برخورد جدی با تاریخ
تاریخ مهاجرت انسان اولیه
بعضی از تحقیقات می گویند، انسان از جهش ژنتیکی درست شده، بعضی دیگر میگویند که از تکامل میمون به نیمه میمون و به انسان است، ولی هیچ کدام از این دو داستان تا کنون علمی ثابت نشده است. در هر صورت این دانش جدا از خواست این وبلاگ می باشد، اما دانستن خلاصه ای از بخش مهاجرت انسان های اولیه از آفریقا به قاره کهن و آسیا برای این وبلاگ لازم است. وبلاگ انوش راوید برای گذر از دانش محدود قرن های گذشته و رفتن به آینده ای نوین است، که در آن دانش و تحلیل و تحقیق بدور از دروغها و اوهام و جهل حاکم است، آینده ای که دانش در آن تصاعدی رشد می کند، نباید در گذشته بود باید فکر و اندیشه را جلو کشید.
حدود 80 تا 100 هزار سال پیش شمال قاره آفریقا آب و آبادی بیشتر و بیابان و کویر مانند امروز کم بوده، به همین جهت تمرکز هایی از انسان Homo sapiens در آنجا پدید آمدند، که از مرکز آفریقا به آنجا مهاجرت کرده بودند. حدود 70 تا 80 هزار سال پیش قبیله هایی از این انسان ها در طی مدت 10 تا 20 هزار سال از صحرای سینا گذشتند و به قاره کهن وارد شدند. در محل های جدید طی مدت 10 تا 30 هزار سال، قبایل متعددی از این انسانها شکارچی گرد آورنده تشکیل گردیدند، و مطابق ذات گردشی انسان و نیز برای غذا به بخش های دیگری از قاره ها رفتند و پراکنده شدند. طی مدت 10 تا 20 هزار سال بخشها و قبیله هایی جدید که از قبایل قبلی جدا و یا ترکیب شده، در سراسر نیم کره شمالی پراکنده گردیده بودند. 60 هزار سال پیش دوران یخبندان بزرگ در نیمه شمالی آغاز گردید، آنهایی که برای خوردن ماموت و گاو در نیم کره شمالی بسر می بردند، در مدت یخبندان بسمت جنوب مهاجرت کردند، بسیاری نیز در اثر یخبندان تلف شدند. آن عده از شمالی ها که باقی مانده بودند مدت 10 تا 20 هزار سال جهش ژنتیکی یا نقص پیدا کرده و بور و سفید رو شدند، و با تمایل جنسی به نمونه های جدید، و تکرار در نسلها تأثیر بیشتر گذاشته شد. 40 هزار سال پیش بعد از دوران یخبندان بزرگ گروه هایی از جنوب به سیبری رفتند، تا گوزن و اسب و کرگدن قطبی بخورند، آنها شواهد خود منجمله ابزار های شکار را در موزه آرمیتاژ یادگاری گذاشتند. این گروه ها در ادامه مسیر گردش و مهاجرت بدنبال شکار می رفتند تا اینکه 15 تا 12 هزار سال پیش حدود یخبندان جوانتر از برینک گذشتند و به آمریکا رفتند. سپس آنها 5 هزار سال پیش در مرحله پیشرفته شهر کارال پرو متوقف شدند.
در دوران یخبندان بزرگ سطح آب دریا ها بدلیل کشش آب توسط یخچال های شمالی کاهش پیدا می کند، و دریای سرخ تا سواحل عربستان تا حدودی به یکدیگر نزدیک می شود، و قبایل دیگری که در اثر زمان و مکان تغییراتی داشتند، 50 تا 60 هزار سال پیش از عربستان گذشته و از تنگه هرمز خلیج فارس که به ساحل آنطرف چسبیده بود عبور می کنند. آن قبایل عموماً از کناره های ساحل بطرف هندوستان و سپس به مالزی می روند، گروه هایی از آنها با وجود کاهش سطح آب دریا ها بدلیل یخبندان در نیم کره شمالی توانستند از جنوب اندونزی بگذرند، و در حدود 40 تا 50 هزار سال پیش به شمال استرالیا وارد شوند. همچنین در تمام خاک اندونزی که بیک دیگر وصل بودند پراکنده شدند، پس از پایان یخبندان و پیدا شدن جزایر اندونزی، آنها در طول تاریخ دست نخورده ماندند. 40 تا 50 هزار سال پیش گروه هایی که از جنوب به چین رفته بودند با گروه هایی که از شمال آمده و بور و سفید بودند، با عشق تمایل جنسی به سفیدها ترکیب شدند، و 12 هزار سال پیش با سفال موزه شهر ژنگ پیان وارد تمدن شدند.
