پرسش و پاسخ 17

      تعداد ديگري از پرسش و پاسخ هاي قابل توجه پست هاي مختلف وبلاگ و يا ارسالي با ايميل،  پرسشها خلاصه شده،  درود و سپاس،  خوب و بد،  و اين قبيل را حذف كردم،  و تا آنجا كه شده اشتباه هاي املايي و انشايي آنها را اصلاح نموده ام.  توجه:  مطابق معمول این پست به مرور در چند روز آینده،  تا آخرین ظرفیت پر می شود.

   نظر:  یک اشتباه تایپی داشتید،  مادیها نداریم مادها درست است.

   پاسخ:  با سپاس از توجه شما،  چون روزی یک پست با تمام ظرفیت صفحه وب می نویسم،  گاهی اشتباه های تایپی و یا ذهنی پیش می آید،  گاهی نیز به عمد و جهت سبک کار جستجوها می باشد.  در هر صورت اگر ماد را بعنوان کشور و سرزمین حساب کنیم،  مادیها درست است،  مانند تهرانیها و یا جل و چلاسریها.  اگر ماد را فقط یک قوم بحساب بیاوریم،  آنوقت مادها درست است،  مانند کردها، لرها، لکها.  من همیشه از دو نوع نام استفاده می کنم،  همانگونه که برای ایلام در پرسش و پاسخ ویژه 5 نوشتم،  در جهت نمایش بهتر در جستجوها می باشد.  همچنین کم کاری و یا درست کار نکردن تاریخ نگار های قرن 20 ایران دلیل دیگر است،  که دقیق،  چه عرض کنم،  اصلاً مشخص نکرده اند،  ماد یک قوم بوده یا یک کشور.  من در آثار باستانی مانند کتیبه ها و کتابها هر دو را دیدم،  ولی آنچه که عقل و دانش جغرافیا می گوید،  ماد نمی توانسته یک قوم باشد.  امروز استان همدان که بسیار کوچکتر از ماد تاریخی است،  حداقل چندین قوم و تیره زبانی،  مانند،  کرد، ترک، لر، فارس و غیره دارد،  چه برسد آنزمان که بسیار وسیعتر بوده است.  هم اکنون اگر گشتی در وبها بزنیم،  متوجه می شویم کردها و آذریها یا ترکها،  می گویند که آنها ماد بودند،  و هر کدام دلایلی تاریخی دارند.  بنظر من و آنچه که از تاریخ ماد می دانم،  بهتر است در فرهنگ لغت و یا فرهنگستان نوین تاریخ و جغرافیای تاریخی،  ماد را یک سرزمین دینی بحساب آورند.

      این کم کاری های گذشته باعث شده،  هر کس و در هر کتاب آموزشی آموزشگاه ها،  چیزی جدای دیگری بنویسد،  نام و پسوند و پیشوند حکومتها و کشورها،  اقوام و جغرافیا و غیره،  به اشکال گوناگون تفسیر و گفته شده است.  امروزه جوان ایرانی بدرستی نمی دانند،  که مثلاً در جستجوها بنویسد،  پادشاهی قاجار یا شاهنشاهی قاجارٍ،  سلسله هخامنشیان یا امپراتوری هخامنشی و غیره و غیره.  آموزشگاه های قرن گذشته که روش آنها اکنون هم ادامه دارد،  قدرت تحلیل و تحقیق را گرفته اند،  و سردرگمی در تمام زمینه ها ایجاد کرده اند،  دلیل روشن آن این است،  با اینکه ما نابغه زیاد داریم،  ولی کار کرد نداریم.  من همیشه سعی کردم در وبلاگ این موضوعات را گوشزد نمایم،  تا جوانان با هوش خودشان در قرن سنت گریزی اقدام به ایجاد فرهنگستان های مختلف در تمام علوم،  منجمله تاریخ نمایند.  آغاز اینکار براحتی در محیط دمکرات اینترنت امکان دارد،  توضیح لازم همیشه در میان مطالب وبلاگ می باشد،  بدلایلی آنها را نمی شود یکجا نوشت.

      در قرن گذشته بجای اینکه تاریخ را یاد دهند،  و مثلاً بگویند تفاوت حکومت با پادشاهی چیست،  تفاوت شاهنشاهی با امپراتوری چیست،  و بسیار و بسیار موارد دیگر،  و تیتر های تاریخ ایران را از شلختگی و اشتباه نجات دهند،  عجله داشتند از الکساندر کذایی بگویند،  و به بچه های دبستانی درس دهند،  که اسکندر از اروپا آمد و ایرانیها را شکست داد و کشت،  اسارت گرفت و آتش زد،  که در مفهوم کشتن روحیه و ذات ایرانی را پیگیری می کرد.  بخاطر همین درس کذایی خورد کننده،  تقریباً تمام بچه ها می گفتند،  از تاریخ بدمان می آید.  این کار و برنامه آنها همچنان با ترفندها و اشکال دیگر ادامه دارد،  حالا دارند در لندن برایمان ژن شناسی و هویت شناسی راه می اندازند،  که متعاقب آن بتوانند نقشه شوم سرنوشت سازی را اجرا کنند،  ولی کور خوانده اند،  با کمک جوانان با هوش،  مچ آنها را می گیریم و افشا می کنیم.

