درک واقعی تاریخ برای آینده

   آیا از علم نوین جغرافی ـ تاریخ می دانید؟

      همچنان عده ای بی نام و نشان از دروغ های دشمنان منجمله هلنیسم، حمله اسکندر مقدونی و غیره بشدت دفاع و به وبلاگ من حمله می کنند،  و می گویند مغلطه می کنی و یا دروغ می گویی و پرت و پلا های دیگر در نظرات وبلاگم می نویسند.  آنها دروغ های دشمنان ایران را که هیچ پایه و اساس و هیچ منابع معتبری ندارد واقعیت دانسته،  و می خواهند به هر قیمتی شده کسی ب حقیقت پی نبرد.  در پاسخ به این عده انگشت شمار می گویم که ملت های ایران بزرگ و قاره کهن،  ترک و کرد و فارس و عرب آذری و ترکمن و بلوچ و ازبک و همه و همه،  بسیار با هوش تر و سالم تر از آن هستند،  که دیگر اغفال دشمنان شوند.  آنها فهمیده اند که در پانصد سال گذشته و در دوران استعمار چقدر سر آنها را کلاه گذاشته اند،  و می خواهند از واقعیت ها بدانند،  با دانستن واقعیت از تاریخ و تاریخ اجتماعی است که می توان آینده را بدرستی بنا کرد.

      دروغ نویس های تاریخی،  تاریخ را بدون تحلیل و تعلیل و فقط از روی دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ چون داستان نوشته اند،  دروغ نویس های تاریخی و تاریخ دان های الکی هیچ چیز از ساختار های تاریخی اجتماع نمی دانستند،  و توانایی بررسی تاریخ اجتماعی را نداشتند،  و تقریباً هر آنچه که نوشته اند داستان های بی پایه و اساس است،  درست مانند ساختن خانه گلی بروی آب می باشد.  اما وبلاگ انوش راوید تاریخ را از پایه و مرحله به مرحله بنا به داده های علمی امروزی و واقعیت های گذشته،  با روش یافتن واژگان جدید در علم جغرافی تاریخ،  برای علاقمندان و دانشوران جوان این علم می باشد.  همانگونه که بارها گفته ام این وبلاگ حزب نیست ک هوادار بخواهد،  دین و مذهب نیست ک پیرو بخواهد،  فروشگاه نیست ک مشتری بخواهد،  این اول راه است دشمنان تاریخ ایران تحمل داشته باشند.

      آن عده اندک مخالف تاریخ واقعی ایران چون رمه ای می مانند،  ک وقتی به جهتی می رانید شان فقط می خواهند مخالف بروند و ضدیت کنند،  در صورتیکه جوانان با هوش ایرانی از برای این وبلاگ پرسش های متعددی ب ذهنشان می آید،  مانند:

   تاریخ آکادمیک علم جغرافی ـ تاریخ چیست؟

   جهش های گذر های تاریخی و تاریخی اجتماعی یعنی چه؟

   آیا برای ساختن آینده،  فلسفه های دوران تاریخی گذشته نقش دارد؟

   چرا در هیچ کتاب تاریخی از ساختار های تاریخی اجتماع گفته نشده است؟

   . . . . و هزاران پرسش دیگر.

      پیرو سخن وبلاگ و ستون توضیحات،  وبلاگ انوش راوید برای یک درصد افراد با هوش علاقمند و دانشوران علم جغرافی ـ تاریخ است،  شیوه نگارش و و مستندات در استدلال قیاسی و در کل بر گرفته از کارگاه فکر سازی است.  بزودی کلاس وبلاگ را بالا تر می برم،  و خواه نا خواه مطالعه و ورود به مفاهیم اندک تر می گردد.  شگرد توصیفی قرن گذشته ک با لیست بلند بالا از منابع می خواستند نوشته خود را به حق و الحق گویند،  اینجا نیست،  زیرا در تاریخ و تاریخ اجتماعی،  هیچ کدام از کتابها و منابع توسط کار گروه های فنی و علمی تأیید صلاحیت نشده است،  چون در ایران وجود ندارد،  و کسی هم نخواسته باشد.  در وبلاگ انوش راوید ریشه های تاریخی و اجتماعی و اقتصادی و بازمانده ها مورد استناد قرار دارند،  کاری ک علم واقعی لازم دارد.