در تمام مسیر های حرکت و سرزمین ها، قبایل افزایش جمعیت پیدا می کنند، عده ای در محل هایی که چند نسل در آن زندگی کرده می مانند، قبایلی تجزیه شده و به مهاجرت های بدون گذرنامه و مرز، با خوشی به این طرف و آن طرف می روند. در ادامه و تمام مدت مهاجرت های اولیه، انسان هایی که بصورت قبایل پراکنده در سراسر اروپا و آسیای و قاره کهن بودند، با شرایط جدید زندگی، آب و هوا، خورد و خوراک های متفاوت، جهش ها ژنتیکی یافته و رنگ و رویی متفاوت پیدا می کنند. در دوران یخبندان قبایلی از شمال به سمت جنوب می آیند، در ادامه مهاجرت های اقتصادی برای غذا، قبایل با رنگ و روی جدید با هم ترکیب شدند، ولی در بعضی نقاط که جنگل های انبوه و یا جزایر پراکنده بود، ترکیب نشده و یا کم ترکیب تر مانده اند. بدین دلیل است که مثلاً در جزایر دور دست اندونزی یا جنگل های هندوستان افرادی شبیه به آفریقایی وجود دارند. ژنی به نام میتوکنتیار در تمام انسانها وجود دارد، که وابستگی آنها را به یک مادر در افریقا می رساند. با نگاه به درخت ژنتیکی انسان، تنه آن درخت در آفریقا قرار دارد، شاخ و برگ آن در تمام جهان پراکنده شده است. اینجا لازم به یاد آوری است، این نوع انسان که تنه درخت ژنی را تشکیل می دهد، جد تمام نژاد ها می باشد. شاخه ها و شاخک های خارج شده از تنه این درخت نژاد ها را تشکیل می دهد، که می بایست در دانش جداگانه ای جهت علم پزشکی بررسی شوند، و در کل به تاریخ و تاریخ اجتماعی این وبلاگ مربوط نمی شود.
نوع دیگری انسان نما از 2 تا 3 ملیون سال پیش در گیتی وجود داشته است، که با پیدایش انسان امروزی نابود شده، و این انسان بسیار قدیمی اختلافات بزرگی با انسان امروزی داشته است. قبل از DNA و ژن شناسی دانشمندان دیرینه شناس را به اشتباه می انداخت، که گمان می کردند ابتدای تکامل همین انسان امروزی است. البته گروه های نژاد پرست از ضعف علم در قرن گذشته استفاده می کردند، و نسبت به برتری و جدا بودن نژاد خود خیلی شعار می دادند. در هر صورت هنوز اول علوم پیدایش و آفرینش انسان می باشیم، و ممکن است سالها تحقیق لازم باشد، امیدوارم جوانان با هوش ایرانی در رشته های علمی مربوطه درخشش خوبی در جهان داشته باشند، ادامه در اینجا.
دروغها برای چیست
انگشت شماری که خود را تاریخ دان می دانند در تلویزیونها بویژه نوع لوس آنجلسی ظاهر می شوند، و از تاریخ ایران دانسته و ندانسته کلی پرت و پلا و دروغ می گویند. روزی شنونده ای از همین ها پرسید، که ایرانی ها در زمان هخامنشیان چگونه زندگی می کردند. این مثلاً تاریخ دان که قیافه خیلی دانایان را بخود گرفته بود، ابتدا گفت نوشته ای از آن زمان نیست، ولی بلافاصله شروع به تعریف کرد و گفت، مردم آن زمان از همه امکانات برخوردار بودند. این تاریخ دان تقریباً تمام زندگی مدرن امروز غیر از بازار بورس را نام برد، که در هخامنشیان به خوبی وجود داشته، و مردم در سرزمین پهناور هخامنشی در رفاه کامل بودند، که اسکندر وحشی و بی فرهنگ آدم کش آمد، و همه چیز را بهم ریخت و مردم بدبخت شدند. البته جملات احمقانه این تاریخ دان الکی نیاز به تفسیر ندارد، مانند سرزمین وسیع و مردمی که در رفاه بودند، به راحتی از وحشی و آدم کش سرزمین کوچک شکست می خورند.
تمدن و زندگی بشر الکی شکل نمی گیرد، زمینه های تاریخ اجتماعی و ابزار هایی نیاز دارد، در ساختار های تاریخی اجتماع توضیح داده ام، یکبار دیگر خلاصه می نویسم. مردمی که در قبایل بدوی زندگی می کردند فرهنگ و زندگی خاص قبیله ای بدوی داشتند، و البته نسبت به جغرافیایی که در آن زندگی می کردند تغییراتی داشت. با ادامه رشد و تکامل فرهنگی، مردم نقاط مختلف جهان در زمان ها و شرایط متفاوت وارد مرحله دیگر از تاریخ تمدن شدند. سپس تمدن قبایل اولیه که مدت چند هزار سال با دوره هایی مانند سنگ، تکامل آن زمان برد، مردمی که در این مرحله تمدن زندگی می کردند، دید و بینش و توانایی آنها در اندازه همان تمدن بود. سپس شاه خدایی آغاز گردید، که تمدن و فرهنگ خاص خود را داشت که سلسله های فراعنه مصر و سلسله هخامنشیان هر کدام حدود سه هزار سال نمونه های آن است. همین گونه دوره های سازمان قبیله ای با آغاز حکومت اشکانیان در جهان شکل گرفت، سازمان قبیله های دینی که با آغاز اسلام شکل کامل گرفت. نو فئودالی که با روم باستان حدود اوایل میلادی در اروپا شروع و در ایران با آغاز دوره صفویه و ورود استعمار آغاز گردید. نو بورژوازی که از قرن 15 میلادی در اروپا با تعریف دروغ از رنسانس شروع و تا بورژوازی یا سرمایه داری پیشرفته کنونی ادامه دارد. در تمام این دوره ها زندگی مردم در بخش تمدنی خودشان یک شکل بود، البته تفاوتهای جغرافیایی قاره ای را باید در نظر گرفت.