   نظر و پرسش:  دلار شده خدا تومن،  روز بروز گرانی و بیکاری،  شما کی می خواهید این کار و جنبش ضد دروغ را تمام کنید،  و به وضع موجود بپردازید؟  تاریخ بچه درد می خورد.

   پاسخ:  این جنبش یک نفره درست مانند جنبش ضد وال استریت یا 99 درصدی هاست،  پایانی برای آن متصور نیست.  این تولید کالا و یا پروژه صنعتی و شهری نیست،  که تمام شود،  این ایجاد یک فرهنگ است،  همانگونه که جنبش 99 درصدی ها می گویند:  چه چیز تمام شود،  این آغاز راه است،  بشر باید بداند که همیشه باید بفکر جایگزین باشد،  جایگزین سیاسی، علمی،  اقتصادی، اجتماعی.  قرن جدید متفاوت از قرن گذشته است،  بهمین جهت جنبش یک نفره من هم می گوید،  برای علم جغرافیا ـ تاریخ پایانی نیست،  و هرگز با یک کتاب و یک داستان بسته و تمام نمی شود،  بلکه همیشه چیز های متفاوت دیگری هستند،  که لازم است بیاموزیم و بدانیم.  البته بدور از داده های نبرد نو پدید،  باید بدانیم چه شده و چرا چنین شده،  که سرنوشت و اقتصاد بهم ریخته،  نیازی نیست که عموم مردم این وبلاگ را بخوانند،  هزاران که چه عرض کنم،  میلیونها وب و نشریه و غیره هستند،  می توانید به آنها مراجعه نمایید.  این وبلاگ جهت تعداد اندکی از جوانان باهوش 15 تا 25 ساله ایران است،  که می خواهند بدون دروغ و با درست دانستن از گذشته،  بتوانند خوب مسائل تاریخی و اجتماعی گذشته و آینده را تحلیل و تفسیر کنند،  و در نهایت مشاوران دگری برای اجرا های سیاسی آینده باشند،  که صدمات ما در گذر های تاریخی تمدن کمتر شود.

   پرسش:  لینک وبلاگ و واژه های نو ظهور زیاد است،  آیا واژه نامه ای دارید؟

   پاسخ:  کلی کتاب تاریخی از بزرگان تاریخ قرن 20 ایران دارم،  بطور کلی آنها از روی یکدیگر کپی شده،  و دروغ های تاریخی را تکرار نموده اند.  در میان این هزاران صفحه کتاب،  هیچ یک از این اساتید واژه سازی های تاریخی نکرده اند،  و عموماً کتاب هایشان مانند داستان شده،  گویا برای خوشایند و یا تحمیق عده ای نوشته اند.  در وبلاگ سبک جدیدی در نگارش را پیشه کرده ام،  که خواندن آن برای بسیاری مشکل شده است.  واژه هایی مانند ساختار های تاریخی اجتماع،  نبرد نو پدید،  تاریخ و فرهنگ یاد گیری،  و غیره،  که با دو یا سه کلمه ساخته شده،  و در پستها بکار می برم.  دوست دارم عزیزان و جوانان باهوش،  در این موارد و تولید واژهای جدید طرح های نوینی پیاده نمایند،  و کار مرا هم درست تر کنند،  پذیرای نظرات هستم.  البته در لینکها،  واژه ها را توضیح داده ام،   یک واژه نامه هم در دست تهیه دارم،  فعلاً لینک آن در اینجا است،  بزودی بازنویسی می کنم و ادامه می دهم،  همه چیزمان وارداتی است،  حداقل واژه هایمان وارداتی نباشد،  و اصطلاح های وارداتی سابق را اصلاح و ایرانی نماییم.

