بهینه سازی مدیریت و سیستم
پائیز دگرگون 88
تفاوت کاری جوامع
در قرن 21 مشاغل نیاز روز افزونی به مهارتهای فکری و دانش های نو دارند، این موضوع مهم از دهه آخر قرن بیستم در کشورهای رشد یافته آغاز گردیده و در دهه اول این قرن به کشورهای در حال توسعه رسیده است. نیم قرن پیش بیشترین نیاز برای جامعه نیروی یدی بود، که کاملاً برعکس امروز بوده و در واقع نوعی نا پیوستگی است. حتی امروزه برای ساده ترین کارها نیاز فکری بیشتر از قدرت عضلانی است، مثلاً برای باغبانی دانستن استفاده و نگهداری از ماشین آلات و کاربرد صحیح کودها و سموم دفع آفات و کشت و برداشت مکانیزه ضروری است. بنا بر این برای اینکه کارها بدرستی و مطابق استاندارد های فنی و اقتصادی انجام گیرد، حتی ساده ترین کارها مستلزم داشتن مهارتی معادل با دوره آموزش عالی و یا آموزشگاه های تخصصی کار آمد است. جامعه موج دوم جوامعی انبوه ایجاد کرده بود که نتیجه آن تولید انبوه از کارخانه هایی با کارگران انبوه و قدرت بازویی انبوه، ولی در این قرن کارخانه ها کوچک و کارگران دارای آموزش عالی و تولید غیر انبوه وابسته به دیگری، و سندیکاهای کارگری متفاوت. برای تامین نیروی کار می باید نیمی از جوانان وارد دانشگاه های مفید شوند، در صورتیکه آموزشگاهای عالی توانایی پرورش جوانان را برای مهارتها، همراه با هوش لازم را نداشته باشند، در نتیجه جامعه نمیتواند براحتی گذر تاریخی موج نو را داشته باشد، و دچار سردرگمی و پریشانی میشود. کمبود شمار مهارت بینشگران نو که می بایست هوش لازم را هم داشته باشند، باعث میگردد بزودی موقعیت های کاری و اقتصادی و علمی از دست برود، و مانند همان قورباغه متوجه موج نو و تغییرات نشویم و پخته گردیم. چند آموزشگاه عالی موج سومی می شناسید؟
در همین ضمن، آهنگ تحول تکنولوژیک و داد و ستدها و معاملات و زندگی روزانه سرعت میگیرد. در واقع اقتصاد های نا پیوسته موج نو با چنان سرعت های پر شتابی عمل میکنند، که تامین کنندگان پیش مدرنشان به زحمت میتوانند با آنها همگام بمانند. زیرا کسانی که از مهارتهای مغزی مورد نیاز نیروی کار امروزی برخوردارند، درصد نسبتاً اندکی میباشند، بیشتر کسانی که از دانشگاه ها فارغ التحصیل میشوند، دانش لازم برای ورود به بازار کار این قرن را ندارند و فقط مداک گرایی شده است. بنابر این کاهش جمعیت جوان با دانش ورود به این قرن مسئله ای است، که اگر برای حل آن اقدامی صورت نگیرد، عرضه مهارتهای مغزی که هم اکنون نیز کافی نیست، از این هم کمتر و کمبود مهارتها تشدید خواهد شد. سازمان های شبدری ایجاد شده قرن برای جذب افراد تحصیل کرده تر و با هوش تر به رقابت شدید خواهند پرداخت، و اجباراً مدرک دارهای بی دانش و کسانی که تحصیل نکرده اند کنار گذاشته میشوند، و اینها احساس سرخوردگی و ظلم میکنند و مشکل بیکاری هم باقی میماند. وانگهی با به روز شدن دانش و اطلاعات در این قرن بجای توده عظیم مواد خام و نیروی کار و دیگر منابع، وابستگی کشورهای پیشرفته به شرکای موج اولی و موج دومی کاهش میبابد. کشورها موج سومی که با تغییرات نا پیوسته غریبه نیستند، بیش از پیش بیکدیگر نزدیک شده و باهم دادستد میکنند، و پایگاه های موج سومی بیشتری مانند