شوهر آهو خانم،

 آیین و آیین پرست =  زیب و زینت، دین و مذهب، متدین و علاقمند به مذهب،

   الف

 اختر =  درفش و علم، اختر کاویانی، ستاره و کوکب، فرشته موکل کره زمین،

 اخش و اخشی و اخشان =  نام موبد پارسی،  از نامهای ایرانی باستان،

 اخشین و اخشید و اخشیدش =  رجوع شود به خشایار شاه فرماید،

 اخگر و اخگران و اخگروند =  پاره آتش رخشنده، ماده عشق و عاشقی،

 اراسب ـ  آراسپوس =  از بزرگان ماد که معتمد خاص کوروش بزرگ هخامنشی بوده،

 اران =  نام پادشاه آلبانی یا همان اذربایجان شمالی در عهد باستان،

 ارپاک = هارپاک =  آرباک =  اسامی بزرگان در قدیم،

 ارتا =  نام فرزند هیستاسپ هخامنشی بوده است،

 ارد =  خیر و برکت و نعمت، نام فرشته نگهبان ثروت، نام چند پادشاه حکومت اشکانیان،

 اردشير =  مقدس و شهریاری، يکي از شخصيت هاي شاهنامه،  نام سلاطین تاریخی،

 اردلان ـ اردبان ـ ارتبان ـ اردوان ـ اردوند =  نام های تاریخی ایرانی،

 ارژن و ارژنگ =  آرایش،  از نام های تاریخی ایرانی

 ارشان ـ ارشن = به معنی انسان، از نام های تاریخی، نام نوه کیقباد،

 ارشاک ـ آرشاک ـ ارشک ـ ارشنگ =  نام های تاریخی ایرانی هخامنشی و اشکانی،

 ارسلان =  شير

 ارشيا =  تخت و اورنگ پادشاه،

 ارغوان ـ ارغون =  درختی بغایت سرخ و رنگین،

 ارم = باغ بهشت،  نام شخصی که ساز جنگ را وضع کرد،

 ارمایل = ارمائیل = آرمائیل =  هدف، نجیب پارسی،  برادر کرمائیل در دربار ضحاک،

 ارمز = ارمزد = اورمز =  هرمز، اهورامزدا، سرور و دانا، خداوند،

 ارمن = آرمن = ارمین = آرمین = آرمینیا =  نام فرزند کیقباد، نژاد ارمنی،

 ارمین دخت =  نام شاهزاده خانمها در ایران باستان بوده است،

 ارنواز =  نام خواهر جمشید پادشاه معروف باستان، به شاهنامه رجوع شود،

 اروند = الوند =  تند و تیز و چالاک،  نام پادشاه افسانه ای ارمنستان باستان،

 اروین =  آزمایش و امتحان و تجربه را گویند،

 اریا = آریا = آزاده و نجیب،  نام باستاني ايران بزرگ،

 اژیر = هوشمند و زیرک و عاقل، مردم پرهیزگار را نیز گویند،

 اسپا = اسپای =  نام دختران عالیمقام در ایران باستان،

 اسپار ـ اسفار ـ اسوار ـ ایسوار =  سوار ، از نام های ایرانی،

 اسپانتا = اسپاندا = سپنتا = اسفند = مقدس، از نام های قدیمی دختر و پسر،

 اسپایدا = اسپند = اسفند = مقدس و چشم زخم،  از نام های ایرانی،

 اسپندار = اسپندیار = اسفنديار =  مخلوق مقدس، يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 اسپندارمذ = اسپندارمز =  نام فرشته ای مقدس،  بردباری مقدس،

 استر = استرا = ستاره = نام ملکه هخامنشی،

 استاتیرا = ستاتیرا = نام دختر دارای سوم هخامنشی که به عقد اسکندر اشکانی درآمد،

 اشام =  مصفا،  نام یک شخصیت مذهبی تاریخی زرتشتی،

 اشتاد =  راستی، درستی،  نام فرشته موکل بر روز 26 از هر ماه خورشیدی،

 اشک ـ اشکان =  بنيانگذار حکومت اشکانيان،

 اشکش =  نام پسر کیقباد و فاتح خوارزم،

 اشناس =  نام پسر تهمورث، از نام های قدیمی ایرانی،

 افتد ـ افد ـ افدستا = ستاینده، ستایش کننده،  حمد و ستایش،

 افرا =  افری = فری = آفریدن،  زه و تحسین نیز باشد،

 افراز ـ افراشته = سرکش و سرکشیده، بلند و بلندی، ساخته بلند،

 افروز =  روشن و روشن کننده،

 افریدون = فریدون = از معروف ترین نام های باستانی و کنونی ایران،

 افشار =  شريک، معاون، رفيق، نام ایل نادر شاه افشار،

 افشر =  تیره ای از کردان،

 افشين =  نام یکی از نبیرگان کیقباد و نام سردار ايراني دوران اسلامی،

 البرز = نام رشته کوه در ایران، نام پهلوانی در باستان،

 الوند ـ اروند ـ ارونت =  تند و تیز،

 اميد ـ اومید =  آرمان و آرزو،  توقع و چشمداشت،

 اناهیت ـ اناهیتا ـ اناهید =  فرشته نگهبان آب،

 اندریمان ـ اندیرمان ـ وندریمان =  نام برادر ارجاسپ بوده،

 امير =  شاه

 انوش ـ انوشا ـ انوشک =  جاوید و جاودان،  از نام های مهم تاریخی، و نام پیامبری است،

 انوشيروان ـ انوشروان =  نام يکي از پادشاهان ايراني در شاهنشاهی ساسانيان،

 انوش آزاد ـ انوشزاد ـ انوشه =  از نام های ایرانی،

 اوروند = شأن و شوکت،  نام یکی از نبیرگان کیقباد،

 اورنگ ـ اورنگی = ادراک، عقل، دانش، تخت سلطنت، نام آهنگی از موسیقی باستانی،

 اهورا ـ اهورامزدا ـ ارمز =  از نام های خداوند،

 اهورا پرست ـ اهورایی = دین دار مزدا پرست،  خدا پرست،

 ایاز ـ ایاس = از نام های ترکی دوران بعد از اسلام،

 ایران ـ اران + پسوند و پیشوند = ایران بانو ـ ایرانشهر ـ ایراندخت ـ ارانی ـ ایرانمهر و غیره، 

 ايرج =  آریایی، منسوب به آریا،  نام پسر فریدن در شاهنامه،

 ایزد + پسوند = ایزدبخش = ایزدی و غیره = خداوند و آفریدگار،

 ایلام = از نام ای قدیمی ایرانی، استانی در ایران، نام دوره اول سلسله هخامنشیان، ایلام و ماد،

 ب

 باب =  پدر، نام فرزند تیگران داماد آستیاک،

 بابر = ببر، نام شاعر پارسی گوی اواخر سده هجده میلادی،

 بابک = پاپک = فرزند مهرمز، يکي از شخصيت هاي شاهنامه، موبد معبد آناهیتا، پسر ساسان،

 بابونج = بابونه = نام خوار تهمیج،

 بادان = باذان = پاداش و جزای نیکی، نام فرزند ساسان،

 باربد = بهلبد =  نام نوازنده نامي دربار خسرو پرويز از جهرم شیراز،

 بارمان = نام پهلوان تورانی بوده است،

 بازیار = بازدار = میرشکار، شکاربان،

 بامداد =  پگاه = صبحگاه،  آغاز صبح،

 بامشاد =  نام نوازنده نامي شاهنشاهی ساسانيان که همطراز باربد بوده است،

 بامی =  بامين =  منسوب به بامیان در کشور فعلی افغانستان،

 بانو = بانو گشسب=  بانویه = شهربانو =  خانم و ملکه،

 بدرام = خوش و خرم، همیشه و مدام،

 براز =  برازنده، زیبایی، آراستگی،

 برانوش = نام ایرانی مهندس رومی برنوس در دوران شاپور اول ساسانی که پل شوشتر را ساخت،

 برديا =  نام شاهزاده هخامنشی،  برادر کمبوجيه پسر کوروش در کتیبه بیستون،

 برسام =  يکي از سرداران يزدگرد ساساني

 برنا =  جوان

 برز = برزو = برزویه =  بلند بالا، نام طبیب معاصر انوشیروان ساسانی،

 برزو =  نام پسر سهراب که در یک منظوم حماسی ذکرش آمده است،

 برزوک = بزرگ

 برزن =  نام پهلوان ايراني، نام پسر گرشاسب،

 برزین =  آتش،  نام بانی آتشکده آذین برزین،

 برسام =  در شاهنامه آمده است،

 برم ـ برمایه ـ برمک ـ برمند ـ برند = نام های تاریخی ایرانی،

 برنا = برناک = برناه = جوان، ظریف، خوب و نیکو،

 برو ـ برومند ـ برین =  نام های تاریخی ایرانی،

 بزکار = بوزکار = نام ایرانی شاهزاده خوارزم

 بزرگ و بزرگ امید =  بزرگمهر = دانشمند و مقام وزرارت دربار انوشروان ساسانی،

 بساک ـ بستان ـ بستام ـ بسطام = همگی از گل و گهر سرخ هستند،  نام های ایرانی،

 بستک ـ بستور ـ بستکوس بستوماگ =  نام های تاریخی ایرانی،

 بسد = بوسد =  مرجان،

 بّسدس = نام یک شخصیت سکایی در عهد باستان،

 بسیم =  خوش، خوش مزه و لذت بخش،

 بشوتن = پشوتن = نام پسر گشتاسب و برادر اسفندیار،

 بگ =  بیگ =  خدا، خداوند، بزرگ،

 بغ = فغ =  خدا، خداوند، بزرگ،

 بلاش = پلاش = نام پادشاه معروف حکومت اشکانیان،

 بنداد ـ بندار ـ بندخت =  نام های تاریخی ایرانی،

 بندو = بندوی = بندویه =  نام پادشاهی تاریخی،

 بوران = پوران = بوراندخت = پوراندخت =  نام های تاریخی دختران ایرانی، نام شاهزادگان ساسانی،

 بویا ـ بویه ـ بویهی =  نام های قدیمی ایرانی،

 بهادر = بهادران = بهادری = شجاع و دلیر،

 به آئين =  به دين

 بهبد ـ  بهراد ـ بهداد ـ بهبود ـ بهاور ـ بهامین ـ بهدین ـ بهنود ـ وهنود =  نام های ایرانی،

 بهرام =  مريخ، نام ایزد پیروزی،  يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 بهرنگ = رنگ نيک

 بهروز = بهریز = وهروز =  روز خوب و نيک

 بهزاد =  کسي که به نيکي زاده شده، نام استاد هنر شاه طهماسب صفوی،

 بهستان ـ بهسودان ـ وهسودان = نام های تاریخی ایرانی،

 بهشت = بهشتک = بهشته = بهشتی = نام های ایرانی،

 بهفر ـ بهور ـ بهقابد ـ بهقباد ـ بهماد =  نام های تاریخی ایرانی،

 بهمن =  يازدهمين ماه ايراني، نام يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 بهمنش =  داراي مش و کردار شايسته،

 بهنام = وهنام =  مشهور

 بهناز = به + ناز

 بیدخت = بغدخت = بگدخت = دختر خدار،  شاهزاده خانم ستاره زهره،

 بيژن = ویژن = ویگن =  جنگجو، پسر گیو خواهر زاده رستم يکي از شخصيت هاي شاهنامه،

 بین ـ بیتا ـ بی بی آتون ـ بی بی خاتون = نام های بانوان در ایران،

  توجه:  ادامه در پست های قبلی و بعدی

   کلیک کنید:  دنیای عجیب

   کلیک کنید:  زبان پارسی

   کلیک کنید:  تولد در تاریخ

انوش راوید  Anoush Raavid

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com

همگی در جهت یک هدف

   همگی در جهت یک هدف

      تعدادی از عزیزان مخالف و یا موافق نوشته ها و شیوه کار وبلاگ هستند،  ولی در هر صورت وبلاگ به اهداف خود،  یعنی کشاندن بحث تاریخ و تاریخ اجتماعی به میان جوانان با هوش به خوبی موفق بوده است.  در نهایت تمامی اهداف ملی ایرانی که خواست همگی ایرانیان است بدست می آید.  همانگونه که عزیزان پیگیر کننده وبلاگ می دانند، همیشه بعضی از نظرات را به صفحات و پست های وبلاگ منتقل می کنم،  تا جهت پیشبرد اهداف وبلاگ بیشتر و بهتر مطالعه و بررسی شوند.  من سعی می کنم مقالات و مطالب وبلاگ را خیلی واضح بدون تکرار نوشته و بدون شبهه بنویسم،  و اگر هم شک و گمانی برای کسی بود، بلافاصله به آن در بخش پاسخ به شبهات رسیدگی می کنم.  قبلا گاهی تست ها و محک هایی را که به شیوه های مختلف از جوانان عزیز انجام داده ام در میان مقالات منتشر کرده ام،  تا مورد استفاده برای اهداف نوین قرار گیرد.  همانگونه که در سخن وبلاگ نوشته ام باید با سبک کار جدید تعریف جدید وارد جامعه ای جدید شد،  که هدف اصلی وبلاگ می باشد.  نظر زیر توسط جوان با هوش آقای میلاد کریمی در پست تابستان 89  نظرات وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران نوشته شده است.  نظر این عزیز را در زیر باز نویسی و بررسی نموده ام:

   ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

   تقديم به استاد بزرگوار آقاي انوش راويد

   با سلام خدمت شما و دوستان

   اسكندر مقدوني شخصيتي تاريخي و يا تخيلي؟

      وقتي صفحه هاي تاريخ را ورق ميزنيم،  به الكساندر مقدوني پسر فيلپ پادشاه مقدوني بر ميخوريم.  ميبينم كه او سرداري جوان بوده،  كه با متحد كردن يونانيها و مقدوني ها در زير يك پرچم،  با فرصت طلبي از ناراضايتي يونانيان از سلطه ايرانيها،  و انحطاط امپراطوري هخامنشي به پارس هجوم آورده،  و دودمان اين امپراطوري را به باد ميدهد.  و پرس پوليس را به حريق ميسپارد،  چيزي كه واقعا جالب توجه است وضعيت سياسي و نظامي پارس در اين دوره زماني است.  وقتي كتاب هاي مثل روزگاران نوشته دكتر زرين كوب و يا تاريخ ايران باستان تاليف مشيرودوله (پيرنيا) را مطالعه ميكنيم.  ميبينم از اردشير درازدست (طراخشت) به اين سمت را انحطاط اين امپراطوري قلمداد ميكنند.  اما آيا به معناي كلي كلمه؟  امپراطوري هخامنشيان که بالغ بر 22 ساترپ (خششتپر) داشته،  يعني 22 مملكت اين امپراطوري را تشكيل ميداده است.  در هر دوره از زندكي يك پادشاه يك ولايت سر به طغيان و شورش بر ميداشته،  كه متداول ترين آنها يونان و مصر هستند.  در زمان داريوش كبير با شورش استيلا گوراس در سرزمين هاي يوناني (ايوني) آسياي صغير تحت لواي پارس،  شورشها شكل جدي تري به خود ميگيرند.  اين شورش در شهر ميلتوس شروع ميشود،  كه محرك آنها اتنيها بودند،  كه سرانجام سركوب ميشود.  يا شورشها در مصر كه خشيبيه در آنجا شورش ميكند. بعد در زمان اردشير دراز دست ايناروس شورش ميكند،  كه توسط يك سردار پارسي به نام بغا بخش (مگابيز) سركوب ميشود.  اما اصل نكته اينجاست در شورش سومي كه در مصر به وقوع ميپيوند،  توسط اميرميندوس در زمان داريوش دوم مصر جدا ميشود.  بعد در زمان اخوس (اردشير دوم) كه بعد از آن داريوش سوم مي آيد،  و اين دوره را عملا اوج انحطاط امپراطوري هخامنشي قلمداد ميكنند،  که مصر دوباره به پارس بر گرداننده ميشود،  و فرعون وقت نكتانپو سرنگون ميشود.  حتي اين امپراطوري رو به انحطاط،  دوباره آنقدر نيرو داشته كه حتي (كسيها) را در ناحيه كه در شمال ايران امروز طالشان مينامند،  و مسيري سخت صعب العبور است،  توسط يك سردار پارسي و نجيب زاده هخامنشي به نام كودمان كه فرد دليري بوده،  كه بعد همين داريوش سوم ميشود،  سركوب كند.  امپراطوري كه در نهايت انحطاط است،  ولي انسجام ايلات پهناور خود را حفظ كرده!!!!!!! 

      اين طور در كتاب هاي تاريخ نوشته شده،  و ساخته ذهن من نيست اينجا باييد بگويم انحطاط از چه لحاظ چون به معناي كلي كلمه آن را نميتوان بكار برد.  چون خود تاريخ نويسان تا اينجا اعتراف كرده اند،  كه قدرت نظامي هخامنشي منحط نيست.

      حال از منظري ديگر نگاه ميكنيم،  اگر بگوييم از لحاظي ديگر ضعيف شده بودند.  دوباره اين شك و شبهه باقي است كه مگر ميشود،  دربار در خواب غفلت و فساد باشد،  و نيروي نظامي قوي داشته باشد؟  مگر ميشود برنامه ريز درستي نداشته باشد،  ولي سپاه منسجم باشد؟  يعني قدرت نظامي يك امپراطوري متاثر از وضعيت دربار، وضعيت جامعه آن روز و سياست هاي دولت و..... بوده است.  يعني مجموعه كه هم چون ماشيني ميباشد كه اگر كوچكترين چرخ دنده آن دوچار مشكل شود،  چرخ دنده هاي آن قادر به حركت نيستند،  چه به رسد به دربار،  پس اين نكته قابل تاملي است.  زمان داريوش سومي كه فرد دليري بوده،  عملا هيچ ساتارپي از ايران جدا نگردید،  يعني قدرت حاكميت تا اين وسعت حفظ شده بود.  تا اين وسعت؟!!!!!!!  این را كتاب روزگاران ميگويد من نميگويم،  يعني دولتي كه قدرت زیادی دارد و می تواند براحتی يك سوم جهان را حفظ كند،  چه می شود که بر خلاف قوانین تاریخی و علمی عمل می کند.  در اينجا،  طبق روابط رياضي،  قدرت نظامي با وسعت رابطه مستقيم دارد.  بله حتي در دوره اي كه انحطاط آن را تعريف كرده اند،  آخرين شورشها را نيز سركوب ميكند.  كه گواه است هنوز زير ساخت هاي اين دولت درست كار ميكنند.  حال اين سپاه كه اين گونه ايالات را حفظ كرده،  و آخرين شورشها را سركوب كرده،  و داريوش سوم (كودمان) كه بر كاسي هاي سلحشور و كوخ نشين غالب شده،  چطور با يورش يك جوانك اروپايی در هم ميريزد.  اين امپراطوري چند مليتي عظيم توسط اين جوانك كه همچون شهاب ساقب است،  طلوع و ظهور آن ميايد و ميسوزاند و ميرود.  عجب؟  وقتي ميگويم چرا ميگويند شاه در عيش و نوش بوده،  سپاه در هم ريخته بوده و..........  چطور سپاه در هم ريخته و ايالات در هم نريخته،  و حتي ممالك جدا شده بر گرداننده ميشود،  و ظغيان گران سركوب ميشوند،  اين چطور ممكن است.  پس اين انحطاط در كجاست؟!!!!!!!