زندگی مردم در دو سرزمین جدا، اما در یک نوع دوران تمدن که بسر می بردند، اختلافات بزرگ نداشته است، تفاوت ها بستگی جغرافیایی داشته، ولی دیدگاه مردم در حدود یک نوع بوده. ابزار های شناخت جامعه و کلاً زندگی، برای مردم هر دوره تمدنی یک شکل بوده، میزان طبقات اجتماعی با اندازه خاص خود کم و بیش داشته بود. دانستن ابزار هایی که دیدگاه و جهان بینی انسان را برای تمدن و فرهنگ و رشد و تکامل اجتماعی استفاده می شده بسیار مهم است، در کارگاه فکر سازی نوشته و ادامه می دهم. یک تاریخ دان می بایست از دانش تاریخ اجتماعی بهره ببرد، که بتواند تا حدودی به مسائل تحقیقات تاریخی جنبه واقعی بدهد. در غیر اینصورت سرگردان داستانها و افسانه هایی دروغی می شود، که به جای تاریخ برای بهره برداری استعمار گران یا ملی گرایی یا حقانیت دینی نوشته شده اند. در صورتیکه فعالان اجتماعی، واقعیت های تاریخ اجتماعی را ندانند، و دور دروغ های تاریخی گردش کنند، نمی تواند کار و تحلیل واقعی و درست انجام دهند. در نهایت خود و جامعه را به اشتباه و گمراهی می اندازند، در یک قرن گذشته از این اشتباه ها زیاد دیده ایم، ولی در تمدن جدید نباید تکرار شود.
اختلاف تمدن باعث برخورد های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی می شود، که با مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید بسیاری را می خوانید. مثلاً امروز درباره اتمی ایران می شنویم، که در کشور آمریکای سرمایه داری باز مانده از آخرین مرحله سرمایه داری قرن 20، می گویند ایران باید تحریم شود، و کلی خط و شان می کشند. ولی هیچ کاری نمی توانند انجام دهند، زیرا سرمایه داری در آن کشور این اجازه را نمی دهد، تمام جهان در ابتدای قرن 21 در سرمایه داری پیشرفته بسر می برد. بنا بر این زمینه برخورد تمدنی پیش نمی آید، شرکتها و بازار های بورس اجازه جنگ و ستیز نمی دهند، چون امروزه در همه جا و همه کشورها یک شکل و گسترده هستند. ولی در آینده برخورد اجتناب ناپذیر است، زیرا بزودی جهان وارد سه تمدن دیگر می شود، که کاملاً با هم اختلاف دارند برای آگاهی به سازمان آینده بینی بروید.
بور پارسی است
در تاریخ مهاجرت انسان اولیه از بور و سفید گفتم، در زبان پهلوی بور (boor) به معنای سرخی مایل به قهوه ای و بوران (booran) به معنای گلگون و سرخ فام می باشد، و از این روست که به افراد سرخ و سفید هم بور می گوییم. در نام سرزمین های بسیاری این واژه بکار رفته است، که شاید یک دلیل آن رنگ خاک و کوه های سرخ رنگ آن سرزمین ها باشد، مانند، روستای بورآلان در آذربایجان غربی، روستای بوران نزدیکی آمل در استان مازندران، روستا های بوران علیا و بوران سفلی در استان اردبیل، روستای بوربور در استان همدان، روستای بورسر جنوب ایران در نزدیکی چابهار، بورک نزدیکی لردگان در استان چهارمحال و بختیاری، بورنجان در استان فارس، بورنگ در استان خراسان جنوبی، بوروی در سیستان و بلوچستان، بوری آباد در استان خراسان رضوی، روستای بوریان در استان خراسان شمالی.
* مطالب جالب توجه!
هر وقت اعتقادات مردم هندوستان به دین و خرافات سنتی سست می شود، به ناگه مرتاضی از آستین غیب بیرون می آید، که هفته ها در زیر آب زنده می ماند، یا سالها آب و غذا نمی خورد. و امثال این چیزها و سپس هیاهوی تبلیغاتی که علم درباره درک این موضوع درمانده است، ولی فرشته ها و پیامبران و عالم غیب در این کار دست دارند، و سپس مردم ساده دل مطابق معمول اغفال دروغ های تاریخ می گردند.
