پرسش و پاسخ 15

      تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  توجه:  این پست به مرور در چند روز آینده،  تا آخرین ظرفیت پر می شود.

   پرسش:  چرا لینک مرا حذف کردید؟

   پاسخ:  لینک شما در تمام وب های من است،  پیوند لینکدونی یک وب فقط برای آن وب است،  و لینک لینکدونی وبلاگ در جستجوها به نمایش در نمی آید،  ولی در صفحه جداگانه،  در جستجوها بالا می آید،  و دو خاصیت دارد.  اول کسانی که مثلاً دنبال وب حلقه گمشده می گردند،  آنرا در لینکدونی صفحه جدا می یابند،  دوم باعث بازدید از وبلاگ من می شود.  همچنین چون تعداد لینکها و دوستان زیاد می باشد،  و در یک لینکدونی جا نمی شود،  آنها را بعد از حدود یکماه قرار داشتن در محل پیوندها،  که گوگل رتبه آن را بحساب آورد،  به صفحه لینکدونی منتقل می کنم.

   نظر:  در پرسش و پاسخ 14 نوشته اید که بسیاری از اساتید ایرانی محصول فرایند تئوریها و سبک کار استعماری هستند،  ولی  باور بفرمایید این 90% اساتیدی که  می گویید،  هم ایرانیان وطن پرستی هستند که دنبال مدرک و سند قانع کننده می باشند.

   پاسخ:  مهمترین کار استعمار و امپریالیسم گرفتن دانش ناسیونالیسم،  و در بخش آموزشی ایجاد حافظه محوری است،  در این باره در قرن سنت گریزی توضیح نوشته ام.  اساتید هر گرایش وقتی مطلبی را می بیند،  که در جهت علم آنها می باشد،  اگر آنرا به تحلیل و تحقیق موج نو ایرانی بگیرند،  دلیل بر آن است که استاد واقعی هستند.  ولی اگر از کنار آن بگذرند،  و یا با چند کلمه با آن مخالفت یا موافقت کنند،  رفتارشان تأثیر گرفته از همان تئوریهاست.  یا مانند اینکه بگویند این که نان و آب نمی شود،  و زندگی خرج دارد،  و به کار های غیر حرفه خودشان در آژانس های املاک و اتوموبیل مشغول کار باشند،  و از کنار موضوعات تخصصی خودشان راحت بگذرند،  رفتار غیر فرهنگ ایرانی است،  بارها در این موارد گفته ام.

      من به راحتی در محیط دمکرات اینترنت،  حرفم را می زنم،  درصورتی که به شخص حرفه ای تاریخی و مدنی،  هر چند استاد مهم هم باشد،  بربخورد و ناراحت شود،  برایم دست آوردیست،  که تجربه در سی سال نوشتن مطالب تاریخی و اجتماعی کم فعال در نشریات،  و 5 سال وبلاگ نویسی فعال دارد.  بارها نوشته ام این وبلاگ یک کار حزبی و مسلکی و دینی نیست،  که در جهت خوشایند توده ها باشد،  این برای اشخاص معدودی است،  که می توانند سخن وبلاگ را درک نمایند.  وظیفه یک استاد واقعی این است،  که به هر شکل دانش خود را جاری سازد،  بطور مثال آنکه با موضوع وبلاگ انوش راوید موافق است،  درباره دروغ های تاریخی که در آموزش ایران می باشد،  باید بشدت با استفاده از تمام امکانات گله و شکایت کند.  درصورت عدم اینکار،  و فقط بسنده کردن به اینکه خوب بود و از وبلاگ خوشم آمد،  می شود محصول 90 درصدی آن تئوری استعماری که نوشته ام،  و در واقع آن دشمنان موفق بوده اند.  با نگاهی به چند هزار نظر وبلاگ متوجه می شوید،  که بسیاری از همین 90 درصد نوشته اند،  خوب بود و پسندیدیم،  و یا قبول داریم در تاریخ دروغ زیاد است،  اما این فایده ای ندارد و کار ملی پیش نمی رود،  و نمی توان آنها را از این لیست خارج نمود.