      هردوت، طبری، جوینی، فردوسی، و غیره که و چی هستند،  و که و چی آنها را تأیید کرده است،  آیا آنها باعث در هم ریختن تاریخ واقعی شده اند،  یا حقیقت گفته اند،  و صد ها پرسش دیگر،  و در علم از برای هر پرسش صدها پرسش دیگر می آید.  یکبار دیگر تکرار نمایم کسی که به این وبلاگ می آید باید خواستگاه او علم نوین جغرافی ـ تاریخ باشد،  و بتواند خوب و دقیق بخواند و درک کند و پرسش نماید،  زیرا اینها همان یک درصدی ک در بالا گفتم هستند،  و بزودی بر جامعه تأثیر می گذارند،  و قاره کهن را از فشار های شرق و غرب نجات خواهند داد.  همچنین یکبار دیگر تقاضا می کنم اگر وبلاگ من برای کسی مفهوم نیست،  از آن خارج شود،  و وقت گران بهای خود را هدر ندهد و زحمت نظر نوشتن هم بخود ندهد.  وضع امروز کشورها و جوامع قاره کهن از اشتباهات و دروغ های پس زمینه فکری تحلیل گران در قرن 20 است.  اما بزودی و در آینده نزدیک جوانان با هوش ک با خواندن این وبلاگ دروغ در تاریخ و تاریخ اجتماعی را تشخیص داده اند،  تحلیل گران اصلی برای آینده ای خوب و بدون شک و دروغ خواهند بود.

      خواهشاً پا و ذهن را جلو بکشید،  انرژی آینده جهان در قاره کهن قرار دارد،  و شرق و غرب قاره تمام تلاش خود را می کنند،  تا با ترفند های گوناگون ملت های این قاره را خمود و خموش نگه دارند،  ک بتوانند نفت و گاز و بقیه منابع را ببرند،  و حتی مردم قاره را بجان یکدیگر انداخته و نابود کنند.  برای دانستن بیشتر به سازمان آینده بینی بروید.

   قبلاً از چند نفر آل فسیل و دشمنان تاریخی ایران چند مثال نوشته ام،  این بار یک نمونه دیگر را از نظرات وبلاگم می نویسم،  بخوانید و متوجه شوید که این بی نام نشان ها چگونه از واقعیتها می ترسند.

 ـــــــــــــــ  در نظرات وبلاگ آمده است:
  دوست عزیز، باید از شما پرسید که جنابعالی بر چه اساس و استدلالی حکم به دروغ بودن تاریخ می کنید.چرا که خود شما از تاریخ نقل می کنید. اما حداقل این تاریخ سند و مدرکی به ما ارائه داده، شما نیز محبت کنید با استدلال های محکم و اسناد معتبر بر رد این تاریخ بکوشید. فراموش نکنید آنکه مدعی است، شما هستید، پس شما باید با اسناد کاملا معتبر، استدلال کنید.
من در مطالب شما جز مغالطات، و تاریخی خود ساخته چیز دیگری نیافتم.و احساسم (نه استدلالم) بر این است که جنبش شما، یک جنبش حقوق بگیر و هدفمند برای دسته یا گروه و یا دولتی است، تا با حذف و تغییر و تحریف تاریخ به نوع و شکل و فرم دیگری حاکم بر جامعه شوند.(امثال شریعتی). به یاد داشته باشید که جوانان امروز ایران آگاه تر از آنند که با اینگونه مغالطات فریب بخورند.

 ـــــــــــــ  پاسخ من به این نظر:

   بارها در وبلاگ پاسخ این گونه پرسش ها را داده ام و در پست آینده باز هم خواهم نوشت.