تلویزیون صدای آمریکا در تاریخ 18 خرداد 89 از اسحاق نیوتن تعریف می کرد، و در هر جمله او را به عنوان دانشمند بزرگ و اندیشمندی که می توانست رمز آینده را از کتاب مقدس بگشاید نام می برد، و می گفت که این خیلی خیلی دانشمندان پیش بینی کرده، که در سال 2060 دنیا به آخر می رسد، و کلی از این پرت و پلاها در آن فیلم ساختگی از نیوتن گفتند. این تلویزیون رسمی صدای آمریکا فکر می کند مردم این دوره در قرن 21 مانند خودشان کودن هستند، که این چرت و پرت ها را الکی و بدون دلیل و مدرک قبول کنند، صرفاً گفتن از کتاب مقدس باعث اغفال مردم نمی شوند. شاید برای عده ای سئوال پیش آید، چرا در این زمان به این شکل می گویند، که تا نیم قرن دیگر دنیا به آخر می رسد، آنهم از تلویزیون رسمی بزرگترین دولت جهان. در پاسخ بگویم، همیشه از این ترفندها در تاریخ استعماری برای پیشبرد اهدافی استفاده شده است، در گذشته ها مردم اغفال دروغهای تاریخی می شدند، ولی امروزه با امکانات موج نو فقط خودشان احمق حساب می شوند. اینجا لازم به یاد آوریست بسیاری از علوم و پایه های دانش از کشور های قاره کهن می باشد، که از قرن 16 میلادی به اروپا رفته و در دوران بورژوازی طبقه بندی قابل بازار گردیده، قبلاً در پست های وبلاگ مانند، هلنیسم دروغ دیگر مشروح توضیح داده ام.
صحیح نویسی در تاریخ
یکی از اشتباه های مهم در تاریخ ندانستن اختلاف نوع رژیم ها می باشد، سلسله، حکومت، شاهنشاهی، را بطور گسترده در همه مراحل تاریخ نام برده اند. سلسله یعنی حلقه های بهم پیوسته، حلقه هایی که خود جدا گانه هستند، ولی در یک جمع یا مجموعه قرار دارند، در تاریخ به مصر باستان می توان گفت سلسله، که رژیم شامل حلقه هایی بود که از یکدیگر جدا ولی در نهایت در جمع یک رژیم بودند. سلسله هخامنشی که دوره های اول آنرا بدون شناخت کامل ایلام گفته اند، از آن جمله می باشد، که با تحلیل های ساختار تاریخی اجتماع هم خوانی دارد. بنا بر این در وبلاگ و نوشته ها هخامنشیان را بعنوان سلسله نام می برم. حکومت، به رژیم هایی گفته می شود که فرمان روایی دارند، ولی فاقد مرکزیت و قبله گاه هایی مانند کاخ سلطنتی و یا تاج شاهی و امثال آن می باشند، در تاریخ رژیم اشکانیان از این قبیل است، در این وبلاگ از اشکانیان به نام حکومت اشکانیان نام می برم. شاهنشاهی، به رژیم هایی گفته می شود، که پادشاهی از خاندانی خاص در رأس امور است و فرزند او جانشین می شود، در این وبلاگ ساسانیان را می نویسم شاهنشاهی ساسانیان، پادشاهی قاجاریه، پادشاهی پهلوی. در این وبلاگ سعی می کنم واژه ها و اسامی را با تعریف هر چند کوتاه بنویسم، تا اندکی از درهمی های موجود در کتاب های تاریخی کم کنم، برای اطلاعات بیشتر به لینکها مراجعه شود. امید است عزیزان تاریخ نگار به این نوع موضوعات توجه نمایند، و در جهت بهبود واژه های تاریخی اقدام کنند. البته توجه داشته باشند، اینکار تبدیل به بازی با کلمات نگردد.
استعمار پیر با عصای زیر بغل
بنیاد تاچر قسمت هایی از خاطرات خانم مارگارت تاچر، نخست وزیر اسبق بریتانیا را منتشر کرد، این بخش، یادداشت های هشت ماه اول نخست وزیری او می باشد. یعنی دقیقا دورانی که اکنون سی سال تمام از آنها می گذرد، و بنابر این از طبقه بندی محرمانه خارج شدهاند. مارگارت تاچر در می سال ۱۹۷۹ به نخست وزیری بریتانیا رسید، یعنی دقیقا سه ماه پس از وقوع انقلاب انسانی ایران در بهمن 1357. از یادداشت های منتشر شده بر میآید، درست دو هفته پس از شروع به کار مارگارت تاچر، جیمی کارتر، رئیس جمهور وقت آمریکا از او می خواهد، به طور شخصی از رهبران جدید ایران بخواهد امنیت جانی یهودیان ایرانی را تأمین کنند. تاچر این درخواست را نمی پذیرد و استدلال می کند، که سفارت بریتانیا در تهران بر این باور نیست که یهودیان ایران با خطر فشار هایی سازمان دهی شده رو به رو باشند، و هر گونه مداخله در این موضوع می تواند به مخاطره آمیزتر شدن وضع آنان منجر می شود. زمانی که گروگان گیری در سفارت آمریکا در تهران روی میدهد، بار دیگر جیمی کارتر از تاچر می خواهد دست به اقدام بزند، و از جمله پیشنهاد می کند بریتانیا شمار کارمندان سفارتش در تهران را کاهش دهد. مارگارت تاچر یک هفته بعد پاسخ می دهد: بریتانیا شماری از کارمندان سفارتش در تهران را فراخوانده است، اما در این لحظه باور نداریم که هر گونه کاهش دیپلماتیک کار سیاسی تلقی شود، یکی از دلایل این است که تردید داریم، تأثیر زیادی بر ایرانیها داشته باشد. دلیل دیگر نیز احتمال اقدام تلافی جویانه نسبت به دیپلمات های باقی مانده است.