      چطور اين امپراطوري كه هنوز کاملاً منسجم است،  يكهو توسط اين جوانك فرو مي پاشد.  اگر مي گفتند در زمان داريوش سوم عملاً تمام امپراطوري پراكنده شده،  دليلي قاطع بر ضعفشان بود.  ولي حال چه؟  وقتي مي گويم هنوز منسجم است،  يعني مردم نيز هنوز با هم منسجم هستند،  و پايگاه هاي مردمي اين حكومت باقي است.  پادشاهان هخامنشي كه اينقدر نسبت به اديان به ديد تسامح و احترام نگاه ميكردند،  و يهوديها را تكريم ميكردند،  و نسبت به تمام مبلغان و روحانيون هر دين مساعدت ميكردند،  و دين كه در آن زمان به روح جان مردم حكم ميراند،  اينقدر تاثير نداشت كه لااقل در هر ساتراپ هزار نفر را بر عليه اسكندر بسيج كنند .  این یعنی چه؟  هخامنشيان که طی بیش از دو قرن در تمام ابعاد اجتماعي و فرهنگي و ساير موارد ريشه دوانيده و پتانسيل هاي را بوجود آورده اند،  توسط جوانكي از هم ميپاشند؟  پس چيزي كه اينجا مد نظر است وضيعت امپراطوري در زمان داريوش سوم است.  امپراطوري كه هنوز تفكيك نشده چطور معني ميشود؟  شما بگوييد يعني اينقدر وچود داشته كه اينها را حفظ كند،  حال به يكباره سردار جوان جوياي نام بر ميخيزد سپاهي گرد مي آورد و اين امپراطوري را نابود ميكند،  و به خود ميگوييد ايول چقدر سرزمين به من رسيد.  مثل اينست كه بگويم اتحاديه جماهير شوروي خود از هم فرو نپاشيد،  بلكه جوانكي از افغانستان بلند شد،  نيرو فراهم كرد و ان را فرو ريخت.  اسكندري كه طلوع و غروب و سرعت اوجش آن قدر سريع است،  كه بعضي حق دارند او را افسانه به شمار آورند.  من اينجا به صراحت نميگويم او شخصيتي افسانه اي است،  بلكه ترديدي است كه به من هم وارد است .  حل اين مساله را به ذهن پويا و كنجكاو جوانان ايراني مي سپارم؟  باشد كه ديو امپرياليسم به پوشالي بودن داستان هايش اينقد تكيه نكند،  البته در صورت حذف اين واقعه دولت سلوكيه نيز پوشالي ميشود، آنوقت يك دوره تاريخ بصورت خلع در مي آيد،  پس تاریخ را چگونه تعریف کنیم؟   جوابش را در وبلاگ آقاي انوش راويد مي بينيم،  البته هنوز مسئله کاملاً بر خود من روشن نيست.

  ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

      ضمن تشکر از میلاد عزیز،  همانطور که خود شما فرمودید با مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید پاسخ پرسشها و شبهات را خواهید گرفت.  اما مشکل ما ایرانی ها در کجاست؟  با اینکه یک دهه از قرن جدید می گذرد، هنوز جامعه ایران تخصصی نشده است.  تخصص است که باید تاریخ و تاریخ اجتماعی را بررسی کند،  دروغ را دور انداخته،  و واقعیت را بیابد.  اول باید پرسید تخصصی شدن جامعه یعنی چه؟  باید دانست قرن 21 مانند قرن های گذشته نیست و بدون در نظر گرفتن،  خط مشی،  روش کار،  اهداف آینده،  نمی توان وارد قرن جدید شد.  شاید بپرسید این موضوع به این صفحه چه مربوط است؟  در واقع با همین نظرات جوانان با هوش است،  که تحلیل تاریخی جامعه صورت می گیرد.  در واقع نظر فوق و امثال آن که زیاد می باشند،  سند های تاریخی هستند،  دلیل بر خواسته و توانایی جوان ایرانی که می خواهد از واقعیتها بداند،  و بسمت آینده ای نوین برود که دخالت خارجی در آن و سرنوشت او نباشد.

      هم اینک که این مقاله را می نویسم تلویزیون جمهوری اسلامی دارد نیروگاه برقی را نشان می دهد،  با یکی از قدیمی و حرفه ای ترین کارگران کارخانه مصاحبه می کند.  او می گوید:  که خارجی هایی که این کارخانه را نصب کردند،  و یا وسایل و تجهیزاتی را که می فروختند،  دستورالعمل و برنامه های آنها را یا معدوم یا پنهان می کردند،  و به ما نمی دادند،  خارجیها می خواستند ما ایرانی ها چیزی ندانیم و همیشه محتاج آنها باشیم.  البته من انوش راوید شخصاً با این قبیل موضوعات در بخش صنعت مستقیم درگیر بودم و آشنا هستم،  و می دانم که واقعیت است،  و این همان بخش و کلید از تاریخ اجتماعی 500 ساله گذشته ایران است.

      کل جامعه یک کشور مدرن مانند یک سازمان مدرن است،  که باید خط مشی یا مرام نامه و سبک کار یا اساسنامه کاملاً واضح و روشن با دلایل علمی داشته باشد،  همچنین اهداف کشور هم به وضوح مشخص باشد.  در طول تاریخ کشورها و سرزمین ها بر اساس حاکمیت ملی که تعریف آن بر پایه دین و ملیت زبانی بود،  شکل می گرفت،  و نیازی به تعریف جدید نداشتند،  چون در ذات دین و ملیت آنها به اندازه لازم همان دوران تعریف قرار داشت.  ولی اینک ما می خواهیم وارد دنیای علمی آینده شویم،  دنیای که بر اساس کنترل انرژی و نهاد دانش و فن آوری است،  که با سرعت تصاعدی پیش می رود،  در سازمان آینده بینی نوشته ام.

      در شرایط فعلی به این نتیجه می رسیم،  که چه باید بکنیم تا کشوری مدرن چون یک سازمان مدرن داشته باشیم،  و بتوانیم آنرا حفظ و شکوفا نماییم.  با نگاهی به سخن وبلاگ و همچنین سازمانهای قرن 21 متوجه می شویم،  که قبلاً طبیعت این آینده نوین و مدرن را برای ما مهیا ساخته،  فقط باید در جایی و یا شخصی راهنمایی کند،  تا حرکت نو آغاز شود.  یاد آوری کنم،  تمام باهوش ها با اندک اشاره ای می توانند هر مسئله ای را تشخیص دهند،  و به کم هوش ها کمک می کنند تا بگیرند،  و همچنین بقیه ملت را دنبال خود می کشند.  طبیعت شبدر و گیاهان،  سلولها و اتمها را از ابتدای پیدایش در کنار هم چیده،  و در فضا و زمین نظم و انضباط خاص حاکم کرده است،  با دید این درس طبیعت،  هر فرد از افراد باهوش جامعه می تواند،  خود را سلولی و اتمی برای تولید علمی عنصری به نام جامعه نوین به حساب آورد.  همانگونه که در بطن هر اتم همان است،  که در کل عنصر موجود می باشد،  می توان درس بزرگ باشد که هر شخص می بایست،  شکل جامعه نوین را در حافظه داشته و بپروراند و پردازش و پخش کند.  شاید در نظر آید که گذشته و در طول تاریخ نیز همین بوده،  و هر فرد اتمی از عنصر جامعه بوده است.  اما تفاوت اصلی در این است،  که آنها در گذشته ها نمی دانستند و نمی خواستند،  اتمی برای تشکیل جامعه ای نوین باشند،  اتمی که شکل گرفتن و حافظه آن در اختیار خود اتم با توانایی پردازش های جدید باشد.

      شاید برداشت این جملات کمی مشکل باشد،  اما چاره ای نیست باید یاد گرفت،  آموزشگاه های سنتی تولید انبوه قرن 20 که هم اکنون حاکم محافل علمی کشور هستند،  و در قرن سنت گریزی نوشته ام،  نمی تواند خواسته های مدرن و آینده بینی را نشر دهد،  این وظیفه فقط و فقط به عهده جوانان با هوش است،  که بدانند درون خودشان DNA و ژن های جامعه نهان است،  آنها را آشکار کنند،  و چون اتم با یکدیگر در فضا عنصری بسازند،  به نام جامعه و آینده نوین،  که هر کدام خود مدیر آن باشند.

      مهمترین موضوع برای یک جامعه تخصص است،  که باید کار و تولید بر اساس تخصص باشد،  در غیر اینصورت کارها تبدیل به خرابکاری می گردد،  و تولید به فاجعه می انجامد.  امروزه ما در ایران با این مشکل روبرو هستیم،  بطور دقیق کسی به این مسئله مهم فکر نمی کند،  که هیچ،  بلکه هر کس می پندارد تخصص دارد،  چون برگی از یک دانشگاه الکی گرفته،  و فکر می کند دارد کار و تولید می کند.  ابداً و به هیچ وجه واقعیت تخصص و کار و تولید دیده نمی شود،  اصلاً تعریف علمی وجود ندارد،  و از این جهت خطر در نزدیکی است.  هیچ کس نمی تواند بگوید که این مطلب اشتباه است،  برای نمونه تعریف علمی از یک طرح یا کار یا تولید را بیابید،  وجود ندارد، تعریف علمی نوشته روزنامه ای در یکی دو صفحه نیست،  به کارگاه فکر سازی مراجعه شود.  لازم به یاد آوریست که بعضی اتفاقات در کشور های در حال توسعه و بویژه قاره کهن خواسته استعمار و امپریالیسم سابق بوده،  که با برنامه امپریالیسم نو در قرن 21 متفاوت است.  ادامه دارد

 بپرسید و با دیگران بحث کنید تا نتیجه عالی بدست آید.

 یکی از موضوعات مهم جامعه تعیین تخصص و چگونگی مقدار و دانش آن است . . . بزودی

  توجه:  این مقاله باز نویسی می شود.

   کلیک کنید:  دنیای عجیب

   کلیک کنید:  طبیعت و تاریخ

   کلیک کنید:  تخریب و انقراض

  کلیک کنید:  نگرش های نو به جهان

   انوش راوید  Anoush Raavid

    حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

    جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com

همه چیز از تاریخ است

 استراتژی منطقی ایرانشناسی

    ما باید از جغرافیا و تاریخ ایران عزیز خوب بدانیم،  بسیاری عقیده داریم که کشور ما نسبت به سایر ممالک برتری دارد،  ولی هر کشوری دارای شایستگی و نا شایستگی های مربوط به خود است.  باید بدون احساسات هیجان انگیز و با منطق و دانایی قرن 21  هر آنچه که واقعی است،  از سرزمین خود بدانیم.  با توانایی های عظیمی که در ما نهفته است،  به معرفی جغرافیا و تاریخ دیار زندگی و استان خود و ایران عزیز به جهان کوشش نماییم.  با دانستن واقعیت ها از تاریخ و جغرافیا است،  که مردم ایران براحتی خواهند توانست برای آینده ای شکوفا و شاد،  بهترین تحلیل ها و برنامه ریزی ها را انجام دهند.  عزیزان در این رابطه سوالات بسیاری طرح نمایید،  و سپس آنها را به چرخه آموزشی که در اینجا گفته ام بسپارید،  در نهایت بهترین نتیجه را خواهید گرفت.

   آیا شما در باره تاریخ و جغرافیای ایران پرسشی دارید؟

     ایران عزیز با داشتن امکانات گسترده طبیعی، سیاسی، اقتصادی، و ظرفیت های عالی انسانی، علمی، فناوری، و سابقه درخشان تاریخی،  براحتی میتواند حرکت بسوی تمدن جدید را،  پویا طی کند.  این وظیفه اندیشمندان است که با درک تغییرات و با دانایی قرن 21 ،  استراتژی منطقی و کار آمدی پیش بینی نمایند.  بنابر این احتیاج است،  در جهت فرآیند تدوین برنامه های آینده نگر،  همه اوضاع اقتصادی و اجتماعی و سیاسی قرن 21 جهان را در نظر داشته باشند،  و لازم است،  چالش هایی که کشور با آن روبروست،  از قبیل نقاط قوت و ضعفها و فرصتها را کاملاً شناسایی کنند.  درایت پیش بینی آینده اینست که از گذشته خود واقعی و بدور از دروغ بدانیم،  امروز خود را با محک های دقیق بشناسیم،  دارایی ها و بود و نبود های آشکار و پنهان را در تمام زمینه ها و چیزها خوب ببینیم.  انوش راوید سعی می نماید با مقالات خود در وبلاگ،  چشم اندازی تهیه کند،  که به شکل همه جانبه و با درنگ های جدید،  بلکه تحرکی نو به فضا بدهد.  با شرایط بسیار خوبی که در همه زمینه ها داریم،  و همچنین داشتن تمدن تاریخی مهم،  نمی توانیم قبول کنیم که نقشی پایین دست در منطقه و گیتی داشته باشیم.  احتمالاً بد بینانه نبینید،  بحثها نگاه نژادی و ملی نیست،  برای ایران و همه مردم ایران است،  مردم و کشور ما باید جایگاهی بلند تر و معظم تر داشته باشند.

     انسان با هوش این قرن حتی با یک نگاه به سر نوشته های انوش راوید مانند،  قرن سنت گریزی، بسوی تمدن جدید، موج سوم و نو، انسان قرن 21 ، چالش قرن، زبان انگلیسی، دروغهای تاریخ،  خود بخود پیگیری می شود که اینها چه هستند.  و در پی سئوالها و نظرها و آزمون و تامل می رود.  هم میهن های عزیز،  احتمالاً این قبیل حرفها را شنیده،  شاید هم چند بار شنیده و خوانده اید،  ولی بد نیست یکبار دیگر و از دیدگاهی دیگر ببینید.  در صورتی که از پس اینها سئوالها و نقد های علمی باشد،  می توان به آینده نو راحت امیدوار بود،  که در نتیجه آن،  نا امیدی دشمن تاریخی را بدنبال دارد،  ولی اگر لودگی و یا ناسزا گویی شود،  متوجه میشویم کار روشن گری سخت و دشوار،  و راه دشمن هموار است.  سخن نوشته های انوش با اشخاصی روشن فکری است که علاقه دارند،  سازنده فردایی نو و تمدن جدید برای ایران عزیز باشند،  افرادی که به این نو نگاشته ها اهمیت نمی دهند،  و تغییرات ناپیوسته موج نو را نمی پذیرند،  با آنها کاری ندارم،  و خواهشاً بی خیال  باشند.  بسوی تمدن جدید پیامدی خواهد داشت،  چون:  واقعیت های تاریخی،  توسعه یافتگی،  برخورد داری از دانش پیشرفته،  توانا در تولید و فن آوری،  کشوری امن با سامانه دفاعی  بازدارنده،  پیوستگی مردم و حکومت،  سلامت و رفاه و تامین اجتماعی عمومی،  فرصت های برابر برای همه مردم،  توزیع مناسب در آمد،  محیط زیست مطلوب، وجدان کاری، انضباط و مسئولیت پذیری، سازگاری اجتماعی، نظارت موج سومی بر دولت،  در ادامه خواهم نوشت.

    آیا شما تاکنون در جهت حرکت بسوی تمدن جدید اقدامی کرده اید؟    

   همه چیز از تاریخ است

      تاریخ تکامل بشری پر از سرگذشت ها، شکست ها، و پیروزی انسان هایی است،  که با داشتن امیدها و یاس ها به جنگ مشکلات و موانع شتافتند،  و برای برپایی دنیایی بهتر و زندگی نوین هزاران خطر را به جان خریده اند،  و خستگی ناپذیر و شجاعانه به میان حوادث رفته،  و از بین آن همه هول و خطر و گرداب و تباهی سرفرازانه گذشته و سر انجام به هدف والای انسانی رسیده اند.  تاریخ در واقع بیانی است از یک جنگ بی پایان میان دو دشمن آشتی ناپذیر،  از یک سو،  مردم و گرسنگان بی باک که با روحیه آخته شان برای بدست گرفتن سرنوشت خود و زندگی بهتر و ساختن آینده انسانی،  رو در روی طرف دیگر حکومتها و شاهان که بعضاً شکم بارگان و چشم دریدگانی بودند،  که زیر بار مسئولیت شانه خالی کرده و از جان و مال مردم تغذیه میکردند،  و خون مردم را به شیشه کرده و به برتری خواهی و خود خواهی دست یازیده اند.  این جنگ بی پایان بین دو طرف متخاصم تاریخ،  سازنده جوهر اصلی تاریخ است.   تاریخ سرگذشت نامه ایست که به ما می گوید،  از دوره های دور تا امروز بر انسانها چه رفته است.

      ما می خواهیم با دانستن گذشته های انسان و شناختن شکست ها و پیروزی های آن در تاریخ،  به شناخت خود انسان تاریخی برسیم،  و بدانیم که آنچه امروز به نام جامعه انسانی داریم چیست؟  و در کدام دوره تاریخی بسر می بریم؟  و در این جنگ بی پایان تاریخی چه نقشی باید داشته باشیم؟  برای دست یابی به چنین نتایجی باید از تاریخ بدرستی بدانیم،  و درک کنیم واقعیت چه بوده تا بتوانیم برنامه ریزی های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی نماییم.  بنابر این لازم است،  تاریخ بشری را به دوره هایی تقسیم کرد از قبیل،  اول، اقلیم ها و بخش های جغرافیایی،  دوم، ملل و اقوام و گویشها،  و سوم، دین ها و مذاهب و سنتها.   پس از آن هر کدام را بنا به تخصص به تحقیق گرفته و با علت یابی پدیدها و تفسیر و تحلیل ریشه های آنها به جمع بندی هایی رسید.  تا بتوان علتها و معلولها را بدست آورد،  چون،  شکست ها، انحرافات، و انحطاط یک قوم و یا اقوام بشری و یا رمز پیروزی و آفرینش تمدنها و ملل در طول زمان چه بوده.