دبی و سنگاپور برای تجارتشان ایجاد میکنند، تا ارتباط مستقیم با موج قبلیها و جا مانده از تمدن کمتر داشته باشند. تکنولوژی با دانش بالا کارها را سریعتر و بهتر و کم بها تر کرده و نیاز به کارگر ارزان را از بین برده. دانش و اطلاعات به اشکال مختلف باعث نزدیکی موج سومیها بیکدیگر شده و اینهم باعث افزایش فاصله دو جهان میگردد. برای اینکه از موج سوم یا بالاتر از آن موج نو عقب نیافتاد، باید مهارتهای لازم این قرن را با هر تلاش ممکن به کلاسهای درس و آموزشگاه ها و دانشگاها کشاند. اغلب مردم نمیتوانند این مهارتها را بسرعت و با سهولت بدست آورند، بلکه کسب آن مستلزم سالها تمرین است، سالهایی که گذراندن آن در دوره نو جوانی راحت تر و سودمند تر از دوره میانسالی است. این مهارت بطور کلی، شبیه به راندن دوچرخه است که چنانچه آموخته شود، دیگر از یاد نمیرود، و شخص پس از آنکه آن را یاد گرفت، میتواند به دنبال کار برد آن در موارد خاص برود. تاکید بر جامعه کار بردی و غیر مدرک گرا بسیار مهم میباشد که کوتاهی از آن عقب ماندن از جامعه جهانی را در پی دارد. بسیاری و حتی بهتر است گفته شود تقریباً همه اساتید ما هنوز و کاملاً در موج دوم بسر میبرند، برای مثال از انبوه اساتید دانشگاه تعداد کمی وب دارند، و مقالات قابل توجه دانش این قرن ارایه نمیدهند. به عبارت دیگر، بیم آن میرود که این تحولات بسیاری از پیوندهای موجود بین اقتصاد های غنی و فقیر را از هم بگسلد. آیا می دانید تفاوت جامعه کار بردی و مدرک گرا چیست؟
فشار ها و جوشش های مردمی
ما نباید اجازه دهیم که بسیاری از قوانین گذشته که دانش امروزی را ندارند، همچنان پا بر جا بماند. لازم است نحوه تفکر و صحبت درباره آنها را تغییر دهیم، واژه هایی از قبیل بازنشستگی، مانند آنچه امروز بر واژه نوکر رفته است منسوخ خواهد شد. واژه ها غالباً پلهای تغییرات اجتماعی اند، و آنها نشانه های نوعی نا پیوستگی اند که آغازگر تفکر واژگون میباشند. ما نیازمند آن خواهیم بود که قوانین مختلف کم دانش قرن گذشته همچون قوانین مالیاتی و قوانین مربوط به کار و مستمری بگیران را تغییر دهیم. با بکار بردن دانایی قرن 21 بتوانیم انجام کلیه کارها را اقتصادی نماییم. بسیاری از افراد فعال و سالم قادر خواهند بود، فعالیت های خاص خود را طراحی و اجرا نمایند، و با دانایی به سازمان خودشان شور و شوق خوبی بدهند. در واقع و با استفاده تکنولوژی های اطلاعاتی جدید هزینه افزایش خدمات و تنوع محصولات را به صفر میرسانند و از صرفه جوییهای حاصل از مقیاس که زمانی یک ضرورت حیاتی بود، خواهند کاست. بطور مثال کار و تولید با مواد را در نظر بگیرید. یک برنامه کامپیوتری هوشمند که در ماشین تراش نصب شده، میتواند چندین برابر بیشتر از اپراتورهای انسانی، از یک ورقه فولادی قطعه ببرد. دانایی جدید سرعت کار، و ظرافت و ریزه کاری را ممکن می سازد، و تولید محصولات کوچکتر و سبکتری را با کارایی های روز بروز بیشتر از گذشته را براحتی میسر میسازد، که به نوبه خود از هزینه های انبار داری و حمل و نقل و در نهایت نگهداری میکاهد. ردیابی دقیقه به دقیقه بارهای حمل شده و کنترل از راه دور، یعنی اطلاعات بهتر و جامع تر و به معنی صرفه