لقب معروف مارگارت تاچر بانوی آهنین است، برخی از یادداشت های منتشر شده، این روحیه او را بیشتر نمایان می کند، روحیه ای که از استعمار و امپریالیسم ساخته شده است. بر اساس یادداشت های منتشر شده، تاچر دو سال پیش از آن که به عنوان اولین نخست وزیر زن در بریتانیا آغاز به کار کند در پاسخ به یکی از مشاوران می نویسد: دیر زمانی است به این نتیجه رسیدهام، که غالب تصمیمها را شخصا اتخاذ کنم. بخش اول یادداشت های مارگارت تاچر بیش از ۲۳ هزار صفحه با ضمائم را شامل می شود، مقداری از آن بر روی وب سایت بنیاد تاچر قرار گرفته است. بخشی از آنها که مدارک دولتی به شمار می روند، به مرکز بایگانی ملی انگلستان سپرده شده است. در مطالب یادداشت های منتشر شده مسائل پیش پا افتاده هم می باشد.
امروز در تاریخ
در گذشته ها، سرعت تحولات و تعداد حوادث مهم سازنده تاریخ کم بود، و کلّاً تاریخ در اصطلاح خود به زمان های خیلی دور اطلاق می شد، در قرن 20 تارخ معاصر به جمع تاریخ پیوست، اما در قرن 21 گذشته و تاریخ به نزدیکی زمان حاضر و عمر ما رسیده است. به دلیل تکنولوژیکی و ارتباطی حوادث و سرعت تحولات بسیار زیاد شده، همانگونه که در تمام زمینه ها درصد حرکت های بشری بیشتر گردیده خود بخود تاریخ هم چنین شده است. برای درک بهتر این موضوع مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید پیشنهاد می شود، و غفلت از این مهم قرن 21 باعث می شود فردی که برای آینده تلاش می کند، در تاریخ خواهد ماند، و کار او خیلی سریع قبل از اینکه به نتیجه برسد فسیل می شود.
این روز ها جنگ و خشونت منطقه ایران بزرگ یا نام خاورمیانه ای استعمار ساخته را در بر گرفته است، در لبنان آرامش سیاسی و امنیت اجتماعی و اقتصادی وجود ندارد، عراق و افغانستان با بمب های خیابانی مردم بی گناه کشتار می شوند، مردمی که برای ما ارزش دارند. اختلافات سیاسی پاکستان و جنگ داخلی آن روز به روز وخیم تر می شود، تاجیکستان و ازبکستان در بی کاری و مشکلات غرق هستند، و اتفاقات ناگوار دیگر که آنها را تکرار نمی کنم، هر ساعت در اخبار و گزارشات روزانه می شنویم، در این مقاله به تحلیل جغرافی ـ تاریخ می پردازم. استعمار و امپریالیست از بدو پیدایش در طول تاریخ بارها به این نیم قاره لشکر کشید، در بخش هایی بشدت شکست خورد و یا در تمامی سرزمین معدوم گردیدند، آنها به ترفند هایی روی آوردند و با اعمال نفوذ در حکومتها و ایجاد تفرقه در ساختار های تاریخی اجتماع و یا سیاسی منطقه اقداماتی می کردند تا منافع بیشتری به دست آورند که در نهایت مخارج سنگین و شکست داشتند. اینک امپریالیسم نو که از دانش جغرافی ـ تاریخ تهی می باشد و نمی تواند شرایط را علمی تحلیل و تعلیل کند، در واقع مغز اصلی آن نرم افزاری است نه بشری.
آنچه که منطقه را حساس تر کرده، رشد اقتصادی و اجتماعی کشورهای روسیه و چین و هند و اقمار وابسته به اقتصاد آنهاست، و مهمتر از همه اهمیت روز افزون نفت می باشد. سی سال پیش یکی از چهره های امپریالیستی سابق نقشه ای از خاور میانه کشید و در آن احمقانه کشور هایی بر اساس قومها ترسیم کرده بود، و او خیلی بی خرد تر از آن بود که بداند نیم قاره ایران بزرگ جغرافیای متفاوت با ریشه در تاریخ جهان دارد، امپریالیسم هرگز قادر به تشخیص آن بازی خطر ناک نمی باشد. توده مردم کشور های اروپایی و آمریکای شمالی بخاطر فراوانی دروغ های تاریخی و اجتماعی و اقتصادی در سردرگمی به سر می برند و در توهّمات مختلف مانند تغییرات اوبامایی دلخوشند، اما روز به روز دارند متوجه می شوند که چه کلاه های بزرگی در تمام تاریخ سر آنها رفته است.
اینک ما ملت سرافراز ایران بزرگ باید با درک موقعیت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی، خود را به شکوه گذشته که در واقعیت های تاریخ نهفته است، راهی نو در جهان بگشاییم و با نشان دادن توانایی در همه عرصه ها، قدرت تاریخی خود را یکبار دیگر به حرکت در آوریم. توانایی و قدرت الکی و بی جهت و بدون سابقه تاریخی در اندیشه توده های مردم و علم و دانش حاصل نمی شود، ایرانی ها پر بار از این موضوعات هستند، فقط باید دروغ های تاریخ را دور بریزند و آنچه واقعیت ها بوده به تحلیل و تعلیل بگیرند. دشمنان با دروغ ها همیشه می خواستند ایرانی را شکست خورده و ضعیف و متفرق نشان دهند، که از این بابت سود ببرند، منجمله ایران بزرگ را خاورمیانه و آسیای میانه نامیدند، و بروی کاغذ ملت های تاریخی نیم قاره ایران بزرگ را دسته بندی دینی و نژادی کردند. توده ملت ایران بزرگ بیش از هزار قرن در این نیم قاره که از فلات ها و دشت ها و دریا ها تشکیل شده در کنار هم یک دل و یک صدا بودند، نوروز و جشنهای شکوهمند دلیل آن است.