   جوانان ایران با هوش هستند و براحتی متوجه می شوند،  که چقدر به آنها دروغ گفته اند و سر شان کلاه رفته است،  به مطالب وبلاگ مراجعه شود.  اما عده اندکی چون شما احساسات شان به استدلال و عقل شان می چربد و دیر تر متوجه واقعیت ها می شوند،  و یا کاملاً آگاهانه جهت خدمت به استعمار و به انحراف کشاندن و ترس از واقعیت کار می کنند،  یا حتی مانند نظر فوق احمقانه پا را فراتر گذاشته و نشر اکاذیب می کنند،  توضیح بیشتر در پست زمستان وبلاگ.  به امید سلامتی و پیروزی برای ایرانی ها.

     در نظرات زیاد نوشته اند ک خوب یا بد بود،  راست یا دروغ می گویی،  عزیزان بارها گفته ام وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،  برای این نیست که بگویید خوب یا بد بود،  این وبلاگ برای آن هزار نفر جوان با هوش علاقمند به جغرافی ـ تاریخ است.  چه چیز خوب یا بد آن ملاک نیست،  توانایی شما در تحلیل و تعلیل اصل است.  مثلاً وقتی از دروغ نبرد قادسیه می خوانید،  می بایست هزاران پرسش بیابید و بدنبال پاسخ آنها باشید،  گروهان ها و گردان ها چگونه سازمانی داشتند،  تاکتیک فرماندهان چه بود و از کجا آموخته بودند،  نوع و آلیاژ سلاح های آنها چه بود،  فرهنگ و آموزش نظامی افراد چگونه بود.  رد و تفسیر دروغ های تاریخی مانند حمله چنگیز مغول مغولستانی به ایران منابع خاصی نمی خواهد،  چون اصل دروغ می باشد،  فقط با تفسیر بند بند آن دروغ کاملاً آشکار می شود.  البته جایگزینی واقعیت برای تاریخ های پر شده با دروغ،  کار و حوصله و زمان و تحقیق لازم دارد.  آیا شما می توانید دروغی را تفسیر کنید؟

      برای تمام موارد باید همین گونه باشد،  پاسخ این پرسش ها و تأیید کارشناسان خود منابع است،  ولی آن دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ که معلوم نیست،  چه وقت و چه کسی برای چه مقصودی نوشته،  و آیا اصالت دارد یا ندارد،  منابع نمی باشد.  ساده و چشم و گوش بسته هر چیزی را باور نکنید،  پرسش های اساسی و زیر بنایی نمایید و تحقیق کنید،  در واقع تاریخ و فرهنگ یاد گیری را بخاطر داشته باشید،  آیا شما جوان با هوش می توانید از آن یک هزار نفر تحلیل گر آینده مسائل سیاسی و اجتماعی و اقتصادی ایران باشید؟  چگونه و چرا؟  داشتن دشمن تاریخی واقعیتی است که همه می دانیم،  و قبلاً در وبلاگ توضیح داده ام،  همان دشمنان از اینکه جوان ایرانی یاد بگیرد تحلیل و تحقیق نوین نماید بشدت می ترسند،  و تمام تلاش خود را می کند که ذهن ها فسیلی شوند.  وبلاگ انوش راوید در جهت تحقق فرهنگ ملی یاد گیری است،  که ضمن پویایی و شکوفایی و دانایی نوین، بدنبال تحقیق برای واقعیت های تاریخی می باشد،  و به هیچ روی پنهان کاری ندارد.