      وطن پرست بودن یا نبودن اشخاص ملاک نیست،  داشتن دانش ناسیونالیسم مهم است،  تاریخ گیتی پر از جنگها و کشتارها،  رجزخوانی های بی پایه و اساس و غیره است،  که همه آنها را افراد وطن پرست راه انداخته،  و وطن پرست های بیشماری در تمام کشورها پشتیبانی کرده و یا جان باخته اند.  اینک ما در شرایطی از گذر تاریخی تمدن بشر قرار گرفته ایم،  که باید دیدی کاملاً حرفه ای مخصوص قرن نو به تمام مسائل داشته باشیم،  منجمله به ناسیونالیسم و آینده جهان.  بررسی فعال اینها چندان وقت زیادی نمی خواهد،  من فقط با روزی دو تا چهار ساعت،  ضمن دیدن و گوش دادن به اخبارها و فیلم های مستند،  پای کامپیوتر وقت می گذرانم.  باید توجه داشت،  با امکانات فراوانی که دشمنان تاریخی ایران دارند،  کوتاهی از موارد فوق خسارت های جیران ناپذیری بدنبال خواهد داشت.

      آیا تاکنون کسی از آنها به دفاع از تاریخ ایران پرداخته،  و یا برابر قوانین جاری رسماً و نشراً تقاضای تأسیس فرهنگستان مستقل ملی و مردمی تاریخ ایران را کرده است،  یا اشاره ای و پشتیبانی نموده.  همان گونه که در آینده بینی ایرانی نوشتم،  در ادامه قرن 21 داشتن حافظه انباشته از مطالب راست و دروغ مهم نیست،  چون دانش دارد بسرعت بروز می شود،  بلکه پردازش نوین و داشتن ذهن پویای ایرانی اصل است.

   پرسش:  با درود فراوان اگر عمر بن خطاب به ایران حمله نکرده است،  پس چرا در سریال مختار،  از نبرد قادسیه و بردگی ایرانیان صحبت شده؟  از شما استاد گرامی در خواست میکنم در مورد دروغ های این فیلم و تاریخ ایران بعد از اسلام بیشتر توضیح دهید.

   پاسخ:  باید توجه داشت در آن زمان قبایل حاکم بر سرزمین خود بودند،  مرز جغرافیایی سیاسی وجود نداشت،  بلکه مرزها در بستر های ماندگار و جاری قبایل تعیین می شد.  حکومتها انرژی خود را از قبایل می گرفتند،  و برای ادامه بقا همیشه مجبور بودند قبایل را راضی نگه دارند.  در مرز بین قبایل ارب و غیر عرب،  عربها به ایرانی ها می گفتند،  عجم یعنی فرزندان جم و جمشید،  که دارای ارزش زیادی بود،  حتی آنها برای زیارت به جمکران،  یعنی جایگاه جم می رفتند.  از نظر قدرت و توانایی و جمعیتی،  قبایل عرب بسیار کم جمعیت بودند،  و هیچ برتری تکنیکی و کاربردی و نظامی،  نسبت به قبایل ایرانی نداشتند.  برای دانستن این مطالب،  با حوصله وبلاگ را مطالعه و پیگیری نمایید،  در این موارد توضیحات زیادی نوشته ام.  بیشتر داستانها و نمایش نامه های تاریخی،  در دوران بورژوازی نوشته شده اند،  و نویسنده آنها از ساختار های تاریخی اجتماع چیزی نمی دانسته،  و دید او فقط از دوران خودش بوده است.  به همین جهت یک شخص وارد،  به راحتی می تواند اشتباه و دروغ آنها را بفهمد،  هر دوره تاریخی بود و نبود،  و روش زندگی خاص خودش را داشته است.  اینقبیل نویسندگان دروغ نویس،  توانایی یافتن اشخاص وارد به تاریخ واقعی را ندارند،  و فقط به تعدادی دروغ نامه هایی بنام کتاب تاریخ بسنده می کنند،  چون بیشتر از این نمی دانند.  این زمان با وجود موج نو در ایران،  اعتماد جوانان باهوش ایران،  به این قبیل فیلم های تاریخی از بین رفته،  و این بی اعتمادی و دانستن دروغها به کل جامعه منتقل می شود،  و در نهایت صدمه به ایران و تولیدات داخلی می خورد.