عده ای ساده دل و بی اندیشه به راحتی اغفال نفوذی های دشمنان تاریخی ایران شده، و دسته های فاشیست، آنارشیستی، کمونیستی، ناسیونالیستی کنجی و یا دینی باب دل دشمنان تاریخی این سرزمین ایجاد کرده و در گوشه و کنار نیم قاره کار هایی می کنند، که مخالف واقعیت های تاریخی است. گاه افرادی بی دانش و تهی از درک واقعیت های تاریخی در جایی از جهان آب به آسیاب دشمنان تاریخی ایران می ریزند، و با گفته ای، تالیفی، و یا ترفند و لابی عمد و یا سهو به زیان ملت های قوی ایران بزرگ اقداماتی انجام می دهند، که البته در کل تأثیری در روند حرکت اجتماعی تاریخی مردم ندارد. جوانان عزیز و آینده نگر با کمی حوصله، و مطالعه و پیگیری وبلاگ جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران براحتی می توانند، مسیر ملی را تشخیص دهند و دانش های اجتماعی، جغرافیایی، تاریخی خود را بالا ببرند.
آیا تفاوت ناسیونالیسم واقعی را با مکتب های مختلف اجتماعی می دانید؟
برخورد جدی با تاریخ
از ابتدای جوانی به عشق دیدن و بررسی آثار تاریخی ایران، همه جای این سرزمین زیبا و پاک و آفتابی را گشته ام، سی و پنج سال پیش در اردیبهشت 1353 زمانی که بیست سال داشتم، اولین گردش بزرگ علمی و تاریخی را برای یافتن شهر های برقیانوس یا دقیانوس و نیز لوت و راقیس و چند شهر دیگری که از آنها در کتابهای تاریخی و دینی نام برده اند، اطراف کویر ها و بیابان های شکوهمند ایران را گشتم. مسیر هایی که ممکن بود روزی آب روان داشته و امروز خشک شده باشند، هر جا که ممکن بود زمانی شهری و آبادی بوده گشتم، و اطلاعات تاریخی و تاریخ اجتماعی از دور و نزدیک جمع کردم که به مرور در نشریات منتشر نمودم و آنها را در این چند سال به وب منتقل کرده و می کنم. در آن زمان جاده و امکانات بسیار کم بود، بنا بر این برای گشتنها از موتورسیکلت ایژ روسی که مرکب بیابان های آسیایی بود بخوبی استفاده کردم، و بهترین لذت و خاطرات را بدست آوردم.
در آن سالها بیشتر توانستم آثار تاریخی را بررسی کنم و روستا ها و قلعه های مسکونی و تخلیه شده کویری را ببینم، گردش های علمی که تا کنون ادامه داشته و خواهد داشت. اما امروزه با جمع آوری اطلاعات جغرافی ـ تاریخی متوجه شده ام که شهر های تاریخی فوق در لایه های باستان شناسی شهر های دایر و آباد می باشند، و دست یابی علمی به آنها در وضعیت کنونی امکان ندارد. بسیار اوقات می شنویم هنگام ساخت و ساز در جایی به این لایه ها بر خورد می کنند، و شاید و گاهاً به اطلاع مسئولین باستان شناسی برسانند، و اگر دانایی و عاقلی باشد آنها را بررسی و تدوین می کند. در این دوره می بایست باستان شناسی و نگارش تاریخ و تاریخ اجتماعی، بر اساس داده های علمی که بر گرفته از فرمول های جغرافی ـ تاریخ است، برابر دانایی قرن 21 تدوین و طبقه بندی شوند. یکی از مشکلات امروزی در این علوم، مدرک گرایی و ذهن های آلوده به داده های دروغ های تاریخی است، و نیز عدم کارایی دانشگاهی موجود و نبود سازمان های قرن 21 در علم جغرافی ـ تاریخ است.
بدلیل محدود بودن تاریخ در مجموعه های دولتی و یا تحت حمایت شبه دولتی، تحقیقات و کشفیات در چهار چوب مورد نیاز آنها انکشاف و گسترش یافته، و این مسئله حذف دروغها و راه های نوین نگارش را سخت یا مسدود کرده است. همچنین باعث گردیده به مقدار زیادی تولید اشیا و سکه های زیر خاکی تقلبی و خرید و فروش و قاچاق آنها فراهم آید، که به نوبه خود در هم آمیختگی و پایین آمدن ارزش های تاریخی واقعی را به دنبال دارد. با خلاصه شرایط ذکر شده، ذوق و حوصله می خواهد تا علاقمندان جغرافی ـ تاریخ، به دنبال واقعیت ها رفته و پایه های این علم را ضمن استفاده کامل از تکنولوژی و فن آوری های نوین ریخته و تفسیر های واقعی تر از گذشته ارایه دهند. در گذشته برای اسم و رسم کتاب های زیادی از روی یکدیگر رو نویس و انبوه چاپ کرده، و دروغ ها را با کمک مالی موارد ذکر شده دولتی سابق بخورد مردم داده اند. با تخصصی و تخصصی تر شدن علوم در این قرن، پیگیری و اداره سیستم گرایش ویژه فرد با وب امکان پذیر است، که ارتباطات و تبادلات و تغییرات را به راحتی و سرعت در آن می توان منظور کرد، تنظیم کتاب کاری قدیمی و از بین رفتن سرمایه و هدف است.