     آیا بدون داشتن مطالعه و تخصص لازم می توان در یکی از مسائل تاریخ بحث کرد؟

      پردازش ذهنی تاریخ

           برای رسیدن به امروز طبقات اجتماعی ایران،  بهتر است از دوران صفویه آغاز کنم،  قبل از صفویه تمام ایران بطور کلی در اختیار سازمان قبیله ای دینی بود.  قبایل اولیه در شرق ایران بزرگ یعنی نورستان، بدخشان، هزاره جات، در کوهستان های استان کرمان بودند،  که قابل ملاحظه نبود.  در دانستن از قبایل به ساختار های تاریخی اجتماع مراجعه شود.  در دوران صفویه با دادن تیول و وقف به صورت گسترده ایران را وارد فئودالی اولیه کردند،  برای همین در این دوره جنگ های داخلی مهمی صورت گرفت،  که همگی مقابله سازمان قبیله ای با فئودالی بود،  مانند شورش قندهار که قبیله های پشتون و کلزایی یا کلجایی حاضر نبودند، وارد سیستم اجتماعی فئودالی یا تسلیم آن شوند.  البته درس و مکتب فئودالی صفویه در دو موضوع عمده قرار داشت،  اول اینکه صفویه در ابتدا قبیله ای بود،  ولی وقتی وارد اصفهان شد دیگر اراضی طایفه ای نداشتند،  بنابر این مجبور بودند زمین های قبایل را تصاحب کنند،  کاری که اگستینوس در 15 قرن پیش در روم کرده بود.  این تصاحب تنها توسط جنگ امکان پذیر نبود،  بنابر این دینی می خواستند،  که بتوانند فئودالی را بر پایه های آن استوار کنند.  کتیبه معروف زنگنه وزیر در بیستون که اراضی بیستون را وقف سادات کرده معرف و یکی از دلایل آن است.

            دیگر اینکه دوران صفویه مصادف شد با ورود بورژوازی استعماری اروپایی که آنها می دانستند،  نمی توانند با قبیله ها باقی بمانند،  و به راحتی بکار استعماری بپردازند.  تاریخ هم نشان داده که قبایل دائم با استعمار جنگ داشتند،  البته در جنگ های استعماری سرزمین هایی که دارای سازمان قبیله ای بودند،  استعمار را شکست می دادند،  مانند افغانستان و عمان،  و سرزمین هایی که قبایل بدوی داشتند از استعمار شکست می خوردند،  مانند جنوب شرقی آسیا و آفریقا.  به همین جهت بورژوازی استعماری آموزش فئودالی شدن را به صفویه می داد،  دلیل آن چند صد نفر اروپایی و ارمنی مقیم در اصفهان و آثار بجای مانده از آنها بود.  خوانین فئودال برای حفظ موقعیت خود به کمک بورژوازی استعماری نیاز داشتند.  بالاخره در جنگ دائم بین سازمان قبیله ای و فئودالی اولیه در دوران صفویه،  سازمان قبیله ای بدلیل داشتن تشکیلات منظم مراتبی و دینی و گرفتن فرمان و کمک از مرکز اصلی این سازمان در مکه عربستان توانست صفویه را سرنگون کند.  پس از آن دو دوره تاریخی قبیله ای در ایران شکل گرفت و افشاریه و زندیه روی کار آمدند.  اما در زیر ساختار های جامعه،  دینی شکل گرفته بود که از فئودالی حمایت می کرد،  و در حال رشد بود و کشور را بسوی فئودالی می برد،  نمونه آنرا در مقاله اولین مسجد غاری جهان و شیخ محمودی در اینجا نوشته ام.  بنابر این دو حکومت افشاریه و زندیه که هر دو بر یک نوع رژیم یعنی سازمان قبیله ای استوار بودند،  سریع سقوط کردند،  و جای خود را به پادشاهی قاجاریه فئودالی دادند.

      ابتدای تاریخ پادشاهی قاجاریه در ابهام و دروغ های فراوان تاریخی است،  که امیدوارم محققین تاریخی بخش تأسیس پادشاهی قاجار را بررسی نمایند،  و اینهمه دروغ را از آن پاک نمایند و واقعیت ها را بیابند.  فئودال اولیه در زمان قاجاریه رشد کرد و به تشکیلات فئودالی رسید،  در تشکیلات فئودالی،  فئودالها و خوانین سلسله مراتب داشتند و هرم بودند، که رأس آن شاه بود.  سازمان قبیله ای در اطراف ایران کنونی به میزان 20 درصد باقی بود،  در افغانستان70 درصد،  در تاجیکستان و ازبکستان و ترکمنستان 90 درصد،   و در عراق 60 درصد باقی ماند،  البته این آمارها در جایی ذکر نشده و تحقیقات مستقل می باشد،  و در صورت تقاضا مشروح می نویسم.  استعمار هم از این دو طیف مهم تاریخ اجتماعی ایران بزرگ ،  که در یک جمع بندی تقریباً با قدرت مساوی بودند،  حمایت می کرد تا بتواند یک نزاع دائمی در کشور ایجاد کند.  در آن زمان شیعه از تشکیلات فئودالی و سنی از سازمان قبیله ای حمایت می کرد،  که این خود به توازن قوای متخاصم در ایران بزرگ دامن می زد.  در آن زمان هر چند بظاهر ازبکستان در اختیار خانات خودش بود،  و عراق در اختیار عثمانی،  ولی روابط اجتماعی و ارتباطی در تمام ایران بزرگ بهم وصل بود.

      در میان این دو قدرت اجتماعی یعنی تشکیلات فئودالی و سازمان قبیله ای،  رابطه ای در حال شکل گرفتن بود،  که خرید و فروشها و تجارت را در دست گرفته و باعث گسترش و بیشتر و پر جمعیت شدن شهر ها می شد.  شهر هایی که تا آن زمان جمعیت آنها کمتر از ده هزار نفر بود و انرژی خود را از فئودالی یا قبیله ای می گرفتند،  به ناگه در دوره قاجاریه رشد کرده و جمعیت آنها تا ده برابر گردید،  و شکل نو از تاریخ اجتماعی ایران را پدید آورد.  نو بورژوازی از نیمه دوم قاجار به دو علت،  آموزش گرفتن از بورژوازی استعماری،  و نیاز بر طرف کردن تجارت بین دو متخاصم فئودالی و قبیله ای بخوبی رشد کرد.  نو بورژوازی تعصبی در نوع دین نداشت فقط به درآمد فردی می اندیشید.  از نیمه قاجار نو بورژوازی،  ایران را پر از کاروانسرا های زیبا کرد،  و از هر طرف کاروان های بزرگ در حال رفت و آمد بودند،  در صورتی که کاروانسر های ساخته شده دوران صفویه همگی در جهت زیارت مراکز شیعه بودند.  مردم در طیف های اجتماعی توانستند با چیزها جدید که تا آن زمان نمی دانستند و نداشتند و محروم بودند آشنا شوند،  و این نیز سبب حمایت توده ها از نو بورژوازی را بدنبال داشت.  در نهایت این نو بورژوازی توانست اولین انقلاب بورژوازی در قاره کهن را در ایران سازمان دهد،  که انقلاب مشروطه نام گرفت.  بورژوازی استعماری ترسید موقعیت خود را از دست دهد، بهترین و قوی ترین کار گزاران و چهره های استعماری و نیروها و تیوریسین های اجتماعی خود را وارد میدان کرد.  و توانست کودتایی را سازمان دهد،  و نو بورژوازی ایران را که تازه و کم جان بود،  و بشدت از طرف فئودالی و قبیله ای مورد تهاجم بود شکست دهد.  و همچنین توانست اشخاص مهم تاریخی ایران را که بخشی از آنها در دوره های اول و دوم و سوم مجلس شورای ملی بودند کنار بزند،  منجمله پدر بزرگ مرا که در راه راستی نوشته ام.

      رشد بورژوازی ایران در سایه کامل بورژوازی استعماری در دوران رضا شاه پهلوی ادامه یافت،  خود شاه درکی از بورژوازی نداشت،  و ذاتاً علاقه به فئودالی داشت،  بنابر این نتوانست در سایه بورژوازی خارجی مانور دهد،  بیشتر به ضبط و جمع کردن روستاها و املاک و اموال بسبک فئودالی مشغول بود.  سازمانها و تشکیلات حکومتی را که می توانست مستقل از استعمار بچیند و سازمان دهد،  فقط با تمایلات فئودالی قرار داد،  اما خود او زیر ساخت فئودالی زمان قاجاریه یعنی دین مربوطه را قبول نداشت،  که این تضاد او را به پستوی گرم و نالان آفریقایی فرستاد.  با اندک فضای آزاد که در دوران جنگ دوم جهانی بوجود آمده بود،  بورژوازی ایران بسرعت رشد کرد،  و وارد دوران محمد رضا پهلوی شد.  شاه و تیوریسین های حکومتی آنقدر سواد نداشتند که تشخیص دهند،  زیر ساخت دینی فئودالی باقی مانده در جامعه،  در حال مبارزه با بورژوازی بی پروایی است،  که زیر سایه استعمار قرار دارد،  در تولد در تاریخ تلاش های بورژوازی در این دوران را نوشته ام.  او در یک تحلیل اشتباه به جای فراهم کردن فعالیت دانایان و روشنفکران در جامعه،  اقدام به اصلاحات ارضی نمود،  و به ناگه توده مردم را در شرایط عدم تشخیص هویت خود قرار داد.  این زیر ساخت های جامعه در سال 57 به انقلاب انسانی ایرانی دیگری انجامید،  و بورژوازی لجام گسیخته که شناختی از فرهنگ و جامعه نداشت زمین خورد،  ولی بزودی روز همان شد که بود.

      بدلیل امکانات ویژه اواخر قرن 20 و اوایل 21 ،  تغییرات سریع در جریان است،  درک و شناخت آن نیز سرعت پردازش ذهنی می خواهد،  که همراه استفاده از تکنولوژی اطلاعاتی باشد.  در یک رشد سریع،  از ابتدای قرن 21 بورژوازی قرن 20 ایران به حاشیه رانده شد،  و سرمایه داری لجام گسیخته ای جای آنرا گرفت.  البته دانستن تفاوت سرمایه داری با بورژوازی مهم است،  در هیچ کتابی و جایی نتوانستم تعریف و تحلیل های درست و خوبی از آنها بدست آورم،  امروز لازم است عالمان اجتماعی که امکانات وسیع در اختیار دارند،  واژه های نوین و تعریف های صحیح از بورژوازی و سرمایه داری و دیگر مراحل و طیفها ارایه دهند.  این عزیزان کتاب های 400 و هزار صفحه ای ننویسند،  بلکه مطالب خود را در وبی جامع و قابل مطالعه و دسترسی قرار دهند،  و خوهشاً به احتکار علم دست نزنند.

      امروزه جامعه ایران شامل اندکی سرمایه دارانی است،  که در عرصه جهانی وابسته به سرمایه داری نو امپریالیستی می باشد.  یک درصد هم بورژوازی حاشیه رانده شده که تمایل به سرمایه داری سنتی جهانی دارد،  این سرمایه داری از ابتدای قرن 21 جای خود را به سرمایه داری نو امپریالیستی داده،  توضیح در استعمار و امپریالیسم.  حدود 50 درصد جامعه میکرو بورژوازی می باشند،  که کاملاً در حاشیه قرار گرفته اند،  اینها جایگاه واقعی اجتماعی خود را گم کرده،  نیاز است تعریف جدید برای آنها ارایه شود،  نوع تعریفی که در سخن وبلاگ توضیح داده ام.  آنها کسانی هستند که مالکیت تولید و کار خود را دارند،  و خود یا با چند کارگر دائم و فصلی کم و بیش کار و کاسبی و درآمدی نسبی دارند.  حدود نیمی از مردم در طبقات اجتماعی پایین دست مالی و سقفی هستند،  که شامل کارگران و کشاورزان جز و بیکاران و نیازمندان است.  بسیاری از آنها تحت تأثیر ادامه نفوذ طبقات بازمانده دوران فئودالی هستند،  یا جایگاه اجتماعی خود را در ابهام می دانند یا نمی شناسند.  بنابر این می بایست پردازش علمی اجتماعی و یا تحلیل و تعلیل های جدید و با شرایط علمی قرن 21 از جامعه ایران کنونی صورت گیرد،  و این بررسی ها باید در وب باشد،  و مرتب به روز شود،  تا تغییرات قرن سنت گریزی را بتوان در آن اعمال نمود.

      خواهشمندم این مقاله را علاقمندان و متخصصین تاریخ اجتماعی،  تیوریسین ها و برنامه نویس های اجتماعی،  در صورت تمایل مطالعه نمایند،  بنظرم مطالبی است که لازم می شود بدانند.  افرادی که علاقه و دانشی در تاریخ اجتماعی ندارند وقت خود را تلف نکنند،  و از خواندن و نظر دادن خود داری نمایند،  و اگر اشتباه وارد این وبلاگ شده اند،  خواهشاً خارج شوند.  همچنین تمنا دارم متعصب های نژادی، سیاسی، دینی مطالب و مقالات انوش راوید را نخوانند،  این وبلاگ فقط جهت پیش برد علم جغرافی ـ تاریخ می باشد.  در صورتیکه به هر شکل این وبلاگ در اینترنت از بین رفت در جستجو گرها بنویسید، انوش راوید،  و دوباره بیابید.  آماده ام در صورت تقاضا مطالب متنوع و جدید در تاریخ و تاریخ اجتماعی بنویسم. 

      تاکنون نوشته شده که تاریخ اجتماعی ایران فراز و نشیب های فراوان داشته است،  اما در واقع اینگونه نبوده،  با درک واقعی از تاریخ اجتماعی ایران متوجه می شویم،  که رشدی مطابق تمام قاره کهن داشته،  و حتی از بقیه قاره در تکامل پیش بوده است.

   چرا ادامه دارد

      تمامی مطالب وبلاگ انوش راوید،  شامل ادامه دارد می باشد،  زیرا این مقالات گوشه کوچکی از زیر مجموعه علم جغرافی ـ تاریخ است،  و برای علم پایانی نیست.  عزیزان برای دریافت ادامه مطالب می بایست به صفحه نخست مراجعه نمایند.  روزی نیوتن قانونی برای جاذبه نوشت و دویست سال می پنداشتند همان است،  بعد انیشتین قانونی و فاکتوری آورد و باز پنداشتند دیگر همان است و تا کنون اشتباه فهمیده و خیلی اشتباه بوده است.  اکنون در قرن 21 متوجه شده اند،  هر چه گذشتگان که دانشمندان بنامی بوده و گفته اند اشتباه بوده،  و هر چه علم جلو تر می رود،  تازه می فهمند که هیچ از جاذبه نمی دانند.  علم جغرافی ـ تاریخ هم همین گونه است،  خواهشاً مپندارید آنچه که می دانید واقعیت و تمام علم است،  و همه چیز تمام شده است.

   چاپ کتاب نه

      زمین دارد زیر پای ما حرکت می کند،  بارها در این باره گفته ام و در قرن سنت گریزی کاملاً توضیح داده ام،  دیگر زمان چاپ کتاب برای زمینه های تخصصی نیست.  چند صد سال پیش یک دانشمند در تمام علوم می گفت و می نوشت،  تا اینکه به قرن تولید انبوه 20 رسید،  و همه مردم می خواستند در تمام علوم بدانند،  و خود را جای دانشمند قرن های گذشته قرار دهند.  اما در این قرن بخاطر گسترش و عمق دانش امکان ندارد،  کسی از تمام علوم بخواند و فرا گیرد،  فقط لازم است اطلاعات عمومی به اندازه مورد نیاز تخصص خود بداند.  بنابر این اشخاص متخصص و دانش جویان در زمینه دانش وبلاگ انوش راوید به راحتی در تمام گیتی دسترسی به این وبلاگ دارند.  در وبلاگ دانش سریع تبادل نظر و نو نویسی و طراحی می شود،  در صورتیکه در کتاب ضمن مخارج سنگین این امکان نیست،  و با قطع درخت و تولید کاغذ جهان را به تخریب و انقراض نزدیک می کند.

   پاسخ چند پرسش فصل گذشته

   پرسش:  درباره صحت و درستی تألیفات آقای ناصر پور پیرار نظرتان چیست؟

   پاسخ:  بارها در وبلاگ نوشته ام که هر شخصی می تواند در هر علمی نظراتی داشته باشد،  ولی در نهایت باید فرهنگستان یا مجمع آن علم را تأیید موقت کند.  همچنین بارها نوشته و توضیح داده ام که به دلایلی نمی توان کتاب های دینی و مسلکی،  شعری و داستانی را پایه علم جغرافی ـ تاریخ دانست.  در آن نوشته ها اصول و فرمول های تاریخی و تاریخ اجتماعی به هیچ عنوان رعایت نشده و نمی تواند مورد قبول من باشد.  همچنین بارها نوشته ام که می بایست محیط دمکراسی را رعایت و حفظ کرد،  عدم دقت در موارد ذکر شده نابسامانی در علم را در پی خواهد داشت.

   پرسش:  شما چه اصرار دارید بگویید حمله اعراب دروغه؟

   پاسخ:  در وبلاگ جنبش تاریخ را تحلیل و بررسی می کنم،  سپس با داده های واقعی در تاریخ و تاریخ اجتماعی،  دروغ ها را شناسایی،  و با تحقیقات جدید که در کارگاه فکر سازی توضیح داده ام،  به نگارش تاریخ نوین می پردازم.

   پرسش:  چرا پس از ورود اسلام به ایران (البته اگر به زور نباشد) به یکباره اسامی عربی در ایران به شدت رایج شد؟

   پاسخ:  رایج شدن اسامی عربی و آرامی و نبطی و غیره در ایران طی مدت هزار سال از نیمه حکومت اشکانیان تا ابتدای سلجوقی زمان برد،  یعنی دقیقا در تمام مدت هزاره اول میلادی.  عجله نکنید و تحمل داشته باشید به زودی مقاله تاریخ نام در ایران را می نویسم.