   پرسش:  چه مقدار نظام شوروی و حکومت کمونیسم،  و اصولا این مرام را با فراماسونری مرتبط می دانید؟

   پاسخ:  قبل از جنگ دوم جهانی مردم کشور های شوروی سابق در وضع اجتماعی بدی بودند،  در زمان جنگ دوم جهانی پدرم 16 ساله بوده،  و تعریف می کند،  که در ساعت های الکی یا خراب یک سوسک می گذاشتند،  و سوسک سرو صدا می کرد،  و آنرا بجای ساعت واقعی به سربازان روس می فروختند.  آنها فوق العاده عقب افتاده بودند،  در فیلم های مستند تلویزیونی دیده و شنیده ام،  که انواع بیماریها و شپش ها را داشتند،  و با خود به ایران آوردند. شوروی بر چنین مردمی حکومت می کرد،  در سرزمین وسیع سرد،  بسیار کم جاده و دور دست،  بهمین جهت امکان نفوذ فرماسون و ارتجاع،  در رهبران کوچک و بزرگ آن کشور وجود داشت.  امروزه شاهد هستیم سران کشور های غربی با هم هیچ توافق ندارند،  در موضوع لیبی بوضوح و آشکارا همگان دیدند.  خود بخود و طبق ذات بشری،  در آن زمان هم توافق نداشتند،  و بر اثر این عدم توافق عده ای توانستند،  براحتی حکومت روسیه تزاری را بدست بگیرند.  خلاصه این جریان تعریف زیادی دارد،  و من نمی توانم نتیجه بگیرم،  که آنها با فراماسون یا کدام گرایش و شاخه آن مرتبط بودند،  و چه لژهایی داشتند،  برای این کار باید چند کتاب تاریخی آن زمان را دوباره بخوانم،  حدود دو سه ماه دیگر در این باره پستی خواهم نوشت.

   پرسش:  چرا شما هم آذری و هم ترک در نوشته هایتان بکار می برید؟

   پاسخ:  ما ایرانی ها همه آذری هستیم،   و همه انسان هموساپین و از یک نژاد هستیم،  بیش از بیست هزار سال و پیش از انقلاب کشاورزی و شهر نشینی،  گروه هایی از هم جدا شده،  و با پراکندگی،  زبانها و لهجه های مختلف یافته،  و تقریباً همگی یک قیافه و رنگ رو و یک شکل هستیم،  در شهر ترکیبی تهران بدرستی نمی توان از قیافه تشخیص داد،  که چه کسی از کدام استان است.  بعد از انقلاب کشاورزی و شهر نشینی و پیدا شدن دینها و مذاهب،  همه ایرانیها و بیشتر مردم قاره کهن،  به این دینها روی آوردند،  زیرا امکان فکری و ذهنی در همان اندازه بود.  در ادامه تاریخ با میترائیسم و زرتشت،  همه ما ایرانیها آذری شدیم،  و بنا به موقعیت جغرافیایی،  ترک و کرد و لر و لک و بلوچ و غیره شدیم،  این داستان تاریخ سر دراز دارد.

    در هر صورت بنظر من،  نباید فکر خودمان را در چهار چوب نقشه های سیاسی جغرافیایی ساخته و پرداخته شده،  توسط استعمار انگلستان در قرن نوزدهم پائین بیاوریم.  ما باید جغرافیایی سیاسی خودمان را تمام قاره کهن بدانیم،  و با این ناسیونالیسم بررسی نماییم،  زیرا تاریخ تمام قاره کهن بیکدیگر مربوط است،  و نمی شود آنرا در یک کشور ساختگی،  و یا یک قوم و ملت پیدا کرد.  الان که این را می نویسم،  اخبار تلویزیون دارد دریافت سمت نخست وزیری جدید ایتالیا را نشان می دهد،  کلی شکوه و جلال و رنگ و رخت و لباس دارند،  یاد ضرب المثل خودمان می افتم،  آفتابه لگن هفت دس،  شام و نهار هیچی،  که مصداق امروز اروپا است.  این گشنگان و بی کاران تحلیلی،  که به گفته خودشان بدلیل تنبلی و...،  و از دادن استعمار هایشان است،  هر آن ممکنه برای ایران و کشور های قاره کهن خطر ساز باشند.  باید هوشیار بود و با دقت از پراکندگی خود داری نمود،  و مانند اسکندر اشکانی که اروپا را فتح کرد،  و در کتاب:  اسکندر تاریخ ایرانی،  الکساندر یونانی نیست،  توضیح داده شده،  با توانایی ایرانی مان،  یکبار دیگر اروپا را تحت تأثیر فرهنگی قرار دهیم.

   جالب:  مطلبی و چند پرسش در وبلاگ گفتمان دروغ های تاریخ دیدم،  نظر کوتاهی در زیر برای آن پست می نویسم.