جویی های بیشتر در ترابری و نگهداری است. تغییراتی که در شیوه کار و زندگی ما در حال حاضر در حال وقوع است، به گونه ای متقاعد کنند در معادله ای عجیب کاهش ساعات کار خلاصه شده است. این معادله را میشکافم تا مشخص شود که از ابتدای قرن بیستم مدتهاست مشغول از میان بردن شدید اشتغال در جامعه خود بودیم، بدون آنکه متوجه آن شویم. تا نیمه قرن گذشته هر شخصی که اگر 75 سال عمر میکرد، مجبور بود در طول عمر خود یکصد هزار ساعت کار کند، و امروزه این مقدار ساعت کار به پنجاه هزار ساعت رسیده، یعنی در طول عمر یک نسل به نصف رسیده. برای جوانان این نسل وضع باز هم فرق می کند. این تغییر نوعی ناپیوستگی است اما تغییری که بتوانیم وقوعش را ببینیم و خود را آماده کنیم لزوماً منفی نخواهد بود. درک تغییر زمان به موج های نو و ناپیوستگی آن به شیوه های قدیمی و چگونگی تاثیر آن برجامعه، تفکری از دانایی و همچنین شبکه هایی از دانش و فراگیری مهارتها و با تکنولوژی اطلاعاتی روز می خواهد. آیا از دانایی قرن چیزی ارایه کرده اید؟
دانایی و هوش و دانش و مهارت و برنامه و اطلاعات و هماهنگی یا فدرالیسم علمی و سازمان شبدری، اجبار قرن چدید است، همانگونه که در گذشته قدرت بدنی و توده ای لازمه بود. چمع نیاز این قرن را دانایی نوین میگویم که اساس موج سوم است، و ما را به تولیدات موادی کاملاً تازه و ترکیباتی جدید برای همه چیز از هواپیما سازی گرفته تا مواد بیولوژیکی میرساند، و حتی دسترسی به خدمات را راحتر امکان پذیر میکند، و در نهایت به توانایی ما در جایگزینی مواد قبلی می افزاید. اما در این میان انتخابها برای افراد فرق میکند، عده ای که حوصله فردی یا ذاتی برای موج سوم و نو را ندارند بدنبال راه های قرن گذشته میگردند و در جستجوی شغلی تخصصی و یا غیره، ولی تمام وقت در یک سازمان با امکانات قرن 20 هستند. اما آنچه برای اینان تغییر خواهد کرد ساعات کاری و صلاحیت کاری کافی برای کار در قرن 21 است. داشتن این صلاحیت طی کردن دوره آموزشهای دانشگاه هایی میباشد که آموزش های کاربردی بدهند. بدین ترتیب این دانشگاه ها بیش از پیش یک پیش شرط مهم میگردند، و در نتیجه سن ورود به بازار کار این افراد میشود 24 تا 25 سال. دانایی نوین قرن باعث میشود که کارفرمایان هرچه بیشتر بدنبال افراد با صلاحیت بیشتر و با ماهیتی حرفه ای و با تخصص و تجربه مناسب بگردند. حرفه هایی چون پزشکی و حقوق و معماری که قرنها در دست دستان متخصصان آن بود بیشتر به دانایی نوی و ابزارهای مهندسی سپرده میشود. به جهت نیاز کشور به شرایط آموزش جوانان صاحب صلاحیت، سازمانها و دانشگاه ها را وادار میکند سطح تخصص خود را افزایش دهند و زمان آموزش را کوتاهتر نمایند. البته این اقدام بیشتر از جانب فشارهای خود بخودی و با جوشش مردمی است، که از حرکت گذر تاریخی قرن به موج سوم با تغییرات ناپیوسته ایجاد میگردد. آینده شغل خوب و یا تمام وقت در یک سازمان نیست که در آمد داشته باشد، بلکه آموزش و دانش است، که اعتبارات سخاوت مندانه را به همراه دارد. دانایی عمیقتر حاصل شده از دانشهای نو به ما اجازه خواهد داد برای دستیابی به امکانات مناسبتر و در جهت رشد و شکوفایی جامعه تلاش نماییم. از جمله آنها انتقال اطلاعات، از قبیل بود و نبودها و داراییها و کمبودها در سطحی وسیع. آیا تا کنون برای پیش برد اهداف نو جوشش کرده اید؟