   نظر و پرسش:  وبلاگ های شما شلوغ است و خواندن آن مشکل است،  چرا آنرا در یک سایت نمی نویسید؟

   پاسخ:  در این باره بارها توضیح و راهنمایی نوشته ام،  در هر صورت هر شخص که می خواهد مطلبی را علمی بداند،  باید خیلی مطالعه و تحقیق کند.  حتی هنگام دیدن سریال های بی محتوا،  که خلاف نظر روشنفکران هستند،  و در جوهر قرمز نداریم نوشته ام،  و یا شنیدن اخبار های کانال های مختلف می توانند همزمان وبلاگ را تند خوانی نمایند،  و بخش های مورد نظر و علاقه را کپی و در یک ورد پیس کند.  برای اینکار بهتر است همزمان یک صفحه وبلاگ،  و چندین لینک آنرا در پنجره های جدید باز کرد، همین روش را من برای مطالعه وبلاگ های مورد نظرم می کنم،  و سپس در فرصت مناسب مطالب جمع شده در ورد را با دقت می خوانم.

      بدلیل امکان فیل ++ تر،  در یک سایت جمع نمی کنم،  در این باره چند بار توضیح نوشته ام،  وبلاگ هایم که قبلاً فیل ++ تر، شدند،  بیش از 80 درصد بینندگان خود را از دست دادند.  در هر صورت از نظر خوانندگان،  این نوع وبلاگها هیچ تفاوتی با سایت ندارد.

   پرسش:  می خواستم نظرتون رو در خصوص این،  که آیا دقیانوس همون داریوش هست یا نه بدونم!  اصلا شما به مطابقت روایات دینی و تاریخی به چه دیدی نگاه می کنید؟

   توجه:  مشروح مطلب آیا دقیانوس همون داریوش هست یا نه؟  در اینجا،  خواندن آنرا پیشنهاد می کنم.

   پاسخ:  البته از این داستانها در تمام دینها و کشورها زیاد است،  و همه چند اشتراک با دیگری دارند،  و امروزه هر ملتی آنها را بنا به زبان و دانش خودش تعریف و تفسیر می کند.  من سعی می کنم از دل این داستانها،  به تاریخ اجتماعی برسم.  بنظر من باید با دیده شک و تردید به تمام داستانها و نوشته های باستانی،  حتی اگر معروف ترین کتیبه ها هم باشد،  نگاه کرد،  چه بسا ممکن است شاهی یا دینی از برای حقانیت خود کلی دروغ گفته باشد.  همانگونه که ما فارسی زبانها می گویم این و آن اسم از این و آن واژه ایرانی آمده،  و بزحمت در و تخته را با شک و تردید با هم جور می کنیم،  عرب و ترک، هندی و اروپای و غیره هم همین گونه،  همان اسم را برای زبان خودشان می گویند و تفسیر می کنند،  این و آن را مشابه سازی و سناریو نویسی می کنند.  چند هزار سال تاریخ چند ده میلیارد انسان،  بیشمار رهبران دینی و پادشاهان،  با بیشمار تر داستان و ماجرا و غیره بوده اند.  بسیاری بخاطر شرایط زمانه و عدم آگاهی و دانش گفته های دیگری را برای خود کپی کرده،  و با تحلیل ساده اندیش خود باز سازی کرده اند.

      جوان بودم خیلی بدنبال تحلیل و تفسیر داستانها رفتم،  و همیشه با مشکل روبرو بودم،  و در نهایت دیدم این مردم بودند و هستند،  که با رشد و تکامل گذر های تمدنی را آرام،  و با آهنگ مناسب سپری کرده و می کنند.  البته این دلیل نمی شود شخص علاقمند و متخصص کار تحقیقاتی نکند،  ولی باید این مطالب هم در نظر داشته باشد.  با حساب شرایط امروز ایران و قاره کهن،  بهتر است تحقیقات دیدی با جنبه از بالا و عمومی قاره خودمان را داشته باشد.  در گذر تاریخی این قرن،  وظیفه اشخاص تاریخی،  از همه سنگین تر است.  البته گاهی بخاطر تاریخ گنج و گنج جویی این گونه تحقیقات علمی خیلی خوب است،  و نتایج جالبی هم می دهد،  اما من تا کنون شانسی نداشتم.  بزودی چند کتاب و نوشته های قدیمم را زیر رو می کنم،  و تا حدود یکماه دیگر درباره موضوع مورد نظرتان می نویسم.  در ضمن توجه شما گرامی را به اینجا جلب می کنم،  احتمالاً برایتان جالب باشد.