   پرسش:  چرا به یکباره زبان ایرانیان که زبان پهلوی بود به زبان فارسی کنونی تغییر یافت؟

   پاسخ:  این هم طی هزار سال فوق اتفاق افتاد،  به تاریخ زبان در ایران مراجعه و پیگیری نمایید.

   پرسش:  مگر ایرانیانی که در آن زمان زندگی میکردند دیوانه بودند،  که یکدفعه فرهنگ و هویت غنی خود را کنار بگذارند و فرهنگ! عربهای قبایل بیابانگرد .... (جمله ای غیر قابل نوشتن) را قبول کنند؟!

   پاسخ:  ایرانی ها فرهنگ خود را کنار نگذاشتند بلکه آنرا به تمام مردم قاره کهن دادند،  زیرا این سرزمین در میان قاره و مرکز ارتباطات و تمدن آن قرار داشت و توانسته بود طی تاریخ از این راه به برتری تمدنی دست یابد،  زمانی که مردم ایران در تمدن سازمان قبیله ای زندگی می کردند بقیه قاره در تمدن قبایل اولیه بودند.  برای درک این موضوع لازم است وبلاگ را کامل مطالعه و پیگیری نمایید.  به هیچ عنوان تمدن و فرهنگ غنی از تمدن پائین دست تاریخ اجتماعی شکست نمی خورد،  به ساختارهای تاریخی اجتماع مراجعه نمایید.

   پرسش: مگه دو بیتی معروف فردوسی رو درباره اعراب نخوندین؟

   پاسخ:  همیشه در تاریخ جنگ و ستیز میان دو تمدن وجود داشته،  قبایل اولیه با سازمان قبیله ای می جنگید،  نو فئودالی با سازمان قبیله ای،  تشکیلات فئودالی با نو بورژوازی و غیره.  بیشتر این جنگها به تمام یک سرزمین و مردم مربوط نمی شد که دلایل در تاریخ اجتماعی دارد،  ایران نیز در مسیر رشد و تکامل تمدنی قرار داشت بنابر این اختلافات وجود داشت و دائم زد و خورد اتفاق می افتاد.  همانگونه که بارها نوشته ام کتاب هایی دینی و داستانی صرفاً منابع تاریخی حساب نمی شوند بلکه نیاز به تحلیل دارند،  با مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید کلید و رمز بررسی های تاریخی را بدست آورید.  در ضمن به تعریف شاهنامه مراجعه نمایید.

   پرسش:  مدتی پیش در چند سایت خوندم که در نزدیکی شهر سلیمانیه عراق پوست پاره ای از جنس آهو مربوط به سیزده قرن پیش پیدا شده،  در آن از حمله اعراب به شهر زور اشعاری سروده و برخی از بیتهای آن چنین است،  نیایشگاه ها ویران شد،  اتش ها خاموش شد،  عرب های ستمکار خراب کردند،  روستاها را تا شهر زور زنان و دختران را به اسارت گرفتند.   نکنه این هم دروغه؟  اصلا تحقیق کنید که این حقیقت داره یا نه؟

   پاسخ:  امروزه ساختن و پرداختن این چیزهای تاریخی نما برای پول خیلی رونق گرفته است،  به هیچ عنوان قابل قبول نمی باشد و از طرف منابع علمی چنین پوستی تأیید نشده است.

   پرسش:  شما که می گویید حمله مغول دروغ است،  پس کتابهای تاریخی مثل تاریخ جهانگشای جوینی که از حمله مغولان سخن گفته از کجا آمده است؟

   پاسخ:  در دروغ نامه هایی به نام کتاب تاریخ توضیح داده ام،  مطالعه نمایید و اگر پرسش دیگری بود پاسخ می گویم.  همچنین در خود مقاله دروغ حمله مغول از چگونگی ساختن این دروغ و نوشتن کتابها توضیح داده ام،  من یک پرسش از شما دارم،  آیا از اصالت آن کتاب می دانید؟

   پرسش:  آیا سرزمین هایی که در زمان قاجار و پهلوی از خاک ایران جدا شدند،  قابل بازگشت هستند؟  و اگر هستند،  چگونه انجام پذیر می باشد.

   پاسخ:  ظاهراً از نظر جغرافیای سیاسی غیر ممکن است،  اما با بر پایی قاره کهن و پیمان های مختلف تجاری و فرهنگی،  نزدیکی هایی حاصل می شود که خیلی عالی است،  به مقاله قاره کهن مراجعه نمایید.

یادی از هفته نامه مغان

       نیم قرن پیش هفته نامه سیاسی و اجتماعی به نام مغان به صاحب امتیازی و سردبیری  آقای غلامرضا یحیی منتشر میشد،  مرحوم غلامرضا بزرگترین عموی انوش راوید بود،  که فرزند مرحوم حاج میرزا حسین می باشد.  در آن زمان و شرایط فشار مطالب تند و تیز علیه شاه وقت و استعمار خارجی مینوشت،  و خوانندگان بسیاری داشت،  و هر هفته تیراژ آن افزایش می یافت.  اما حکام وقت نمی توانستند این تیغ قلم را تحمل کنند،  و بعد از 25 شماره و با زور چماق و اتکا به گروه های فشار دست پرورده اجنبی،  نشریه وزین مغان را تعطیل کردند.  ولی امروزه مردم قهرمان ایران عزیز با تلاش گسترده پیشبرد علوم و دانش نو و فرهنگ شکوفا،  و همچنین کسب آزادی ملل و مبارزه با دشمن استعماری بیش از یک هزار نشریه و یک میلیون وب منتشر می کنند،  و در اختیار دارند،  و هرگز نمی خواهند به زمان نفوذ استکبار باز گردند،  و تنها یک نشریه چون هفته نامه مغان داشته باشند.  ایرانی شاد و پویا قرن 21 را پیروز مندانه خواهد پیمود.

   شما دوست دارید کدام سری نشریه قدیمی داشته باشید؟

  کلیک کنید:  پرسش و پاسخ در باره شبهات دروغ حمله اسکندر مقدونی

  کلیک کنید:  پرسش و پاسخ در باره شبهات دروغ حمله اعراب بیابانی

  کلیک کنید:  پرسش و پاسخ در باره شبهات دروغ حمله چنگیز مغول

  کلیک کنید:  پرسش و پاسخ در باره شبهات عمومی وبلاگ انوش راوید

     انوش راوید  Anoush Raavid

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com

چلاسر تا لندن و رم

   هیچ نامه ای ندارم

      چه زندگی خوبی نه نامه ای درب خونه می یاد،  نه خیری از اخبار و تلویزیون و رادیو و تلفن است،  همه مردم با هم فامیل و دوست صمیمی هستند.  خبرها و صحبتها از خوراکی های خوشمزه طبیعی است،  نه پول نه کارت اعتباری نه قبض و...  از کرایه خانه و اجاره اینجا و آنجا،  از اتوبوس و تاکسی خبری نیست،  درب خونه ها و باغ های بی دیوار همیشه بروی آدم بازه.  نیازی نیست که تلفن زد و خبر داد،  که می خواهی یه سری بری پیش این و اون فامیل و دوست.  از دمکراسی خبری نیست،  چون ابزار اون اینجا وجود نداره،  اینجا خود واقعیت دمکراسی است.

      خاله عزیزه رفت بسمت طویله تمیزی که مخملک و شوشک اونجا زندگی می کنند،  شیر و چند تا تخم مرغ از اتاقک به به و تونم و مامیشه بیاره،  برام صبحانه طبیعی و رایگان و مهربون درست کنه،  عزیزه خاله خوب و مهربون باغبان متل چلاسر است،  قبلاً یکی دوبار پیش او اومدم و گاهی هم تصمیمی می گرفتم مهمان های متل چلاسر رو اینجا بیارم که نشد.  دنبال خاله عزیزه به سمت طویله رفتم،  حیوانات خوشگل و ناز در اطراف با نگاهی که خبر از شادابی و سر زندگی طبیعی آنها می داد،  منو برانداز کردند،  بیشتر از همه دادی گربه خوشگل و تکی سگ مهربان دور و برم بودند.  گویا اینجا حیوانات زندگی دمکراتی کنار هم دارند،  و مانند ضرب المثل قدیمی که می گه بهشت آنجاست که کسی را با کسی کاری نباشد،  واقعاً آنها بهشت خودشان را دارند.

      خاله دم درب طویله گفت،  فریدون تو داخل نشو این طویله جادویی،  اگر بیایی ممکنه یه دفعه بپری جای دیگه،  گفتم خاله عزیزه شوخی نکن من خرافاتی نیستم و نمی ترسم.  ولی خاله عزیز لبخند ژوکندی زد و گفت،  اینجا هیچ کس دروغ نمی گه،  دیگری را منع نمی کنه،  و مزاحم نمیشه،  فقط از من گفتن.  با دیدن طویله گفتم خدایا چه طویله قشنگی چقدر تمیزه،  نگه داشتن این خیلی زحمت داره.  خاله تخم مرغها و ظرف شیر را که به ستونی آویزان کرده بود،  برداشت و گفت برم و از طویله خارج شد و رفت.  انگار یه دفعه بیرون را مه گرفته بود خاله عزیزه تو مه ناپدید شد،  خوب اینجا کوهستان البرز مرکزی از ییلاقات چلاسر و جل است،  بیشتر اوقات کوهها سریع در چند لحظه مه زیبا و دلفریب می گیرند،  چیزی که مهمان های متل چلاسر عاشق این منظره هستند،  البته این مه باعث خوشحآلی من هم شد.  از طویله خارج شدم و داد زدم خاله عزیزه کجا رفتی چقدر هوا جالب شده،  به ناگه در آن فضای مه گرفته مردی را مقابل خودم دیدم که به زبان انگلیسی می گفت میشه 50 سنت،  گفتم یعنی چه من من خاله خونه خاله عزیزه هستم،  مرد با انگلیسی گفت هندی بلد نیستم 50 سنت بده یا پلیس خبر می کنم،  وای خدای من چه خوب شد،  که من در انگلیس درس خونده و دانشگاه رفتم و زبان انگلیسی بلدم،  با خودم اما بلند گفتم،  خاله خاله تو راست گفتی جادویی بود.

      به مرده با انگلیسی گفتم اینجا کجاست؟  گفت تو مگه با اون اتوبوس توریستی نیامدی،  ماندم که چی بگم گفتم آخه من کمی فراموشی دارم،  لب و لوچه ای کج کرد و گفت مزرعه توریستی هرلیون.  تو بره بازدید از طویله باید 50 سنت بدی،  یه هزار تومنی از جیب در آوردم و به او دادم و گفتم این بیشتر می ارزه و پرسیدم اتوبوسه کجاست؟  با اشاره اش بسمت اتوبوس رفتم.  صحبتی با راننده کردم و اون گفت باشه با ما بیا لندن میشه 15 پوند.  اینا گذشته من هوس صبحانه رایگان خاله عزیزه رو داشتم و گشنه ام بود،  خوب در هر صورت خدا را شکر هفتاد هشتاد هزار تومن تو جیبم داشتم،  بره خرید پشم و نمد برده بودم کوه،  رفتم با ده پوند یه صبحانه بی رمق انگلیسی خوردم.  تو فکر بودم که چی شد و چرا؟  فکرم به جایی نمی رسید و نمی تونستم کاری هم بکنم،  مدارک شناسایی نداشتم،  ولی مهم نبود تو لندن همه چیز برام مهیا بود،  حداقل پول هواپیما نداده بودم و راحت رسیدم انگلستان.

      اتوبوس تا غروب راه نمی افتاد رفتم تو ده یه گشتی بزنم ابتدا دو نفر از من پرسیدند،  کدام قسمت می خواهی بروی تا ما تو را راهنمای کنیم،  یاد آغوز حال خاله عزیزه افتادم تا از کسی چیزی نپرسیدی کسی از تو چیزی نمی پرسد،  چون تو مهمانی.  گفتم تشکر خودم بلدم،  کم کم مه بر طرف شده بود،  انگار فقط می خواست من پیش خاله مهربان نباشم.  درب همه خونه های ده بسته بود،  ولی چند چای خونه و کافه باز بود گفتم بی خیال بری طرفشون الکی باید ده بیست پوند بدی.  در انتهای کوچه ای تابلو زده بودند،  که پارک اقامتی جنگلی فقط با 20 پوند برای یک شب.  خدای من هر کجای سرزمین بزرگ ایران چادر بزنی و بمانی از پول دادن خبری نیست،  که هیچ همه مرد به آدم خدمت می کنند،  یادم آمد با انوش راوید مدتها دور ایران را می گشتم،  در همه جا مردم ما را مهمان می کردند و کلی مهربانی.

      چقدر اینجا متفاوت است،  قبلاً که جوانتر بودم و در لندن تحصیل می کردم به این موضوع چندان فکر نمی کردم،  این اختلافات خیلی مهم است،  چه بسا جوان های دیگر هم به این مهم توجه نمی کنند.  حالا تازه دوزاریم افتاد،  که این جادوی طویله خاله عزیزه بره این بود،  که من این تفاوت ها را با این شرایط به خوبی درک کنم و دیگران را آگاه نمایم،  خدای من آقتاب هم که نیست به سرم زده باشه پس معما همینه.  خلاصه تا غروب گشتم و موقع سوار شدن دم اتوبوس برگه ای دادند و پرسیدند،  که اگر مشکلی بود و ناراحتی داشتید،  بگویید تا بر طرف نماییم.  گفتم دمکراسی تون همینه،  هر جا پول می گیرین و کلی مزاحمت و هر جا هم که لازم باشه فوری پلیس و غیره، البته تو دل خودم گفتم چون اگه بلند می گفتم حآلیشون نمی شد.

   چلاسر تا لندن و رم

      تو اتوبوس یه جایی نشستم،  قبل از حرکت راننده آمد و 15 پوندش رو گرفت،  اندک پولمو تو رستوران اینجا پوند کرده بودم.  گویا این تور یه روزه است،  که معمولاً یکشنبه ها تو اروپا زیاده،  و ساعت 8 شب می رسه لندن.  آخرین مسافر اتوبوس یه خانم مسن هم سن و سال خاله عزیزه بود،  که با اشاره راننده پیش من نشست و با لبخند ژوکندی دیگری با من سلام کرد،  تو دلم گفتم شماها تمام وجود تون همین یه خنده الکی است. اتوبوس حرکت کرد،  به فکر فرو رفتم حالا باید چکار کنم،  بهتره برم خونه دوستم بابک سدری،  اون تو یه محله خوب لندن خونه داره،  بابک بوشهری است،  و پدرش تو کار صادرات و واردات و خرید و فروش سدر و این چیزاس.  با انگلیسها خیلی سرو کار دارند،  تو بوشهر خیلی سر شناس و پولدارن،  پدر بابک می خواست که اون مثل انگلیسها تربیت و بزرگ بشه،  ولی بابک جون تو جونش بکنن مثل من ایرانی و با روح ایرانی است،  خیلی زندگیش شبیه منه.

      ساعت 9 شب به خونه بابک رسیدم اول منو با لباس و کفش کوه دید خیلی تعجب کرد،  و گفت:  تو ایمیل قبلی ات گفته بودی ایرانی!  اگر براش می خواستم واقعیت رو بگم زیاد باور نمی کرد،  و منم خسته و بی حوسله بره توضیح دادن بودم.  گفتم بعداً می گم،  بابک مثل خاله عزیزه خیلی مهربونه،  دیگه چیزی نپرسید و شروع به پذیرایی کرد.  بعد از دوش و پذیرایی رفتم سراغ کامپیوترش،  دیدم وای خدای من همین جمعه شب تو دفتر انوش ایمیلم چک کرده بودم ولی الان می بینم 40، 50 تا نامه دارم،  گفتم خوش بحال قربانعلی شوهر خاله عزیزه اون تا حالا هیچ وقت نامه ای نداشته.  در هر صورت چاره ای نیست تو دو تا زندگی گیر افتادم،  یکی روحم که می گه برو پیش قربانعلی که هیچ وقت نامه ای نداشته باشی یا همین که هست.  اولین کارم این بود که بره انوش تعریف کنم چه شده انوش منو قبول داره می دونه که همیشه راست می گم و صاف و صادقم.  بهش بگم مدارکم که تو گاو صندوق دفترشه ور داره بره تو طویله خاله عزیزه بیاد لندن،  بعد پشیمون شدم چون انوش حرفمو گوش می کنه،  و از بدشانسی ممکنه تو یه طویله وسط آفریقا سر در بیاره.

      اینو بی خیال شدم فقط جریانو براش نوشتم،  انوش خیلی چیزا می دونه شاید بتونه کمکی و کاری کنه،  با بی حوصله گی و مجبوری دو ساعتی وقت پای اینترنت صرف کردم.  دو تا عزیزم هم لاله همسرم و آبان پسر 6 ساله ام ایتالیا پیش مادر و پدر لاله هستند،  بره اون دو عزیزم هم نوشتم که نگران نباشن بره کاری فوری اومدم لندن!.  وای خدای من به این مثلث مسخره بی قواره فکر می کنم،  چلاسر و لندن و رم.  دیر وقت شده بود،  رفتم خوابیدم بیشترین امیدم به انوش بود،  که ببینم چیزی به فکرش می رسه،  که از این وضع خیلی عجیبه نجات پیدا کنم،  ولی سریع خوابم برد.  صبح بابک رفته بود،  ما قبلاً خیلی خونه هم رفت و آمد داشتیم و راحت بودم.  دوباره رفتم پای کامپیوتر چون می دونستم باز هم خیلی نامه دارم،  ایمیل انوش رو دیدم با خوشحآلی اول از همه بازش کردم اینو نوشته بود:

     سلام فریدون جان،  چطور هستی امیدوارم لاله جان  آبان زبل خوب باشن،

 فریدون اون خانم مسنی که آخر از همه اومد و تو اتوبوس پیشت نشست باید بری ببینیش رمز و راز باز گشتت یا رفت به رم بنظرم دست اونه،  اون جفت روحی عزیزه خانمه،  در این باره نمی تونم بیشتر توضیح بدم بعدن تو وبلاگم می نویسم،  برو ببینشن چی میشه.  فعلاً خدا حافظ به امید دیدار

    راستی اینو بگم تو این چند روز هیچ مسافر تازه ای نیومده متل چلاسر،  اوایل تیر امسال شمال خیلی گرم شده،  شنیدم لندن هم خیلی گرمه.  اینم بگم بچه های کوچه از نبودنت استفاده کردن و ریختن همه انجیرای درختها رو خوردن.  رفتی  رم به آبان بگو که دلم براش خیلی تنگ شده.   یکی دیگه یادم اومد اینم بگم،  باغبونت هم می بینه نیستی اصلاً از پمپ استفاده نکرده،  و بنظرم آب نداده چون سطح آب استخر تکون نخورده.  اینهم از نتیجه دنیای امروزه،  یاد ادمها و کشاورزای قدیمی بخیر،  چقدر وظیفه شناس بودن.  یه باره دیگه خدا نگهدار.