سایه تکنولوژی اطلاعاتی و کامپیوتری
قرن 21 پایان کار صنایع تولیدی میباشد که نیروی انسانی زیادی می طلبیدند، و بنابر این ما بسوی سازمانهایی میرویم که سبک کار و ارزش افزوده خود را نه با نیروی عضلانی در خط تولید، بلکه از راه دانش و خلاقیتی که دانش قرن عرضه میکنند به دست می آورند. نیروی کار کمتری از افراد که خوب آموزش دیده اند و بهتر فکر میکنند، با کمک ماشینهای هوشمند و کامپیوترها بسیار بیشتر و با کیفیت تر، از دستجات یا صفوف منابع یدی انسانی غیر اندیشمند ارزش افزوده تولید میکنند. تولید صنعتی به این سمت حرکت کرده است و پیشرفت میکند. کارهای عمومی اجتماع این قرن آشکارا تماماً مبتنی بر دانش هستند، از قبیل اینترنت و تلفن و مشاوره امور مالی و بیمه و تبلیغات و روزنامه نگاری و انتشارات و تلویزیون و مراقبتهای بهداشتی آموزش و تفریحات، همگی با عنایت به علوم جدید شکل گرفته و کاملاً شکوفا شده اند. حتی برای کشاورزی و ساختمان که از جمله قدیمی ترین حرفه ها محسوب میشوند، به جای سرمایه گذاری در کار یدی به حوزه دانش و ماشینهای هوشمند پیوسته اند. نتیجه این وضع پیدایش سازمانهایی شبدری با توانایی و کارهای متفاوت است، و همچنین تقاضا برای افراد با دانشهای مختلف ایجاد گردیده. سازمانهایی که میدانند خودشان به تنهایی قادر به انجام همه کارها نیستند، یعنی بایک هسته مرکزی از افراد قابل و پر انرژی تشکیل شده، و نیاز به همکاری گروه کثیری از متخصصان و سازمانهای دیگر دارند. در باره استفاده از تجهیزات هوشمند و کامپیوتر به جای انسان مطالب بسیار نوشته اند، ولی نباید از شیوه هایی که این تجهیزات جایگزین سرمایه میشوند غافل بمانیم. یکی از مهمترین آورده های این قرن، تهدیدی میباشد که از ناحیه دانایی متوجه قدرت مالی است. بنابر این دانش و دانایی است که میتواند تولید را با سرمایه های مادی اولیه کمتری نسبت به قرن گذشته و با هزینه نازل تر و ارزش افزوده بیشتر انجام دهد. کم حجم شدن تولیدات و جمیع اطلاعات چون، انبارداری و خرید و فروش و بازار و حمل و نقل، و کلیه کارها با دانش قرن مناسبتر و بی نقص تر گردیده. در یک کلام، دانایی انسان این قرن جایگزین سرمایه شده، دانایی منبع اصلی یک اقتصاد شکوفا و جامعه پیشرفته شده است. در قرن 21 ارزش دانایی بشدت افزایش یافته. آیا در اطراف شما از دانایی قرن 21 استفاده گردیده است؟
کشور های پیشرفته و ثروتمند دارند کاری میکنند که عقب افتاده ها وابسته به آنها باشند. بنا براین ما باید با تمام وجود در راه خود کفایی قدم برداریم. داناتر ها و ثروتمندها برایشان آسانتر و معقولتر است که دیگران را به انجام کارهایی وادارند که نمی خواهند انجام دهند. خواه اینکار تعمیر خانه باشد یا کندن باغچه و یا کارگری در تولیدیها، در نتیجه ثروتمند پول و زمان و فرصت بیشتری برای افزایش دانش خواهد داشت. یعنی جوانان ثروتمند، وقت خود را صرف کارهای پیش پا افتاده نمی کنند و به مطالعه میپردازند. این موضوع با گستردگی و برای همه کارها، در داخل یک جامعه و به صورت بزرگتر در سطح