در گرایشات جغرافی ـ تاریخ نیازی نیست که توده مردم کامل از این علم بدانند، همانطور که بارها نوشته ام در قرن 21 هر شخص لازم است، در توانایی های تخصصی خودش بیشترین مهارت ها را داشته باشد. قشر فوقانی اداره کننده جامعه و مشاوران اصلی آنها می بایست آگاهی لازم در علم جغرافی ـ تاریخ داشته باشند تا بتوانند از گمراهی و اشتباه دوری کنند. باید توجه داشت ویروس حتماً نباید از نوع خوکی و مرغی یا کامپیوتری بوده، ویروس می تواند در رشته های علم جغرافی ـ تاریخ هم لانه کرده باشد، بهترین آنتی ویروس و روش مقابله با این نوع ویروس های دروغ ساز و خطرناک، مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید به نام جنبش برداشت دروغ ها از تاریخ ایران می باشد. آیا طرح یا تزی برای تاریخ نویسی جدی دور از دروغ ها دارید؟
احمق ها و تاریخ
در ژانویه 2010 ژنرال آمریکایی در بی بی سی می گفت، که جنگ جویان افغانستان خیلی قدرت دارند، سریع هستند، و به راحتی برای ما کمین می گذارند و ما را در تله می اندازند. ما ماشین جنگی پر سر و صدا هستیم و آنها قدرت نظامی، چریک و پارتی زان آرام و سریع و زبده. ما در افغانستان شکست خورده و زمین گیر شده ایم، و هر چه بیشتر بمانیم و نیرو وارد کنیم، بیشتر در باتلاق شکست افغانستان گیر افتاده ایم. ما باید از تاریخ به درستی درس می گرفتیم، و به افغانستان و عراق حمله نمی کردیم. این ژنرال بسیار آه و ناله داشت، و BBC همراه با فیلم هایی نشان داد، که سربازان و نفرات و تجهیزات آمریکایی و انگلیس نابود شده بودند.
باید به آن احمقها گفت شما اغفال دروغ های تاریخی شدید، دروغ های حمله اسکندر مقدونی، چنگیز مغول، اعراب بیابان گرد و تاتار و غیره، که پیش کسوتان استعماری شما به این دروغ ها شاخ و برگ داده و گسترده کرده اند. شما شعور آنرا ندارید که از وبلاگ انوش راوید چیزی یاد بگیرید. ملت های قاره کهن یک ملت هستند، در طول تاریخ کنار یکدیگر و با هم بودند، و مبارزان سترگند، و در مقابل دشمنان خارجی بشدت می جنگیدند، و هر گز در طول تاریخ، هیچ نیروی خارجی نتوانسته به این قاره و به ویژه ایران بزرگ تجاوز کند. احمقها شما یادتان رفته که در قرن های 18 و 19 سه حمله انگلستان به افغانستان چه شد، یادتان رفته یا بی سواد هستید، که نیرو های کاملاً مسلح انگلستان و هندی در خاک شمال خلیج فارس چگونه توسط اندک کشاورزان دلاور تنگستان نابود شدند.
فقط برتری تمدنی و صدور آرام نو فئودالی و بورژوازی به قاره کهن و ایران بزرگ، که در دوران سازمان قبیله ای به سر می برند، دشمنان و استعمار و امپریالیسم توانستند، اندک موفقیت غیر نظامی بدست آورند. هرگز در طول تاریخ کسی و قهرمان کذایی به این مردم پیروز نشد، مردمی که در صورت حمله و جنگ به عبادتگاه و مسجد پناه نمی بردند که فقط دعا کنند، و سپس قتل عام شوند، بلکه عبادتگاه و مسجد و تمام کوچه ها و خانه ها را به دژ نظامی تبدیل می کردند، مردمی که همیشه تاریخ آماده جنگ و نبرد با دشمنان خارجی بودند، حتی به راحتی از میان ورزش های بیشمار محلی این آمادگی را می توان تشخیص داد. دشمنان تاریخی ایران بزرگ بدانند مردم مبارزی که شجاعت و دلاوری، استدلال و منطق، را جغرافیا و تاریخ در اختیار آنها قرار داده، و در جاهای دیگر وبلاگ توضیح داده ام، و مردمی از هر اندیشه چپ و راست و غیره از گذشته های دور از زمان هخامنشیان، چریک و پارتی زان بوده و خواهند بود.