   روزی تاریخ سخن می گوید

      چند نفر انگشت شمار مذبوحانه به دروغ های تاریخی ساخته و پرداخته استعمار بشدت چسبیده،  آنها یا احمقند یا نوکر و جیره خوار بازمانده همان استعمار گران تاریخ نویس،  که نمی خواهند مردم ایرانی و قاره کهن واقعیت های تاریخی را بدانند.  آنها از وبلاگ انوش راوید بشدت ترسیده اند،  و در وبلاگ های کذایی با نام های مهم ایرانی،   ولی بی نشان خودشان و نظرات وبلاگ های دیگران،  با نشر اکاذیب سنگین می نویسند،  وطن فروش و خائن،  و آخرین ترفند های خود را برای اینکه آگاهی به میان مردم نرود تلاش می کنند.  آنها آنقدر احمقند که وبلاگ جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران که تاریخ را با دقت و ریزه کاری علمی با دانایی نوین بررسی می کند مغالطه می گویند.  و دروغ های حمله اسکندر مقدونی، اعراب بیابانی، چنگیز مغول، تیمور ازبک، محمود پشتون به ایران را واقعی می گویند،  آنقدر شعور ندارند که تشخیص دهند،  در طول تاریخ و تا قرن 20 کشور هایی بنام یونان، عربستان، مغولستان، ازبکستان، پشتونستان، اصلاً وجود خارجی نداشتند،  و به هیچ عنوان و شکل این سرزمین ها و مردمان آنها در تاریخ ابراز وجود نداشته اند،  فقط در دروغ حمله به ایران به روی کاغذ نام آنها گفته شده،  آن سرزمین ها فوق العاده کم جمعیت و بی اهمیت بوده اند.  در اواخر قرن 19 و اوایل 20 استعمار انگلستان آنها را بزحمت سرهم و جمع و جور کرد،  و بشکل یک کشور از چنگال عثمانی و روسیه در آورد.  استعمار می خواسته با این دروغها بگوید که ایرانی ها بقدری ضعیف و شکست خورده بودند،  که از مردمان کشور هایی که هر گز در تاریخ وجود نداشته اند شکست خورده است،  می خواهند شخصیت تاریخی ایرانی را زیر سئوال ببرند،  و یا خورد کنند.  چون از ایران و ایرانی می ترسند،  چون از ملل قاره کهن می ترسند،  و می خواهند با این دروغها دشمنی و تفرقه و نفاق تاریخی ایجاد کنند و بهره ببرند.

      عزیزان هم میهن ایرانی و قاره کهن هوشیار باشید و دروغها را بشناسید،  و به سوی کشف واقعیت ها بروید،  آینده و سرنوشت را بر اساس واقعیت های تاریخی گذشته خود بنویسید،  در این راه مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید کمک بزرگی است.  پا و ذهن را جلو بکشید و بسوی آینده نوین و تمدن جدید کنترل انرژی بروید،  ما مردم ایران بزرگ می توانیم،  فقط باید اول ترفند های دشمنان را بشناسید،  که اشکال مختلف دارد یکی از آنها امروزه اندک وبلاگ هایی هستند،  که ظاهری ایرانی و ملی و دینی و باستانی دارند،  و با چند تعریف آبکی از تاریخ ایران و دین و یا ملت های ایرانی،  دروغ های تاریخی را تکرار و رو نویسی می کنند،  و می خواهند گمراهی و خمودی و سر شکستگی بسازند.  آنها فقط چند احمق بی نام نشان هستند،  که معلوم نیست پدر و مادر آنها کی و کجایی اند،  و درکی از واقعیت ها و توانایی ملت ایران ندارند.  بدین منظور بخش هایی از تاریخ افریقا را بررسی می کنم که شیوه کار استعمار گران و نوکران آنها را بشناسید،  از دید استعمار قاره کهن و آفریقا تفاوتی ندارد.

      پاتریس لومومبا قهرمان افریقا گفته است:  روزی تاریخ سخن خواهد گفت،  اما نه تاریخ که در بروکسل، لندن و پاریس یا واشنگتن می نویسند و تعلیم می دهند،  بلکه تاریخی که در کشور های رها شده از بند استعمار و دست نشاندگان آن می آموزند.  باری افریقا تاریخ خود را خواهد نوشت و این تاریخ هم در شمال و هم جنوب تاریخ افتخار و شرف خواهد بود.

      قوام نکرومه در کتاب معروف خود بنام افریقا باید متحد شود (ترجمه دکتر محمد توکل) نوشت:  تا زمانی که برده داری در دنیای جدید ریشه ندوانده بود کسی افریقایی ها را تحقیر نمی نمود.  جهانگردانی که از این قاره دیدن نموده بوده اند در خاطرات خود فقط با کنجکاوی و دقتی که برای غریبه ها امری طبیعی است سکنه افریقا را توصیف نموده اند.  طرز تفکر جدیدی در مورد افریقا تنها هنگامی به میان آمد که تجارت بردگان و برده داری به مقیاسی وسیع و سرسام آور افزایش یافت.