جهان جریان دارد. بنابر این کارها در پوشش سازمانها به دیگران و با قرارداد هایی برای مدت معینی سپرده میشود و این هشداری است، به افزایش مهارتها و تخصصها جهت رقابت. بدین وسیله رشته های خدماتی پرورش می یابد، و این رشته ها خود آفریننده فراوانی کارهایی خواهند بود. گاهی اوقات بنظر میرسد که گویی هر کسی سر دیگری را می تراشد و از این رهگذر پول بدست می آورد، و یا مثلاً هر کسی در کنفرانس دیگری حضور پیدا میکند و از این رهگذر حق الزحمه دریافت می نماید، و یا ورودیه می پردازد. این فراوانی سازمانها و کارها همان قدر که یک مسئله اقتصادی است، مقوله ای مربوط به روحیه و اعتماد به نفس هم گردیده، زیرا وابستگی سازمانها و کارها بیکدیگر نیز الزامهای خاص خود را دارد. اگر نیازمند آن هستید که همه این خدمات را خریداری کنید ناگزیرید کاری انجام دهید که از عهده پرداخت بهای آن بر آیید و لذا باید به نوعی تلاش دائمی رقابتی افزایش دانایی تن سپرد. پیشگویی فراوانی همیشگی کارها در قرن 21 نوعی فکر خود پسندانه است. کارهای خدماتی ایجاد شده در این قرن پدیدهایی زود گذرند که میتوانند در مدت کوتاهی نابود شوند. بنابر این لازم است اساس کار با دانش قرن آمیخته شود، و در این راستا سازمان هایی که بوجود می آیند، باید با هر گونه تقاضای جدید همنوا باشند. همانطور که قبلاً گفتم هسته مرکزی سازمان را کارکنان اصلی و ستادی تشکیل میدهند، و لایه های اطراف آنان را کارکنان تمام و نیمه وقت و یا موقت تشکیل میدهند، که بصورت قانونی بکار مشغولند. البته بسیاری از آنها حرفه های مبتنی بر دانش را دنبال نمی کنند. خرده فروشی، تدارکات و رانندگی، نظافت کردن، و از این دست مشاغل به افراد کم مهارت نیاز دارند، اغلب این کارها در سازمانهای کم دانش قرار میگیرند و اشتغال های عمده ای را شامل میشود. آیا می دانید دست هر کس در جیب دیگری است یعنی چه؟
تکنولوژی های انعطاف پذیر هوشمند
چرخش و تغییر الگوهای کار ناشی از آنها همراه ارقام جدید، بازگشت ناپذیر است. تغییر شدید شرایط اقتصادی امکان دارد سرعت روند را دچار نواسان نماید، اما آنرا متوقف نخواهد کرد، دنیای کار از هم اکنون تغییر کرده و ما باید به آن توجه کنیم. تغییر زندگی کاری خیل کثیری از افراد، ناشی از رشد بخش خدمات و نوع سازمانهایی است که این بخش به آنها نیاز دارد و آنها را بوجود آورده. از سی سال پیش که کارکنان شاغل در بخش خدمات از شمار کارکنان کارخانه و مزرعه فراتر رفت، نخستین نشانه امحاء اقتصاد دودکشی موج دومی و ظهور اقتصاد جدید موج سومی بود. برای درک تحولات خارق العاده ای که از آن پس رخ داده است، و برای پیش بینی تحولات بمراتب شگفت انگیز تری که در پیش داریم، لازم است ویژگیهای مهم اقتصاد نوین موج سومی را از نظر بگذرانیم. با اینکه بیم تکرار بعضی مطالب می رود، ولی آنچه در ادامه می آید نه تنها رموز سود دهی و رقابت جهانی را نشان می دهد، بلکه کلیدی است برای ورود به اقتصاد سیاسی قرن 21 . باید در شروع این قرن، با خرد و دانش و درک، تغییرات ناپیوسته و حرکتهای کار و اقتصاد و سیاست را که بسرعت تحولات را سپری می کند، شناخت. عدم این آگاهی خسارت جبران ناپذیر به فرد و جامعه وارد میکند.