      هم اینک که این مطلب را می نویسم،  یکی از رادیو های خارجی،  که مردم و سرزمین شان سابقه طولانی در دروغ گویی و دروغ نویسی در تاریخ ایران دارند،  برنامه پخش می کند.  آنها در هر یک از برنامه خود،  به نوعی دروغ های تاریخ را تکرار می کنند و می گویند.  الان در برنامه ای که اصلاً تاریخی نیست،  دارد می گوید،  اسکندر مقدونی رفت و ایران را گرفت و تخت جمشید را آتش زد،  و پرت و پلا های دیگر...  این دشمنان تاریخ ایران،  از اینکه ایرانیان بویژه جوانان باهوش،  بدنبال اصل و تاریخ خود هستند،  و دروغها را شناخته و دارند افشا می کنند،  خیلی ترسیده اند.  برای همین نگران شده و تقریباً در تمام برنامه هایشان،  دروغ های تاریخ را تکرار می کنند،  و خشم خود را اینگونه از ایرانی ابراز می دارند،  شاید هم نوعی سرکوفت باشد.  ولی دیگر کور خوانده اند،  با وجود تکنولوژی های نوین،  آن دوره های سادگی ایرانیان تمام شده است.

   نظر:  مطالب خیلی مفید بودند،  کاش منابع رو هم ذکر می کردید.

   پاسخ:  درباره عدم ذکر منابع بارها توضیح نوشته ام،  اینبار با دید دیگر می نویسم،  این وبلاگ آموزشگاه و دانشگاه های سنتی قرن گذشته نیست،  که در انتها لیستی از منابع را که شاید بسیاری مشکوک باشد بنویسم،  و عزیزان را به آنها هدایت کنم.  من سعی می کنم دید جدیدی به جغرافیا ـ تاریخ ارائه دهم،  و تحقیق و تحلیل های نوین را به موج های نو ایران می سپارم.

   پرسش:  اگر بخواهم همه وبلاگ را ردیف بخوانم،  و نخواهم در هر برگه به ده ها برگه دیگه برم،  از کجا آغاز کنم؟

   پاسخ:  بارها این پرسش مطرح شده است،  قبلاً و بویژه در سخن وبلاگ نوشته ام،  این وبلاگ خود تاریخ نیست،  در واقع این وبلاگ هنوز مقدمه ای بر نگرش های نو به تاریخ، است  و چون یک موضوع در آن مطرح نیست،  براحتی نمی توان آنرا جمع بندی نمود.  50 درصد ورودی های وبلاگ از جستجوها می باشند،  بسیاری از عزیزان برای بار اول است که به وبلاگ می آیند،  وقتی مثلاً با دروغ حمله اعراب مواجه می شوند،  در ذهن آنها خیلی موضوعات می آید،  مانند،  مگر می شود که چنین حمله ای نبوده باشد.  آنها باید بخش هایی از جامعه شناسی تاریخی،  ساختارهای تاریخی اجتماع،  تاریخ ادیان ایرانی،  موقعیت جغرافیایی ایران،  تاریخ لشکر و جنگ ایران،  و بسیاری دیگر موضوعات را بخوانند و بدانند،  البته یکبار خواندن و دانستن آنها کافی است،  وقتی مطالب دیگر مثلاً دروغ حمله مغول به ایران را باز می کنند،  دیگر نیازی نیست این لینکها را مکرر بخوانند.  بدون کلیه این دانشها که همگی اول راه هستند،  خواندن و دانستن تاریخ و تاریخ اجتماعی،  چون داستان و افسانه می ماند،  یعنی همان چیزی خواهد شد،  که تاکنون بخورد ملتها داده اند.