      این قطعه بنیان اجتماعی ـ اقتصادی همه جعلیات بورژوازی باختر را درباره کهتری نژاد افریقایی ها بدرستی منعکس می کند.  انسان شناسان بورژوازی برای توجیه بردگی افریقایی ها و وحشیگری فوق العاده سوداگران باختری در زمینه خرید و فروش اسیران افریقایی بعنوان برده،  نظریه نقص ارزش انسانی افریقایی ها را بمیان آورده اند.  آنها ساکنان افریقا را مردمی از نژاد پست می شمردند،  و هر گونه تأثیر آنها را در پیشرفت تمدن انسانی انکار می کردند.  اما یافته های انسان شناسی علمی و دیرین شناسی همه بیهوده گویی های انسان شناسی امپریالیستی را ب زباله دان تاریخ ریخت.  مورخان و جامعه شناسان بورژوازی نیز برای تخطئه تاریخ و فرهنگ افریقایی ها بیکار ننشستند،  آنها برای توجیه تجاوز وحشیانه استعمار گران به سرزمین افریقا چنین موعظه می کردند،  که گویا افریقا در قرون جدیدی در خواب جهل و غفلت فرو رفته بود،  هیچگونه آمادگی برای پیشرفت و توسعه نداشته،  و فقط دخالت تمدن غربی می توانست آنها را از این خواب خرگوشی بیدار و پذیرای فرهنگ و تمدن جدیدی کند.

      این جامعه شناسان به اختلاف سطح رشد اجتماعی ـ اقتصادی میان کشور های اروپایی و افریقایی در قرون جدید استناد می کردند،  و آنرا دلیل امتیاز تمدن غربی می شمردند.  طبیعی است که آهنگ رشد و تکامل تاریخ اجتماعی مردم و سرزمین ها ب علت های گوناگون بستگی دارد بعضی از کشورها در موقعیت جغرافی ـ تاریخ سریع تر وارد مراحل جدید در ساختار های تاریخی اجتماع شده اند،  و بعضی قاره ها دیرتر و این ب هیچ وجه دلیل امتیاز کشورها و ملت های بر گزیده نیست و نمی تواند باشد،  چه بسا بسیار در فرهنگ و دانش دست آورد های سازنده و کلیدی در تاریخ تمدن بشر داشته اند.

      در میان کشور های اروپایی نیز نا برابری در آهنگ رشد وجود داشته است،  مثلاً اولین دولت سرمایه داری شهری در ونیز ب وجود آمد و سپس شهر های دیگر ایتالیا مانند فلورانس و جنوا و امفالی در راه اسقرار سرمایه داری گام بر داشتند.  وقتی در انگلیس انقلاب بورژوازی ب پیروزی رسید،  در بیشتر کشور های اروپایی نظام فئودالی استبدادی سلطه داشت،  قبلاً در این باره توضیح داده ام.

      اختلاف سطح رشد اجتماعی ـ اقتصادی در میان کشور های افریقایی از این هم بیشتر بود،  و قاره افریقا مملو از جوامعی با سطح توسعه متفاوت بود،  بین امپراتوری حبشه و گروه های پیگمی در جنگل های کنگو،  یا بین امپراتوری سودان غربی و شکار چیان خویسان در صحرای کالاهاری تفاوت نمایانی بود.  دوره ای که در مصر نظام فئودالی پیشرفته برقرار بود،  در بسیاری از کشور های قاره نظام قبیله ای سلطه داشت،  و بسیاری از مردم افریقای گرمسیری و جنوب در مراحل مختلف نظام اشتراکی قبیله ای اولیه بودند.  اما این دلیلی بر عقب ماندگی فرهنگی نبود،  گیسلی هی فورد،  ناسیونالیست افریقایی نوشت:  حتی قبل از ارتباط بریتانیا ما مردمی توسعه یافته بودیم،  نهادها و تأسیسات خود را داشتیم،  و درباره حکومت صاحب نظر بودیم.