قرن 21 شروع انقلابی در تولید دانش و ثروت است، که متعاقب آن واژگونی و دگرگونی جوامع را در پی دارد. برای درک تحولات خارق العاده که از این پس رخ خواهد داد، و همچنین برای پیش بینی تحولات بمراتب شگفت انگیز تری که در پیش داریم، لازم است ویژگیهای مهم اقتصاد نوین موج سومی و سیاسی این قرن را از نظر بگذرانیم. چرخش به سمت تکنولوژی های انعطاف پذیر هوشمند، تنوع و گوناگونی را اشاعه می دهد. و مصرف کننده را در انتخاب چیزهای مورد نیازشان با دامنه ای وسیع روبرو کرده است، و منوط به تبلیغات های گسترده می کند که سر نخ آن دست سیاسیون می باشد، و این سیاسیها را سرمایه ها انتخاب می کنند. بازار تولید و مصرف در انبوهی ازانواع کالاها سر درگم است، کالاهایی که در نقاط تعیین شده اقتصادی و با استاندارد مشخص تولید میشوند. ولی این بازار انبوه نیز خود باید هر چه بیشتر و بیشتر به بازارهای مناسب و متعادل تجزیه شود، و در آن حال نیاز مشتریان تنوع می باید. دسترسی به اطلاعات گسترده و بهتر به موسسات تجاری امکان می دهد بازارهای خود را شناسایی کنند، و در خدمت تامین نیازهای خرده بازارها قرار گیرند. مغازه های اجناس تخصصی، بوتیکها، فروشگاههای بزرگ، سیستمهای تلویزیونی و کامپیوتری خرید از خانه، خرید پستی و دیگر سیستمها، مجاری روز افزونی را ارائه می دهد که از طریق آنها توزیع کنندگان می توانند اجناس خود را در بازاری هر چه انبوه زدایی شده تر به مشتریان عرضه کنند. در همین حال تبلیغات از طریق رسانه ها، بخشهای هر چه کوچکتری از بازار را هدف می گیرند، با فعالیت گسترده تلویزیون های ماهواره ای که براحتی در دسترس می باشند، تجربه ای شگفت انگیز به مخاطبان انبوه، خط تایید می گذارد. در چنین سیستمهایی فروشندگان می توانند خریداران را با دقت بیشتری هدف قرار دهند. انبوه زدایی همزمان تولید و توزیع و ارتباطات، اقتصاد را نیز دچار انقلاب می کند و آن را از همگونی به سمت نا همگونی بی اندازه سوق می دهد. در چنین بازار و اقتصاد قرن 21 ما باید جایگاه خود را شناسایی کنیم، و بتوانیم با بکارگیری دانایی، خواه بصورت استراتژیک و خواه عملیاتی توانایی خود را در تغییر و ایجاد و کسب موفقیت افزایش دهیم. ایران هدف تبلیغات تولید کنندگان است و تولیدات ایران توانایی کمی در رقابت دارند، و سرمایه های جهانی که به موازات سیاست جهانی است، با برقراری اصول چرخه یادگیری دانش سازمانهای خود را بالا می برند. در چنین شرایطی، آیا ما می توانیم در امواج قبلی بمانیم؟
بسیار ازکارها که در این قرن وجود دارد در قرن گذشته وجود نداشت، امروزه بسیاری از جوانان احساس می کنند جامعه حق کار و دستمزد آنها را خورده است. این برای آن است که نتوانسته اند تغییرات نا پیوسته قرن 21 را بفهمند. ماهیت کار نیز دگرگون شده است، در موج دوم کارها کم تخصص بودند، و براحتی قابل تعویض و یا جایگزینی بودند. آموزش و پرورش انبوه پرور قرن گذشته افراد را به سبک کار کارخانه ها برای کارهای یکنواخت و تکراری آماده می ساخت. ولی در موج سوم برعکس می باشد، و با افزایش شدید نیاز به مهارت، کار هر چه تعویض ناپذیر می شود. نیروی عضلانی اساساً قابل جایگزینی است، اگر کارگری کم مهارت استعفا کند یا اخراج شود، به سرعت می توان با هزینه ای اندک، فرد دیگری را به جای او گماشت. به عکس، با بالا رفتن سطح مهارتهای تخصصی مورد نیاز اقتصاد موج سومی، یافتن شخص مناسب که مهارتهای مورد نظر را داشته باشد، دشوارتر و گران تر می شود. در کارهای موج دومی نگهبانی که از یک اداره اخراج می شد، مجبور بود برای کار مجدد با بسیاری از کارگران عضلانی بیکار رقابت کند. یا در جایی سریداری کند. اما در موج سوم مهندس کامپیوتری که سالهای عمر خود را با کامپیوتر سر کرده نمی تواند کار دیگری جز تخصص خودش انجام دهد، یا یک دکتر الزاماً فاقد