      همچنین درباره جمع بندی های وبلاگ نیاز به یاری عزیزان علاقمند دارم،  که خود شان و با هنر و سلیقه، عشق و دانایی،  مطالب وبلاگ را گرد آوری و جمع بندی نمایند،  و بنام خودشان منتشر نمایند،  و نشان دهند جوان با هوش ایرانی،  به هیچ وجه زیر بار دروغ نمی رود،  چه برسد دروغ هایی به بزرگی تاریخ و سرنوشت او و کشورش.  همچنین مد اصلی نظر من در وبلاگ فقط یکهزار جوان زبده ایرانی،  در گرایش های جغرافیا ـ تاریخ است،  اشخاصی که می خواهند حرفه ای و تخصصی کار و تحقیق نمایند،  می دانند که باید خیلی بخوانند،  و از سبک نگارش تکنولوژی های نوین بخوبی بهره برند.  هم اینک که این مطلب را می نویسم کتاب تاریخی در دست دارم،  اگر بگویم در آن گیج شده ام،  باور کنید جدی است،  در صورتی که اگر مطالب آن لینکی بودند،  خیلی راحت تر می خواندم.

   نظر و پرسش:  زبان مادری من یکی از زبانهای باستانی ایران است،  و من نمی توانم با آن حرف بزنم،  چکار کنم؟

   پاسخ:  واقعاً حیف شده زبان محلی خود را،  که ریشه در تاریخ ایران دارد را نمی دانید،  سعی کنید هر چه زودتر فرا گیرید،  صدا و گفته های مردم قدیمی و مدرسه نرفته محل مادری خود را ضبط کنید.  اگر از من می شنوید،  کار اصلی تحقیقاتی وبلاگتان را برپایه زبان محلی مادری خود قرار دهید،  که خیلی مهم است،  کثرت بیننده مهم نیست،  کیفیت و نوع کار تحقیقاتی اصل است.

   نظر:  فکر می کنم جمع آوری یکسری مطالب مختلف،  بدون اسناد قابل قبول و پراکنده گویی،  نمیتواند به عنوان تاریخ این ملت باشد.

   پاسخ:  از همین مطالب پراکنده گردآوری شده،  از واقعیت های بجا مانده تاریخی است،  که می توان تاریخ واقعی را نوشت،  نه از روی دروغ های غربی که همه آنها ترفند است.  این آموزش و پروش عادت داده خوب نخوانند و دقت نکنند،  و همین جوری بدون تحقیق و تحلیل سریع فکر کنند،  کجای وبلاگ نوشته شده تاریخ است،  و این وبلاگ اصل تاریخ ایران است،  بارها در این باره توضیح نوشته ام،  می توانید به سخن وبلاگ مراجعه نمایید.  در ضمن همین آموزش و پروش حافظه محوری عادت داده،  که دروغها را باور داشته باشند،  و آنها را همراه یک مشت سند و مدرک تقلبی،  که توسط عوامل و چهره های استعمار و یا صهیونیسم و ارتجاع ساخته و پرداخته شده،  به خورد ملتها داده و به ملتها بخندند،  که اساتید و عالمان آنها چه ساده یا پیروان توطئه سکوت اند،  و نمی توانند حداقل آن دروغها را تکذیب کنند،  و بدنبال واقعیت بگردند.  در هر صورت امید من به جوانان باهوش ایرانی است،  که این وبلاگ را درک می کنند.

      حتی عده ای نمی توانند یک نظر نویسی ساده کنند،  بارها نوشته ام نظراتتان را در بخش نظرات بنویسید،  بویژه در وبلاگ فصلی جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،  که همگان بتوانند بخوانند،  مخصوصاً در یک فصل،  نه با ایمیل که فقط برای من است.  عزیزان برای هر نظرتان احترام قائل شوید،  هر چه باشد ارزش دارد،  نظر شما چون رأی شما است.  بیایید نظر و پرسش خود را به تحقیق و تحلیل بگیرید،  آنرا باز تر و عمومی تر نمایید،  این نظرات نشانه شخصیت ملی و مردمی بوده،  و در نهایت درک از این نظرات،  نتیجه رأی کشوری است.  بگفته دیگر،  یعنی عده ای عادت کرده اند،  با فکر سرسری،  حتی در رأی سیاسی نظر بدهند.

   عکس تعداد خنجر تاریخی،  مشروح در تاریخ ابزار نبرد،  عکس شماره 2905.

   كليك كنيد:  طبیعت و تاریخ ایران

   كليك كنيد:  تاریخ لشکر و جنگ ایران

   كليك كنيد:  بنا های تاریخی دینی در ایران

    توجه:  اگر وبلاگ،  به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   انوش راوید //  Anoush Raavid ///    

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب،  تاریخ مغول،  تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

   جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران،    http://ravid.ir