سلام یا درود
فردی می گفت که درود بی معنی است، و سلام خوبه، یکی دیگر نوشت درود بگوید که زبان فارسی است. عزیزان، درود و سلام هر دو به یک معنی جا افتاده و جاری است، همچنین تشکر و سپاسگزاری، هر دو یک معنی را می دهد. هیچ کدام از این انبوه واژه ها و لغات که از دیر باز در قاره کهن بکار برده می شود از زبان ملتی خاص نیست، کسی بدرستی نمی داند، آرامی، نبطی، فارسی، عربی یا از دیگر زبان های این قاره است. کلیه واژه ها، اسامی و لغات، که توسط ملت های قاره کهن بکار برده می شود، مختص همین قاره است، و برای دانستن ریشه های آنها دانش واقعی زبان شناسی تاریخی لازم است.
من در اکثر این قبیل موارد برای ساکت کردن اندک شمار نق زن های پر ادعا، که حوصله دانایی قرن 21 را ندارند، ضمن دلایل نویسندگی و کسب تبادل اینترنتی، از همه واژه ها و یا ترکیبی از آنها استفاده می کنم. ما باید هویت خود را در قاره کهن و وابسته به آن بنگریم، باید وسیع تر فکر کرد، و واقعاً اندیشه خود را گسترش داد. دنبال بهانه های کوچک که این واژه عربی یا فارسی و ترکی است نباید بود، اغفال این ترفند های احمقانه دشمنان تاریخی را نباید خورد. در قاره کهن ما ایرانیان کاری بیشتر و بزرگتر از همه ملل و کشورهای این قاره داریم، از بدو تاریخ ما در مرکز قاره قرار داشتیم و چهار راه بودیم، بنا بر این در همیشه تاریخ وظیفه ما ایرانی ها برای حفظ تاریخ و جغرافیای قاره بیشتر بوده.
ضمن حفظ آزادی قلم و اندیشه فکر خود را جهت مدیریت نوین قاره در جهان قرن 21 بکار برید، و به خود اطمینان داشته باشید. بعلل مختلف مردم این قاره سلامت جسمی و فکری دارند، و به راحتی می توانند جایگاه مهم تاریخی قاره و ایران را بدست آورند. انگشت شماری که در وبلاگ ها تفرقه افکنی می کنند، و سعی دارند روشنفکران را به انحراف بکشانند، بدانید وظیفه و شغل آنها این است، با افشای این انگشتان بی اهمیت به جای مانده از دوران استعمار به پیش روید، و معلم باشید و درس نگرش های نو به جهان و آموزش قرن سنت گریزی بدهید. به تفسیر و تحلیل های عمیق و اصولی دست بزنید، اینکه سلام، فارسی یا عربی است، گمراهی مطلق است، الهام بخش جهان بوده و موج نو باشید.
توجه ، تذکر انوش جهت اظهار نظر عزیزان:
نظراتی که قانونی نشر اکاذیب محسوب می شود، یا به مردم و ملل عزیز قاره کهن و ایران بزرگ اهانت می کند، حذف می گردد. آگهی وبلاگ هایی که نسبت به ملل و مردم قاره کهن و ایران بزرگ مسخره بازی کرده باشند، حذف می گردد. شکلک های زیادی که کندی عمل اینترنت می آورد، حذف می گردد. آگهی های مفصل و طولانی خلاصه می شوند.
یاد آوری: عزیزانی که می خواهند در تحقیقات تاریخی نوین همکاری نمایند، خاطر نشان نمایم جنبش یک کار اینترنتی و مجازی است نه تشکیلاتی، قبلاً در سخن وبلاگ و تعریف جنبش توضیح داده ام. هر شخص به اندازه و فراخور دانش و توانایی خود اقدام به تحقیق از کتابها، بازدید های علمی، تحلیل های فراستی و غیره نماید، و در نهایت در اینترنت منتشر کند. در هر صورت اگر از من راهنمایی برای تحقیقات نوین در تاریخ و تاریخ اجتماعی می خواهید، لازم است سن، گرایش مورد علاقه و محل زندگی خود را بنویسید تا بتوانم راهنمایی نمایم. امید است روزی محققین تاریخ به آن توانایی برسند، که بتوانند در محیط دمکرات فرهنگستان اینترنتی و مجازی تاریخ را تأسیس نمایند. این قبیل نظرات خصوصی تلقی می شود و تأیید نمی گردد.
یک خواهش دیگر: عزیزان خواهشاً در نظراتی که می نویسید، جملات و پاراگراف های سئوالی، توصیفی، تحلیلی، خبری، را از یکدیگر جدا نمایید. وظیفه اهل علم و دانش است، که ادامه قرن 21 را از درهم و برهمی نجات داده و حداقل اصول را در تمام جنبه ها رعایت نماید، منجمله نگارش، در صورت تمایل از کارگاه فکر سازی استفاده نمایید. بسیاری از پرسش هایی که در نظرات می باشند این اصول رعایت نشده، برای اینکه دیگران بتوانند در محیط دمکرات بهره ببرند، مجبور می شوم خود پرسیش ها مشخص نمایم. ولی نمی دانم با احساسات شخصی بعضی از نویسندگان نظرات چه کنم، آیا سرچشمه این احساسات بازمانده از دوران قبیله ای است، یا ژنتیکی می باشد؟
کلیک کنید: حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ
کلیک کنید: داستانهای تاریخی ایرانی
انوش راوید Anoush Raavid
حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ: جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com