     * در محیط دمکرات اینترنت هر شخص می تواند حرف خودش را بزند،  و ما مردم ایران و قاره کهن داریم اولین دمکراسی را در محیط اردوی مجازی آزمایش و تمرین می کنیم.  بهمین جهت من شخصاً به هیچ مطلب،  چه فنی و تخصصی باشد،  یا از روی احساسات،  اعتراضی ندارم،  و بلکه از آنها استقبال می کنم،  و امیدوارم تمام جوانان با هوش ایران،  آزادی قلم و اندیشه را در این برکت پاس دارند.

      امروزه با وجود تکنولوژی های نوین،  براحتی بحثها و نظرها در مورد تاریخ ایران هم وجود دارد،  که خیلی خوب است.  بعضی وقتها مواردی می بینیم،  که با دانش ما جور در نمی آید،  و هماهنگ نیست،  علت همان است،  که در پرسش بالا پاسخ دادم،  کم کاری اساتید علوم مربوطه در قرن گذشته.  مثلاً  در موارد این پرسش که در وبلاگ گفتمان تاریخی است،  و لینک آن اول خط است،  اساتید دروغ پسند ایرانی قرن گذشته،  تمام تاریخ ایران را با دروغ حمله اعراب و مغول بسته اند،  و می گویند،  که بر اثر این حملات،  تمام کتابها سوخته شده،  و کاخها از بین رفته است،  گویا اعراب قوی ترین بولدوزر ها را داشته اند،  که توانستند کاخ های ساسانی را در پهنای 5 میلیون کیلومتر مربع از بین ببرند.

      در ادامه هم عده ای می گویند،  بعد از سلسله هخامنشیان،   شاهان بزرگ اشکانی و ساسانی کاخی و اثرات تمدن ویژه ندارند،  و اگر تعدادی کاسه و کوزه،  از آن زمان باقی مانده است،  مربوط به مردم بوده،  و هیچ کدام دلیل وجود پادشاهی های مقتدر نیستند،  تا اینکه زمان صفویه دوباره کاخها پیدا شدند.  حتی دلایل جالب تری هم دارند،  مانند گنبد سلطانیه،  که در یک تقلب کاری با خرج سنگین اواخر پهلوی،  و بدست پیمان کاران و تکنسین های ترمیمی ایتالیایی،  آنرا به بازماندگان مغول نسبت می دهند،  در صورتی که آشکارا مشخص است مسجد آنها نبوده،  و سازندگان آن ارامنه بودند،  و چندین قبر از مهندسین ارمنی در آنجا گویا آن است،  و بنا کاملاً مانند در اروپا دارد.  همچنین ادعا می کنند،  که موزه های ایران فوق العاده فقیر هستند،  و اثرات تاریخی با اینهمه ادعا در ایران بسیار کم است،  می گویند مثلاً در ایتالیا همه جا اثرات باستانی به فراوانی وجود دارد.

      اساتید قرن گذشته سر خود را زیر رمل کرده بودند،  و هر چیز را می گفتند عربها و مغولها و این و آن حمله کرده و از بین برده اند،  و هر گز بدنبال عظمت واقعی تاریخ و تاریخ اجتماعی ایران نرفتند.  ولی در واقع بعد از هخامنشیان،  ایران و تمام قاره کهن،  وارد دوران سازمان تمدن قبایلی شد،  و در این تمدن حکومتها انرژی خود را از قبایل می گرفتند،  که تاریخ اجتماعی کاملاً متفاوت با دوران شاه خدایی هخامنشیان داشتند،  و تفاوت بیشتر با دوران فئودالی حکومت صفویه و تا آخر شاهنشاهی قاجار دارد،  برای بهتر متوجه شدن این مطالب مطالعه و پیگیری وبلاگ انوش راوید پیشنهاد می شود.

   كليك كنيد:  فلاسفه ایران

   كليك كنيد:  اندیشمندان و شاعران ایران

   كليك كنيد:  هیئت های هدیه آورنده به تخت جمشید

    توجه:  اگر وبلاگ به هر علت و اتفاق،  مسدود، حذف یا از دسترس خارج شد،  در جستجوها بنویسید:  وبلاگ انوش راوید،  یا،  فهرست مقالات انوش راوید،  سپس صفحه اول و یا جدید ترین لیست وبلاگ و عکسها و مطالب را بیابید.  از نظرات شما عزیزان جهت پیشبرد اهداف ملی ایرانی در وبلاگم بهره می برم،  همچنین کپی برداری از مقالات و استفاده از آنها با ذکر منبع یا بدون ذکر منبع،  آزاد و باعث خوشحالی من است.

   انوش راوید //  Anoush Raavid  ///    

   حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ،  حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ،  و مقالات مهم مانند،  سنت گریزی و دانایی قرن 21،  و دروغ های تاریخ عرب،  تاریخ مغول،  تاریخ تاتار،  و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ:

   جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران    http://ravid.ir