      پیروزی کاپیتالیسم در کشور های پیشرفته اروپا،  شرایط لازم را برای رشد شتابان تولید سرمایه داری و پیشرفت فنی فراهم آورد،  ارتش و ناوگان کشور های سرمایه داری که با سلاح های تازه مجهز شده بودند، برتری بلامنازع بر دولت های افریقایی پیدا کردند،  ب کمک گلوله های چنین ارتش و ناوگانی بود،  که دولت های سرمایه داری غرب به سرزمین های افریقایی تجاوز کردند،  و مردم آنرا به اسارت کشیدند.  بنابر این علت اصلی عقب ماندگی افریقایی ها همین تجاوز استعمار گران است،  که جهت بهره برداری بیشتر تاریخ هایی هم مطابق خواسته خود برای افریقایی ها نوشتند،  که در آن تاریخ آنها را ضعیف و بی فرهنگ و شکست خورده نوشتند،  درست مانند تاریخ هایی که برای قاره کهن ساخته و پرداخته اند.

      پرتقال اولین کشوری بود،  که به افریقا دست اندازی کرد،  پس از استعمار پرتقال، انگلیس، فرانسه، هلند، بلژیک، آلمان و غیره به این قاره تاختند،  تاخت و تاز و وحشیگری اروپائیان تأثیر هولناکی در روند پیشرفت افریقا گذاشت،  استعمار گران تاریخ و مردم افریقا را زمین خود و شکار گاه سیاهان کردند،  آنها بخش قابل ملاحظه ای از جمعیت مناطق تصرف شده را نابود کردند،  و ده ها میلیون نفر را به عنوان برده به اروپا و آمریکا بردند.  تجارت بردگان موجب کاهش عظیم جمعیت و انحطاط افریقا شد،  و مدتی دراز از رشد نیرو های مولده آن جلو گیری کرد.  دانشمندان بورژوازی نیز به کمک نیروی نظامی استیلاگر خود آمدند،  و تاریخ های دروغی ساختند و نوشتند،  و انواع گوناگون نژاد شناسی، انسان شناسی، جامعه شناسی از چنته جعلیات خود بیرون ریختند،  تا بر سبعیت و درندگی استعمار آب تطهیر تمدن پیرو هلنیسم دروغی خودشان بریزند،  و برای تداوم غارت ملت های افریقا بهانه های علمی بتراشند.

      انوش راوید در تاریخ

   روزانه تعداد زیادی ایمیل و در نظرات،  تقاضا جهت دیدار دریافت می کنم،  واقعاً با این اینترنت کم سرعت چلاسر نمی رسم به یکایک پاسخ گویم،  خواهشاً اشخاصی که علاقمند هستند مرا ملاقات کنند،  می توانند به چلاسر و جل بیایند.  دروغ نویس های تاریخی با نام های الکی و دروغی چون عقل و دانش خود،  بدون آدرس و نشان در وبلاگ های دروغ نویس خود پنهان شده اند و پرت و پلا درباره تاریخ ایران و من می نویسند،  بعضی جیره خوار زیر زمین های نمناک لندن و پاریس،  بعضی ندانسته پیرو دروغها هستند،  و نمی خواهند تاریخ را بدرستی بدانند،  و پا و ذهن را جلو به دانایی نوین برسانند.  ولی انوش راوید چون داریوش بزرگ دشمن دروغ و دروغگویی است،  با نام و آدرس واقعی و زندگی نامه ای درست و کامل در اینجا.

   عکس ها در اینجا  در ستون آرشیو موضوعی آن وب سمت چپ،  بر روی نامی که می خواهید عکس های آنرا تماشا کنید، کلیک نمایید.

     توجه:  اگر وبلاگ،  به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  نظرات و آگهی های خود را در بخش نظرات وبلاگ فصلی انوش راوید  مانند اینجا بنویسید،  تا به مدت یک فصل هزاران نفر آنرا ببینند.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی بردار از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحال من است.

   کلیک کنید:  زمین ما

   کلیک کنید:  پرسش و پاسخ

   کلیک کنید:  مختصر تاریخ جهان

   کلیک کنید:  فهرست وبلاگ انوش راوید

   کلیک کنید:  تاریخ ابزار و ادوات جنگ در ایران

   انوش راوید  Anoush Raavid

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:  جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،   http://www.ravid.blogfa.com