مهارت دیگری است. حتی کارگر کارخانه در قرن جدید فقط قادر است با تجهیزات فنی همان کارخانه کار کند، و جابجای براحتی امکان ندارد. افزایش تخصص و تغییرات سریع در مهارتهای مورد نیاز، از تعویض پذیری کار می کاهد. افراد باید خود را با شرایط انطباق دهند و حتی از فرصتها بهره گیرند، بهتر است با مطالعه قرن سنت گریزی مسیر خود را در ابتدای قرن 21 خوب بیابند، و تغییرات عظیمی که طی بیست سال گذشته در شیوه و بازار کار شده و سالهای آینده ادامه خواهد داشت، با هوش ایرانی خود بشناسند و نسبت به گسترش این مقاله تلاش نمایند. با پیشرفت امور اقتصادی و دانش تولید، تحول دیگری در نسبت کار مستقیم به کار غیر مستقیم به چشم می خورد، در اصطلاح سنتی، کارگران مستقیم یا کارگران خط تولید، کسانی هستند که در داخل کارخانه واقعاً به ساختن محصول مشغولند و ارزش افزوده تولید می کنند، و کسانی که غیر مولد توصیف می شوند، نقشی غیر مستقیم در خط تولید دارند. امروزه با برخورداری از تکنولوژی نسبت کارگران خط تولید کارخانه به کارمندان و کارکنان جانبی، در داخل کارخانه، کاملاً تغییر کرده. ارزشی که نیروی کار غیر مستقیم تولید می کند، اگر از نیروی کار مستقیم بیشتر نباشد، کمتر نیست. آیا شما چگونه نیروی کاری میتوانید باشید؟
بهینه سازی مدیریت و سیستم
در قرن 21 دیدگاه ها برای کار متفاوت از گذشته است، در قرن قبلی و موج دوم دریافت حقوق ماهیانه ایده آل بود و مردم از ابتدای شروع زندگی تمام تلاش خود را صرف این میکردند در جایی استخدام شوند و حقوقی بگیرند، و اگر حقوق بگیران یک ماه چک حقوق خود را دریافت نمی کردند نگران و افسرده میشدند. با تغییرات ناپیوسته بطور قطع نباید انتظار داشت چون قرن گذشته در جایی استخدام شد و ماهیانه ای گرفت، باید با اشکال کار و اشتغال و ایجاد درآمد در قرن 21 آشنا بود، و بتوان از تغییرات اقتصادی بهره برد و با خلاقیت و اطلاعات کار ساخت. دنیای کار به این دلیل تغییر می کند که سازمانهای کار شیوه های خود را تغییر می دهند. در همین حال، سازمانها ناگزیرند که خود را با دنیای تغییر یابنده کار انطباق دهند. تنوعها و تخصصهای بیشتر و رقابتهای سریعتر ملی و جهانی، نوعی تفکر جدید از کار می طلبد. بنظر می رسد کار و سازمانها در هر دو بخش عمومی و خصوصی با دنیایی سخت تر مواجهند، دنیایی که کارآیی آنها حساستر و ظریف تر از گذشته داوری میشود، و امکان محافظت کمتری برای پناه گرفتن در مقابل مشکلات وجود دارد، ولی متقابلاً امکان برد خوب بالاتر می باشد. شرکتها در تلاش برای انطباق با دگرگونیهای بسیار سریع، در جهت تغییر ساختار تشکیلات اداری موج دومی خود، با یکدیگر به مسابقه برخاسته اند. شرکتهای عصر صنعت قرن گذشته معمولاً نمودارهای سازمانی مشابهی داشتند که هرمی و یکپارچه و دیوانسالار بود. در قرن 21 تکنولوژیها روز افزون است، و بازارهای سریع میچرخد، و نیاز مصرف کنندگان امروزی بشدت تغییر می کند، و سازمانها تحت فشارهای گوناگونی اقتصادی قرار دارند، بنابر این هم شکلی اداری گذشته آنها در شرف اضمحلال است. جستجو برای یافتن شکلهای کاملاً جدید سازماندهی همچنان ادامه دارد. واژه های، بهینه سازی سازمان و یا بازسازی سیستم و یا مدیریت نو مهندسی را باید نام برد، که سعی دارد ساختار بنگاه را حول محور فرایندها، و نه بازارها یا تخصصهای دشوار، از نو طراحی کند. یکی از مشکلات طراحی نو برای سازمانهای کار و اشتغال وجود تشکیلات اداری قدیمی است، که به شیوه قرن گذشته اداره میشوند و نتوانسته اند تغییرات را درک کنند. سازمانهای بالنسبه استاندارد شده، به تکنولوژی های بالا دست می یابند و به مراکز سود آور تبدیل میگردند، و میتوانند روز افزون به ائتلافهای استراتژیک و سرمایه گذاریهای مشترک و کنسرسیومها اقدام کنند، که بسیاری از اینها از مرزهای ملی فرا تر می روند.