      با خوندن نامه انوش کامپیوتر و نامه های دیگه رو بی خیال شدم،  یه دست از لباسای بابک رو پوشیدم،  رفتم بسوی آدرسی که پیرزنه تو اتوبوس بهم داده بود.  خوبه دور ننداخته بودمش،  یه آدرس تو یه محله فوق العاده ثروتمند لندن با اتوبوس و تاکسی 12 پوند،  برام خرج برداشت.  چه خونه بزرگی مثل یه قصر می مونه اگه این جفت روحی خاله عزیزه است،  این کجا و آون کجا.  درب باغ را زدم بدون پرسو جو در باغ باز شد،  وقتی به دم درب ساختمان رسیدم،  مرد لاغر و بلند بالایی هم زمان درب را باز کرد،  و گفت بفرمایید با کی کار دارید؟  گفتم:  با خانم ایزابل گفت در سالن تشریف داشته باشید،  تا به ایشون بگم.  خانم ایزابل آمد و با هم سلام  احوال پرسی کردیم تصمیم گرفتم به او بگم خاله ایزابل،  که خوشش آمد.  خاله ایزابل خیلی با سواد بود مقابل من رو مبل نشسته و با هم صحبت می کردیم،  آقای بلند بالا هم پذیرایی می کرد.

      خاله ایزابل گفت ما در اروپا بویژه انگلستان همه باهم غریبه هستیم،  ولی شما ایرانی ها همه با هم دوست و صمیمی هستید.  حتی تو انگلستان مردم با هم دعوای* خیابانی نمی کنند،  همین دعوای خیابانی نوعی صمیمیت اجتماعی است.  می گویند انگلستان و اروپا دمکراسی دارد،  ولی فقط برای حکومتی ها و سرمایه دار هاست.  دولت عده ای رو با حقوق های خوب در استخدام دارد،  و به وسیله اونا دارند به مردم و جامعه جهانی ظلم می کنند.  دارند با ترفند های مختلف همه ثروت جامعه رو به حساب های خودشان می ریزند،  و با کمک تبلیغات رادیو و تلویزیون مردم را اغفال می کنند.  تا می توانند در باره همه چیز دروغ به مردم و جامعه جهانی می گویند.  همین جور داشت می گفت،  و من کم کم داشتم درباره دانایی انوش شک می کردم،  پیش خودم گفتم این خاله ایزابل کجا و خاله عزیزه کجا،  اون که اصلاً از این حرفها بلد نیست،  اونوقت انوش می گه جفت روحیشه،  نمی دونم و نفهمیدم!!.

      یه دفعه خاله ایزابل گفت:  برویم گل خونه را به شما نشان بدهم،  بنظرم از این صحبت ها خسته شده اید.  تو دل خودم گفتم الان من گلخونه نمی خوام،  ولی نمی دونم چرا دنبالش رفتم،  در گوشه حیاط یه گل خونه خوشگل بود،  که با شیشه های تار پوشیده بود،  و دربش از پی وی سی شیشه ای بود.  درب را باز کردم داخل گل خونه انگاری باغ بهشت بود،  خیلی گل و گیاه های قشنگ و کمیاب داشت،  کف آن هم مرمر سفید بود.  خاله ایزابل بیرون مشغول ور رفتن با یه درخت شد،  و من بره دیدن داخل گل خونه شدم،  چون علاقه زیادی به طبیعت داشتم،  اصلاً  گرفتاریم یادم رفت.  درب فنری بود و پشت سرم بسته شد،  چند دقیقه محصور تماشا شدم،  که گفتم خاله آلیزابت رو صدا کنم،  برام از این گل و گیاه ها بگه.  درب گل خونه رو باز کردم و ناگه گرمای زیادی بهم خورد،  بیشتر از گرمای داخل گل خونه،  بجای حیاط پر از مرمر سفید و سبز و گل های قیمتی،  وای من من من تو حیاط خودمو تو رم هستم،  ای وای چی شده اون آبان،  آبانه داره می دود و می یاد پیش من می گه بابا بابا،  اومدی!؟  اه وا انوش،  تو راست گفتی.  ولی چرا خاله ایزابل انگلیسی مثل خاله عزیزه ایرانی بمن نگفت گلخونه جادوییه؟!

* این گفتگو بین انوش و یک خانم مسن انگلیس بنام ایزابل در سال 1386 اتفاق افتاده که در این داستان وارد نمودم،  به گمانم منظور ایشان از دعوای خیابانی تظاهرات خیابانی بوده است.

  کلیک کنید:  داستان های تاریخی ایرانی

  کلیک کنید:  سفرنامه تاریخی به شمال ایران

  انوش راوید  Anoush Raavid

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ انوش راوید:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com

چرا بايد به ايرانی بودن خود افتخارکنیم

   تاریخ آثار ادبی و هنری و علمی ایران

   پیش گفتار

      در این دوره دشمنان تاریخی ایران با تهاجمات مجازی می خواهند بگوید،  که ایران فاقد تمدن و فرهنگ بوده و احمقانه می گویند،  شاهنامه و حافظ و گلستان و بوستان و انبوه آثار ادبی و فرهنگی و علمی ایران دروغ و یا ساخته و پرداخته یکی دو قرن گذشته است.  بدین جهت این صفحه را جهت پاسخ گویی به این دشمنان احمق ایجاد کرده ام،  و به مرور و در فرصت هایی هر یک از آثار هنری و تاریخی را تعریف می کنم.  کوشش بزرگان علم و ادب و گرد آورنگان آنها ستایش انگیز،  و فرهنگ ایرانی وامدار آنها است،  وظیفه ما پاسداری از آثار و ادامه راه آنها می باشد. مشروح و ادامه در اینجا.

    1 ــ   تاریخ شاهنامه

    الف ــ   شاهنامه بایسنقری،  در میان شمار بسیار شاهنامه های مصور و آراسته موجود در کتابخانه ها و موزه های جهان یکی از نامور ترین و شناخته ترین آنها شاهنامه بایسنقری می باشد،  این کتاب نفیس با چند ویژگی از نسخه های مشهوری چون شاهنامه دموت و شاهنامه شاه طهماسبی که قبل و بعد از آن پدید آمدند برتری دارد.  دو نسخه یاد شده قربانی آزمندی دارندگان آنها شده،  و شیرازه آنها از هم گسسته و برگ های آن را در گوشه و کنار جهان پراکنده شده اند.  اگر از چین افتادگی در متن آن بگذریم،  شاهنامه بایسنقری نسخه کامل و دست نخورده در میان شاهنامه های مشهور رده اول به شمار می آید.  دیگر آن که این نسخه از دیدگاه نفیس بودن و زیبایی و آراستگی در نوع خود کم مانند است.  ایران تا کنون دو اثر را در فهرست میراث مستند یونسکو به ثبت رسانده است،  شاهنامه بایسنقری و وقف نامه ربع رشیدی.

      نگارگری، تذهیب، تجلید و دیگر آرایه های کتاب با استادی تمام انجام گرفته و اگر از ضعف در خط نسخه آن هم به سبب همزمانی کتابت آن با آغاز تکامل قلم نستعلیق در گذریم،  این شاهنامه همه امتیازات لازم یک نسخه خطی را در خود دارد.  سومین امتیاز وجود مقدمه ای است،  که برای نخستین بار بر این شاهنامه افزوده اند،  ظاهراً به دستور بایسنقر میرزا که باید او را یکی از هنر دوست ترین شاهزاده های دوران مجموعه سلسله های ایرانی دانست.  دست نویس های متعددی از شاهنامه گرد آوری نمودند،  و مقدمه ای مفصل با تلفیق مقدمه های پیشین به این شاهنامه و نسخه های دیگر آن نوشته شد.  هر چند این مقدمه از نظر درستی مطالب تاریخی و متن خود شاهنامه از دیدگاه داشتن خطا های نوشتاری و افزودن اشعار الحاقی دارای نقاط ضعف بسیار است،  در هر صورت تدوین آن موجب رواج بیشتر شاهنامه در ایران و در سراسر جهان شده.

      شاهنامه فردوسی به قطع رحلی 26 @ 38 سانتیمتر،  شامل 700 صفحه،  هر صفحه 31 سطر هر سطر سه بیت به قلم نستعلیق کتابت خفی جعفر بایسنقر،  کتابت شده به سال 833 هجری قمری برابر 1430 میلادی بر کاغذ خانبالغ نخودی است. 

     شاهنامه با شمسه مذهب عالی حاوی کتیبه ای به قلم رقاع،  بر زمینه زرین شامل نام و القاب بایسنقر میرزا آغاز می شود،  صفحه های دوم و سوم نسخه شامل تصویر شکارگاه است،  و بر دو صفحه مذهب به نقش دو ترنج نام و القاب آن شاهزاده دیده می شود.  دو صفحه حاوی مقدمه منثور و نیز دو صفحه آغاز متن شاهنامه با حاشیه های مذهب مرصع آراسته و بین السطور آن ها طلا اندازی شده است.  نسخه را جمعاً با 22 تصویر آبرنگ بدون رقم نگارگر آراسته اند،  جلد این نسخه چرمی ضربی طلا پوش با دو حاشیه روغنی در بیرون و سوخته معرق طلایی بر زمینه لاجوردی در اندرون است.  این شاهنامه به شماره 716 در کتابخانه کاخ گلستان به ثیت رسیده،  و در سال 1350 خورشیدی به صورت چاپ لوحی در تهران منتشر شده است.

      عکس ها در اینجا  در ستون آرشیو موضوعی آن وب سمت چپ،  بر روی نامی که می خواهید عکس های آنرا تماشا کنید، کلیک نمایید.

توجه:  در صورت مسدود بودن وبلاگ به هر علت،  در جستجو های اینترنت بنویسید:  انوش راوید،  سپس وبلاگ و یا عکسها و مطالب مختلف را بیابید.

   چرا بايد به ايرانی بودن خود افتخارکنیم

      سرزمین وسیع ایران به دلیل قرار داشتن در چهار راه تمدنی و وسط قاره کهن که در ایران و ایرانیان نوشته ام،  امکانات رشد و انکشاف تمدن و فرهنگ و دانش را بهتر از بقیه نقاط جهان داشت.  وظیفه امروز جوانان ایرانی است،  که با هوشیاری راه گذشتگان را در مسیر سازندگی تمدنی و فرهنگی و علمی ادامه دهند.  بدین منظور مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید کمک بزرگی می تواند باشد.

      اولين مردماني كه سيستم اگو يا فاضلاب را جهت تخليه آب شهري به بيرون از شهر اختراع كردند ايرانيان بودند،  در آثار به جای مانده در شوش و تخت جمشید کاملاً آشکار می باشد.  می بایست توسط جوانان میهن پرست تحقیقات گسترده تری در این باره انجام پذیرد،  و نسبت به شناسایی آن طرح های زیر بنایی شهری باستانی به جهان اقدام شود.  اولين مردماني كه اسب را به جهان هديه كردند ايرانيان بودند،  که به نام اوستی یا اسبی معروف شدند،  اکنون در قفقاز به نام استان اوستیای شمالی و جنوبی در کشورهای روسیه و گرجستان قرار دارند.  این دواستان تقاضای خود مختاری و آزادی می کنند،  باید ایرانی ها در همه جهان آنها را دریابند.  اولين مردماني كه حيوانات خانگي را تربيت كردند،  و جهت بهره مندي از آنان استفاده كردند ايرانيان بودند،  در قدیمی ترین افسانه ها و اسطوره ها گفته شده است.  همچنین در آثار گورها و شهر های تاریخ ایران پیداست،  گاه دیده شده قطعاتی از آثار تاریخی نگهداری حیوانات به خوبی شناسایی نمی شود.  اولين مردماني كه مس را كشف كردند ايرانيان بودند،  در جیرفت و شهر های باستانی استان های مرکزی ایران آثار آن باقی است.  اولين مردماني كه روشن کردن آتش و استفاده از آن را در جهان كشف كردند،  ايرانيان بودند،  در آثار شهر سوخته و بسیاری از سایت های باستانی مشخص است.  اولين مردماني كه ذوب فلزات را آغاز كردند ايرانيان بودند، در شهر سيلك در اطراف كاشان و سایت های باستانی دیگر نمونه هایی از کوره های اولیه وجود دارد.  اولين مردماني كه كشاورزي را جهت كاشت و برداشت كشف كردند ايرانيان بودند،  رجوع به همان آثار شهرها و سایت های تاریخی شود.  اولين مردماني كه نخ را كشف كردند و موفق به ريسيدن آن شدند ايرانيان بودند،  آثار به جا مانده از نخ و پوشاک بسیار است،  که نمونه در هیچ جای جهان ندارد.  اولين مردماني كه سکه را در جهان ضرب كردند ايرانيان بودند،  به تاریخی سکه و پول مراجعه شود.  اولين مردماني كه حروف الفبا را ساختند، 7000 سال پيش در جنوب ايران، ايرانيان بودند،  رجوع شود به تاریخ خط و نویسایی در ایران.  اولين مردماني كه شيشه را كشف كردند،  و از آن براي منازل استفاده كردند ايراينان بودند،  در آثار تاریخی موزه ها و سایتهای تاریخی دیده می شود.

      و بسیاری موضوعات و اختراعات و اکشافات از ایران بوده،  که نیازی نیست همه آنها را در اینجا بنویسم،  زیرا این وبلاگ برای باز نویسی مطالب تاریخی نیست،  فقط گاهی این کار جهت روشنتر شدن انجام می شود.  در سخن وبلاگ شیوه کار وبلاگ را گفته ام که خواندن آنرا پیشنهاد می کنم،  و منتظر نظرات عزیزان برای پیشبرد اهداف می باشم.

   کلیک کنید:  معروف ترین کتیبه های ایران

   کلیک کنید:  هلنیسم دروغ دیگر تاریخ

   کلیک کنید:  پیدایش تحولات اجتماعی

   انوش راوید  Anoush Raavid

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com

نظر خواهی گوگل

       با درود

      همانگونه که همه عزیزان ملتهای قاره کهن می دانند،  اخیراً گوگل یک نظرسنجی ایجاد کرده مبنی بر انتخاب نام خلیج فارس یا خلیج عربی.  برای ما ملت های قاره کهن تمام مردم با هر زبانی،  عزیز هستند،  ولی در واقع نام خلیج فارس ریشه در تاریخ دارد.

      لازم به یاد آوریست چند هفته پیش تقریباً 150 هزار نفر رأی داده بودند،  و سهم ایران ها 79 درصد در مقابل 21 درصد بود،  اما امروز تعداد رأی دهندگان به بیش از 600 هزار نفر رسیده،  و سهم ایرانی ها به حدود 68 درصد کاهش یافته است.  عزیزان فوری وارد سایت زیر شوید،  کافیست روی نام خلیج فارس کلیک کنید.   لطفاً این متن را برای تمام دوستان و ایرانی های عزیز فوری بفرستید.       

      فوری کلیک کنید:

http://www.persianorarabiangulf.com/index.php

        *   *   *   *   *   *   *   *   *   *   *   *   *   *   *

  

  نام تاریخی خلیج فارس

    آیا می دانید گوگل چیست؟

    آیا می دانید امپریالیسم نو چیست؟

    آیا می دانید ابزار های امپریالیسم نو چه می باشد؟

    آیا می دانید ابزارهای و سلاح های دشمنان را چگونه باید از کار انداخت؟

    آیا می دانید گوگل با بسیاری از کشورها مانند چین، ونزوئلا و لیبی مشکل دارد؟

    آیا می دانید؟  آیا می دانید؟  ده ها و صدها پرسش دیگر در رابطه با امپریالیسم نو، ابزارها و ...؟

    مدتی پیش در بعضی موارد،  گوگل بی دلیل واقعی واضح و سر خود نام خلیج فارس را به خلیج .... تغییر داد،  و مورد اعتراض ایرانی ها عزیز قرار گرفت.  سپس از سیستم گسلی خودش جهت تولید اختلاف بین ملتها نظر خواهی ایجاد کرد،  که نسبت به تعداد شرکت کنندگاه نام را تعیین کند.  از ابتدا ماجرای این نظر خواهی من با آن مخالفت کردم چون گوگل چه کاره است،  که بتواند چنین کاری را سر خود انجام دهد،  و دوم اینکه اعراب بیش از پنجاه میلیون کامپیوتر دارند،  و ما کمتر از ده میلیون داریم.  اعراب امکانات وسیع تلویزیونی ماهواره ای دارند،  که چند صد کانال آزادانه برای آنها راحت برنامه پخش می کند،  و به خوبی می توانند در این قبیل موارد دست بالای تبلیغاتی داشته باشند،  و اینکه در کشور های عربی اینترنت آزاد و پر سرعت وجود دارد.  با این موارد متوجه می شوید،  که ایرانی ها در چه وضعیتی هستند،  فقط مردم کشور های حاشیه خلیج فارس در این نظر خواهی شرکت نمی کنند،  بلکه تمام مردم جهان در آن شرکت خواهند کرد،  و این نکته های مهمی برای گوگل است،  که در پرسش ها بالا مطرح کرده ام.  اعراب حدود 300 میلیون نفر هستند،  بدور از کینه توزی هایی که در طول تاریخ پانصد سال گذشته با دروغ های تاریخی که استعمار و امپریالیسم درست کرده اند،  آنها هم مثل ما مورد ظلم این دشمنان بشریت قرار گرفته اند.

      جمعیت بالای اعراب نسبت به ما ایرانیها دو دلیل عمده دارد،  اول دلیل جغرافیای،  آنها در سواحل دریاها قرار داشتند،  که خود باعث امکانات بیشتر برای گسترش و افزایش جمعیت بود.  ولی ایرانی ها در میانه قاره کهن و مسیر تضاد تمدنها بودند،  که به نوبه خود باعث تمدن و فرهنگ آفرینی شده که در ایران و ایرانیان نوشته ام.  در دوره استعمار و نو امپریالیسم قرن 18 و 19 بخش های بزرگی از ایران بزرگ جدا گردید،  مانند، افغانستان و کشور های آسیای میانه، اران و سرحدات و بلوچستان،  که آنها نمی توانند در این نظر خواهی شرکت کنند،  چون در افغانستان از کامپیوتر خبر خوبی نیست،  و آسیای میانه نیز خط متفاوت دارد،   همچنین در خود ایران و طی چند سال گذشته تلاش هایی در جریان است،  که حدود 30 درصد جمعیت کشور از این قبیل نظر خواهی ها دوری کنند.

      در مدت 30 سال گذشته جهان در یک حالت تک قطبی و تمدنی قرار داشت،  همه جا بورژوازی و سرمایه داری فرا ملی و بازار های بورس گسترده شد،  مطابق قوانین اجتماعی این موضوع نمی تواند ادامه داشته باشد.  با نگرشی به آهنگ تاریخ تمدن و ساختار های تاریخی اجتماع،  در این برهه،  تمدن به دو بخش عمده تقسیم می شود،  در سازمان آینده بینی توضیح داده ام،  تمدن هایی که بر انرژی کنترل دارند،  و تمدن هایی که بر انرژی کنترل ندارند.  بنابر این یکبار دیگر جهان دارد به دو بخش اصلی تمدنی تقسیم می شود،  یاد آوری نمایم،  همیشه در تاریخ برخورد کشنده بین دو تمدن اصلی صورت می گرفته است،  و تمدن پایین دست از بین می رفته.  ما نباید برای آینده پیش رو در تمدن پایین دست قرار داشته باشیم،  می بایست روشنفکران ایرانی تمام مردم قاره کهن را یکدل و یکدست نمایند،  تا بتوان در مقابل دشمنان ایستادگی نمود،  و از انرژی و ثروت خدا داد قاره محافظت کرد.  حالا شاید کمی متوجه شدید که ابزار های امپریالیسم نو برای چه در بخش انرژی جهان بازی می کنند،  برای بهتر متوجه شدن مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید پیشنهاد می شود.

      البته تمام ابزار های تمدن جدید دو طرفه هستند،  اگر آگاهی لازم در استفاده از آنها وجود داشته باشد بسیار برای طرف دیگر آسیب پذیر و خطرناک است.  در بخش تاریخ و تاریخ اجتماعی تا آنجا که بتوانم سعی می کنم آگاهی لازم را برسانم،  البته بدون کمک و یاری، نقد و پرسش های اینترنتی عزیزان کارم ضعیف می شود.  در بخش های دیگر منجمله کامپیوتر و اینترنت،  ترفند های این ابزاری را گرامیان دانشور فرا دهند،  بخش نشریات و برخورد های رو در رو،  و هر آنچه که لازم است،  می بایست برای این نبرد آینده سبقت دو تمدن انرژی مهیا گردد.  یکی دیگر از کار های ما این است،  که با شگرد های سازنده ایرانی اجازه ندهیم این زور آزمایی تبدیل به نبرد های مسلحانه و کشتار و خرابی شود،  بلکه باید در بالا ترین اندازه  دمکراسی و علمی باشد.

    گوگل چیست؟

      برای مقابله با دشمنان تاریخی ایران بزرگ و قاره کهن غیر از استعمار و امپریالیسم بلکه باید ابزار های انها را نیز شناخت.  یکی از مهمترین ابزار های آنها اینترنت است،  که با برنامه های چون گوگل به اقدامات جاسوسی و خرابکاری و کارشکنی در تاریخ اجتماعی مشغول هستند.  خود آنها در شعار رسمی گوگل به این موضوع اعتراف می کنند و می گویند:  سازمان دادن به تمام اطلاعات دنیا.

      گوگل شرکتی آمریکایی است،  که توسط دو دانشجوی دکترای دانشگاه استنفورد،  لری پیج و سرگئی برین،  در سال ۱۹۹۸ تأسیس گردید.  این شرکت خصوصی.... مشروح در کامپیوتر، اینترنت، ماهواره،

   در پاسخ به متن خلیج فارس و گوگل یکی از هم میهنان چنین نوشت:

  عزیزم بهتر نیست اون خلیجی که پر شده از شاش عرب و امریکایی اسمش همون خلیج عرب باشه؟؟؟  

     پاسخ انوش:  عزیزان خلیج فارس شاهرگ حیاتی ایران است،  توجه و دقت کنید زندگی همه ایران است،  تمام خورد و خوراک و پول و دار و ندار ما از در آمد نفت و خلیج فارس است.  اگر در 30 ، 40 سال گذشته با پول نفت هر کسی به نوعی،  از کار و تلاش، از زرنگی و دزی یا هر چیز دیگری درآمد داشته،  از خلیج فارس بوده.  زندگی و بود و نبود ایران و ایرانی به خلیج فارس وابسته است،  خیلی بیشتر از دریای خزر.  آینده مالی و آرامش زندگی فرزندان شما آینده ملت در گرو خلیج فارس است،  بدون خلیج فارس هیچ نخواهیم داشت.  آنها می خواهند با یک سری برنامه آینده انرژی جهان را در اختیار خود بگیرند،  سازمان آینده بینی را بخوانید.

        در صورت شکست ما در بدست آوردن اکثریت آرا برای نام خلیج فارس،  گوگل در برنامه هایش نام را عوض می کند،  و متعاقب آن نظر خواهی می کند،  سه جزیره تنب کوچک و بزرگ و ابوموسی ایرانی یا عربی است.  در ادامه نظر خواهی می کند،  که حوضه نفتی و گازی ایرانی یا انگلیسی، آمریکایی است،  و به همین سادگی با دست خود ما علیه ما مدرک سرهم می کند،  و چه بسا ماجرا های دیگری در پشت صحنه باشد.  از ابتدا من گفتم نباید در این قبیل ترفند های امپریالیستی به سادگی شرکت کرد،  من تا این موقع با این کار مبارزه نمودم،  ولی اینک می بینم که 400 هزار نفر از هم میهنان از شور میهن پرستی در نظر خواهی کذایی شرکت کرده اند، حالا مجبور هستیم با تمام قدرت وارد شویم،  باید از هر گوشی و کامپیوتری که می توان روی خلیج فارس کلیک کرد،  و گوگل را شکست داد.  این یک نبرد مجازی با اعراب نیست،  آن جوانان عرب هم چون ما میهن پرست و قابل احترام هستند،  ولی مطابق تاریخ استعماری بسادگی در ترفند ها گیر می افتند.

      در ضمن به آن نظر دهنده بگویم خلیج فارس تنها خلیج دنیا می باشد،  که با جزر و مد آب آن با آب اقیانوسها عوض می شود،  و آلودگی از فاضلاب به خود کمتر می گیرد،  در صورتی که شوری آن همیشه اندکی بیشتر از آب اقیانوس است.  همین قدرت جزر و مد منبع تولید انرژی می باشد،  که با نصب چندین توربین تولید برق می توان بی درد سر و کم خرج بیشتر از هر نیرو گاهی برق تولید کرد.

   کلیک کنید:  تخریب و انقراض

   کلیک کنید:  طبیعت و تاریخ

   انوش راوید  Anoush Raavid

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com

قانونهای اینترنتی

   نگرشی نوین به قانون اینترنتی

      وضع قوانین که برابر فرمول های تاریخ اجتماعی قرون گذشته باشد،  برای آینده ای نوین کار بی ارزشی است،  قوانین امور جاری قرن نو می بایست با مفاد جامعه شناسی نو هماهنگ باشند.  برای وضع قوانین جدید دانشورانی می خواهد،  که درک از تمدن جدید را داشته باشند،  تمدنی که هر روزه متفاوت و با تغییرات ناپیوسته است.  تکیه بر قوانین گذشته جهت هماهنگی برای ایجاد قانون های آینده امکان پذیر نیست،  و مطمئن خسارت سنگین در تاریخ اجتماعی و جامعه شناسی ببار خواهد آورد.  همچنین ندانستن تحولات قرن سنت گریزی و مشابه دانستن موضوعات جدید با قدیم فقط حرکت بر عکس در مسیر تند باد اجتماعی است،  که نتیجه همان خسارت می باشد.  وظیفه قانون گذاران است،  که با جدیت دنیای نو را بشناسند فرمولها و مقررات جاری در جامعه بشری را در نظر داشته باشند،  تا بتوانند قانونی وضع کنند که در آن خطا حداقل باشد.

      مدتی است از عدم آگاهی بعضی از مسئولان،  برای آقای مهندس علیرضا شیرازی  صاحب امتیاز محترم سایت بلاگفا مشکلاتی پیش آمده،  که باعث نگرانی بیش از یک میلیون بلاگر و روشنفکر ایرانی شده است.  در واقع موضوع آن مشکل اصولاً و اصلاً به ایشان ارتباطی نداشته،  و این نشان می دهد،  که هر آن هر یک از بلاگر های ایرانی ممکن است،  دچار آن نوع مشکل شوند.  شاید شخصی در نظرات وبلاگ من نشر اکاذیب نماید و عدم آگاهی مسئولی در قانون باعث شود،  آنرا به عهده من انداخته،  و همان بساط عجیب و قریب در قرن انفجار اطلاعات و ارتباطات انجام پذیرد،  که متعاقباً آبروی کشور به مخاطره می افتد.  این را باید توجه داشت که در این مورد و یا مشابه،  آقای مهندس علیرضا شیرازی تنها نمی باشد بلکه تمام جامعه بالای فرهنگی و پیش روان تمدن نو با او درک و احساس مشترک داشته.  اگر به اشتباه و یا چیز دیگری خسارتی متوجه ایشان شود،  این جماعت میلیونی به کمک او می آیند.   اگر قرار باشد بی دلیل خسارت مادی پرداخت شود،  تمام این جماعت میلیونی بصورت نمادین،  مثلاً صد تومان را در پاکت پست معمولی گذاشته و ارسال می کنند،  یا هر چه که ایشان صلاح بدانند.

      در واقع دنیای امروز گذشته نیست،  کاملاً متفاوت است،  شاید هنوز در بعضی موارد سیر و سلوک قرن قبل وجود داشته باشد،  اما چنین برخورد هایی،  جدّییتی نو را برای ابراز دانایی قرن 21 می طلبد.  وظیفه سران جامعه پیشرو ایران است،  که با سکندری رفتن بعضی که مسئولیتی هم دارند مبارزه کنند،  و آنان را جهت سرپا  و هماهنگ شدن با جامعه یاری دهند.  در این قرن نمی توان اینترنت و قدرت آنرا نادیده گرفت،  شخص در مقابل کامپیوتر خود تنها نیست،  با هزاران هزار نفر در ارتباط است،  کسانی که شاید با او در مواردی هم عقیده نباشند،  اما در این محیط دمکرات در کنار یکدیگر و با هم هستند.  دیگر توانایی های بالای اینترنت به کار های روزمره مربوط می باشد،  مثلاً پرداخت یک قبض آب یا برق در بانک حدود یکهزار تومان خسارت به بانک و دولت و شهر می خورد،  اما با اینترنت این رقم هیچ است.  امروزه دولت و بانک، ادارات و آموزشگاه در خانه است،  بنابر این باید آن عده جا مانده در قرن گذشته را که با قوانین و فرم های قبلی بسر می برند بیدار کرد،  و ایران را در جهت اهداف نوین دولت پیش برید.

      قانون جرایم رایانه ای که در واقع باید قانون جرایم اینترنتی باشد،  نیازمند تعریف های گسترده امروزی است،  تا این موج نو رشد یابنده را در کنترل در آورد،  نه اینکه میان پره های گردونه آن له شود.  ما در قرنی زندگی می کنیم که می بایست برای هر نام و واژه، فعل و فاعل، و غیره تعریفی باشد،  مدت زمان اعتبار و انقضاء داشته باشد،  شورای نگرشی، مسئولین رسیدگی، کارشناسان و صلاحیت آنها تعریف شود.  به چه دلیل و چه کسی می تواند شاکی باشد،  مرجع تشخیص چه گونه است،  متهم چطور،  تفاوت خطا و جرم چیست،  و ده ها و صدها پرسش دیگر باید در این قانون جواب داده شود.  در این زمان سرعت تحولات،  نمی شود نفری یا جمعی فاکتوری یا نسخه ای را بپیچند،  همانگونه که در سخن وبلاگ نوشته ام این قبیل کارها می بایست توسط دانشوران علوم مربوطه در فرهنگستان دانش انجام شود.

  کلیک کنید:  تخریب یا انقراض

  کلیک کنید:  تمدن ایران

 انوش راوید  Anoush Raavid

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com

برخورد جدی با تاریخ

   تاریخ مهاجرت انسان اولیه

       بعضی از تحقیقات می گویند، انسان از جهش ژنتیکی درست شده،  بعضی دیگر میگویند که از تکامل میمون به نیمه میمون و به انسان است، ولی هیچ کدام از این دو داستان تا کنون علمی ثابت نشده است.  در هر صورت این دانش جدا از خواست این وبلاگ می باشد،  اما دانستن خلاصه ای از بخش مهاجرت انسان های اولیه از آفریقا به قاره کهن و آسیا برای این وبلاگ لازم است.  وبلاگ انوش راوید برای گذر از دانش محدود قرن های گذشته و رفتن به آینده ای نوین است،  که در آن دانش و تحلیل و تحقیق بدور از دروغها و اوهام و جهل حاکم است،  آینده ای که دانش در آن تصاعدی رشد می کند،  نباید در گذشته بود باید فکر و اندیشه را جلو کشید.

      حدود 80 تا 100 هزار سال پیش شمال قاره آفریقا آب و آبادی بیشتر و بیابان و کویر مانند امروز کم بوده،  به همین جهت تمرکز هایی از انسان  Homo sapiens در آنجا پدید آمدند،  که از مرکز آفریقا به آنجا مهاجرت کرده بودند.  حدود 70 تا 80 هزار سال پیش قبیله هایی از این انسان ها در طی مدت 10 تا 20 هزار سال از صحرای سینا گذشتند و به قاره کهن وارد شدند.  در محل های جدید طی مدت 10 تا 30 هزار سال،  قبایل متعددی از این انسانها شکارچی گرد آورنده تشکیل گردیدند،  و مطابق ذات گردشی انسان و نیز برای غذا به بخش های دیگری از قاره ها رفتند و پراکنده شدند.  طی مدت 10 تا 20 هزار سال بخشها و قبیله هایی جدید که از قبایل قبلی جدا و یا ترکیب شده،  در سراسر نیم کره شمالی پراکنده گردیده بودند.  60 هزار سال پیش دوران یخبندان بزرگ در نیمه شمالی آغاز گردید،  آنهایی که برای خوردن ماموت و گاو در نیم کره شمالی بسر می بردند،  در مدت یخبندان بسمت جنوب مهاجرت کردند،  بسیاری نیز در اثر یخبندان تلف شدند.  آن عده از شمالی ها که باقی مانده بودند مدت 10 تا 20 هزار سال جهش ژنتیکی یا نقص پیدا کرده و بور و سفید رو شدند،  و با تمایل جنسی به نمونه های جدید،  و تکرار در نسلها تأثیر بیشتر گذاشته شد.  40 هزار سال پیش بعد از دوران یخبندان بزرگ گروه هایی از جنوب به سیبری رفتند،  تا گوزن و اسب و کرگدن قطبی بخورند،  آنها شواهد خود منجمله ابزار های شکار را در موزه آرمیتاژ یادگاری گذاشتند.  این گروه ها در ادامه مسیر گردش و مهاجرت بدنبال شکار می رفتند تا اینکه 15 تا  12 هزار سال پیش حدود یخبندان جوانتر از برینک گذشتند و به آمریکا رفتند.  سپس آنها 5 هزار سال پیش در مرحله پیشرفته شهر کارال پرو متوقف شدند.

      در دوران یخبندان بزرگ سطح آب دریا ها بدلیل کشش آب توسط یخچال های شمالی کاهش پیدا می کند،  و دریای سرخ تا سواحل عربستان تا حدودی به یکدیگر نزدیک می شود،  و قبایل دیگری که در اثر زمان و مکان تغییراتی داشتند، 50 تا 60 هزار سال پیش از عربستان گذشته و از تنگه هرمز خلیج فارس که به ساحل آنطرف چسبیده بود عبور می کنند.  آن قبایل عموماً از کناره های ساحل بطرف هندوستان و سپس به مالزی می روند،  گروه هایی از آنها با وجود کاهش سطح آب دریا ها بدلیل یخبندان در نیم کره شمالی توانستند از جنوب اندونزی بگذرند،  و در حدود 40 تا 50 هزار سال پیش به شمال استرالیا وارد شوند.  همچنین در تمام خاک اندونزی که بیک دیگر وصل بودند پراکنده شدند،  پس از پایان یخبندان و پیدا شدن جزایر اندونزی،  آنها در طول تاریخ دست نخورده ماندند. 40 تا 50 هزار سال پیش گروه هایی که از جنوب به چین رفته بودند با گروه هایی که از شمال آمده و بور و سفید بودند،  با عشق تمایل جنسی به سفیدها ترکیب شدند،  و 12 هزار سال پیش با سفال موزه شهر ژنگ پیان وارد تمدن شدند.