یک دیگر از موضوعات مهم قابل بررسی، كنترل روابط متقابل غير رسمي و تسلط بر ماهيت تعاملات ياد شده است، که كاري دشوار و احتمالا غير ممكن است. از سوي ديگر پيش بيني آینده مسائل کاری و مالی، سازمانی و تخصصی، وقتي امكان پذير است كه توانايي كنترل وجود داشته باشد. بنابر اين با توجه به فقدان كنترل بر روابط اجتماعي تقريبا همه حدس هاي مربوط به آينده وضعيت افراد یا يك فرد در جامعه تا زماني كه وضعيت آينده روشن نشده است، به يك اندازه درست خواهند بود. خلاصه اينكه مي توان گفت كه پيش بيني وضعيت آينده يك فرد، چه كمترين تاثير را از محيط بگيرد، و چه اسير هنجارهاي مختلف اجتماعي باشد، از پيش بيني وضعيت آينده پيچيده ترين سيستم هاي مكانيكي دشوارتر است. چنين ضعفي را مي توان در مقياسي بزرگ تر به جامعه و به طور كلي هر سيستم متشكل از انسان ها تعميم داد. در واقع همانطور كه حدس هاي مختلف درباره وضعيت آينده يك فرد پس از روشن شدن وضعيت نهائي او ابطال مي شوند، حدس هاي مختلف درباره وضعيت آينده يك جامعه يا ملت در نگاه به عقب شايد خنده دار به نظر برسند.
اما اذعان به ناتواني در زمينه پيش بيني درست وضعيت آينده يك فرد يا يك سيستم متشکل از افراد نبايد موجب دلسردي و نااميدي شود. بر اساس چنين بينشي مي توان در چارچوب هاي تحليلي، كه از آنها براي مطالعه و بررسي آينده سيستم هاي متشكل از انسان ها استفاده مي شود، اصلاحاتي اعمال كرد. نخست اينكه فعاليت و انرژي اختصاص يافته براي پيش بيني آينده را بايد به سمت شكل بخشيدن به آينده سوق داد. در واقع به جاي پرداختن به موضوع لاينحل پيشبيني، پرسشي اساساً متفاوت و البته با معناتري را بايد مطرح كرد. آينده پژوهان و علاقه مندان به وضعيت آينده سيستم هاي متشكل از انسان ها بهتر است، که به جاي پيشبيني آينده و سپس اقدام بر پايه آن، پارادايم ذهني خود را تغيير داده و در نبود هيچ روش اتكاپذيري براي پيشبيني به دركي نظام مند از بهترين انتخابهاي ميانمدت براي شكل بخشيدن به آينده درازمدت دست يابند. بنظر شما مشکلات سازمانها و کار و اشتغال چیست؟
کلیک کنید: علم و آینده
کلیک کنید: نگرش های نو به جهان
انوش راوید Anoush Ravid
حمله اسکندر مقدونی به ایران بزرگترین دروغ تاریخ و حمله چنگیز مغول به ایران سومین دروغ بزرگ تاریخ و مقالات مهم سنت گریزی و دانایی قرن 21، و دروغ های تاریخ عرب، تاریخ مغول، تاریخ تاتار و جدید ترین بررسی های تاریخی در وبلاگ انوش راوید بنام: جنبش برداشت دروغها از تاریخ ایران http://www.ravid.blogfa.com