      در تمام مسیر های حرکت و سرزمین ها،  قبایل افزایش جمعیت پیدا می کنند،  عده ای در محل هایی که چند نسل در آن زندگی کرده می مانند،  قبایلی تجزیه شده و به مهاجرت های بدون گذرنامه و مرز،  با خوشی به این طرف و آن طرف می روند.  در ادامه و تمام مدت مهاجرت های اولیه،  انسان هایی که بصورت قبایل پراکنده در سراسر اروپا و آسیای و قاره کهن بودند،  با شرایط جدید زندگی،  آب و هوا،  خورد و خوراک های متفاوت،  جهش ها ژنتیکی یافته و رنگ و رویی متفاوت پیدا می کنند.  در دوران یخبندان قبایلی از شمال به سمت جنوب می آیند،  در ادامه مهاجرت های اقتصادی برای غذا،  قبایل با رنگ و روی جدید با هم ترکیب شدند،  ولی در بعضی نقاط که جنگل های انبوه و یا جزایر پراکنده بود،  ترکیب نشده و یا کم ترکیب تر مانده اند.  بدین دلیل است که مثلاً در جزایر دور دست اندونزی یا جنگل های هندوستان افرادی شبیه به آفریقایی وجود دارند.  ژنی به نام میتوکنتیار در تمام انسانها وجود دارد،  که وابستگی آنها را به یک مادر در افریقا می رساند.  با نگاه به درخت ژنتیکی انسان،  تنه آن درخت در آفریقا قرار دارد،  شاخ و برگ آن در تمام جهان پراکنده شده است.  اینجا لازم به یاد آوری است،  این نوع انسان که تنه درخت ژنی را تشکیل می دهد،  جد تمام نژاد ها می باشد.  شاخه ها و شاخک های خارج شده از تنه این درخت نژاد ها را تشکیل می دهد،  که می بایست در دانش جداگانه ای جهت علم پزشکی بررسی شوند،  و در کل به تاریخ و تاریخ اجتماعی این وبلاگ مربوط نمی شود.

      نوع دیگری انسان نما از 2 تا 3 ملیون سال پیش در گیتی وجود داشته است،  که  با پیدایش انسان امروزی نابود شده،  و این انسان بسیار قدیمی اختلافات بزرگی با انسان امروزی داشته است.  قبل از DNA  و ژن شناسی دانشمندان دیرینه شناس را به اشتباه می انداخت،  که گمان می کردند ابتدای تکامل همین انسان امروزی است.  البته گروه های نژاد پرست از ضعف علم در قرن گذشته استفاده می کردند،  و نسبت به برتری و جدا بودن نژاد خود خیلی شعار می دادند.  در هر صورت هنوز اول علوم پیدایش و آفرینش انسان می باشیم،  و ممکن است سالها تحقیق لازم باشد،  امیدوارم جوانان با هوش ایرانی در رشته های علمی مربوطه درخشش خوبی در جهان داشته باشند،  ادامه در اینجا.

   دروغها برای چیست

      انگشت شماری که خود را تاریخ دان می دانند در تلویزیونها بویژه نوع لوس آنجلسی ظاهر می شوند،  و از تاریخ ایران دانسته و ندانسته کلی پرت و پلا و دروغ می گویند.  روزی شنونده ای از همین ها پرسید،  که ایرانی ها در زمان هخامنشیان چگونه زندگی می کردند.  این مثلاً تاریخ دان که قیافه خیلی دانایان را بخود گرفته بود،  ابتدا گفت نوشته ای از آن زمان نیست،  ولی بلافاصله شروع به تعریف کرد و گفت،  مردم آن زمان از همه امکانات برخوردار بودند.  این تاریخ دان تقریباً تمام زندگی مدرن امروز غیر از بازار بورس را نام برد،  که در هخامنشیان به خوبی وجود داشته،  و مردم در سرزمین پهناور هخامنشی در رفاه کامل بودند،  که اسکندر وحشی و بی فرهنگ آدم کش آمد،  و همه چیز را بهم ریخت و مردم بدبخت شدند.  البته جملات احمقانه این تاریخ دان الکی نیاز به تفسیر ندارد،  مانند سرزمین وسیع و مردمی که در رفاه بودند،  به راحتی از وحشی و آدم کش سرزمین کوچک شکست می خورند.

      تمدن و زندگی بشر الکی شکل نمی گیرد،  زمینه های تاریخ اجتماعی و ابزار هایی نیاز دارد،  در ساختار های تاریخی اجتماع توضیح داده ام،  یکبار دیگر خلاصه می نویسم.  مردمی که در قبایل بدوی زندگی می کردند فرهنگ و زندگی خاص قبیله ای بدوی داشتند،  و البته نسبت به جغرافیایی که در آن زندگی می کردند تغییراتی داشت.  با ادامه رشد و تکامل فرهنگی،  مردم نقاط مختلف جهان در زمان ها و شرایط متفاوت وارد مرحله دیگر از تاریخ تمدن شدند.  سپس تمدن قبایل اولیه که مدت چند هزار سال با دوره هایی مانند سنگ،  تکامل آن زمان برد،  مردمی که در این مرحله تمدن زندگی می کردند،  دید و بینش و توانایی آنها در اندازه همان تمدن بود. سپس شاه خدایی آغاز گردید،  که تمدن و فرهنگ خاص خود را داشت که سلسله های فراعنه مصر و سلسله هخامنشیان هر کدام حدود سه هزار سال نمونه های آن است.  همین گونه دوره های سازمان قبیله ای با آغاز حکومت اشکانیان در جهان شکل گرفت،  سازمان قبیله های دینی که با آغاز اسلام شکل کامل گرفت.  نو فئودالی که با روم باستان حدود اوایل میلادی در اروپا شروع و در ایران با آغاز دوره صفویه و ورود استعمار آغاز گردید.  نو بورژوازی که از قرن 15 میلادی در اروپا با تعریف دروغ از رنسانس شروع و تا بورژوازی یا سرمایه داری پیشرفته کنونی ادامه دارد.  در تمام این دوره ها زندگی مردم در بخش تمدنی خودشان یک شکل بود،  البته تفاوتهای جغرافیایی قاره ای را باید در نظر گرفت.

      زندگی مردم در دو سرزمین جدا،  اما در یک نوع دوران تمدن که بسر می بردند،  اختلافات بزرگ نداشته است،  تفاوت ها بستگی جغرافیایی داشته،  ولی دیدگاه مردم در حدود یک نوع بوده.  ابزار های شناخت جامعه و کلاً زندگی،  برای مردم هر دوره تمدنی یک شکل بوده،  میزان طبقات اجتماعی با اندازه خاص خود کم و بیش داشته بود.  دانستن ابزار هایی که دیدگاه و جهان بینی انسان را برای تمدن و فرهنگ و رشد و تکامل اجتماعی استفاده می شده بسیار مهم است،  در کارگاه فکر سازی نوشته و ادامه می دهم.  یک تاریخ دان می بایست از دانش تاریخ اجتماعی بهره ببرد،  که بتواند تا حدودی به مسائل تحقیقات تاریخی جنبه واقعی بدهد.  در غیر اینصورت سرگردان داستانها و افسانه هایی دروغی می شود،  که به جای تاریخ برای بهره برداری استعمار گران یا ملی گرایی یا حقانیت دینی نوشته شده اند.  در صورتیکه فعالان اجتماعی،  واقعیت های تاریخ اجتماعی را ندانند،  و دور دروغ های تاریخی گردش کنند،  نمی تواند کار و تحلیل واقعی و درست انجام دهند.  در نهایت خود و جامعه را به اشتباه و گمراهی می اندازند،  در یک قرن گذشته از این اشتباه ها زیاد دیده ایم،  ولی در تمدن جدید نباید تکرار شود.

      اختلاف تمدن باعث برخورد های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی می شود،  که با مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید بسیاری را می خوانید.  مثلاً امروز درباره اتمی ایران می شنویم،  که در کشور آمریکای سرمایه داری باز مانده از آخرین مرحله سرمایه داری قرن 20،  می گویند ایران باید تحریم شود،  و کلی خط و شان می کشند.  ولی هیچ کاری نمی توانند انجام دهند،  زیرا سرمایه داری در آن کشور این اجازه را نمی دهد،  تمام جهان در ابتدای قرن 21 در سرمایه داری پیشرفته بسر می برد.  بنا بر این زمینه برخورد تمدنی پیش نمی آید،  شرکتها و بازار های بورس اجازه جنگ و ستیز نمی دهند،  چون امروزه در همه جا و همه کشورها یک شکل و گسترده هستند.  ولی در آینده برخورد اجتناب ناپذیر است،  زیرا بزودی جهان وارد سه تمدن دیگر می شود،  که کاملاً با هم اختلاف دارند برای آگاهی به سازمان آینده بینی بروید.

  بور پارسی است

     در تاریخ مهاجرت انسان اولیه از بور و سفید گفتم،  در زبان پهلوی بور (boor) به معنای سرخی مایل به قهوه ای و بوران (booran) به معنای گلگون و سرخ فام می باشد،  و از این روست که به افراد سرخ و سفید هم بور می گوییم.  در نام سرزمین های بسیاری این واژه بکار رفته است،  که شاید یک دلیل آن رنگ خاک و کوه های سرخ رنگ آن سرزمین ها باشد، مانند،  روستای بورآلان در آذربایجان غربی، روستای بوران نزدیکی آمل در استان مازندران، روستا های بوران علیا و بوران سفلی در استان اردبیل، روستای بوربور در استان همدان، روستای بورسر جنوب ایران در نزدیکی چابهار، بورک نزدیکی لردگان در استان چهارمحال و بختیاری، بورنجان در استان فارس، بورنگ در استان خراسان جنوبی، بوروی در سیستان و بلوچستان، بوری آباد در استان خراسان رضوی، روستای بوریان در استان خراسان شمالی.  

   * مطالب جالب توجه!

      هر وقت اعتقادات مردم هندوستان به دین و خرافات سنتی سست می شود،  به ناگه مرتاضی از آستین غیب بیرون می آید،  که هفته ها در زیر آب زنده می ماند،  یا سالها آب و غذا نمی خورد.  و امثال این چیزها و سپس هیاهوی تبلیغاتی که علم درباره درک این موضوع درمانده است،  ولی فرشته ها و پیامبران و عالم غیب در این کار دست دارند،  و سپس مردم ساده دل مطابق معمول اغفال دروغ های تاریخ می گردند.

      تلویزیون صدای آمریکا در تاریخ 18 خرداد 89  از اسحاق نیوتن تعریف می کرد،  و در هر جمله او را به عنوان دانشمند بزرگ و اندیشمندی که می توانست رمز آینده را از کتاب مقدس بگشاید نام می برد،  و می گفت که این خیلی خیلی دانشمندان پیش بینی کرده،  که در سال 2060 دنیا به آخر می رسد،  و کلی از این پرت و پلاها در آن فیلم ساختگی از نیوتن گفتند.  این تلویزیون رسمی صدای آمریکا فکر می کند مردم این دوره در قرن 21 مانند خودشان کودن هستند،  که این چرت و پرت ها را الکی و بدون دلیل و مدرک قبول کنند،  صرفاً گفتن از کتاب مقدس باعث اغفال مردم نمی شوند.  شاید برای عده ای سئوال پیش آید،  چرا در این زمان به این شکل می گویند،  که تا نیم قرن دیگر دنیا به آخر می رسد،  آنهم از تلویزیون رسمی بزرگترین دولت جهان.  در پاسخ بگویم،  همیشه از این ترفندها در تاریخ استعماری برای پیشبرد اهدافی استفاده شده است،  در گذشته ها مردم اغفال دروغهای تاریخی می شدند،  ولی امروزه با امکانات موج نو فقط خودشان احمق حساب می شوند.  اینجا لازم به یاد آوریست بسیاری از علوم و پایه های دانش از کشور های قاره کهن می باشد،  که از قرن 16 میلادی به اروپا رفته و در دوران بورژوازی طبقه بندی قابل بازار گردیده،  قبلاً در پست های وبلاگ مانند،  هلنیسم دروغ دیگر مشروح توضیح داده ام.

   صحیح نویسی در تاریخ

     یکی از اشتباه های مهم در تاریخ ندانستن اختلاف نوع رژیم ها می باشد،  سلسله، حکومت، شاهنشاهی، را بطور گسترده در همه مراحل تاریخ نام برده اند.  سلسله یعنی حلقه های بهم پیوسته، حلقه هایی که خود جدا گانه هستند،  ولی در یک جمع یا مجموعه قرار دارند،  در تاریخ به مصر باستان می توان گفت سلسله،  که رژیم شامل حلقه هایی بود که از یکدیگر جدا ولی در نهایت در جمع یک رژیم بودند.  سلسله هخامنشی که دوره های اول آنرا بدون شناخت کامل ایلام گفته اند،  از آن جمله می باشد،  که با تحلیل های ساختار تاریخی اجتماع هم خوانی دارد.  بنا بر این در وبلاگ و نوشته ها هخامنشیان را بعنوان سلسله نام می برم.  حکومت، به رژیم هایی گفته می شود که فرمان روایی دارند،  ولی فاقد مرکزیت و قبله گاه هایی مانند کاخ سلطنتی و یا تاج شاهی و امثال آن می باشند، در تاریخ رژیم اشکانیان از این قبیل است،  در این وبلاگ از اشکانیان به نام حکومت اشکانیان نام می برم.  شاهنشاهی،  به رژیم هایی گفته می شود،  که پادشاهی از خاندانی خاص در رأس امور است و فرزند او جانشین می شود،  در این وبلاگ ساسانیان را می نویسم شاهنشاهی ساسانیان،  پادشاهی قاجاریه، پادشاهی پهلوی.  در این وبلاگ سعی می کنم واژه ها و اسامی را با تعریف هر چند کوتاه بنویسم،  تا اندکی از درهمی های موجود در کتاب های تاریخی کم کنم،  برای اطلاعات بیشتر به لینکها مراجعه شود.  امید است عزیزان تاریخ نگار به این نوع موضوعات توجه نمایند،  و در جهت بهبود واژه های تاریخی اقدام کنند.  البته توجه داشته باشند،  اینکار تبدیل به بازی با کلمات نگردد.

   استعمار پیر با عصای زیر بغل 

      بنیاد تاچر قسمت‌ هایی از خاطرات خانم مارگارت تاچر،  نخست وزیر اسبق بریتانیا را منتشر کرد،  این بخش، یادداشت ‌های هشت ماه اول نخست وزیری او می باشد.  یعنی دقیقا دورانی که اکنون سی سال تمام از آنها می‌ گذرد،  و بنابر این از طبقه ‌بندی محرمانه خارج شده‌اند.  مارگارت تاچر در می سال ۱۹۷۹ به نخست وزیری بریتانیا رسید،  یعنی دقیقا سه ماه پس از وقوع انقلاب انسانی ایران در بهمن 1357.  از یادداشت ‌های منتشر شده بر می‌آید،  درست دو هفته پس از شروع به کار مارگارت تاچر، جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا از او می‌ خواهد،  به طور شخصی از رهبران جدید ایران بخواهد امنیت جانی یهودیان ایرانی را تأمین کنند.  تاچر این درخواست را نمی ‌پذیرد و استدلال می ‌کند،  که سفارت بریتانیا در تهران بر این باور نیست که یهودیان ایران با خطر فشار هایی سازمان ‌دهی شده رو به ‌رو باشند،  و هر گونه مداخله در این موضوع می‌ تواند به مخاطره‌ آمیزتر شدن وضع آنان منجر می شود.  زمانی که گروگان ‌گیری در سفارت آمریکا در تهران روی می‌دهد،  بار دیگر جیمی کارتر از تاچر می‌ خواهد دست به اقدام بزند،  و از جمله پیشنهاد می ‌کند بریتانیا شمار کارمندان سفارتش در تهران را کاهش دهد.  مارگارت تاچر یک هفته بعد پاسخ می ‌دهد:  بریتانیا شماری از کارمندان سفارتش در تهران را فراخوانده است،  اما در این لحظه باور نداریم که هر گونه کاهش دیپلماتیک کار سیاسی تلقی شود،  یکی از دلایل این است که تردید داریم،  تأثیر زیادی بر ایرانی‌ها داشته باشد.  دلیل دیگر نیز احتمال اقدام تلافی ‌جویانه نسبت به دیپلمات‌ های باقی‌ مانده است.

      لقب معروف مارگارت تاچر بانوی آهنین است،  برخی از یادداشت ‌های منتشر شده،  این روحیه او را بیشتر نمایان می‌ کند،  روحیه ای که از استعمار و امپریالیسم ساخته شده است.  بر اساس یادداشت ‌های منتشر شده،  تاچر دو سال پیش از آن که به عنوان اولین نخست وزیر زن در بریتانیا آغاز به کار کند در پاسخ به یکی از مشاوران می ‌نویسد:  دیر زمانی است به این نتیجه رسیده‌ام،  که غالب تصمیم‌ها را شخصا اتخاذ کنم.   بخش اول یادداشت ‌های مارگارت تاچر  بیش از ۲۳ هزار صفحه با ضمائم را شامل می‌ شود،  مقداری از آن بر روی وب‌ سایت بنیاد تاچر قرار گرفته است.  بخشی از آنها که مدارک دولتی به شمار می ‌روند،  به مرکز بایگانی ملی انگلستان سپرده شده است.  در مطالب یادداشت‌ های منتشر شده مسائل پیش پا افتاده هم می باشد.       

   امروز در تاریخ

      در گذشته ها،  سرعت تحولات و تعداد حوادث مهم سازنده تاریخ کم بود،  و کلّاً تاریخ در اصطلاح خود به زمان های خیلی دور اطلاق می شد،  در قرن 20 تارخ معاصر به جمع تاریخ پیوست،  اما در قرن 21 گذشته و تاریخ به نزدیکی زمان حاضر و عمر ما رسیده است.  به دلیل تکنولوژیکی و ارتباطی حوادث و سرعت تحولات بسیار زیاد شده،  همانگونه که در تمام زمینه ها درصد حرکت های بشری بیشتر گردیده خود بخود تاریخ هم چنین شده است.  برای درک بهتر این موضوع مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید پیشنهاد می شود،  و غفلت از این مهم قرن 21 باعث می شود فردی که برای آینده تلاش می کند،  در تاریخ خواهد ماند،  و کار او خیلی سریع قبل از اینکه به نتیجه برسد فسیل می شود.

      این روز ها جنگ و خشونت منطقه ایران بزرگ یا نام خاورمیانه ای استعمار ساخته را در بر گرفته است،  در لبنان آرامش سیاسی و امنیت اجتماعی و اقتصادی وجود ندارد،  عراق و افغانستان با بمب های خیابانی مردم بی گناه کشتار می شوند،  مردمی که برای ما ارزش دارند.  اختلافات سیاسی پاکستان و جنگ داخلی آن روز به روز وخیم تر می شود،  تاجیکستان و ازبکستان در بی کاری و مشکلات غرق هستند،  و اتفاقات ناگوار دیگر که آنها را تکرار نمی کنم، هر ساعت در اخبار و گزارشات روزانه می شنویم،  در این مقاله به تحلیل جغرافی ـ تاریخ می پردازم.  استعمار و امپریالیست از بدو پیدایش در طول تاریخ بارها به این نیم قاره لشکر کشید،  در بخش هایی بشدت شکست خورد و یا در تمامی سرزمین معدوم گردیدند،  آنها به ترفند هایی روی آوردند و با اعمال نفوذ در حکومتها و ایجاد تفرقه در ساختار های تاریخی اجتماع و یا سیاسی منطقه اقداماتی می کردند تا منافع بیشتری به دست آورند که در نهایت مخارج سنگین و شکست داشتند.  اینک امپریالیسم نو که از دانش جغرافی ـ تاریخ تهی می باشد و نمی تواند شرایط را علمی تحلیل و تعلیل کند،  در واقع مغز اصلی آن نرم افزاری است نه بشری.

      آنچه که منطقه را حساس تر کرده،  رشد اقتصادی و اجتماعی کشورهای روسیه و چین و هند و اقمار وابسته به اقتصاد آنهاست،  و مهمتر از همه اهمیت روز افزون نفت می باشد.  سی سال پیش یکی از چهره های امپریالیستی سابق نقشه ای از خاور میانه کشید و در آن احمقانه کشور هایی بر اساس قومها ترسیم کرده بود،  و او خیلی بی خرد تر از آن بود که بداند نیم قاره ایران بزرگ جغرافیای متفاوت با ریشه در تاریخ جهان دارد،  امپریالیسم هرگز قادر به تشخیص آن بازی خطر ناک نمی باشد.  توده مردم کشور های اروپایی و آمریکای شمالی بخاطر فراوانی دروغ های تاریخی و اجتماعی و اقتصادی در سردرگمی به سر می برند و در توهّمات مختلف مانند تغییرات اوبامایی دلخوشند،  اما روز به روز دارند متوجه می شوند که چه کلاه های بزرگی در تمام تاریخ سر آنها رفته است. 

    اینک ما ملت سرافراز ایران بزرگ باید با درک موقعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی،  خود را به شکوه  گذشته که در واقعیت های تاریخ نهفته است،  راهی نو در جهان بگشاییم و با نشان دادن توانایی در همه عرصه ها،  قدرت تاریخی خود را یکبار دیگر به حرکت در آوریم.  توانایی و قدرت الکی و بی جهت و بدون سابقه تاریخی در اندیشه توده های مردم و علم و دانش حاصل نمی شود،  ایرانی ها پر بار از این موضوعات هستند، فقط باید دروغ های تاریخ را دور بریزند و آنچه واقعیت ها بوده به تحلیل و تعلیل بگیرند.  دشمنان با دروغ ها همیشه می خواستند ایرانی را شکست خورده و ضعیف و متفرق نشان دهند،  که از این بابت سود ببرند،  منجمله ایران بزرگ را خاورمیانه و آسیای میانه نامیدند،  و بروی کاغذ ملت های تاریخی نیم قاره ایران بزرگ را دسته بندی دینی و نژادی کردند.  توده ملت ایران بزرگ بیش از هزار قرن در این نیم قاره که از فلات ها و دشت ها و دریا ها تشکیل شده در کنار هم یک دل و یک صدا بودند،  نوروز و جشنهای شکوهمند دلیل آن است.

      عده ای ساده دل و بی اندیشه به راحتی اغفال نفوذی های دشمنان تاریخی ایران شده،  و دسته های فاشیست، آنارشیستی، کمونیستی، ناسیونالیستی کنجی و یا دینی باب دل دشمنان تاریخی این سرزمین ایجاد کرده و در گوشه و کنار نیم قاره کار هایی می کنند،  که مخالف واقعیت های تاریخی است.  گاه افرادی بی دانش و تهی از درک واقعیت های تاریخی در جایی از جهان آب به آسیاب دشمنان تاریخی ایران می ریزند،  و با گفته ای، تالیفی،  و یا ترفند و لابی عمد و یا سهو به زیان ملت های قوی ایران بزرگ اقداماتی انجام می دهند،  که البته در کل تأثیری در روند حرکت اجتماعی تاریخی مردم ندارد.  جوانان عزیز و آینده نگر با کمی حوصله،  و مطالعه و پیگیری وبلاگ جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران براحتی می توانند،  مسیر ملی  را تشخیص دهند و دانش های اجتماعی، جغرافیایی، تاریخی خود را بالا ببرند.

    آیا تفاوت ناسیونالیسم واقعی را با مکتب های مختلف اجتماعی می دانید؟ 

   برخورد جدی با تاریخ

      از ابتدای جوانی به عشق دیدن و بررسی آثار تاریخی ایران،  همه جای این سرزمین زیبا و پاک و آفتابی را گشته ام،  سی و پنج سال پیش در اردیبهشت 1353 زمانی که بیست سال داشتم،  اولین گردش بزرگ علمی و تاریخی را برای یافتن شهر های برقیانوس یا دقیانوس و نیز لوت و راقیس و چند شهر دیگری که از آنها در کتابهای تاریخی و دینی نام برده اند،  اطراف کویر ها و بیابان های شکوهمند ایران را گشتم.  مسیر هایی که ممکن بود روزی آب روان داشته و امروز خشک شده باشند،  هر جا که ممکن بود زمانی شهری و آبادی بوده گشتم،  و اطلاعات تاریخی و تاریخ اجتماعی از دور و نزدیک جمع کردم که به مرور در نشریات منتشر نمودم و آنها را در این چند سال به وب منتقل کرده و می کنم.  در آن زمان جاده و امکانات بسیار کم بود،  بنا بر این برای گشتنها از موتورسیکلت ایژ روسی که مرکب بیابان های آسیایی بود بخوبی استفاده کردم،  و بهترین لذت و خاطرات را بدست آوردم.

      در آن سالها بیشتر توانستم آثار تاریخی را بررسی کنم و روستا ها و قلعه های مسکونی و تخلیه شده کویری را ببینم،  گردش های علمی که تا کنون ادامه داشته و خواهد داشت.  اما امروزه با جمع آوری اطلاعات جغرافی ـ تاریخی متوجه شده ام که شهر های تاریخی فوق در لایه های باستان شناسی شهر های دایر و آباد می باشند،  و دست یابی علمی به آنها در وضعیت کنونی امکان ندارد.   بسیار اوقات می شنویم هنگام ساخت و ساز در جایی به این لایه ها بر خورد می کنند، و شاید و گاهاً به اطلاع مسئولین باستان شناسی برسانند،  و اگر دانایی و عاقلی باشد آنها را بررسی و تدوین می کند.  در این دوره می بایست باستان شناسی و نگارش تاریخ و تاریخ اجتماعی،  بر اساس داده های علمی که بر گرفته از فرمول های جغرافی ـ تاریخ است،  برابر دانایی قرن 21 تدوین و طبقه بندی شوند.  یکی از مشکلات امروزی در این علوم،  مدرک گرایی و ذهن های آلوده به داده های دروغ های تاریخی است،  و نیز عدم کارایی دانشگاهی موجود و نبود سازمان های قرن 21 در علم جغرافی ـ تاریخ است.

      بدلیل محدود بودن تاریخ در مجموعه های دولتی و یا تحت حمایت شبه دولتی،  تحقیقات و کشفیات در چهار چوب مورد نیاز آنها انکشاف و گسترش یافته،  و این مسئله حذف دروغها و راه های نوین نگارش را سخت یا مسدود کرده است.  همچنین باعث گردیده به مقدار زیادی تولید اشیا و سکه های زیر خاکی تقلبی و خرید و فروش و قاچاق آنها فراهم آید،  که به نوبه خود در هم آمیختگی و پایین آمدن ارزش های تاریخی واقعی را به دنبال دارد.  با خلاصه شرایط ذکر شده،  ذوق و حوصله می خواهد تا علاقمندان جغرافی ـ تاریخ،  به دنبال واقعیت ها رفته و پایه های این علم را ضمن استفاده کامل از تکنولوژی و فن آوری های نوین ریخته و تفسیر های واقعی تر از گذشته ارایه دهند.  در گذشته برای اسم و رسم کتاب های زیادی از روی یکدیگر رو نویس و انبوه چاپ کرده،  و دروغ ها را با کمک مالی موارد ذکر شده دولتی سابق بخورد مردم داده اند.  با تخصصی و تخصصی تر شدن علوم در این قرن،  پیگیری و اداره سیستم گرایش ویژه فرد با وب امکان پذیر است،  که ارتباطات و تبادلات و تغییرات را به راحتی و سرعت در آن می توان منظور کرد،  تنظیم کتاب کاری قدیمی و از بین رفتن سرمایه و هدف است.

      در گرایشات جغرافی ـ تاریخ نیازی نیست که توده مردم کامل از این علم بدانند،  همانطور که بارها نوشته ام در قرن 21 هر شخص لازم است،  در توانایی های تخصصی خودش بیشترین مهارت ها را داشته باشد.  قشر فوقانی اداره کننده جامعه و مشاوران اصلی آنها می بایست آگاهی لازم در علم جغرافی ـ تاریخ داشته باشند تا بتوانند از گمراهی و اشتباه دوری کنند.  باید توجه داشت ویروس حتماً نباید از نوع خوکی و مرغی یا کامپیوتری بوده،  ویروس می تواند در رشته های علم جغرافی ـ تاریخ هم لانه کرده باشد،  بهترین آنتی ویروس و روش مقابله با این نوع ویروس های دروغ ساز و خطرناک،  مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید به نام جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران می باشد.  آیا طرح یا تزی برای تاریخ نویسی جدی دور از دروغ ها دارید؟

   احمق ها و تاریخ

      در ژانویه  2010 ژنرال آمریکایی در بی بی سی می گفت،  که جنگ جویان افغانستان خیلی قدرت دارند،  سریع هستند،  و به راحتی برای ما کمین می گذارند و ما را در تله می اندازند.  ما ماشین جنگی پر سر و صدا هستیم و آنها قدرت نظامی، چریک و پارتی زان آرام و سریع و زبده.  ما در افغانستان شکست خورده و زمین گیر شده ایم،  و هر چه بیشتر بمانیم و نیرو وارد کنیم،  بیشتر در باتلاق شکست افغانستان گیر افتاده ایم.  ما باید از تاریخ به درستی درس می گرفتیم،  و به افغانستان و عراق حمله نمی کردیم.  این ژنرال بسیار آه و ناله داشت،  و BBC همراه با فیلم هایی نشان داد،  که سربازان و نفرات و تجهیزات آمریکایی و انگلیس نابود شده بودند.

      باید به آن احمقها گفت شما اغفال دروغ های تاریخی شدید،  دروغ های حمله اسکندر مقدونی،  چنگیز مغول،  اعراب بیابان گرد و تاتار و غیره،  که پیش کسوتان استعماری شما به این دروغ ها شاخ و برگ داده و گسترده کرده اند.  شما شعور آنرا ندارید که از وبلاگ انوش راوید چیزی یاد بگیرید.  ملت های قاره کهن یک ملت هستند،   در طول تاریخ کنار یکدیگر و با هم بودند،  و مبارزان سترگند،  و در مقابل دشمنان خارجی بشدت می جنگیدند،  و هر گز در طول تاریخ،  هیچ نیروی خارجی نتوانسته به این قاره و به ویژه ایران بزرگ تجاوز کند.  احمقها شما یادتان رفته که در قرن های 18 و 19 سه حمله انگلستان به افغانستان چه شد،  یادتان رفته یا بی سواد هستید،  که نیرو های کاملاً مسلح انگلستان و هندی در خاک شمال خلیج فارس چگونه توسط اندک کشاورزان دلاور تنگستان نابود شدند.

      فقط برتری تمدنی و صدور آرام نو فئودالی و بورژوازی به قاره کهن و ایران بزرگ، که در دوران سازمان قبیله ای به سر می برند،  دشمنان و استعمار و امپریالیسم توانستند،   اندک موفقیت غیر نظامی بدست آورند.  هرگز در طول تاریخ کسی و قهرمان کذایی به این مردم پیروز نشد،  مردمی که در صورت حمله و جنگ به عبادتگاه و مسجد پناه نمی بردند که فقط دعا کنند،  و سپس قتل عام شوند،  بلکه عبادتگاه و مسجد و تمام کوچه ها و خانه ها را به دژ نظامی تبدیل می کردند،  مردمی که همیشه تاریخ آماده جنگ و نبرد با دشمنان خارجی بودند،  حتی به راحتی از میان ورزش های بیشمار محلی این آمادگی را می توان تشخیص داد.  دشمنان تاریخی ایران بزرگ بدانند مردم مبارزی که شجاعت و دلاوری، استدلال و منطق،  را جغرافیا و تاریخ در اختیار آنها قرار داده،  و در جاهای دیگر وبلاگ توضیح داده ام،  و مردمی از هر اندیشه چپ و راست و غیره از گذشته های دور از زمان هخامنشیان،  چریک و پارتی زان بوده و خواهند بود.

   سلام یا درود

      فردی می گفت که درود بی معنی است،  و سلام خوبه، یکی دیگر نوشت درود بگوید که زبان فارسی است.  عزیزان،  درود و سلام هر دو به یک معنی جا افتاده و جاری است،  همچنین تشکر و سپاسگزاری،  هر دو یک معنی را می دهد.  هیچ کدام از این انبوه واژه ها و لغات که از دیر باز در قاره کهن بکار برده می شود از زبان ملتی خاص نیست،  کسی بدرستی نمی داند، آرامی، نبطی، فارسی، عربی یا از دیگر زبان های این قاره است.  کلیه واژه ها، اسامی و لغات،  که توسط ملت های قاره کهن بکار برده می شود،  مختص همین قاره است،  و برای دانستن ریشه های آنها دانش واقعی زبان شناسی تاریخی لازم است.

      من در اکثر این قبیل موارد برای ساکت کردن اندک شمار نق زن های پر ادعا،  که حوصله دانایی قرن 21 را ندارند،  ضمن دلایل نویسندگی و کسب تبادل اینترنتی،  از همه واژه ها و یا ترکیبی از آنها استفاده می کنم.  ما باید هویت خود را در قاره کهن و وابسته به آن بنگریم،  باید وسیع تر فکر کرد،  و واقعاً اندیشه خود را گسترش داد.  دنبال بهانه های کوچک که این واژه عربی یا فارسی و ترکی است نباید بود،  اغفال این ترفند های احمقانه دشمنان تاریخی را نباید خورد.  در قاره کهن ما ایرانیان کاری بیشتر و بزرگتر از همه ملل و کشورهای این قاره داریم،  از بدو تاریخ ما در مرکز قاره قرار داشتیم و چهار راه بودیم،  بنا بر این در همیشه تاریخ وظیفه ما ایرانی ها برای حفظ تاریخ و جغرافیای قاره بیشتر بوده.

      ضمن حفظ آزادی قلم و اندیشه فکر خود را جهت مدیریت نوین قاره در جهان قرن 21 بکار برید،  و به خود اطمینان داشته باشید.  بعلل مختلف مردم این قاره سلامت جسمی و فکری دارند،  و به راحتی می توانند جایگاه مهم تاریخی قاره و ایران را بدست آورند.  انگشت شماری که در وبلاگ ها تفرقه افکنی می کنند،  و سعی دارند روشنفکران را به انحراف بکشانند،  بدانید وظیفه و شغل آنها این است،  با افشای این انگشتان بی اهمیت به جای مانده از دوران استعمار به پیش روید،  و معلم باشید و درس نگرش های نو به جهان و آموزش قرن سنت گریزی بدهید.  به تفسیر و تحلیل های عمیق و اصولی دست بزنید،  اینکه سلام،  فارسی یا عربی است،  گمراهی مطلق است،  الهام بخش جهان بوده و موج نو باشید.

    توجه ، تذکر انوش جهت اظهار نظر عزیزان:

      نظراتی که قانونی نشر اکاذیب محسوب می شود،  یا به مردم و ملل عزیز قاره کهن و ایران بزرگ اهانت می کند،  حذف می گردد.  آگهی وبلاگ هایی که نسبت به ملل و مردم قاره کهن و ایران بزرگ مسخره بازی کرده باشند،  حذف می گردد.  شکلک های زیادی که کندی عمل اینترنت می آورد،  حذف می گردد.  آگهی های مفصل و طولانی خلاصه می شوند.

      یاد آوری:  عزیزانی که می خواهند در تحقیقات تاریخی نوین همکاری نمایند،  خاطر نشان نمایم جنبش یک کار اینترنتی و مجازی است نه تشکیلاتی،  قبلاً در سخن وبلاگ و تعریف جنبش توضیح داده ام.  هر شخص به اندازه و فراخور دانش و توانایی خود اقدام به تحقیق از کتابها،  بازدید های علمی،  تحلیل های فراستی و غیره نماید،  و در نهایت در اینترنت منتشر کند.  در هر صورت اگر از من راهنمایی برای تحقیقات نوین در تاریخ و تاریخ اجتماعی می خواهید،  لازم است سن، گرایش مورد علاقه و محل زندگی خود را بنویسید تا بتوانم راهنمایی نمایم.  امید است روزی محققین تاریخ به آن توانایی برسند،  که بتوانند در محیط دمکرات فرهنگستان اینترنتی و مجازی تاریخ را تأسیس نمایند.  این قبیل نظرات خصوصی تلقی می شود و تأیید نمی گردد.

   یک خواهش دیگر:  عزیزان خواهشاً در نظراتی که می نویسید، جملات و پاراگراف های سئوالی، توصیفی، تحلیلی، خبری،  را از یکدیگر جدا نمایید.  وظیفه اهل علم و دانش است،  که ادامه قرن 21 را از درهم و برهمی نجات داده و حداقل اصول را در تمام جنبه ها رعایت نماید،  منجمله نگارش،  در صورت تمایل از کارگاه فکر سازی استفاده نمایید.  بسیاری از پرسش هایی که در نظرات می باشند این اصول رعایت نشده،  برای اینکه دیگران بتوانند در محیط دمکرات بهره ببرند،  مجبور می شوم خود پرسیش ها مشخص نمایم.  ولی نمی دانم با احساسات شخصی بعضی از نویسندگان نظرات چه کنم،  آیا سرچشمه این احساسات بازمانده از دوران قبیله ای است،  یا ژنتیکی می باشد؟

  کلیک کنید:  حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ

  کلیک کنید:  داستانهای تاریخی ایرانی

  کلیک کنید:  طبیعت و تاریخ

 انوش راوید  Anoush Raavid

 حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم  سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com